مدیر شبکه ایران زنان:

معاونت زنان و خانواده پیگیر فعالیت‌های فرعی است

ولی‌مراد: از معایب جریان فکری افراد حاکم بر معاونت امور زنان و خانواده علاوه بر زن محور بودن و حذف خانواده از دستور کار خود، پمپاژ مطالبات فرعی و حاشیه‌ای به‌جای مطالبات اصلی حوزه زنان است بی‌آنکه اقدامی جهت پاسخگویی به مطالبات ملی زنان و خانواده داشته باشند. وظیفه دولت و مجلس طرح مطالبات نیست و این وظیفه بر عهده‌ی نهادهای مدنی و دانشگاهی و پژوهشگران حوزه زنان است. پاسخگویی به مطالبات، ارائه راهکار برای دستیابی به اهداف طرح‌شده و برون‌رفت از مشکلات و برنامه‌ریزی و عملیاتی کردن طرح‌ها وظیفه دولت و قانون‌گذاری و نظارت هم وظیفه مجلس است.

به گزارش عیارآنلاین، تمیم فصلنامه فرهنگی اجتماعی مجمع دختران مسلمان دانشگاه شیراز گفتگویی با توران ولی مراد داشته است که شبکه ایران زنان آن را منتشر می کند.

معرفی توران ولی مراد: سال تولد: ۱۳۳۵/ تحصیلات: کارشناس جامعه‌ شناسی، مطالعه ارشد مدیریت امور فرهنگی هنری و تحقیق دکتری تصویر و جایگاه زن در هنر و ادبیات/ سوابق: مدیریت در صدا و سیما، تهیه‌کنندگی و اجرا و تحقیق برنامه در صدا و سیما، داوری فیلم در جشنواره های مختلف، عضو شورای مرکزی و مسول کمیته تحقیقات و مطالعات جامعه زینب و احزاب زنان اصولگرا، عضو و دبیر ائتلاف اسلامی زنان، مسول سایت شبکه ایران زنان، قرآن پژوهی و ارائه تحقیقات در این زمینه، مشاوره در ارتباط با امور زنان به واحدهای مختلف، فعال امور زنان و خانواده / تالیفات: انتشار داستان‌های کوتاه و نیمه بلند، مجموعه داستان‌های کوتاه، ترجمه در زمینه ادبیات، ارائه مقالات و تحقیقات اجتماعی، مقالات تحقیقی تحلیلی از منظر راهبردی در حوزه زن و خانواده/ ارائه طرح کشوری امور زنان و خانواده جایگزین مرکز امور مشارکت/ انجام تحقیقات و پی گیری در جهت اصلاح قوانین۱-سهم الارث زن در مقام همسری از کل ماترک۲-دیه برابر زن و مرد.

تمیم:شما دبیر ائتلاف اسلامی زنان و مدیر مسئول پایگاه شبکه ایران زنان هستید. لطفا فعالیت ها و اهداف ائتلاف اسلامی زنان را توضیح دهید.
* طرح شکل گیری جمعی که اسمش شد ائتلاف اسلامی زنان از بعد یک دهه که دولت واحدی به اسم امور زنان داشت عملیاتی شد. کارنامه عملکردها نشان می داد که دولت و مجلس یعنی مراکز اصلی و رسمی به جای پرداختن به مسائل حوزه زنان به کارهایی روی آورده بودند که رفع مشکلات زنان از آن حاصل نمی شد.
در این شرایط به دنبال ایجاد یک تشکل یا سازمانی بیرون از دولت و مجلس بودم که ناظر بر عملکردها و پیگیر مطالبات زنان از مراکز اصلی و رسمی نظام از منظر راهبردی و استراتژیک به این حوزه باشد. همین فکر را سال ۸۰ یا ۸۱ با همسر رئیس جمهور وقت مطرح کردم که ضرورت کار برایش توجیه نبود چون ایشان اصلا در وادی امور زنان ورود نداشتند.
با همین فکر سال ۸۲ برنامه ” زنان اهل قلم و قلم هایی که زنان می گویند” را به روی آنتن شبکه دو بردم. در همین راستا به محوریت خانم بهروزی احزاب زنان اصولگرا شکل گرفت یعنی شبکه ای از احزاب که به خوبی فعال شد. سال ۸۵ که اعتراضات به ماده ترویج تعدد زوجات لایحه حمایت خانواده مطرح شد همراهی ها با دوستان اصلاح¬طلب هم به صحنه آمد و همه با هم در نقد و حذف آن ماده در آن لایحه فعال شدیم که عملا فاز جدیدی از همکاری ها به صحنه آمد که همین جمع خودش را به اسم ائتلاف اسلامی زنان معرفی کرد. برنامه “اردی بهشت” را که سال ۸۶ روی شبکه ۴ بردم همین همبستگی و همراهی را در رسانه نشان دادم. مجمع زنان اصلاح طلب از همین سال های ۸۵ و ۶ شکل گرفت. همین همراهی ها راهبرد به این شد که این جمع اساسنامه اش را با عنوان بیانیه اول بنویسد که همان فعال بودن در راستای تحقق اهداف انقلاب اسلامی و در همان چارچوب و مبتنی بر همان نگرش به زن و خانواده باشد. این همراهی با این هدف شکل گرفت که مطالبات زنان و خانواده را از دولت و مجلس و سایر نهادها که امکانات به نام زنان را در اختیار دارند پیگیری کند. یعنی عملا جمعی که هم نظارت می کند و هم پی گیر مطالبات زنان و خانواده بر مبنای نگرش انقلاب اسلامی به زن است.
اعضاء هم خانم هایی بودندکه یا دبیر کل احزاب بودند یا از نمایندگان ادوار مجلس یا خانم هایی که در دولت پست های بالا داشته اند یا شخصیت فعال رسانه ای یا مطالعات زنانی. البته جمعی از جریان های و طیف های مختلف سیاسی که قرار بر این شد که کار سیاسی نباشد بلکه صنفی یعنی پی گیری مطالبات زنان باشد. امور زنان هم یعنی امور یا مشکلاتی که زنان به دلیل زن بودن با آن روبرو هستند و نه موضوعات دیگر. این تعریف آخر به دلیل این بود که راه نفوذ فعالیت سیاسی با بهره برداری از جمع ائتلاف به اسم زنان بسته شود چون به دلیل این که عضوی از جامعه هستند هیچ موضوعی نیست که به آن ها ربط نداشته باشد ولی هر موضوعی لاجرم امور زنان نیست. ائتلاف کار خودش را تا سال ۹۲ به خوبی ادامه داد و تاثیرات خوبی هم داشت. سال ۹۲ و با رای آوردن آقای روحانی دوستان اصلاح طلب ائتلاف خودشان پست های به اسم زنان را به دست گرفتند و دیگر نقد و بررسی و نظارت نمی توانست توسط ائتلاف انجام شود. آن جا بود که ائتلاف به شکل گذشته نتوانست مراکز اصلی را نقد کند چرا که نیمی از اعضای ائتلاف خودشان در این پست ها نشسته بودند. خانم های اصلاح-طلب ائتلاف که از سال ۹۲ خودشان امکانات ملی و بیت المال سهم زنان را در اختیار گرفته بودند عملکرد طبق مدل گذشته خود یعنی دوره اصلاحات را در پیش گرفتند به خانه ی اول بازگشتند، یعنی بهره برداری سیاسی به اسم زنان و توان افزایی سیاسی و پست گرفتن برای زنان از جریان سیاسی خودشان شد جایگزین پاسخگویی به نیازهای زنان جامعه و رفع مشکلات زنان و خانواده در شکل ملی و به طور گسترده. به همین دلیل اجازه ی ادامه ائتلاف را به دلیل بهره برداری سیاسی ندادم با این که اصرار داشتند ائتلاف بماند.
از بعد پاییز ۹۲ ائتلاف دیگر جلسه و کار مشترک نداشت اما با جمع باقی مانده و با وارد شدن اعضای دیگر کار خودش را با همان اهداف بعنی نظارت راهبردی بر عملکردها در حوزه زنان و خانواده را باعنوان شورای همکاری زنان ادامه داد.
تمیم: برای ملموس شدن نکاتی که می فرمایید امکان دارد که سیاسی کاری ها و منفعت طلبی ها که در حوزه زنان انجام می شد و می شود را بیش تر ویا حتی با واقعیت های رخ داده توضیح بدهید؟
بله، همین فضایی که ما الان در آن قرار داریم خود بیان کننده ی منفعت طلبی ها و سیاسی کاری ها در حوزه زنان است. اشکالی که به جریان اصلاح طلب، هم در دوره اصلاحات و هم در این دوره وارد است این است که فعالیت های آن ها کاملا زن محور است و برای حفظ و تعالی خانواده کاری نمی شود. اتاق فکری و هسته مرکزی هر دو دوره یکی است. این ها به دلیل همراهی با سکولارهایی که زن محور فعال هستند و آن ها اهداف و موضوعات خودشان را با کشورهای غربی تنظیم می کنند کلا موضع گیری و فعالیت هایشان با خانواده کاری ندارد و بلکه تضعیف خانواده است. می دانید زمان اصلاحات اسم مرکز امور مشارکت زنان بود که من سال ۸۴ با طرح مفصل خواستم که امور زنان و خانواده باشد و به رئیس جمهور وقت دادم که اسم به همین نام تغییر کرد. باز این دوره می بینیم که اسم خانواده حفظ شده ولی اثری از کار در حوزه خانواده و تحکیم و سلامت آن فرزندآوری دیده نمی شود و فعالیت ها کاملا زن محور صورت می گیرد.
از معایب جریان فکری افراد حاکم بر معاونت امور زنان و خانواده علاوه بر زن محور بودن و حذف خانواده از دستورکار خود، پمپیاژ مطالبات فرعی و حاشیه ای به جای مطالبات اصلی حوزه زنان است بی آن که اقدامی جهت پاسخگویی به مطالبات ملی زنان و خانواده داشته باشند. وظیفه دولت و مجلس طرح مطالبات نیست و این وظیفه برعهده ی نهادهای مدنی و دانشگاهی و پژوهشگران حوزه زنان است. پاسخگویی به مطالبات، ارائه راهکار برای دستیابی به اهداف طرح شده و برون رفت از مشکلات و برنامه ریزی و عملیاتی کردن طرح ها وظیفه دولت و قانونگذاری و نظارت هم وظیفه مجلس است.
مثال بارز سیاسی کاری ها تقویت تشکل ها از جریان سیاسی خودشان که فعالیت هایشان هم در همان راستا و با سیاسی کاری و آرایش اجتماعی است که خاصیتش می شود کسب رأی ها در دوره های بعدی انتخاباتی.
از دیگر مواردی که مطرح می شود توافق نامه های معاونت که در بهترین شکل می توان گفت بی خاصیت و به گونه ای که دون شان دستگاه بدون خاصیت ملی است. بعضی هم در راستای اهداف سازمان ملل و برنامه هایی که از خارج برای ما در نظر گرفته اند به عنوان مثال توافق نامه با صندوق بین المللی جمعیت (۱) کاراصلی صندوق بین المللی جمعیت تحدید نسل(مخالفت با فرزندآوری) و کاهش فرزند آوری و محدود کردن نسل است، تفاهم نامه را امضا می کنند و مدل خانواده سالم خود را هم از فنلاند(۲و۳) می گیرند. خانواده منظورشان زن سرپرست خانوار است و از طرف دیگر در کشورهای غربی زن یک عنصر اقتصادی است و بزرگ کردن و رسیدگی به او و فرزندانش هم در همان مدل برعهده نهادهای اجتماعی است، یعنی به جای تقویت خانواده انهدام خانواده می نشیند و معاونت امور زنان بر اساس همان تفاهم نامه می رود تا از فنلاند مدل بگیرد.
همین لایحه تأمین امنیتی که در دولت نوشته شده از کل تا جزئش کپی برداری از مدل غرب است، و زن را به ما هو زن نگاه کرده و تمرکز آن بر موضوع جنسی فارغ از طرح موضوع رابطه زوجیت است. یعنی خشونت وقتی است که زن راضی نباشد حالا در کدام رابطه آن را دیگر مطرح نکرده. آزار و اذیت و تجاوز و تعدی را مطرح کرده و می گوید اگر زن راضی نباشد خشونت جنسی رخ داده و اگر راضی باشد مصداق خشونت جنسی نیست!
معاونت امور زنان حتی یک طرح ملی نیز ندارد، تهیه لایحه برای رفع خلأهای قانونی و اصلاح قوانین را نداشته اما در دور قبل تا دلتان بخواهد نشست ها و همایش ها برای مطرح کردن مطالبات بی شمار است. این طرح مطالبات توسط معاونت خودش این تصور و توهم را در جامعه ایجاد می کند که در حال فعالیت هستند برای رفع مشکلات در حالی که این طور نیست و کارنامه خالی است از عمل. در طرح مطالبات هم موضوعات فرعی را به جای مشکلات اصلی نشاندن مثل همین موضوع حاشیه ای حضور بانوان در ورزشگاه (که بازهم تأکیدش بر ورزش دیدن است نه اختصاص امکانات مالی و پیگیری ورزش بانوان).
نحوه طرح مطالبات هم خودش سیاسی کاری است مثل موضوع خروج زنان از کشور. اگر معاونت واقعا هدفش اصلاح قانون باشد باید آن را در مسیر صحیحش عملیاتی و مصوب کند. یعنی در یک کمیته تخصصی حقوقی برسد به ماده قانونی و مسیر رسمی آن را برود یعنی مصوب شدن در دولت و مجلس. در این بین کارهای لازم یعنی تعامل با عوامل تاثیرگذار و ذی نفوذ و اگر لازم شد ارائه نظرات و تنویر افکار عمومی با استفاده از رسانه تا بتواند قانون را تصویب کند. نه این که یک نامه که در خارج از کشور نوشته شود و کمپین و جمع آوری امضا با مدیریت یک سایت با حمایت یک فرد خارج نشین انگلیس و امضاهایی که خارج نشینان ضد اسلام و انقلاب هم در میان آن ها هست و بعد هم با تکیه بر آن امضاء های جمع شده فضاسازی رسانه ای کند. این یعنی ختم کار، یعنی بیایند و مطرح کنند که نظام کارآمدی نداشته و درنهایت تزریق ناامیدی به زنان و دختران.
مهم رویکرد و چشم انداز و هدفگذاری است که جریان فکری حاکم در معاونت با جریان غربگرایی همسو است. نقطه ی هدف و راهکارها و موضوع را غرب و غرب زده ها تعیین می کند وآن ها نیز با ضعف و زبونی تلاش دارند که به آن نقطه برسند. وقتی هدف با غرب تنظیم شود هرچقدر هم تلاش کنند هنوز عقب¬اند. به همین دلیل ما با این مسئله روبرو هستیم که عقب هستیم و این به جامعه تزریق شده. که نمونه بارز آن را می توانید در دیدارخانم مولاوردی با قائم مقام مجلس آلمان ببینید که او فقط حمله می کرد و خانم مولاوردی هم بدون توجه به پست دیپلماتیک خودش پاسخ هایش همه عقب نشینی بود. متوجه نبود که اولا شأن آن نشست با حضور دو فرد دیپلماتیک مطرح شدن مباحث نظری نیست. نه المان اجازه مطرح کردن مباحث نظری داشت و نه ایشان باید اجازه ادامه جلسه به آن شکل را می داد نه این که از منظر ضعف در واقع با ایشان همراهی کند. یعنی انقدر ضعف در ان جلسه بود که در هیچ جایی دیده نشده بود.
این جریان در پی گیری موضوعات زنان نقطه هدفش را با غرب تنظیم می کند و حتی عدالت جنسیتی که توسط ایران در ۲۰ سال پیش پکن به عوض برابری مطرح شده بود می بینیم که برای تعیین مصادیقش بر اساس منابع توسعه ی هزاره(۴) گرفته شده است.
در کلام و صحبت ها از قانون و اسناد بالادستی و سخنان رهبری صحبت می شود در صورتی که ما سیاست های راهبردی داریم و معنی ندارد که کشورهای غربی تعیین کنند که روی چه مشکلاتی کار کنیم؟ چگونه کارکنیم؟با چه شاخص هایی کار کنیم؟ ما باید به واقعیت ها و فرهنگ و اعتقادات جامعه خودمان نگاه کنیم و در همان راستا هدف تعیین کنیم و برنامه بنویسیم و شاخص تعیین کنیم. براساس فرهنگ ما زن به عنوان مقام اول عنصر اقتصادی به حساب نمی آید زن انسان ساز است. یعنی با این نگاه باید خانواده را ببینیم و برایش برنامه داشته باشیم. درصورتیکه در معاونت به جای نگاه به خانواده از این زاویه موضوع اولش شده حضور زنان در ورزشگاه و پست گرفتن زنان و ورود زنان به ورزشگاه و از این دست موضوعات. درصورتی که پست گرفتن زنان مربوط به عده خاصی از زنان است. یک مطالبه سیاسی است. موضوع ملی زنان نیست به عبارت دیگر مشکل همه زنان کشور این نیست. ما اقشار مختلف داریم: زن روستایی، عشایری، خانه دار، دانشگاهی، زنان سرپرست خانوار، امنیت اقتصادی زنان و کارآفرینی، رشد مشاغل خانگی، دختران در سن ازدواج و…که مطالبات هریک متفاوت است. برای مطالبات این اقشار چه برنامه و طرح هایی در جریان است؟ فقط مطالبات سیاسی مطرح می شود و به مطالبات سیاسی که گرفتن پست ها برای زنان از جریان سیاسی خودشان است توجه می شود. رفتن به ورزشگاه هم که یک جنجال است تا کار عملی.
برای اینکه بتوانیم بین مطالبات حاشیه ای و اصلی که در صحبت های شماست تمییز بدهیم و تفاوت قائل شویم لطفا توضیح دهید که اصل تشکیل معاونت امورزنان و خانواده را چه هدفی توجیه می کند و عواملی که سبب شکل گیری این معاونت است چه بوده و در چه سطوحی تا به حال به اهداف خود دست پیدا کرده و تا رسیدن به دیگر اهداف خود چقدر فاصله دارد؟
جواب بسیار ساده است.شما تحقیقات دانشگاهی را هم کنار بزنید ، هرکس خودش و اطرافیانش نشان می دهد که چه چیزی میخواهد. مثل ازدواج نسل جوان، یک دختر جوان به چه امکاناتی احتیاج دارد؟ جامعه دانشگاهی توانایی کارافرینی می خواهد. یعنی از سویی امکانات می خواهند و از سویی کارافرینی و سپس به بازار فروش احتیاج دارد. ولی اینها همه بسته است. وظیفه ی دولت خدمت رساندن و اجرایی کردن است نه شعارگرایی و حرف زدن.
معاونت امور زنان باید دستگاه ها و وزارتخانه ها را هماهنگ و فعال کند و بعد نظارت و پایش بر طرح هایی که دستگاه ها اجرا می کنند داشته باشد. معاونت امور زنان ستادی است که باید دستگاه ها را در جهت پاسخگویی به مطالبات زنان و خانواده با برنامه هایی که اجرا می کنند در سطح ملی فعال کند. معاونت زنان معاون راهبردی و معاون برنامه¬ریزی دارد ولی کو آن راهبرد و برنامه های ملی؟ معاون راهبردی معاونت زنان خودش را محدود به کارپژوهشی کرده است. آنجا دانشگاه نیست که کار پژوهشی کنند. باید راهبرد مشخص کنند. ما هم در هویت فردی، هم در حوزه خانواده و اجتماع در مسئله ی زنان براساس نگرش انقلابی مطالباتی داریم و هم در حوزه بین الملل.
در حوزه بین الملل که کلا فعالیت های لازم را نداریم که براساس سیاستگذاری، برنامه ریزی و هدف دنبال شود. ما باید کشورهای اسلامی را هماهنگ کنیم. باید شبکه درست کنیم . هم دربخش مدنی و هم در بخش دولتی حضورفعال داشته باشیم. ما اینها را نداریم و برنامه ریزی نکردیم. اینها وظایف دولت است. به عوض تقویت رنگ انقلابی برای زنان، رنگ عروسکی تقویت شده. یعنی زن با ظاهر عروسکی و هویت ابزار جنسی.
وظیفه معاونت زنان این است که باید برای مشکلات موجود راه¬حل و عملیاتی کردن آن ها را داشته باشد و برای مشکلات پیش رو راه های پیشگیری و عملیاتی کردن آن ها را داشته باشد در حالی که کلا مسائل و مشکلات زنان و خانواده ها روی زمین است یعنی اصلا امور زنان و خانواده ها بدون متولی است.
خلأهای معاونت امور زنان و بانوان از نظر شما چیست؟
آن چیزی که دولت و مجلس را فعال می¬کند نظارت است. نه در ساختار و نه در عمل کسی بر معاونت امور زنان نظارت نمی¬کند. نظارت ضعیف است. و رسانه ها هم که باید کار نظارتی داشته باشند عملا دولتی هستند و بجای نقد و نظارت فقط تایید می¬کنند.
معاونت فقط کلمه تحویل می¬دهد یعنی به جای عمل حرف می زند. کارش هم تهیه اطلس وضعیت خانواده است. مشکلات زنان و خانواده ها را تحقیق کند و آن ها را روی سایت بگذارد. دو کار غلط اول این که معاونت یک نهاد برای اجرا است که آمده کار پژوهشی انجام داده. اگر بگوید داده ایم به نهادهای پژوهشی خب همان نهادها باید منتشر کنند که معلوم باشد مسولیت کار با کجاست. همین که معاونت منتشر می کند یعنی مسولیت کار را پذیرفته. غلط دوم این که آسیب¬های زنان و خانواده در ایران را روی سایت گذاشتند تا همه دنیا ببینند. درصورتی که تحقیقات وقتی برای مراکز عالی انجام می¬گیرد برای نشر نیست بلکه برای برنامه ریزی و طراحی است نه این که روی سایت گذاشته شود که عالم و آدم ببینند. بلکه برای کمیته¬های تخصصی و برنامه¬ریزی برای حل مشکل است. این جور گذاشتن روی سایت یعنی درواقع اصلی¬ترین فرم فروختن اطلاعات به دیگران است.
باید نظارت و بازخواست بر معاونت امور زنان تقویت و عملیاتی شود تا عملکردها و جشم انداز¬ها، برنامه ها و کارها مشخص شود. این وضع که کلا اطلاعات از عملکرد معاونت مخفی است وضعیت ناصحیح و نامطلوب است.
ما الان روی سایت معاونت امور زنان عملکردها و فعالیت ها و حتی تفاهم نامه ها را نمی¬بینیم. اطلاعاتی موجود نیست جز مختصری که در رسانه های دیگر آمده. مثل سایت¬های دیگر که صرفا چند خبر گذاشته می¬شود.
آیا اقدامات صورت گرفته و طرح مباحثی چون عدالت جنسیتی و تلاش برای دست¬یابی ۳۰ درصدی کرسی¬های مدیریتی از سمت معاونت را جزء کارهای اجرایی و نزدیک به اهداف اصلی معاونت نمی¬دانید؟ این دومورد از اساسی ترین مباحثی است که توسط معاونت امور زنان و خانواده مطرح شده و همواره جزء افتخارات دولت یازدهم در حوزه زنان به شمار می¬رفته؟
مطالبه ۳۰ درصد کرسی¬های مدیریتی برای زنان یک مطالبه کاملا سیاسی است. ولیکن منحصر و بسته شدن مطالبات به همین مطالبه معنایش این است که خودشان برای خودشان پست می خواهند یعنی تقویت زیرمجموعه مدنظرشان. ربطی به کل زنان کشور ندارد. و همانطور که در قبل اشاره کردم سیاسی کاری برای رأی آوری در دوره¬های بعدی است و دستیابی به پست ها برای خودشان. یک مطالبه سیاسی است نه ملی.
درمورد طرح مباحثی مانند برابری جنسیتی می دانید سایت ایران زنان نوشته های خانم مولاوردی را قبل از پست گرفتن ایشان منتشر می¬کرد. ایشان کلا کلمه برابری جنسیتی را مطرح می¬کردند. و زمانی که مقام معظم رهبری مخالفت خود را با برابری جنسیتی مطرح کردند ایشان گفتند عدالت جنسیتی. اما در اصل مفهوم برابری جنسیتی پی گیری می شود کما این که فعالیت ها بر اساس منابع توسعه هزاره هم همین برابری را دنبال می کند. ما هم می گوییم عدالت جنسیتی ولی نگرش ما مبتنی بر انقلاب اسلامی و اسناد بالادستی انقلاب است تفاوت می کند با جریانی که کلمه عدالت جنسیتی را برای پوشش برابری جنسیتی به کار می برد.
در مفهوم برابری جنسیتی یک توهین به زنان نهفته است. یعنی یکی اصل است و شما بروید با آن برابر شوید. یعنی مرد اصل است و زن می خواهد با او برابر شود. در قرآن این کلمه را ندارد بلکه نفس واحده داریم. یعنی جوهره و ماهیت وجودی زن و مرد یکی است.
آن¬هایی که برابری جنسیتی را مطرح می¬کنند همه حرف هایشان را به جامعه نمی زنند. نمی¬گویند برابری در همه ابعاد پس در تمام هزینه¬ها در خانه و خانواده زن با مرد نصف نصف است. اگر این مطلب را به زنان بگویند خود این زنان متوجه می¬شوند که حرف آن ها احجاف در حق زنان است. آن ها فقط امتیازات را برمی¬شمارند. برابری فرصت کار و پست را بیان می¬کنند درصورتی که قضایای دیگر را مطرح نمی¬کنند. اما در کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان در حوزه خانواده می¬گویند همه کارها و اختیارات پس هزینه¬ها هم نصف است. یعنی زن باید هزینه و مخارج خانواده و کرایه خانه و …را بدهد.
اما همین صحبت¬ها هم نهایتا به یک اقدام منجر نمی¬شود. حتی در حوزه ورزش می¬بینیم که بانوان ما که حجاب دارند و در کوچه و خیابان که نمی توانند ورزش کنند چرا به دنبال تهیه ورزشگاه برای ورزش بانوان نیستند؟ با کلمه برابری خود را راحت کردند. برابری کلاه گشاد بر سر زن است.
در غرب خشونت خانگی و اجتماعی هر دو مطرح است. ولی اینجا از آن طرف بوم افتاده¬اند. خشونت را مطرح می¬کنند ولی حرفی از خشونت خانگی نیست همه کلی گفته شده یعنی هم خانه و هم اجتماع. مخلوط کردن خشونت جنسی در خانه و جامعه یعنی چه؟ در خانه همانقدر که مرد می¬تواند خشونت کلامی، عاطفی و احساسی به زن وارد کند ، زن هم میتواند این خشونت¬ها را به مرد وارد کند. چرا در لایحه خشونت این طور دیده نشده؟ لایحه تامین امنیت صرفا همه روابط را به اجتماع کشانده و اسم این را گذاشتند منع خشونت.
توقع زنان ایران از این معاونت به عنوان مهم¬ترین متولی زنان که امکانات به نام زنان و سهم زنان را در اختیار دارد فعالیت در جهت دستیابی زنان و خانواده¬ها به آرامش روانی و تأمین اقتصادی در سایه ی حمایت از کیان خانواده است. این فعالیت هاست که باید برای تحقق عدالت جنسیتی مبتنی بر نگرش انقلاب اسلامی به زن باشد نه تساوی جنسیتی موردنظر سازمان ملل. امیدواریم که دولت، مجلس و معاونت امور زنان نسبت وظیفه خودش را که عملیاتی کردن سیاست ها و بر اساس اهداف اسناد بالادستی نظام اسلامی است تعریف کند نه اجرایی کردن خواسته های سازمان ملل و با تمام توان خود در جهت زدودن اولویت¬های مسئله ساز در حوزه زنان اقدام نمایند
UNIC Tehran (۱ تهران، ۲۱ خرداد ۱۳۹۳(مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد):دفتر صندوق جمعیت ملل متحد در جمهوری اسلامی ایران کار خود را با معاونت امور زنان و خانواده را با امضای تفاهم نامه و برنامه کاری سالیانه مشترک آغاز کرد. توسط خانم شهین دخت مولاوردی معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده و دکتر هوکی اوز نماینده دفتر صندوق جمعیت ملل متحد.
۲)گزارش عملکرد معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۳: انجام ملاقات های دوجانبه با مقامات عالی رتبه، وزرا و سفرای کشورها از جمله فنلاند و نروژ در ایران.
۳)سایت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری: دیدار معاون بررسی های راهبردی معاونت رئیس جمهور در امور زنان و خانواده با هیئت فنلاندی: در این دیدار خانم پولیناپوکونر به توضیح روند پیشرفت زنان فنلاندی پرداختو گفت: این روند تدریجی بوده و به صورت انقلابی انجام نشده است…وی افزود: یکی از چالش های کنونی در فنلاند فقیرتربودن مردان و پسران نسبت به زنان و دختران است زیرا کیفیت کار زنان بیش¬تر است. در این دیدار سفیرفنلاند با اشاره به سابقه همکاری برای توسعه همکاری در برنامه های توانمند سازی زنان ابراز علاقه¬مندی کرد و سفر نمایندگان زن مجلس ایران به فنلاند و بالعکس یرای هم افزایی نقش زنان در حوزه قانونگذاری و تبادل تجربیات را با اهمیت و مثبت دانست.
(قابل ذکر است که فنلاند در رتبه های نخست از نظر فروپاشی و تزلزل خانواده است)
۴) اهداف توسعه هزاره در واقع هشت هدف مشترک هستند که در سال ۲۰۰۰ در سازمان ملل بر سر آن‌ها توافق شد. این اهداف باید تا سال ۲۰۱۵ تأمین شوند.
اهداف توسعه هزاره (به صورت مخفف: MDGs)(به انگلیسی: Millennium Development Goals)، هشت آرمان است که باید به آن‌ها تا سال ۲۰۱۵ دست یافته شود تا آن‌ها به چالش‌های اصلی توسعهٔ جهان پاسخ دهند. اهداف توسعهٔ هزاره از اقدامات و اهدافی که در بیانیهٔ هزاره آمده تصویری ترسیم می‌کند. بیانیهٔ هزاره در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۰، توسط ۱۸۹ کشور پذیرفته شده و ۱۴۷ نفر از سران سیاسی آن را امضا کرده‌اند. این هشت آرمان به ۲۱ هدف که با ۶۰ شاخص قابل سنجش اند، تجزیه می‌شود.که آرمان سوم آن دستیابی به برابری جنسیتی در حوزه زنان است.

منبع: ایران زنان

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: