۱۵ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۱۸

نابودی منابع طبیعی ذخیره آب با اضافه برداشت از آبخوان‌ها

برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی باعث افت سطح این منابع غنی شده است. پدیده‌ای که مشکلات بسیاری از قبیل خشک شدن چشمه‌ها و قنات‌ها و نشست زمین را در پی دارد. اما مهم‌ترین خسارت ناشی از افت سطح آب زیرزمینی مربوط به کاهش ظرفیت ذخیره آبخوان است. خسارتی جبران‌ناپذیر بر میراثی که باید برای آیندگان به‌جای گذاشته شود.

به گزارش عیارآنلاین، بررسی روند تغییرات سطح آب زیرزمینی نشان می‌دهد که سطح آب زیرزمینی در طول سال در حال نوسان است به‌طوری‌که هرساله در فصل‌های پاییز و زمستان با افزایش بارش، سفره آب زیرزمینی تغذیه شده و سطح آب زیرزمینی بالا می‌آید و در مقابل در فصل‌های بهار و تابستان، با کاهش میزان بارش و با افزایش برداشت آب، سطح آب زیرزمینی دوباره پایین می‌رود. به‌عبارت‌دیگر هرساله در فصول پربارش مقداری آب در آبخوان ذخیره می‌گردد و در فصول بعدی، از این آب برداشت می‌شود. حال اگر میزان برداشت در هر سال بیشتر از میزان آب ذخیره‌شده در آن سال باشد، سطح آب زیرزمینی هرساله پایین‌تر می‌رود. اتفاقی که در تعداد زیادی از دشت‌های کشور شاهد آن هستیم.

افت آب زیرزمینی چه تبعاتی دارد؟

با افت سطح آب زیرزمینی، اولین پدیده‌ای که در سطح زمین دیده می‌شود، کاهش آبدهی چشمه‌ها و قنات‌ها و درنهایت خشک شدن آن‌هاست. همچنین با افت سطح آب زیرزمینی دبی برخی رودخانه‌ها که از آب زیرزمینی تغذیه می‌شوند، کاهش می‌یابد. این پدیده در نقاط بالادستی دشت که تعداد چشمه‌ها بیشتر است، محسوس‌تر بوده و کشاورزان این مناطق برای جلوگیری از خشک شدن باغ‌ها و مزارع خود مجبور به حفر چاه می‌شوند.

پدیده دیگری که در درازمدت اتفاق می‌افتد، نشست زمین است. فرونشست پدیده‌ای است که در طی زمان و در سطح گسترده رخ می‌دهد. البته در برخی مناطق با ساختار زمین‌شناسی خاص، احتمال ایجاد فروچاله نیز وجود دارد. فرونشست و فروچاله، می‌تواند خسارت‌های سنگینی را به زیرساخت‌ها وارد نماید.

خسارت جبران‌ناپذیر:

یکی از مهم‌ترین تبعات افت سطح آب زیرزمینی که کمتر موردتوجه قرار می‌گیرد، کاهش ظرفیت آبخوان برای ذخیره آب است. وقوع نشست در سطح دشت به معنی آن است که خاک در زیر زمین متراکم شده و فضای خالی بین دانه‌های خاک که قبلاً از آب پر شده بود، از بین رفته است. بنابراین دیگر امکان ذخیره آب در زیر زمین وجود نخواهد داشت. این در حالی است که ذخیره آب در زیر زمین بسیار کم‌هزینه بوده و همچنین تلفات آب ناشی از تبخیر در آن بسیار کم است. به‌علاوه، ذخیره آب در آبخوان کاملاً همسو با طبیعت بوده و آثار زیست‌محیطی مثبتی مانند افزایش آب چشمه‌ها و رودخانه‌ها و حفظ پوشش گیاهی دارد.

در صورت از بین رفتن آبخوان و عدم امکان ذخیره‌سازی آب در این مخازن طبیعی باید به فکر ذخیره آب در سطح زمین بود که این اقدام بسیار پرهزینه و دارای مخاطرات زیست‌محیطی است و همچنین موجب تبخیر مقدار زیادی آب در پشت سدها می‌شود. بنابراین، آبخوان یک سرمایه خدادادی عظیم است که به‌صورت طبیعی آب را ذخیره می‌کند، اما این سرمایه با افت سطح آب زیرزمینی و با نشست زمین، از دست می‌رود و هرگز قابل بازگشت نیست. به‌عنوان نمونه، هر ۱۰ سانتی‌متر نشست در آبخوان تهران-کرج، به معنی از بین رفتن مخزنی معادل سد امیرکبیر (کرج) است. درحالی‌که طبق گزارش سازمان زمین‌شناسی در سال ۸۴، بیشینه نرخ نشست در تهران ۱۶ سانتی‌متر در سال بوده است.

مسئله دیگر، توسعه پایدار و نیاز نسل‌های آینده است. آب زیرزمینی، منبعی است که طی سالیان طولانی به وجود آمده است و برداشت ما باید به‌گونه‌ای باشد که آیندگان نیز بتوانند از آن بهره‌مند شوند. متأسفانه، در سال‌های اخیر به دلیل برداشت بی‌رویه از آب زیرزمینی، سطح آب زیرزمینی به‌شدت افت کرده و ادامه روند کنونی به معنی اتمام آب زیرزمینی در سال‌های نه‌چندان دور خواهد بود. برای مثال در محدوده کرج، از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۵ سطح آب زیرزمینی ۲۷ متر افت داشته است یعنی به‌طور میانگین در هر سال، حدود یک متر پایین رفته است.

این در حالی است که تجدیدپذیری در این محدوده به‌طور میانگین نیم متر در سال است. یعنی در هر سال با بارش و نفوذ آب، سطح آب زیرزمینی نیم متر بالا می‌آید. در این محدوده اگر از همین اکنون تمام چاه‌ها خاموش شود و هیچ برداشتی صورت نگیرد، حدود ۵۰ سال طول می‌کشد تا سطح آب زیرزمینی به سطح اولیه در سال ۱۳۷۰ بازگردد.

همه موارد فوق حاکی از وضعیت ناهنجار آب زیرزمینی و لزوم توجه به آن در کشور است، مسئله‌ای که در سال‌های آینده می‌تواند تبعات اجتماعی و اقتصادی سنگینی در پی داشته باشد و لازم است از همین امروز در رابطه با آن به چاره‌اندیشی پرداخت.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: