کودکی بعد از بلوغ!

به گزارش عیارآنلاین، به نقل از کیهان بلوغ زودرس در جامعه و عدم پاسخ صحیح به نیازهای ایجاد شده در نوجوانان، موجب بروز روزافزون آسیب‌های اجتماعی و جنسی در سنین نوجوانی شده است. در چنین شرایطی لایحه افزایش حداقل سن ازدواج به بهانه کودک بودن، شرایط این بلوغ‌یافتگان نوجوان را پیچیده‌تر خواهد کرد. *** معمولأ […]

به گزارش عیارآنلاین، به نقل از کیهان بلوغ زودرس در جامعه و عدم پاسخ صحیح به نیازهای ایجاد شده در نوجوانان، موجب بروز روزافزون آسیب‌های اجتماعی و جنسی در سنین نوجوانی شده است. در چنین شرایطی لایحه افزایش حداقل سن ازدواج به بهانه کودک بودن، شرایط این بلوغ‌یافتگان نوجوان را پیچیده‌تر خواهد کرد.
***
معمولأ با شنیدن کلمه کودک در ذهن، تصویری از فرد زیر ۱۰ سال در حال بازی با اسباب‌بازی یا نوشتن تکالیف مدرسه یا دویدن در پارک شکل می‌گیرد. سنین کودکی در هر جامعه با توجه به قوانین و فرهنگ آن جامعه تعریف می‌شود. در اکثر جوامع کودکی را دوره پاکی و بی‌آلایشی انسان که درک کاملی از اجتماع ندارد، می‌دانند.
به چه کسی کودک می‌گویند؟
در کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد، کودک به هر انسانی که زیر هجده سال تمام باشد، گفته می‌شود؛ مگر اینکه مطابق قانون حاکم بر آن شخص، سن کمتری برای رشد او مقرر شده باشد. کودک در سازمان ملل متحد، تنها از منظر حقوقی و سیاسی تعریف شده‌است. در این تعریف ویژگی‌های جسمانی_فیزیکی و شناختی_ فکری در نظر گرفته نشده‌است. با توجه به قوانین و سبک زندگی کشورهای غربی‌نیازی به در نظر گرفتن این ویژگی‌ها نیز وجود ندارد. در ایران تعریف مشخص و قانونی برای سنین کودکی وجود ندارد.
ولی به طور معمول طبق موازین اسلام، انسان نابالغ کودک محسوب می‌شود. یکی از شاخصه‌های اصلی اتمام دوره کودکی و ورود به دوره نوجوانی، بلوغ جسمی و جنسی است. دوره نوجوانی در تعریف حقوقی سازمان ملل متحد جزئی از دوره کودکی محسوب شده است. ولی در تعاریف مرسوم فرهنگ ایران و اسلام، دوره نوجوانی و کودکی دو دوره مجزا از هم هستند و ویژگی‌های متفاوتی دارند.
دوره نوجوانی، با اولین علائم بلوغ شروع می‌شود. بلوغ جنسی جزئی از ویژگی‌های جسمانی_فیزیکی و شناختی_فکری این دوره است. در گذشته سن بلوغ به طور میانگین در پسران ۱۵سال و در دختران ۱۲سال بود که طبق آخرین تحقیقات روانشناسان بالینی، این سنین دو سال کاهش یافته است. علوی‌نژاد، روانشناس بالینی، عامل این تغییر را تحولات اجتماعی و فرهنگی در جامعه می‌داند. پیش از این غلامعلی افروز، هیئت علمی دانشگاه تهران، در مورد کاهش سن بلوغ و عوامل موثر بر آن هشدار داده بود. وی عواملی مانند گسترش استفاده از ابزارهای ارتباطی، تغییرات روش خورد و خوراک و مصرف برخی مواد شیمیایی را موثر بر کاهش سن بلوغ اعلام کرده‌بود.
زنگ خطر کاهش سن بلوغ
کاهش سن بلوغ منجر به کاهش سن روابط عاطفی و در نتیجه کاهش سن روابط جنسی می‌شود. طبق تحقیقات صورت گرفته در این زمینه، ۴۰ درصد از دختران پیش از ورود به دانشگاه با پسری ارتباط[عاطفی] داشته‌اند و ۲۰ درصد دیگر قطع ارتباط کرده‌اند؛ بنابراین ۶۰ درصد آنها ارتباط با جنس مخالف را پیش از سن ۱۸ سالگی تجربه کرده‌اند. همچنین حدود ۴۰ درصد این افراد در زمانی ارتباط خود را شروع کرده‌اند که سنشان کمتر از ۱۴ سال بوده است؛ یعنی در دوران راهنمایی(متوسطه اول).
دکتر گلزاری در مصاحبه‌ای علت کاهش سن روابط عاطفی را خلأهای عاطفی در خانواده مطرح می‌کند. وی معتقد است با توجه به نظام خانواده در حال حاضر خلأهای عاطفی فرد در خانواده ارضا نمی‌شود و او به دنبال راهکاری خارج از چهارچوب خانواده می‌گردد. همچنین وی اذعان داشت نمی‌توان از تبدیل روابط عاطفی به روابط جنسی جلوگیری کرد.
سال ۹۴ در فصلنامه رفاه اجتماعی وابسته به دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی آماری منتشر شد. این آمار نشانگر بروز رفتارهای پرخطر سیگارکشیدن در دختران نوجوان است. همچنین طبق این گزارش قلیان و سیگار، رابطه جنسی، کتک‌کاری بیرون از خانه و نوشیدن الکل به ترتیب شایع‌ترین رفتارهای پرخطر ميان دختران دبيرستاني است.
با وجود مسائل مطرح شده، آیا انسان بالغ شده که با توجه به نیاز و شرایط جامعه، درگیر روابط عاطفی و روابط جنسی می‌شود، می‌تواند کودک باشد؟ کودک انگاشتن افراد بالغ، موجب چشم بستن بر مشکلات و آسیب‌های اجتماعی و روانی برآمده بر آن خواهد شد.
تبعات کودک‌انگاری
راه‌حل این مسائل که چندین سال است جامعه را به خود مشغول داشته، قطعاً نمی‌تواند افزایش سن ازدواج باشد. با افزایش سن ازدواج فاصله بین بلوغ جنسی و سن ازدواج افزایش می‌یابد. این فاصله مستعد بروز روابط عاطفی خارج از چهارچوب خانواده و روابط جنسی در نوجوانان است.
تصویب قوانینی همچون افزایش حداقل سن ازدواج دختران به بهانه کودک همسری، در بهترین حالت موجب بیشتر شدن فاصله سن بلوغ و سن ازدواج می‌شود و بحران عاطفی و جنسی را برای افرادی که نیاز به ازدواج دارند را تشدید می‌کند. به طورکلی در این زمینه باید گفت که بزرگ‌ترین آسیب بحران جنسی در جامعه‌گریبان‌گیر نظام خانواده خواهد بود. زیرا این نگرانی به وجود خواهد آمد، حال که با لایحه افزایش حداقل سن ازدواج، ارضای غریزه جنسی در بستر خانواده میسر نیست، چه راه‌حلی وجود خواهد داشت؟ بنابراین دولت و مجلس که مدعی حمایت از حقوق خانواده هستند، باید با نگاه دقیق‌تری طرح‌هایی که بحران موجود را پیچیده‌تر خواهند کرد، بررسی کرده و از تصویب آن جلوگیری کنند.

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: