۲۳ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۲۰

دوگانه غلط نظام سلطه: کمبود غذا به دلیل افزایش جمعیت!

نهادهای بین‌المللی به دلیل کمبود غذا، کشور‌های در حال توسعه را به کاهش جمعیت تشویق می‌کنند، در صورتی که علت کمبود غذا و پیامد‌های آن مانند فقر، سیاست‌های استعماری کشورهای توسعه یافته است.

به گزارش عیارآنلاین، ارتباط بین ظرفیت های تولید غذا و جمعیت یک منطقه از جمله مواردی است که بارها دستاویز تجویز سیاست های کاهش جمعیت از سوی نهادهای بین‌المللی برای کشورهای در حال توسعه شده است. این نهاد ها همواره در تشریح این ارتباط، اینگونه استدلال می کنند که اگر جمعیت افزایش یابد و منطقه‌ی مورد نظر توان تامین مواد غذایی را نداشته باشد جامعه با گرسنگی مواجه خواهد شد و پدیده هایی همچون جنگ، قحطی و مهاجرت های سراسری از عواقب عدم تعادل بین تولیدات غذایی و نرخ رشد جمعیت در یک جامعه معرفی می شوند.

نقش سازمان ملل در سیاست های کاهش جمعیت با موضوع غذا

سازمان ملل متحد به عنوان رسمی ترین مرجع بین‌المللی برای توصیه، مشاوره و جهت دهی به سیاست های  کشور ها، در دهه های اخیر با برگزای کنفرانس های متعدد و ایجاد نهاد های تخصصی کمک شایانی به گسترش سیاست های ضد جمعیتی انجام داده است و دوگانه ی مواد غذایی و جمعیت از اصلی ترین موضوعاتی است که در کنفرانس های جمعیتی این نهاد مورد بحث وبررسی قرار می‌گیرد.

کنفرانس جمعیت جهانی که در سال ۱۹۷۴ از سوی سازمان ملل در بخارست رمانی برگزار شده است، موارد اقتصادی را بارها در سند اقدام[۱] خود مورد تاکید قرار می دهد و کشور ها را با ترساندن از کمبود های اقتصادی برای تامین نیاز های کشورهایشان به کاهش جمعیت دعوت می کند.

سیاست آمریکا؛ ترساندن کشورها از افزایش جمعیت

سند  NSSM 200[۲] که در سال ۱۹۷۴ توسط شورای عالی امنیت ملی آمریکا تهیه شده است، به موضوع جمعیت می پردازد. این سند که همواره خود را همگام با سیاست های جمعیتی کنفرانس های جمعیت سازمان ملل معرفی می کند، ارتباط بین تولیدات مواد غذایی و کاهش جمعیت را در اولویت خود قرار داده و اینگونه بیان می کند: «سرعت بالای رشد جمعیت و اخلال در روند تولید غذا بین سال های ۱۹۳۷تا ۱۹۷۲  نگرانی جدی درباره توانایی تولید غذا برای تمام مردم جهان را برانگیخت». از سویی دیگر نویسندگان آمریکایی این اسناد پیش بینی می کنند که کشور های در حال توسعه توان تامین مواد غذایی برای کشورهایشان را در آینده نداشته باشند و بیشتر زمین هایی که در کشور های تولید کننده ی عمده ی مواد غذایی کشت می شوند و سود حاصل از آن ها متعلق به کشور های توسعه یافته است. از طرف دیگر گزارش می کنند که کشورها حتی با افزایش سطح کشت به دلیل نداشتن فناوری مورد نیاز باز هم توان تامین مواد غذایی مورد نیاز خود را ندارند. در واقع تهیه کنندگان این اسناد علاقه ای ندارند که کمبود مواد غذایی در کشور های در حال توسعه را ناشی از استعمار و انحصار بدانند و گزینه کاهش جمعیت را پیشنهاد می کنند. لازم به ذکر است حتی در صورتی که کمیت مواد غذایی تولیدی توسط کشور های در حال توسعه افزایش یابد، محصول کشت شده در این کشورها وابسته به سیستم توزیع و تجارت جهانی است و این سیستم دراختیار کشور های توسعه یافته است.

کنفرانس های جمعیتی مکزیکو سیتی و قاهره هم خط آمریکا را دنبال می کنند!

بهانه‌ی ارتباط بین رشد جمعیت و کمبود مواد غذایی به نحو دیگری در کنفرانس جمعیت مکزیکو‌سیتی بیان می شود. این کنفرانس که در سال ۱۹۸۴، یک دهه پس از کنفرانس بخارست برگزار شد، فقر را محوریت بحث خود قرار داده است. مشکلی که این کنفرانس در جهان می بیند، عدم دستیابی کشورهای در حال توسعه به توسعه است و در همین راستا فقر به عنوان یک رخداد مهم ناشی از عدم توسعه معرفی می‌شود و اینگونه بیان می کند که: «افزایش تعداد افرادی که از ابتدایی ترین حقوق خود مانند غذا و سلامت و سایر موارد دور مانده اند». طبق متن این کنفرانس،کشور‌های در حال توسعه به دلیل عدم دستیابی به توسعه، مشکلات عدیده ای از جمله عدم توان تامین مواد غذایی مورد نیاز خود را دارند که منجر به فقر شده است و راهکار آن کاهش جمعیت است. این استدلال شاید در نگاه اول کاملا منطقی به نظر برسد اما در واقع مسئله حل نشده است بلکه صورت مسئله پاک شده است. بیان دیگر استدلال فوق اینگونه است که اگر جمعیتی نباشد مصرف کننده ای نیست و در پی آن فقری رخ نخواهد داد. حلقه مفقوده در این گونه استدلال ها چشم پوشی از نیروی تولیدی انسان است. از منظر تهیه کنندگان این اسناد، انسان مخصوصا انسانی که در کشور های در حال توسعه زندگی می کند صرفا موجودی مصرف کننده بوده و توان تولید ندارد.

این خط فکری در سند اجرایی کنفرانس قاهره که در سال ۱۹۹۴ با نام جمعیت و توسعه‌ پایدار برگزار شد نیز قابل مشاهده است. در بخش سوم سند اجرایی کنفرانس قاهره (۳-۱۳)، عدم توانایی کشور های در حال توسعه در دستیابی به توسعه ی پایدار به عنوان دلایل سوءتغذیه در این کشور ها بیان می‌شود و در بخش بعدی (۳-۱۴) کاهش جمعیت به عنوان رویکردی مناسب برای رشد اقتصادی، رسیدن به توسعه پایدار و کاهش فقر معرفی می شود.

دسترسی به فناوری های تولید و شکستن انحصار، راهبرد افزایش توامان غذا و جمعیت

نکته ای که نویسندگان این اسناد به صورت برنامه ریزی شده از بیان آن سر باز می‌زنند این است که جوامع در حال توسعه در صورت دسترسی به فناوری های تولید غذا می‌توانند‌ غذای مورد نیاز خود را تامین کنند. همچنین اگر زمین ها، محصولات و بازار های مواد غذایی از انحصار شرکت های تولید کننده حاضر در کشور‌های به اصطلاح توسعه یافته خارج شود، بسیاری از پدیده های فاجعه بار مانند فقر و قحطی رخ نخواهد داد.

[۱] World population Plan of Action

[۲]  National security study memorandum

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: