۱۷ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۱۱
بازخوانی/ بخش دوم نشست مدیران و فعالان حوزه نفت:

بخشنده: بسیاری از امکانات برای اجرا شدن بورس نفت وجود دارد/ حسینی: در صنعت نفت به بخش خصوصی اعتماد ندارند

عرضه و فروش نفت خام در بورس انرژی از راه‌های اصلی مقابله با تحریم‌های نفتی است. در همین راستا در سال ۹۳ نشستی با عنوان «بررسی ابعاد عرضه نفت در بورس» توسط شبکه کانون‌های تفکر ایران ( ایتان) برگزار شد. بخش دوم مباحث مطرح شده توسط فعالان و مدیران حوزه نفت در این نشست، برای اولین بار منتشر می‌شود.

به گزارش عیارآنلاین، نفت به عنوان اصلی‌ترین مبنع درآمدی برای اقتصاد کشور نقشی اصلی را ایفا می‌کند. با توجه به نزدیک شدن زمان بازگشت تحریم‌ها اعمال شده توسط آمریکا، بررسی و اجرای راهکاری‌های بی تاثیرکردن آن ضرورتی است که در ماه‌های آینده باید به عنوان اصلی‌ترین رویکرد مسئولان وزارت نفت و نمایندگان مجلس قرار گیرد.

عرضه و فروش نفت خام در بورس انرژی از راه‌های اصلی مقابله با تحریم‌های نفتی است. در همین راستا در سال ۹۳ نشستی با عنوان «بررسی ابعاد عرضه نفت در بورس» توسط شبکه کانون‌های تفکر ایران ( ایتان) برگزار شد. در این نشست آقایان بخشنده (مدیر معاملات کالا و انرژی کارگزاری آراد ایرانیان) ، قمصری (مدیر امور سابق امور بین الملل شرکت ملی نفت) ، خسروجردی (رئیس انجمن صادرکنندگان نفت، گاز و پتروشیمی)، رنجبر( مدیر گروه انرژی شبکه کانون‌های تفکر ایران)، حسینی (عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی صنایع و معادن تهران)  و خانم صدقی‌نژاد (مدیر اسبق بین الملل بورس در ادامه  درباره اهمیت بورس نفت) به عنوان کارشناسان و مسئولان مربوطه حضور داشتند. بخش دوم مباحث مطرح شده توسط فعالان و مدیران حوزه نفت در این نشست، برای اولین بار منتشر می‌شود. لازم به ذکر است بخش اول این نشست نیز در روزهای گذشته منتشر شده است.

شرکت ملی نفت حاضر نیست قیمت نفت عرضه شده در بورس را کاهش دهد

بخشنده مدیر معاملات کالا و انرژی کارگزاری آراد ایرانیان درباره وضعیت بورس انرژی گفت: واقعیت این است که زمانی که بورس نفت راه اندازی شد فقط روی نفت خام راه اندازی نشد. بعد هم به بورس انرژی تغییر نام داد. بورس انرژی کلیه محصولات نفتی است، چرا ما فقط روی نفت خام بحث می کنیم؟

در نفت خام دو نوع خریدار داریم؛ یکی خریداران داخلی که پالایشگاه های کوچک هستند که نفت خام را پالایش و ایجاد اشتغال می کنند و نفت را به فرآورده تبدیل می کنند و فرآورده را صادر می کنند.

نوع بعدی صادرکنندگان هستند. وقتی نفت خام در بورس عرضه می‌شود شرکت ملی نفت قیمت پایه‌ای برای نفت و نفتا و سایر محصولات اعلام می‌کند اما هیچ قیمتی را کاهش نمی‌دهد و می‌گوید همان قیمتی که روی تابلو هست نه یک ریال کم و نه یک ریال زیاد. در حالی که بازار این را نمی سنجد. بازار می خواهد شفاف باشد، خریدار تا چه قیمتی می‌خرد و فروشنده تا چه قیمتی می‌تواند کاهش بدهد. وقتی شما نفت را تخفیف می‌دهید و در بازارهای دیگر می فروشید چرا وقتی در بورس می آیید تخفیف نمی دهید؟ این ها همه برای خریداران سوال هستند.

بنده به عنوان اولین کسی که نفت داخلی را خریدم همان موقع هم اعلام کردم، وقتی شرکت ملی نفت، نفت را در داخل عرضه می‌کند باید بر طبق بودجه سال ۹۳ و با قیمت دلار تعادلی باشد. یعنی دلاری که اتاق بازرگانی می‌گوید. زمانی که قیمت نفت را محاسبه می کنیم می بینیم بر اساس دلار آزاد قیمت نفت اعلام شده است و روی قیمت هم مُصِر هستید. شرکت ملی نفت علاوه بر این، پالایشگاه ها را محدود می کند و آن را هم فقط شرکت هایی می توانند بخرند که در لیست این شرکت باشند. این کار تعداد خریداران را به ۱۲ شرکت تقلیل داده است، در حالی که ما پالایشگاه های کوچک زیادی داریم که می توانند از نفت استفاده کنند و اشتغال ایجاد کنند و برای ما ارز آوری داشته باشند. اما زمانی که می خواهیم به آن ها نفت یا میعانات و… بفروشیم این شرکت ها محدود هستند و آن هایی که می توانند بخرند هم با قیمتی که برای آن ها صرفه ندارد می توانند بخرند. این عوامل باعث شد که نفت داخلی از تابلوی بورس انرژی خارج شد.

بورس انرژی ما درهر ۱۰هزارم ثانیه قیمت ثبت می‌کند

در بخش صادرات دوستان گفتند که بورس ما IT ضعیفی دارد. در حالی که در بورس ما ۱۰ هزارم است. مثلا در هنگام قیمت زدن در هزارم ثانیه قیمت ثبت می شود. در قسمت تعدد عرضه کنندگان، بورسی وجود دارد به نام بورس ترکمنستان که همه دوستان هم آشنایی دارند و تازه هم راه افتاده و ما خیلی زودتر هم از آن ها شروع کردیم. چرا ما شرکت های خارجی را وارد نمی کنیم؟ چرا وزارت نفت بورس را حمایت نمی کند که تولید کنندگان خارجی هم دوست داشته باشند در بورس ایران بفروشند؟ مانند تولید کنندگان روسیه و ترکمنستان و عراق. خیلی از افراد هستند که می گویند ما حاضریم محموله های عراق را در بورس ایران بفروشیم. چرا ما از بورس حمایت نمی کنیم و این کار را انجام نمی دهیم که هم بار خودمان فروش برود و هم دیگر محصولاتمان فروش برود؟ ما الان بنزین و نفت سفید و گازوئیل و… را می فروشیم اما یک کیلو از این ها را در بورس نمی آوریم که کشف نرخ روی این ها انجام بشود. علاوه بر آن ما در حال حاضر نفتمان را در عمان با تخفیف می فروشیم.

چرا محصولات مختلف نفتی که راحت می‌خرند را به بورس نمی‌آوریم؟

چیزی که برای آخرین مصرف کننده مطرح است این است که برای آن صرفه اقتصادی داشته باشد، ما می خواهیم بازار اقتصادی داشته باشیم بازار برایش صرفه اقتصادی مطرح است. صرفه اقتصادی زمانی که در ترکمنستان بیشتر باشد صادرکننده ایرانی از ترکمنستان می خرد زمانی که در ایران بیشتر باشد در ایران می خرد، پس صرفه اقتصادی را هم در نظر بگیریم.

ما در تاریخ ۱۷ فروردین ۹۳ تحلیلی انجام دادیم که به این نتیجه رسیدیم که ما نفت را در بورس از دلار ۳۰۵۶ تومان هم گران تر خریدیم یعنی اگر هر دلار را ۳۰۵۶ تومان در نظر می گرفتیم قیمت هر بشکه نفت خام هم ۱۰۵.۷۵ دلار بود ما تخفیف هم در نظر نگرفتیم، باز هم ما گران تر خریدیم. چرا این کار را کردیم؟ برای اینکه این بورس راه بیفتد. برای این که به پالایشگاه های کوچک معرفی بکنیم که شرکت هایی که از ترکمنستان و عراق نفت می آورند می توانند نفت داخلی هم استفاده بکنند، چون کیفیتش هم بهتر است. من سوالاتی که داشتم همین بود، یکی این که چرا محصولات دیگر را در بورس نیاوردیم؟ البته نفت صادراتی مشکلات زیادی دارد، اما آیا گازوئیل هم سخت هست؟ آیا بنزین هم سخت هست؟ آیا ال پی جی هم سخت است؟ ما روی محصولات مشکل نداریم، روی نفت خام مشکل داریم. الان محصولات ما را به راحتی کشورهای دیگر می خرند، نفت کوره را خیلی راحت می خرند، چرا در بورس نمی آوریم که ۵ تا مشتری ما ۱۵ تا بشودکه این مشتری ها با هم رقابت کنند قیمت شفاف بشود و پول بیشتری به بیت المال برسد.

هدف از بورس تاثیرگذاری در قیمت است

خانم دکتر صدقی‌نژاد مدیر اسبق بین الملل بورس در ادامه  درباره اهمیت بورس نفت گفت: اول از همه این که چرا بورس نفت تشکیل بشود؟ آیا به خاطر خالی نبودن عرضه بوده یا اینکه جاهای دیگر هم داشتند و ما می خواستیم داشته باشیم؟ و این که آن موقع آقای وزیر که آقای دکتر زنگنه بودند چه مقصودی از این کار داشتند؟ مسئله این بود که ما در قیمت‌گذاری نفت هیچ تاثیرگذاری مثبتی نداشتیم و همان طور که آقای خسروجردی و آقای قمصری گفتند الان بازار مشتقات در جهان شاید هزار برابر معاملات فیزیکی نفت است که این فقط برای قیمت گذاری است.

نکته دیگر این که این بورس یک بازار بسیار خوبی است و بازار مالی و بازار سرمایه گذاری که در کنار بورس وجود دارد، افراد زیادی از آن در آمد کسب می کنند. متاسفانه ما این را در کشور نداریم. اگر در ده سال اخیر نگاه کنیم بورس خیلی رشد کرده است، کارگزاری راه افتاده، تامین سرمایه داریم و… . اما آنالیزورهای صنعت خاصی نداریم، مثلا آنالیزوری که روی شرکت گل گهر کار بکند نداریم یا فقط در صنعت نفت یا صنعت پتروشیمی باشد نداریم. ما باید یک جایگاه تخصصی درست کنیم.

به دلیل تحریم بازار مشتقات در بورس انرژی پویایی ندارد

یکی از کارهایی که دکتر عاصمی پور می خواستند انجام بدهند این بود که تعدادی آنالیزور تخصصی تربیت کنند که این ها در بازار نفت ما حرفی برای گفتن داشته باشند. البته ما خارج از بورس افرادی که به صورت تخصصی بهتر از انالیزورهای بورس های آیس و نایمکس بازار نفت را تحلیل میکنند داریم. ولی این که متخصصان جوانی داشته باشیم که به صورت تخصصی بورس را تحلیل کنند نداریم. بورس انرژی که ما الان داریم مانند یک پاساژ است که یک نفر قیر می فروشد، یک نفر چیز دیگر و… اما متاسفانه ماهیت بورس انرژی که بازار مشتقات خیلی پویایی باشد ندارد. البته این که به خاطر تحریم ها هست یا خیر من صلاحیت تشخیص آن را ندارم. اما ما در جایگاهی که در بورس انرژی باید باشیم قرار نداریم. البته وضعیت فعلی از این که مثلا یک نفر کنار خیابان قیر بفروشد بهتر است، اما این که یک بازار مشتقاتی باشد که بتوان از آن قیمت را تعیین کرد نیست. البته من تا به حال ندیدم شاید این طور باشد.

بسیاری از امکانات برای اجرا شدن بورس نفت وجود دارد

مسئله دیگر اطلاع رسانی در مورد تحولات صنعت نفت بود. چون این طور نبود که فقط نفت در بورس بیاید و قرار بود فرآورده های دیگر کم کم وارد بورس بشود. اما بزرگترین نکته این بود که یک بازار تخصصی مشتقات و افراد متخصص آنالیزور ایجاد بشود. در آن زمان کمیته فقهی هم نبود، الان ما در بورس سکه قرارداد آتی داریم که مسائل فقهی آن هم حل شده است. آن زمان که آقای عاصمی پور در مورد بورس کار می کردند هنوز نرم افزار معاملاتی یورونکس هم که در حال حاضر در بازار هست خریداری نشده بود.

اگر بورس نفت الان بخواهد انجام بشود خیلی قابلیت ها هست. به نظر من یک کمیته جدیدی باید از ارگان های مختلفی که در بورس هست مثل سازمان بورس، بورس انرژی، تامین سرمایه های مختلف و حتی شرکت های نفتی شکل بگیرد. چون که ما نمی خواهیم به صورت بشکه ای نفت بفروشیم و مقصود هیچ کسی از تشکیل بورس نفت معاملات فیزیکی نیست، همان بازار مشتقات است.

بنابراین یک کمیته از بورس و نفت در کنار هم ببینند انتظارات نفت از بورس و انتظارات بورس از نفت چه چیزی هست؟ البته این نکته که ما در حال حاضر تحریم هستیم درست هست، اما نباید تسلیم بشویم چون انسان ها در هنگام سختی چیزهای جدیدی کشف و اختراع می کنند و باید یک راه حل برون رفت داشته باشیم. خود بورس و کارگزارانی که در بورس انرژی هستند و کسانی که در نفت صاحب نظر هستند بگویند که صورت مسئله چیست و ما می خواهیم به کجا برسیم؟ من فکر نمی کنم کسی بخواهد نفت را به صورت فیزیکی بفروشد، بگویند هدف چیست؟ بعد با شرکت های مختلفی که در بورس هستند و در بورس های نفت کار می کنند قرارداد مشاوره ببندند و بررسی کنند که چه قوانینی برای ایران خوب هست تا کم کم بازار مشتقات بیاید و اثرگذاری کند و ما بتوانیم کارگزار خارجی بیاوریم. در جلسه ای که ۸ سال پیش برگزار شده، ۶ قرارداد با شرکت های مختلف مثلا رویترز برای تبادل اطلاعات برای نفت، با موسسه oil institute لندن و… قرارداد بسته شده است. با کارگزاری ها قرار داد بسته شده و البته کارگزاری ها هم تمایل داشتند برای کمک بیایند هرچند معلوم نیست بعدا چه اتفاقی افتاده است.

باید هدف از فروش نفت و شیوه فروش آن را در بورس مشخص کنیم

پویان رنجبر مدیر گروه انرژی شبکه کانون‌های تفکر ایران در ادامه گفت : من، هم مرور می کنم و هم چند سوال می پرسم. بنده در نظرات دوستان، هم در نفتی که می خواهد معامله بشود و هم در هدف از راه اندازی بورس تفاوت می بینم. همان طور که دوستان می دانند نفت هم به صورت فیزیکال معامله می شود و هم به صورت کاغذی. اگر بخواهد در بورس به صورت فیزیکی فروش برود، قرار داد‌های spot هستند و اگر بخواهد به صورت کاغذی معامله بشود به صورت قرارداد آتی (futures) معامله می شود. اگر اهداف بورس نفت را بشماریم بعد از آن سوالاتی پیش می آید که در کشور پاسخ داده نشده است.

اگر می خواهیم نفت را به صورت فیزیکی در بورس بفروشیم امور بین الملل شرکت ملی نفت وجود دارد که تا الان نفت می فروخته است. حال اگر مسئله این است که این مجموعه ضعیف عمل کرده و ما با این هدف می خواهیم بورس راه بیندازیم، که این ضعف ها می تواند کم بودن تعداد خریدار باشد، این که پول ما به موقع برنگشته یا… باید به صورت کارشناسی بررسی شود.

اگر امور بین الملل به خوبی می تواند فروش نفت را انجام بدهد، ما چرا باید دوباره بورس راه بیندازیم که بخواهد به صورت فیزیکال نفت بفروشد و یا آکشن(حراج) راه بیندازیم؟ اگر هدف بورس کشف قیمت است، کشف قیمت با آکشن یا spot تحقق پیدا نمی کند. تکلیف خودمان را مشخص کنیم. کشف قیمت از طریق فیوچرز اتفاق می افتد و فیوچرز با فروش های hedge انجام می شود. یعنی یک سری پالایشگاه داشته باشیم که بخواهند پوشش ریسک انجام بدهند.

فروش نفت در بورس نیاز به زیربنا دارد

پالایشگاه های داخلی ما اصلا پوشش ریسک برایشان معنی ندارد. اگر می خواهیم پالایشگاه های خارجی را درگیر کنیم باید لوازم آن را مهیا کنیم. اگر لازم است باید با بورس هایی مثل روسیه، چین و هند لینک برقرار کنیم تا آن ها هم بتوانند با ما همراه بشوند که بتوانند به صورت فیوچرز نفت خریداری کنند. برای این هم باید لوازمی داشته باشیم، مثل وجود کارگزاری های متخصص، وجود ارتباطات بانکی مشخص. الان اگر با بورس روسیه ارتباط برقرار کنیم بعد نفت را داخل کشور به ریال قیمت گذاری کنیم این تبادل روبل و ریال را چه  می خواهیم بکنیم؟ بانک های مرکزی دو طرف باید درگیر شوند. این ها موضوعاتی است که باید تحقیق بشود، مطالعه بشود، روی اصول کار انجام بشود.

-=راه اندازی یک باره بورس باعث خواهد شد که هم فروش spot که می تواند موفقیتی برای کشور باشد و هم فروش فیوچرز که باعث می شود ما در قیمت گذاری اثرگذاری داشته باشیم از بین برود. در سال ۱۹۸۰ قبل از این که بورس نیمکس راه اندازی بشود امریکا در بازار داخلی شروع به فروش نفت کرد و بعد از آن اثرگذاری قیمت را از اوپک گرفتند و قیمت گذاری را در حال حاضر آن ها انجام می دهند. این حرف خیلی حرف خوبی است که ما در قیمت گذاری اثرگذاری کنیم، اما این اثرگذاری با چه لوازمی انجام می گیرد؟ فروش یک دفعه ای ۱۰۰ هزار بشکه ای، با توجه به این که بخش خصوصی همان طور که آقای خسروجردی فرمودند این حجم پول ندارد که ۵۰۰ هزار بشکه نفت بخرد و کشتی نفتکش بیاورد و نفت را جابجا کند، از قبل می توان شکست خورده دانست. کشور را معطل این چنین کارهایی نکنیم. اگر واقعا بورس نفت می خواهیم اهدافش باید مشخص باشد. من صریح حرف می زنم چون نمی خواهیم دوباره بورسی مانند بورس کیش راه بیندازیم که نفت عرضه شد و در انتها اتفاقی نیفتاد. اگر می خواهیم بخش خصوصی را درگیر کنیم، بخش خصوصی واقعی را درگیر کنیم، نه این که نفت را به بخش خصوصی به قیمت کم بدهیم. البته من معتقدم اگر فروش spot به خوبی در بورس اتفاق بیفتد حتی اگر در روزهای ابتدایی با قیمت پایین معامله بشود، اگر بورس واقعی شکل گرفته باشد در آینده قیمت نفت افزایش پیدا خواهد کرد.

با وجود تحریم، امکان فروش نفت وجود دارد

سید حمید حسینی عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی صنایع و معادن تهران گفت: من این صحبت که چون خرید نفت ایران تحریم هست پس امکان فروش نفت ایران وجود ندارد را قبول ندارم و اعتقاد دارم با وجود تحریم خرید نفت ایران امکان فروش نفت ایران وجود دارد. قرار نیست ما تا ابد تحریم باشیم، ما نباید چون امروز تحریم هستیم این کار را انجام بدهیم.

باید ببینیم اصلا می خواهیم روش فروش نفتمان را عوض کنیم یا خیر؟ اگر می خواهیم روشمان را عوض کنیم الان شروع کنیم، اگر نمی خواهیم اصلا شروع نکنیم، چرا این کار را بکنیم؟ اگر به این نتیجه رسیدیم که می خواهیم تجارت نفت بکنیم از سیستم قبلی فروش خارج شویم. پس روی این که همیشه تحریم هستیم فکر نکنیم. باید فکر کنیم آیا رویکرد را می خواهیم تغییر بدهیم یا خیر؟ بعد هم اگر می خواهیم بخش خصوصی در بالادست و پایین دست نفت حضور یابد باید بخش خصوصی در تجارت نفت درگیر شود.

باید به بخش خصوصی اعتماد کنیم و بها بدهیم

تا وقتی که بخش خصوصی را در نفت نیاوریم و نفتی نکنیم انتظار این که بخش خصوصی کار پالایشگاهی بکند و کار پتروشیمی بکند وجود ندارد. همه تولید کننده های موفق دنیا کسانی بودند که با تجارت شروع کردند، بعد کار تولیدی انجام دادند. همه آدم های موفق ایران کسانی بودند که اول در یک صنعت تجارت کردند بعد در آن صنعت کار تولیدی انجام دادند. کسانی که ابتدا به ساکن کار تولیدی شروع کردند ۸۰ درصد ناموفق بودند. اگر اعتقاد داریم که بخش خصوصی کشور، سرمایه های کشور باید بیاید داخل نفت باید مسیر را باز کنیم. البته ممکن است تبعاتی هم برای کشور داشته باشد، ولی باید راه باز بشود که بخش خصوصی بتواند بیاید داخل تجارت نفت تا بعد در پایین دستی و بالا دستی وارد بشود. این که بگوییم ما در زیر ساخت ها از دنیا عقب هستیم درست نیست، ما همیشه از دنیا عقب هستیم. هر کار هم بکنیم، تحریم ها هم برداشته بشود، باز ما در نظام IT، نظام بانکی و… از دنیا عقبیم. پس می توانیم با این بهانه همیشه بگوییم که ما از دنیا عقبیم پس بنشینیم تا شرایط فراهم بشود.

باید حتما قیمت‌گذاری منطقی باشد

الزام این که بورس موفق باشد به نظر من این است که قیمت گذاری منطقی باشد و cargo size عرضه بشود و اگر هم مشتری بود عرضه بشود. نه این که ۱۰ روز در بورس عرضه بکنند، بعد که هیچ کس نخرید بگویند که دیدید هیچ کس نخرید. الزامی نیست، شما اعلام آمادگی بکنید بگویید که ما آماده ایم عرضه کنیم، اگر کسی متقاضی بود اعلام آمادگی بکند کارگزار اعلام آمادگی بکند بعد عرضه صورت بگیرد. نه این که از فردا ۱۰۰ هزار بشکه عرضه کنند. هر کس بخواهد در بورس وارد بشود از الان باید برود ۳-۴ ماه برنامه ریزی کند، بازاریابی کند، منابع مالی را جور کند. بنابراین ممکن است ۳-۴ ماه دیگر بنده بیایم متقاضی ۳۰۰-۴۰۰ هزار بشکه نفت بشوم. نه این که ۱۰-۲۰ روز عرضه بکنند بعد هم بگویند که دیدید ما از ابتدا گفتیم کسی نمی خرد.

از مزیت های بورس قطعا شفافیت هست، هزینه های بازاریابی کم می شود، تبعیض از بین می رود، کشف قیمت صورت می گیرد، تحریم ها را می شود دور زد و پرداخت های وزارت نفت هم به سرعت صورت می گیرد. الان یکی از مشکلات این است که وقتی نفت را می فروشیم، قبل از این که پول آن بیاید، به بانک مرکزی می گوییم پول را به دولت بدهد. بانک مرکزی خلق پول می کند و به دولت می دهد. خود این کار یکی از پایه های تورم در کشور است.

بورس نفت موجب می‌شود که مشریان بلندمدت نفت ایران کم بشوند

حتی اگر ما پول نفت را به بانک مرکزی ندهیم و به بانک ها بدهیم، یعنی در بودجه اصلاح بشود که وزارت نفت به جای آن که ارز را به بانک مرکزی بدهد خودش دلار را به بانک ها بفروشد اثر تورمی آن روی اقتصاد کمتر است. الان اقتصاد دانان به جد معتقد هستند که یکی از پایه های نقدینگی و تورم کشور این است که بانک مرکزی مجبور است ابتدا خلق پول کند و به دولت بدهد بعد منابع بانک مرکزی را بفروشد و جایگزین کند.

اثرات منفی بورس به نظر من، یکی این که رقبا از سیاست های ما مطلع می شوند. وقتی در بورس عرضه می کنیم ممکن است مشتری های بلند مدت ما کم بشوند. وقتی بدانند در بورس عرضه می کنیم دیگر اصراری برقرارداد های بلند مدت ندارند. اگر بخواهیم بورس را به طور واقعی اجرا کنیم ممکن است بودجه کشور محقق نشود، یعنی مجبوریم انعطاف داشته باشیم. بعد هم این که ما فکر می کنیم با عرضه می توانیم شاخص بشویم و پایلوت قیمت گذاری بشویم، خیر این طور نیست. حتی در بورس هم عرضه کنیم مجبوریم دوبی-عمان یا جای دیگر را مبنا قرار دهیم. این که بورس ما بتواند مبنای قیمت گذاری شود قطعا اتفاق نخواهد افتاد.

یکی از راه‌های اصلی مقابله با خام فروشی از طریق پالایش در داخل هستیم

خسروجردی رئیس انجمن صادرکنندگان نفت، گاز و پتروشیمی در ادامه نشست درباره توان بخش خصوصی گفت: درست کردن ساختار فروشنده های مختلف محسنات زیادی دارد که من یکی را عرض می کنم. تولید نسبت به تقاضا در چند سال اخیر بیشتر بوده است و نگرانی این بود که شرکت های بزرگ نفتی وابسته به غرب تلاش می کردند نرخ را حفظ بکنند، علی رغم این که تولید نسبت به تقاضا بیشتر بود. در واقع این ما نبودیم که در بالا نگه داشتن قیمت نقش داشتیم، ما بهانه بودیم. از بهانه های امثال ما برای بالا نگه داشتن قیمت استفاده می کردند. دلیل آن بود که چند تا از تولیداتی که در گذشته بود و یکی از تولیداتی که اخیرا وارد بازار شده مثل استخراج نفت و گاز شیل هزینه زیادی دارد.

اگر بنا باشد سرمایه گذاری در این بخش ها جذب بشود لازمه اش این است که نرخ نفت بالا نگه داشته شود. من حدود ۱۰ ماه پیش با دوستانی که در سیستم امنیت کشور هستند صحبت کردم و پیشنهاد کردم که ما تهدید بکنیم که اگر در مذاکره با ما کنار نیایید ما نرخ های نفت را می شکنیم و بازار را به هم می ریزیم. در حد تهدید که اشکالی ندارد. حالا فرض کنیم این ها (غربی ها) فکر می کنند بلوف است و اتفاقی نمی افتد. آیا اگر قرار بود این تصمیم را که الان عربستان دارد انجام می دهد بگیریم، آیا امور بین الملل باید وارد صحنه می شد؟ آیا به وسیله بورس و ابزارهای دیگری که داشتیم نمی توانستیم با نرخ پایین تر بازار را به هم بریزیم؟ در ظاهر و تبلیغات هم امور بین الملل مخالفت می کرد. اما در واقعیت با نرخ ۷۰ دلار وارد بازار می کردیم. شما با این کار چند میلیون بشکه را از دور خارج می کنید؟ عربستان در این فشاری که امریکا در برنامه های اخیر آورد با یک تیر دو نشان زد. ظاهر هم این بود که می خواهد ایران را به زانو درآورد. چه تاثیری بر ایران دارد؟ ایران کلا یک میلیون بشکه صادر می کند، ولی عربستان داشت به این سمت می رفت که سه میلیون بشکه تولید اضافه داشته باشد. با این کار با یک تیر چند نشان زد. یکی این که در مقابل فشاری که از امریکا بود دهن کجی نشان داد. چون امریکا بزرگ ترین تولید کننده نفت شیل هست، اگر قیمت نفت پایین بیاید شرکت های نفتی امریکا محلی از اعراب ندارند. مهم تر این که سرمایه گذاری در این قسمت از بین می رود.

یکی دیگر این که تاثیرگذاری خودش را بر سیاست های بخش نفت به این شکل اعلام می کند. به علاوه این که تلاش می کند امتیازاتی را در این زمینه به دست بیاورد. من فکر می کنم کاری که ما باید می کردیم و شاید مصلحت نبود خود امور بین الملل انجام بدهد و با ابزارهایی که داشتیم می توانستیم انجام بدهیم، امروز عربستان انجام می دهد و امتیازاتش را می گیرد. درست است که ظاهرا می گویند فشار امریکاست اما چنین چیزی نیست.

اگر فرض کنیم که این اتفاق افتاده و قیمت نفت کم شده است و ما در حال حاضر درآمد نفت را در کوتاه مدت نیاز داریم تا به چیزی که بودجه تعریف کرده برسیم؛ اگر قرار باشد مثلا ۳۰۰ هزار بشکه اضافه تولید کنیم و صادر کنیم تا بتوانیم درآمد را تامین کنیم راهش چیست؟ این جا هم اگر ابزارهای دیگری داشتیم این کار برای ما آسان تر بود.

مهم تر از همه در این بخش پالایش کردن نفت است چه در داخل و چه خارج از کشور. در این قسمت ما حرف می زنیم اما اقدام نمی کنیم، بودجه لازم و پشتیبانی لازم برای ساخت این پالایشگاه ها را نمی دهیم. ما در فرآورده مثل نفت تحریم نیستیم که خریدار مشکل داشته باشد. در خیلی از جا ها می توانیم با فرآورده بازار داشته باشیم و الزامی هم نداشته باشیم حتما نفت بفروشیم. اگر هم نفت کم بشود وقتی ما با فرآورده وارد بازار می شویم اتفاقی نمی افتد.

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: