۱۶ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۱۵
بازخوانی/فعالان و مدیران ارشد نفت در نشست بررسی بورس نفت مطرح کردند:

قمصری: آنچه که در بورس ما اتفاق می‌افتد، حراج است

فروش نفت در بورس یکی از بحث‌ها و راه‌حل‌هایی است که از دهه ۸۰ در مباحث نفتی به فراخور زمانی خاص مطرح شده است. در سال ۹۳ نشست بررسی سازوکار عرضه نفت در بورس انرژی توسط شبکه کانون‌های تفکر ایران ( ایتان) با حضور مسئولان و فعال حوزه بورس و نفت برگزار شد.

به گزارش عیارآنلاین، نفت به عنوان اصلی‌ترین مبنع درآمدی برای اقتصاد کشور نقشی اصلی را ایفا می‌کند. با توجه به نزدیک شدن زمان بازگشت تحریم‌ها اعمال شده توسط آمریکا، بررسی و اجرای راهکاری‌های بی تاثیرکردن آن ضرورتی است که در ماه‌های آینده باید به عنوان اصلی‌ترین رویکرد مسئولان وزارت نفت و نمایندگان مجلس قرار گیرد.

راه‌اندازی بورس نفت و فروش ریالی نفت خام به شرکت‌های داخلی و خارجی در قالب آن، می‌توان در شرایط تحریم از کاهش فروش نفت خام جلوگیری نمود. فروش نفت خام در بورس نفت در سال‌های ۹۲ و ۹۳ به طور رسمی اجرایی شد اما موفقیت آمیز نبود. مدیران، کارشناسان و فعالان حوزه نفت دلایل مختلفی را درباره شکست بورس نفت در سال‌ ۹۳ بیان می‌کنند.

در همین راستا نشستی در تاریخ ۳۰ مهر ۹۳ در شبکه‌ کانون‌های تفکر ایران ایتان برگزار شد که در آن نقاط مثبت و نقاط منفی و همچنین علل اجرای ناموفق بورس در سال ۹۳ بررسی شد. متن این نشست به شرح زیر است.

 فشار ها باعث شده است که وزارت نفت استراتژیکی خود را در فروش نفت تغییر دهد

سید علی حسینی رئیس بورس انرژی در این نشست درباره بورس نفت و لزوم اجرای آن گفت: من فکر می کنم رویکرد وزارت نفت در حال عوض شدن است. ۳۰ سال است که وزارت نفت این رویکرد را دارد که یک کالایی دارم و این کالا مشتری دارد، آن را به مصرف کننده نهایی می فروشم، این کالا هم کالای تجاری نیست، لذا اطلاعات باید محرمانه باشد تا رقیب نداند قیمت ها و قرارداد های من چه هستند. در نتیجه وزارت نفت به یک سازمان بسته تبدیل شده بود. بنابراین سعی می کرد سراغ شرکت های بزرگ دنیا برود و طبعا جایی برای بخش خصوصی نخواهد بود.

کار وزارت نفت هم این بوده است که بازاریابی و تعیین قیمت کند. اینکه چگونه قیمت بگذارد که منافع ملی را تضمین کند مهم است، لذا تعداد زیادی نیرو دارد که کارشان آنالیز قیمت است.

این رویکرد وزارت نفت تبعاتی به همراه داشته است؛ حرف و حدیث هایی مانند اینکه وزارت نفت عاشق چشم سبزهاست، یا وزارت نفت مجموعه ای بسته و مافیایی است و… از تبعات آن است.

لذا وزارت نفت برای اینکه از این اتهامات خارج بشود، در سالهای ۸۲-۸۳ اقدام به راه اندازی بورس نفت کرد، اما در آن زمان موفق نشد.

در چند سال گذشته تحریم ها باعث شده است که برخورد وزارت نفت کمی متفاوت شود، چرا که قراردادها با مشتریان سابق دیگر جوابگو نیست. فشار ها باعث شده است که وزارت نفت استراتژی خود را تغییر دهد. لذا فضا برای حضور بخش خصوصی در این عرصه باز شده است.

همچنین در سیاست های اقتصاد مقاومتی که توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شد، بر ایجاد تنوع در روش های فروش نفت تأکید شده بود، لذا این مسائل باعث شد که وزارت نفت بخشی از نفت خام را در بورس عرضه کند.

اگر در حال حاضر وزارت نفت صرفا به دلیل نمایش ظاهری و به دلیل دستوراتی که هست، می خواهد بورس را راه بیندازد، من خیلی موافق نیستم، چرا که در این صورت وزارت نفت خیلی انعطاف نشان نمی دهد. در صورتی که با حضور در بورس باید الزامات آن را پذیرفت و در صورت عدم فروش نفت، قیمت ها را با بورس تطبیق داد.

اما اگر وزارت نفت واقعا به این نتیجه رسیده است که رویکرد خود را تغییر دهد، می تواند اقدام خوب و مثبتی باشد.

مدیر اسبق امور بین الملل شرکت ملی نفت: فروشنده آن تحریم نشده، بلکه خرید نفت ایران تحریم شده است

محسن قمصری مدیر اسبق امور بین الملل شرکت ملی نفت ایران در این نشست درباره علل عدم موفقیت آمیز نبودن بورس نفت گفت: آنچه در این جلسه می گویم، به عنوان نظر یک کارشناس در نظر گرفته شود و نظر وزارت نفت و شرکت ملی نفت تلقی نشود.

برای روشن شدن موضوع، لازم است که یک شناخت از بازار نفت و بعد عملکرد شرکت ملی نفت ایران بر اساس آن پیدا کنیم.

شرکت نفت به عنوان فروشنده نفت باید از ابزارهای بازاریابی استفاده کند. سیاست اصلی ما این است که سهم نفت ایران را در بازارهای مقصد افزایش دهیم. گاهی ممکن است به مصرف کننده نهایی بفروشیم و گاهی ممکن است در بورس بفروشیم و گاهی ممکن است روش سومی پیدا کنیم. بنابراین هدف، فروش در بورس یا فروش به مصرف کننده نهایی نیست. الآن در دنیا بیش از ۳ میلیون بشکه نفت خام مازاد عرضه وجود دارد. بین تولیدکنندگان نفت جنگ و دعواست. همه به دنبال افزایش سهم خود هستند. بنابراین نمی توان گفت اگر بورس نشد، اقتصاد مقاومتی اجرا نشده است. ابتدا باید تعریف اقتصاد مقاومتی را روشن کنیم، آیا فقط فروش در بورس یعنی اقتصاد مقاومتی یا نه. ما فکر می کنیم که در اقتصاد مقاومتی وظیفه شرکت نفت این است که منافع کشور را تأمین کند و درآمد کشور را بیشینه کند.

بر خلاف آنچه در دنیا و حتی در کشور خودمان شایع هست، فروش نفت ایران و فروشنده آن تحریم نشده است، بلکه خرید نفت ایران تحریم شده است. برای این کار هم کلیه پالایشگاه ها و مصرف کنندگان نفت به طور دقیق توسط آمریکایی ها کنترل می شوند. اگر این موضوع را بپذیریم، خیلی فرق نمی کند که فروشنده نفت چه کسی باشد، خود شرکت نفت بفروشد یا با یک شرکت خصوصی وارد معامله شود و یا در بورس بفروشد. بنابراین نفت ایران را از هیچ فروشنده ای نمی خرند.

آنچه که در بورس ما اتفاق می‌افتد، حراج است

بورس یک ابزار فروش و کشف قیمت است. اگر این ابزار بتواند به ما کمک کند که یک بشکه صادرات ما را به دو بشکه تبدیل کند، استقبال می کنیم. کسانی که شرکت نفت را به بسته و مافیایی عمل کردن متهم می کنند، نفت و بازار را نمی شناسند. ما آمار روزانه فروش نفت را داریم و ارائه می کنیم. ما از هر روشی که فروش نفت را بیشتر کند، استقبال می کنیم، اما روش هایی که وبال گردن باشد و مشکل درست بکند، مخالفت می کنیم. اگر بورس راه بیفتد و موفق باشد، استقبال می کنیم.

در دنیا اکنون روزانه حداکثر ۴۵ میلیون بشکه نفت به صورت فیزیکی معامله می شود، یعنی از حدود ۹۰ میلیون بشکه تولیدی، نصف آن مصرف داخلی خود کشورهاست و مابقی معامله فیزیکی می شود. اما در کنار این، بالای ۱.۵ میلیارد بشکه معاملات کاغذی داریم. بنابراین فروش فیزیکی نفت در بورس های دنیا رایج نیست و آنچه رایج است، بورس کاغذیست. در این زمینه، ما نه تنها استقبال می کنیم، بلکه یک پیشنهاد مفصل به سازمان بورس مطرح کردیم که بنا بر دلایلی عملیاتی نشد. آنچه در حال حاضر، در بورس ما اتفاق می افتد، یک نوع حراج است و این به ما خیلی کمک نمی کند. ضمن اینکه خریدارش نمی تواند نفت خود را بفروشد و نفت روی دست آن ها می ماند. ورود به بازار نفت سخت و شکننده است. بنابراین با بورس به عنوان حراج موافق نیستیم و با بورس واقعی موافقیم و به دنبال آن هستیم.

در بورس عوامل متعددی باید دخیل باشد که یکی از آن ها این است که عرضه کننده باید متعدد باشد. در بورس های دنیا روزانه میلیون ها بشکه نفت توسط عرضه کنندگان متعدد معامله می شود، به گونه ای که روزهایی که معامله از ۱۶ میلیون بشکه کمتر باشد، اصلا مورد محاسبه قرار نمی گیرد. اما در کشور ما تنها شرکت نفت عرضه کننده است. مشکل دیگر این است که خریداران ما محدود هستند.

سیستم IT  بورس تاخیر چند ثانیه‌ای دارد

عاملی که از همه بزرگتر است، این است که در سیستم بورس باید سیستم بانکی آنقدر قوی باشد که همه از همه جای دنیا بتوانند شرکت کنند. وقتی که ۳ سال پیش بورس را راه اندازی کردیم، برخی از خریداران ما تماس گرفتند و برای حضور در بورس اظهار تمایل کردند، ولی ما سیستم بانکی نداریم که این پول منتقل شود. از همه مهم‌تر، تاخیر سیستم IT ما چند ثانیه است، در حالی که تاخیر سیستم های بورس دنیا ۱۶ هزارم ثانیه است. بنابراین بورس ما بورس واقعی نمی تواند باشد ولی می تواند به صورت حراج باشد.

از طرف دیگر برای راه اندازی بورس، موانع قانونی داریم. وقتی در قانون، کف قیمت برای نفت داریم، چگونه می توان ساختار بورس را رعایت کرد؟

برای آنکه بتوانیم بورس را به طور موفق راه اندازی کنیم، باید موانع مذکور رفع شود. باید زیرساخت ها فراهم شود. بورس یک موضوع اقتصادیست و با فشارهای سیاسی راه نمی افتد. اگر زیرساخت ها راه بیفتد، مشکلی با بورس نیست ولی در شرایط موجود، تنها می توانیم یک حراج داشته باشیم.

در بین مدیران نفتی اراده لازم برای پیداکردن یک راه‌حل عملیاتی و ریسک مدیریتی نیست

حسن خسروجردی رئیس هیات مدیره اتحادیه صادرکنندگان نفت، گاز و پتروشیمی درباره نتیجه ارتباط و مذاکره با آمریکا گفت: چهارسال پیش یک روز من خدمت آقای قمصری رسیدم و پیشنهاد کردم که حداقل ۲۰ شرکت محلل و پنهان با مشارکت نفت و بخش خصوصی درست کنیم تا اگر تحریم شدیم حداقل از این شرکت های پوششی استفاده کنیم. آقای قمصری فرمودند چرا ۲۰ تا؟ صد تا شرکت درست کنیم و باید این شرکت ها را شکل بدهیم که بتوانیم در صورت تحریم استفاده کنیم. ولی متاسفانه این شرکت ها بسیار ناقص شکل گرفت.

مشکل دیگر در این بخش این است که نگاه مدیرانی مثل آقای قمصری و مسئولان بالا با نگاه بدنه و احساس مسئولیت بدنه متفاوت است. مثلا یکی از همکارهای ایشان بود که می گفت آقای فلانی چرا این قدر زور میزنی که تحریم می شویم و بیایید راه حل پیدا کنیم؟ بهتر این است که ما به آقا بزرگ وصل بشویم. خوب الان در حال تلاش برای توافق با با این آقا بزرگ هستند هر کاری می کنند باز یک بهانه ای می گیرد. خوب نگاه آقای قمصری با نگاه نیرویی که توی سیستم ایشان هست متفاوت هست. اگر راه حل بخواهیم پیدا کنیم باید با آقا بزرگ وصل بشویم یعنی این که همان نوکری سابق را بپذیریم. پس چرا این قدر خون در این کشور ریخته شد؟ ما از اول نوکر بودیم، ادامه می دادیم و دیگر کسی ما را تحریم نمی کرد، ولی این یک واقعیت است که در این کشور انقلاب شده و هزاران نفر پای انقلاب خون دادند، باز هم تسلیم بشویم؟ خوب حالا اگر تسلیم نشویم چکار باید بکنیم؟ راه حل واقعا نداریم؟ من در این قسمت با بعضی از عزیزان در نفت اختلاف دارم، به قدری که من می فهمم.

چون دانش دوستان بسیار  بالاست و حرفه ای کار کردند. در  این قسمت من از دور دستی بر آتش داشتم لذا خیلی فرق می کند کسی که خودش داخل گود هست با کسی که کنار گود هست.

اما واقعیت این هست که فکر می کنم اراده لازم به غیر از چند مدیر در معدل کلی مدیران نفت نیست که دنبال یک راه حل عملیاتی محکم بگردند و ریسک هم بکنند یعنی ریسک مدیریتی داشته باشند، می خواهند پستشان را داشته باشند. دلیلش هم این است که می گویند ده ها سیستم بازرسی در کشور داریم، وزارت هست، بازرسی هست، دیوان محاسبات هست. آقای نعمت زاده می گفتند که من هر هفته یک بار به دادگاه کشیده شدم بابت دستوراتی که ریسک مدیریتی بود همه را هم تبرئه شدم تا اینجا. اما آن روزی که دستور دادم، بر خلاف ضوابطی که حاکم بوده حکم دادم. مدیر اینچنینی در مدیران کشور داریم که ریسک مدیریتی را بپذیرند؟ به نظر من این یک ضرورت هست که بخواهند راه حل های جدید را شناسایی کنند و جسارت اجرای آن را هم داشته باشند. این قسمت را خود آقای قمصری هم که بنده خدمت ایشان ارادت دارم و یکی از مخلص ترین مدیران نفت ایشان را شناختم قبول دارند.

بخش خصوصی ما توانمند نیست

من معتقدم، می‌شود روی راه حل‌های جدید کار کرد. آیا فقط وزارت نفت مسئول این راه حل‌ها هست؟ نفت یکی از مهره‌های اصلی در این کار هست، اما تنها مهره اصلی نیست. اگر نفت خام وارد بورس بشود، به طور مثال عرضه وقتی صورت می گیرد و اندازه کارگو (cargo size) عرضه نمی شود چه کسی حاضر است این محموله را بخرد و تا کی صبر کند که این محموله کامل بشود؟ آیا محموله بعدی با همین مقصد عرضه می شود؟ ممکن است این محموله برای اروپا باشد یا برای افریقا یا آسیا باشد چون قیمت ها برای نفت با توجه به مقصد متفاوت هست.

اگر اندازه عرضه زیاد شد و مثلا یک میلیون بشکه شد چه کسی پول دارد که بخرد؟ از بیرون که حواله کردن و پول دادن بسیار مشکل است، مگر این که برخی بانک ها با هزینه زیاد بتوانند پول را جابجا کنند و پول را بریزند در بانکی که وزارت نفت هم موافقت کند.

اما بیرون آوردن پول هزینه های سنگینی دارد که ما را به یک کشور وابسته می‌کند و مجبوریم کالاهای‌مان را از آن جا بخریم که مسئله دارد. خوب بنابراین پرداخت پول هم یک مسئله هست که چگونه انجام بشود. آیا در بخش خصوصی داخل امکان مالی این کار هست؟ خیر. بخش خصوصی توانمند ما نداریم، اما آیا بانک ها کمک می کنند که ضمانت لازم را بدهند؟ خیر. هیچ بانکی عدد بالای ۵۰ یا ۱۰۰ میلیارد را بدون زد و بندهای پشت پرده امکان ندارد ضمانت بدهد. می‌گویند ما برای جواب دادن به یک مشتری صد مشتری را باید از دست بدهیم. میزان نقدینگی کشور و حتی سقف اعتبارات ضمانتی بانک ها بسته هست. جواب یک بخش عظیمی مثل نفت و گاز و پتروشیمی را نمی دهد.

دولت اراده‌ای بر همکاری با بخش خصوصی ندارد

یکی دیگر از مشکلاتی که با نفت داریم این هست که ما به قدر صنعت نفت و گاز و پتروشیمی و سایر صنایع و سایر واحد های اقتصادی کشور پول در کشور نداریم و جواب نمی دهد. به دلیل این که نفت و گاز و پتروشیمی تقریبا یک کالای اعتبار محور بوده است. یعنی قبلا که دست دولت بود؛ دولت به پالایشگاه می داد، پالایشگاه به پمپ بنزین می داد، از دست مصرف کننده یا کارخانه یا هر چیز دیگر پول به خزانه بر می‌گشت.

حالا که می‌خواهیم وارد بورس بکنیم یا به بخش خصوصی بفروشیم می‌گوییم پول داری جلو بیا، این مسئله امکان پذیر نیست. اگر بگویند ضمانت‌نامه مجدد هم امکان پذیر نیست. در واقع قبلا موافقت کردند که ضمانت ارزی به ضمانت ریالی تبدیل بشود که نفت این مسئله را حل کرد، اما در واقع الان وقتی که پول نقد نیست و به اندازه همه این نیازها نیست و از طرفی هم ضمانت‌نامه‌ها به اندازه نیاز امکان صدورش به علت محدودیت‎های سقف اعتباری بانک ها نیست، پس چگونه می شود ما وارد این عرصه بشویم؟ چه از بورس بخریم چه از بیرون بورس. اما آیا راه حل دیگری ندارد؟ دارد، اما باید روی آن کار بشود. اعتبار بودن این صنعت باید حفظ بشود. وقتی این صنعت را به بخش خصوصی دادیم، همه چیز را باید به بخش خصوصی بدهیم. نمی توان یک واحد را به بخش خصوصی داد اما تن خواه میلیاردی آن را نگه داشت. اگر صندوق ها را خصوصی فرض کنیم، بخش خصوصی یک واحد را گرفته و پول به اندازه واحد جور کرده و یا طلب داشته و با آن خریده، اما یک پالایشگاه مثل پالایشگاه اصفهان تن خواهی در حدود ۵۰۰ میلیون دلار نیاز دارد.

پالایشگاه‌های بزرگ شانس آوردند که دولت نفت را با آن ها تهاتر می کند، نفت را به آن ها می دهد و فراورده از آن ها می گیرد. اما در پالایشگاه‌های کوچک که دولت محصولات آن ها را استاندارد نمی‌داند، پول از آن ها می‌خواهد؛ این کار اعتبار محور بودن این صنعت را از بین می برد. من معتقدم ما باید مکانیزمی پیدا کنیم که نقد محور بودن، که ضربه زیادی به اقتصاد می زند، رکود ایجاد می‌کند، مکانیزم مالی بانک و مردم را به هم می زند، بانک ها را اشرف مخلوقات اقتصادی کشور می کند، واحدها را از کار می اندازد، را حذف کنیم، چه کسی باید کار را درست کند؟ اگر اراده باشد می شود.

می گویند چند تا بابک زنجانی نیاز داریم؟ به هر حال در قدیم در بازار یک تاجر به قدری قابل اعتماد بود که اگر پشت چک و سفته هزار تاجر را امضا می کرد اعتباری به تاجر ها می دادند. آیا داخل کشور ما هیچ مجموعه‌ای که بتوان به آن اعتماد کرد وجود ندارد؟ چرا صنعتی که در دنیا اعتبار محور است را نقد محور می کنیم و ضربه بزرگی به کشور می زنیم؟ این قسمت باید کار شود. اعتباری بودن نفت و گاز و پتروشیمی مثل گذشته که دست دولت بود و اتفاق می افتاد الان هم که به بخش خصوصی آمده باید حفظ شود. می گویند چند تا بابک زنجانی داخل کشور نیاز داریم؟ مثلا فرض کنید نفت به پالایشگاه اصفهان و اراک داده‌اند، می توان به این واحدها اعتماد کرد. می توان به همین ۷-۸ پالایشگاه ۲۰ هزار بشکه‌ای که در حال حاضر هستند گفت کنار هم قرار بگیرید و تضامنی همدیگر را پشتیبانی کنید و بستر اعتباری را فراهم کنید که به شما نسیه بدهیم. نمی شود این کار را کرد؟ آیا وقتی ارزش دارایی این شرکت ها از ارزش محموله‌ای که به آن‌ها می‌دهیم بیشتر است نمی توان اعتماد کرد؟ ما باید نگران باشیم که فرد کارخانه و دارایی ها و تجهیزاتش را از کشور خارج می کند؟ وقتی تضامنی پشتیبانی می کند و دارایی هایش هم از محموله ای که می گیرد بیشتر است پس نگرانی ندارد. مثلا به خسروجردی اعتماد ندارند اما اگر ۲۰ تا خسروجردی کنار هم قرار گرفتند با دارایی و امکاناتی که دارند و تضامنی یکدیگر را پشتیبانی کردند، چرا نباید اعتباری به آن ها داد؟

پس اگر نفت در بورس عرضه بشود و مسئله اعتباری آن حل نشود امکان ندارد شکل بگیرد. بانک ها هم نمی توانند به این اندازه ضمانت نامه صادر کنند، پولی هم در کار نیست پس از اول شکست خورده است، چرا در بورس بیاید؟ آیا بورس نمی تواند کاری بکند که این را تقویت کند؟ مثلا فرض کنید شرکت های داخلی به بیرون وصل بشوند آیا امکان پذیر نیست؟ آیا با فروش نفت همان طور که آقای قمصری فرمودند وصل هم بشوند، وقتی یک مجموعه بیرونی را نقره داغ می کنند و اگر خرید شکایت می کنند چند برابر جریمه می کنند، آیا همه جرات این کار را دارند؟ اگر شبکه داخل و بیرون به وجود بیاید می شود مکانیزم هایی که خود شرکت ملی نفت در عمان انجام می دهد را در جاهای دیگر به کار برد. امریکا که شرکت ها را زیر سوال می برد، وکیل می‌گیرد و جریمه سنگین می ‌کند اگر مدرک نداشته باشد نمی‌تواند کاری بکند. شما ببینید مثلا همه می دانند رئیس مافیای فلان کالا فلان فرد هست اما تا مدرک ندارند کسی را بازداشت نمی کنند؛ پس سند عوض کردن، مخلوط کردن نفت و… همه روش‌هایی هستند که اگر تیم درست کار بکند می‌توان استفاده کرد.

مثلا در کنار شرکت ملی نفت شبکه‌ای درست بشود که مدیریت و ماهیتش در شرکت ملی نفت باشد، اما ابزارها را بخش خصوصی و عوامل بیرون تامین کنند و با این ابزارها بتوانند نفت را وارد بازار کنند. در تحریم‌ها به یک پالایشگاه گفته اند حق نداری نفت بخری، آیا به پالایشگاه گفته اند حق نداری دستمزد بگیری پالایش کنی؟

اگر ما با یک پالایشگاه قرارداد ببندیم با مخلوط کردن فرمول نفت را تغییر بدهیم و در یک کشور ببریم، آیا کسی جلوی ما را می‌گیرد؟ ممکن است بگیرد، ممکن است فشار بیاورد، مثل کشتی که رفت در مراکش سفیر رفت به نخست وزیر مراکش گفت که این کشتی که می آید برای ایران است به آن اجازه پهلو گرفتن ندهید، این اعمال نفوذهای این طوری امکان پذیر هست، اما خریداری را نمی‌توانند دادگاهی کنند و قانونا بر اساس اسناد محکوم کنند، یعنی جرات و جسارت تیم هایی که به خاطر منافع جمع می‌شوند بالا می رود. این ابزارها در همه جا هست. در لیختن اشتاین هست، در موناکو هست، در مونت کارلو هست.

پول های بسیار زیادی با اسامی با کد در این جا ها رد و بدل می شود. آیا ما نمی توانیم با این ها لینک بشویم و این کارها را انجام بدهیم؟ و الله می توانیم. شرکت ملی نفت نمی تواند وارد این شبکه بشود، شرکت ملی نفت نمی تواند با یک نفر در موناکو کد بگیرد پنهان با کسی کاری انجام بدهد، عوامل و مدیران نفت مشخص هستند و لذا این اتفاق نمی تواند بیفتد. آیا با محلل های خاص ما نمی توانیم این کار را بکنیم؟ بورس الان مدعی است که اگر این کالا در بورس بیاید شفاف سازی رخ می دهد و محاسنی دارد. چند تا عیب هم دارد. مثلا اگر عرضه بشود و یک دلالی به وجود بیاید و این دلال در سیاست های این محموله تاثیرگذار باشد، نه تولید کننده و فروشنده کاره‌ای هستند و نه پالایشگاه، منظورم مصارف داخلی است.

اگر اعتبار محوری حل نشود، دلال رشد می کند و این ضربه بیشتری دارد، نه به نفع مصرف کننده هست نه تولید کننده. نکته دوم این که بورس نمی تواند خود را در چارچوب مرزهای کشور محدود کند. اگر بروند مذاکره بکنند که بورس ما به بورس شانگهای وصل بشود، به بورس ترکمنستان وصل بشود و همین که کالایی در بورس ما عرضه شد در تابلوی شانگهای هم باشد، خریدار می تواند در آن جا بلافاصله اعلام بکند که من محموله را خریدم. من دو روز پیش با مسئولان بورس جلسه داشتم همین مطالب را مطرح کردم. گفتم اگر می خواهید بورس انرژی مطرح بشود و شکل بگیرد لازمه اش این است که به بورس های بین المللی وصل شویم. در صورتی که تیم به هم اعتماد کند می توان راه حل پیدا کرد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: