پوشش گیاهی و جنگل‌های دست کاشت، شاه‌کلید مقابله با سیلاب‌های فصلی

کشورهای توسعه‌یافته دنیا با احیای جنگل‌ها و پوشش گیاهی درصدد هستند تا خسارات ناشی از جاری شدن سیلاب‌ها را به حداقل برسانند، این در حالی است که هرروزه از مساحت جنگل‌های موجود در کشور کاسته می‌شود، به‌طوری‌که سالانه به‌طور متوسط ۳ هزار هکتار از اراضی جنگلی کشور از بین می‌روند.

به گزارش عیارآنلاین، سازمان هواشناسی طی اطلاعیه‌ای  اعلام کرد به دلیل شمالی شدن جریانات روی دریای خزر تا پایان هفته، بارش باران، رعدوبرق، وزش باد شدید موقتی، احتمال آب‌گرفتگی معابر و سیلاب ناگهانی در مسیل‌ها و رودخانه‌های استان‌های سواحل خزر وجود دارد.

به همین منظور این سازمان جهت کاهش خسارت‌های احتمالی پیشنهاد کرد که تمهیدات لازم از سوی سازمان‌های امدادی و مدیریت بحران به کار گرفته شود، این در حالی است که در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته جهان جهت کاهش خسارت‌های ناشی از سیلاب به اجرای عملیات آبخیزداری ازجمله احیای جنگل‌ها و نهال‌کاری روی آورده‌اند.

نگاه ویژه‌ کشورهای توسعه‌یافته به احیای جنگل‌ها

طبق گزارش‌های موسسه جهانی منابع، سازمان بین‌المللی فائو و سازمان جهانی حفاظت از محیط‌زیست با توسعه احیای جنگل آمازون در برزیل، جنگل سوماترا در اندونزی، جنگل کریشنا در هندوستان، جنگل‌های حوضه آبخیز هیمالیا، جنگل‌های واقع در نیویورک و نیومکزیکو و جنگل‌ها تونگاس در آلاسکا، جنگل کنگو، جنگل آنلیه بلژیک و جنگل‌ها انگلستان توانسته‌اند جلوی خسارات جانی و مالی ناشی از سیلاب‌های فصلی را به طرز قابل‌توجهی کاهش دهند.

مکانیسم جلوگیری از وقوع سیلاب توسط جنگل‌ها بدین‌صورت است که هنگام باران‌های سنگینی که باعث بروز سیلاب‌ می‌شوند، ذرات آب با شاخ و برگ درختان برخورد می‌کنند و تا حد زیادی از سرعت آن‌ها کاسته می‌شود. خاک جنگل هم پوشیده از شاخ و برگ گیاهان و درختان است که باعث جذب آب می‌شود.

وقتی گیاهان در منطقه‌ای رشد می‌کنند، ریشه‌های خود را تا اعماق خاک و زمین می‌برند و بین ذرات خاک فضای متخلخلی ایجاد می‌کنند. هنگام بارش، آب باران از سرزمین‌های مرتفع به مکان‌های پست حرکت می‌کنند و درون آن منافذ جای می‌گیرند. به همین دلیل،‌ احتمال  خسارات سیل تا حد زیادی کم می‌شود.

باوجود جنگل‌های انبوه در شمال کشور انتظار می‌رفت بارندگی‌های هفته گذشته در سه استان شمالی(گیلان، مازندران و گلستان) خسارات کمی را به دنبال داشته باشد ولی آن چیزی که شواهد و قرائن معلوم شد این بارندگی  منجر به بروز خسارات جانی و مالی جبران‌ناپذیری شد.

سؤال اینجاست که باوجود جنگل‌های شمال دلیل این خسارات چه بوده است؟ در ذیل به‌اختصار به چند مورد از این دلایل خواهیم پرداخت:

۱- تغییر کاربری اراضی جنگلی و توسعه تجاری و صنعتی این مناطق

تا همین چندی پیش غالب تغییر کاربری‌ها یا به‌منظور انجام کشاورزی بود و یا ساخت ویلا که البته بسیاری از ارزشمندترین گونه‌های گیاهی و جنگل‌های هیرکانی را به کام مرگ کشید.

اکنون، چند سالی است که منابع طبیعی ایران با دشمنی جدید مواجه شده است. ساخت کارخانه‌های صنعتی، طی چهار سال اخیر بخش‌های بزرگی از جنگل‌های گیلان را قربانی کرده و جنگل‌های گلستان و مازندران را با تهدید جدی مواجه کرده است.

همچنین جاده‌سازی و راه‌سازی در جنگل‌ها، عبور لوله‌های گاز، بخشی دیگر از عواملی است که آسیب‌های جبران‌ناپذیری به جنگل‌های باقیمانده کشور می‌رساند.

۲- کاهش و نابودی تدریجی درختان مقاوم به سیلاب‌های فصلی

مهم‌ترین رکنی که درختان می‌توانند در مقابل سیل مقاومت کنند داشتن ریشه‌های عمیق است و هر گونه‌ای که به آب علاقه بیشتری داشته باشد ریشه سطحی دارد. گونه‌های مانند راش، بلوط و ممرز، چون ریشه عمیق‌تری دارند می‌توانند در مقابل سیل مقاومت بیشتری داشته باشند، این در حالی است که راش‌ها(به دلیل یک نوع شپشک، گال و آفات برگ‌خوار) به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گونه‌های درختان جنگل‌های شمال در معرض انقراض بوده و گونه‌های مثل شمشاد، ممرز(به دلیل  آفات و سوسک‌های چوب‌خوار، بیماری‌ها و برخی قارچ‌ها ) وانجیری نیز به همین سرنوشت دچار خواهند شد.

۳- نظارت ضعیف سازمان جنگل‌ها و قاچاق چوب

فقر در مناطق روستایی و خصوصاً روستاهای حاشیه جنگل ازجمله علل بهره‌برداری‌های بی‌رویه جنگل‌های هیرکانی(شمال) به شمار می‌رود، زیرا موجب شده سودجویان با بهره‌کشی از اهالی این مناطق به برداشت بی‌رویه و غیراصولی از جنگل‌ها ادامه دهند.

البته برداشت‌های غیرمجاز گاهی نیز توسط شرکت‌های چوب و در سایه غفلت متولیان صورت می‌گیرد به‌طوری‌که این شرکت‌ها که در ابتدا و در هنگام اخذ موافقت اصولی، استفاده از غوزه پنبه را یکی از اصلی‌ترین مواد اولیه خود برای ساخت نئوپان عنوان می‌کنند و موافقت اصولی می‌گیرند، و در سایه غفلت سازمان جنگل‌ها بعضاً در ادامه کار این تعهد را زیر پا گذاشته و بهترین درختان منحصربه‌فرد شمال را از دم تیغ می‌گذرانند.

۴- خروج دام از مراتع و جنگل‌ها

اتخاذ سیاست خروج دام از مراتع و جنگل‌ها از سال  ۷۴اکنون در این مناطق ازنظر تأمین اشتغال، تولید و درآمدزایی موفقیت چندانی برای بومیان نداشته است.

چون چرای دام در این مناطق نتایج مثبت زیادی را داشت به‌طوری‌که بزاق این دام ها به‌طور معنی‌داری سبب افزایش تعداد پنجه گیاه، تعداد سرشاخه یا جوانه‌ها، و بیوماس گیاهان و درختان می‌شد. اگرچه تأثیری روی ارتفاع گیاهان نداشت. هرچند که اثرات بزاق بستگی به میزان تراکم حضور علفخواران در مرتع دارد.

به‌عبارتی‌دیگر تردد بیشتر دام‌ها باعث مدفون شدن بیشتر فضولات و لاشبرگ شده و فسفر خاک را افزایش می‌دهد. افزایش ماده آلی خاک از طریق مدفون شدن این مواد باعث کاهش آبشویی و کاهش فرسایش خاک شده و رطوبت خاک نیز افزایش می‌داد که با این امر جنگل‌ها توسعه پیدا می‌کنند.

بنابراین به نظر می‌رسد سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور با همکاری و هماهنگی تمامی نهادهای مربوط ازجمله مجلس شورای اسلامی و صندوق توسعه ملی و با اختصاص بودجه‌ای مناسب،  جلوگیری از تغییر کاربری اراضی جنگلی و توسعه تجاری و صنعتی، چرای متناسب دام در مراتع و جنگل‌ها،  احیای کاشت پوشش گیاهی و درختان مقاومی ازجمله راش و ممرز و بلوط و درنهایت اتخاذ قوانینی سخت جهت قاچاق چوب می‌تواند زمینه‌ساز مدیریت منابع آبی، جلوگیری از سیلاب‌ها فصلی و درنهایت توسعه محلی مناطق مذکور باشد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: