۱۲ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۰۶
مدیرعامل بورس انرژی با استقبال از طرح معاون اول رئیس جمهور:

هیچ محدودیتی برای عرضه نفت خام در بورس وجود ندارد

سید علی حسینی با تاکید بر اینکه هیچ مشکلی در موضوع عرضه نفت در بورس وجود ندارد گفت: «عرضه نفت در بورس، موضوع ماده ۴ قانون برنامه ششم توسعه است که مخاطبان آن بانک مرکزی، سازمان بورس اوراق بهادار، بورس انرژی ایران و شرکت ملی نفت ایران هستند. این سازمان‌ها باید به جای مانع‌تراشی، برای تحقق این هدف قانونی همکاری کنند».

به گزارش عیارآنلاین، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور در مراسم روز ملی صنعت و معدن از عرضه نفت در بورس خبر داد. طرح موضوع عرضه نفت در بورس، بلافاصله با واکنش‌های متعددی همراه شد. مقامات و شخصیت‌ها در حوزه‌های مختلف کشور، مواضع متفاوتی در موافقت یا مخالفت با این طرح داشتند. در این میان اما یکی از حوزه‌هایی که مورد بحث مخالفان عرضه نفت در بورس قرار گرفت، اشکالات و ضعف‌های بورس برای عرضه نفت در این بستر بود. به همین دلیل پایگاه خبری تحلیلی عیارآنلاین، در گفت و گویی با سید علی حسینی مدیرعامل بورس انرژی، به انتقادات وارد شده برای عرضه نفت در بورس پاسخ داد که در ادامه آمده است.

سابقه عرضه نفت خام در بورس انرژی وجود دارد

یکی از مهمترین شبهاتی که درباره عرضه نفت در بورس مطرح می شود، نبود زیرساخت‌های لازم از جمله پرداخت بین‌المللی بانکی است. سید علی حسینی در این باره گفت: تاکنون نفت خام صادراتی در بورس انرژی عرضه نشده است. در سال ۹۳ نفت خام برای مصارف داخلی در بورس انرژی عرضه شد. ما همزمان عرضه میعانات گازی را هم برای پالایشگاه‌های کوچک شروع کردیم چون مزیت آن برای این پالایشگاه‌ها بیشتر است. به همین دلیل چون آن­ها از میعانات گازی استقبال کردند، ما هم عرضه میعانات گازی را توسعه دادیم و عرضه نفت خام برای مصرف بخش‌های داخلی در حد محدودی که شروع شده بود تقریباً متوقف شد. پس این­ها با هم متفاوت است. یعنی عرضه نفت در بورس، نه به مشکل خورد و نه بورس انرژی آن را متوقف کرد. چون هم­زمان ما میعانات گازی عرضه کردیم که برای مصرف پالایشگاه‌های کوچک بهتر است. یک فرآورده سبک­تر است و برای پالایش راحت­تر است و فرآورده‌های ثانویه بهتری می‌دهد. به این خاطر چون تقاضا برای میعانات بیشتر بود، ما هم سعی کردیم که عرضه میعانات گازی را بیشتر کنیم. ولی از  نفت خام صادراتی تا الآن در بورس انجام نشده است.

هر سه محور تقاضا، کشف قیمت و تسویه در بورس وجود دارد

تردید در نبود زیرساخت های لازم برای عرضه نفت در بورس هم یکی دیگر از موضوعاتی بود که مدیرعامل بورس انرژی در این باره گفت: زیرساخت برای عرضه­ نفت خام سه جزء باید داشته باشد. یکی این که خریدارانی برای نفت خام باشند که خب این خریداران الآن هم وجود دارند که شرکت ملی نفت در حال فروش نفت به آنهاست. در آینده هم همان خریدارها به هر حال هستند. شاید جابجا شود، ولی خریدارها هستند. پس بنابراین از این منظر خیلی موضوع تفاوتی نمی‌کند.

ارجحیت قیمت شفاف در بورس به قیمت‌های غیرشفاف و مذاکره‌ای نفت

بحث دیگر بحث کشف قیمت است که مکانیزم بورس قطعاً به روش‌های مذاکره‌ای و غیرشفاف ارجحیت دارد. به هر حال سازوکار بورس مبتنی بر رقابت و شفافیت است و این خیلی مهم است.

از منظر تسویه هم، همین الان معاملات نفت خام ایران از طریق حساب‌های بانکی که خارج از کشور هست، تسویه می‌شود. همان ظرفیت را الآن هم می‌شود استفاده کرد. یعنی ما در این سازوکار بورس نه تنها فرصتی را که الآن وجود دارد از دست نمی‌دهیم، بلکه فرصت‌های جدیدی را هم اضافه می‌کنیم. آن فرصت‌های جدید این است که اولاً خریداران بیشتری می‌توانند از طریق بورس وارد معاملات بشوند و دیگر محدودیت وجود ندارد. این که به هر حال معاملاتی که مبتنی بر مذاکره و غیرشفاف است، قطعاً محدودیتی را هم برای بعضی از خریداران ایجاد می‌کند. یعنی ما هم فرصت‌های موجود را می‌توانیم استفاده کنیم هم مزیت‌های جدیدی را به بورس و معاملات نفت خام اضافه کنیم.

تمام زیرساخت‌ها برای عرضه نفت خام در بورس وجود دارد

در همه جای دنیا هم معاملات فیزیکی نفت خام و هم معاملات کاغذی نفت خام در جریان است. هر دوی این­ها در کشور ما امکان پذیر است. یعنی ما هم عرضه فیزیکی نفت خام را می‌توانیم انجام بدهیم. کما این که برای خود شرکت ملی نفت ما تا الآن در چند مرحله محموله‌های نفت کوره بزرگ -سی و پنج هزار تنی- را فروختیم. پس بنابراین می‌توان این مدل استفاده کرد. در مورد معاملات کاغذی هم استحضار دارید که ما در بازار سرمایه، چندین سال است که تجربه معاملات آتی را داریم. هم به لحاظ نرم‌افزاری هم به لحاظ مقرارات هیچ محدودیتی نداریم. اصطلاحا تکنولوژی این معاملات را در داخل کشور بومی کردیم.

برخی به دنبال جلوگیری از عرضه نفت در بورس هستند

شبهاتی که برخی ایجاد می‌کنند، در واقع به دنبال این هستند که ما اصلاً یک کاری را شروع نکنیم و در مورد آن تجربه کسب نکنیم؛ تلاش نکنیم و اصلاً به سمت آن حرکت نکنیم. خب قطعاً این یک امر مسلم است ما در آن واحد نمی‌توانیم کل معاملات نفت خام خود را به بورس منتقل کنیم. این یک امر بدیهی است. اما این که بخواهیم کار را شروع بکنیم، تماماً زیرساخت آن وجود دارد و من با اطمینان می‌گویم که هیچ محدودیتی در حوزه بورس برای شروع کار وجود ندارد.

شرکت سرمایه‌گذاری مرکزی به اندازه بانک مرکزی قانونی است

به همان اندازه‌ای که وجود بانک مرکزی در اقتصاد کشور ما وجاهت قانونی دارد، به همان اندازه هم شرکت سپرده‌گذاری مرکزی وجاهت قانونی دارد. چون هر دو آنها به موجب قانون در این کشور تشکیل شده‌اند. پس این مسئله قطعاً نیست و تا الآن هم ما اظهارنظری از بانک مرکزی نشنیدیم. شرکت سپرده‌گذاری مرکزی، بخش خصوصی نیست. شرکت سپرده‌گذاری به موجب قانون ایجاد شده است. طبق اساسنامه سه نفر از پنج نفر اعضای هیئت مدیره این شرکت را هم به طور مستقیم سازمان بورس و اوراق بهادار منصوب می‌کند. یعنی کاملاً تحت کنترل سازمان بورس و اوراق بهادار است. بنابراین شرکت سپرده گذاری مرکزی تحت کنترل سازمان بورس و اوراق بهادار است که این سازمان هم یک سازمان حاکمیتی است که به موجب قانون ایجاد شده است. پس این مسئله مطرح نیست.

سازمان های متولی به جای مانع تراشی، قانون را اجرا کنند

البته به هر حال بانک مرکزی در موضوعات ارزی، قانوناً نظراتی دارد. بحث ما این است که اگر یک تکلیفی را قانون کشور تعیین کرده، دستگا‌های متولی امر موظفند طبق این قانون وظایف خود را اجرا کنند. به طور مشخص در ماده ۴ قانون برنامه ششم تأکید شده است که باید نفت خام و فرآورده‌های نفتی در بورس انرژی عرضه بشود. برای این که این قانون اجرا شود، چند دستگاه باید با هم همکاری کنند. بانک مرکزی، سازمان بورس اوراق بهادار، بورس انرژی ایران و شرکت ملی نفت ایران مخاطبان این قانون هستند. این سازمان‌ها باید به جای مانع‌تراشی، برای تحقق این هدف قانونی همکاری بکنند. تأکید من این است که اگر این همکاری وجود داشته باشد، ما هیچ مانعی نداریم. ولی اگر خدایی نکرده این عزم در یکی از این دستگاه‌ها وجود نداشته باشد، آن وقت بهانه تراشی می‌تواند مانع ایجاد کند.

قیمت بالاتر نفت به دلیل وجود رقابت، مزیت دیگر عرضه نفت در بورس

ما در موضوع عرضه نفت در بورس، دو تا موضوع داریم. یکی عرضه فیزیکی نفت خام است. به طور مثال کافی است به سایت dubaimerc.com مراجعه کنید. شرکت ملی نفت عراق به صورت مستقیم نفت خام سبک بصره را از طریق این بورس در بازار حراج بورس DME می‌فروشد. فقط از زمانی که فروش در این بازار را شروع کرده است، قیمت‌هایی که در آن بورس می‌فروشد، نسبت به قیمت‌های مذاکره‌ای که قبلاً می‌فروخته است، افزایش دارد. دقت کنید! یعنی عرضه نفت خام حتی در بازار حراج بورس به دلیل وجود رقابت در سازوکار بورس برای خرید نفت، به نفع شرکت ملی نفت عراق تمام شد. پس این بحث عرضه فیزیکی است.

برای عرضه نفت آتی در بورس، محدودیتی وجود ندارد

بحث دوم معاملات کاغذی از جمله آتی است. من عرض کردم که تقریباً یک دهه است که در بازار سرمایه خود امکان معاملات آتی را داریم. همین الآن معاملات آتی سکه انجام می‌شود. شما به جای سکه می‌توانید زعفران بگذارید. به جای زعفران می‌توانید ذرت بگذارید. به جای ذرت می‌توانید فولاد بگذارید. به جای فولاد می‌توانید نفت خام بگذارید. این اصلاً هیچ محدودیتی ایجاد نمی‌کند. ضمن این که ما کمیته‌ای را با شرکت ملی نفت تشکیل دادیم. مطالعات تطبیقی خود را ارائه کردیم و از آن­ها خواستیم که با یک مشارکت فعال بیایند اگر ابهام عملیاتی وجود دارد، آن را برطرف کنیم. ما الآن این آمادگی را داریم. ضمن این که ادعا می‌کنیم این کار شدنی است، تکنولوژی آن در کشور وجود دارد. باز هم جای بحث و تعامل و جلسه وجود دارد.

مسئله موجود، نبود اراده در اجرای قانون است

مسئله موجود، تفاوت برنامه‌ریزی و اجرا در کشور ما و سایر کشورها است. به طور مثال، بورس شانگهای در ۶ سال گذشته برای راه اندازی فیوچرز (آتی) نفت خام برنامه‌ریزی کرد و موفق شد از دو ماه پیش آن را راه‌اندازی کند. ما هم در کشور خود نه تنها ۶ سال قبل، بلکه ۱۶ سال قبل این فرآیند را شروع کردیم ولی هنوز آن را انجام ندادیم. دلیل آن این است که در آن جا دولت چین و مسئولین امر موضوع را به صورت جدی مطرح کردند و آن را عملیاتی کردند.

برخی دستگاه‌ها برای اجرای قانون همکاری نمی‌کنند

در داخل کشور برخی از دستگاه‌هایی که باید پای کار باشند و برای این موضوع وقت بگذارند و حمایت بکنند، این کار را نکردند. فقط هم البته بحث آتی و نفت خام یا بورس نفت نیست. در خیلی مسائل دیگر را هم از این ضعف رنج می‌بریم. یعنی اراده آن وجود ندارد. تمام تفاوت در این اراده، برنامه‌ریزی و توجه به منافع ملی کشور است که قطعاً اگر ما یک بازار شفافی داشته باشیم و دسترسی‌ها بیشتر باشد، به نفع کشور ما است. من مثال عرضه نفت خام سبک بصره را در بورس DME مثال زدم که همین الآن جلوی چشم ما است و می‌توانیم برویم و این سایت (dubaimerc.com) را باز کنیم و ملاحظه بکنیم. هم نفت خام عمان و هم نفت خام بصره در حال معامله است. جالب است بدانیم که اینها در ابتدا فقط آتی معامله می­‌کردند. بعد از اینکه ما در ایران بازار فیزیکی نفت و فرآورده‌های نفتی را راه‌اندازی کردیم، اینها آمدند همین مدل را الگوبرداری کردند و نفت خام را هم دارند به صورت فیزیکی عرضه می‌کنند. اگر قیمت‌های آن را هم ملاحظه کنید می‌بینید که تمام OSP آنها مثبت است. OSP یعنی همان قیمت پایه‌ای که ما در معاملات خود داریم یا مثلاً قیمت رسمی‌ای که شرکت ملی نفت در دنیا در این مذاکره پیشنهاد می‌کنند. شرکت ملی نفت ما هم برای فروش یک OSP دارد. اگر ملاحظه کنید، تمام اینها مثبت است. مثبت ۳۱ سنت؛ مثبت پانزده سنت و … است. ما در نفت خام در دنیا نمونه‌هایی را داریم. در نزدیکی کشور ما این کار انجام می‌شود و ما هم می توانیم این کار را انجام دهیم. هم در مورد آتی این تکنولوژی را در بازار سرمایه­ خود داریم. این اراد به عزم و همکاری لازم دارد.

عرضه نفت سایر کشورها در بورس، راهکار انحصارزدایی از عرضه نفت

در بازار کاغذی (آتی) اصولاً عرضه‌کننده­ انحصاری نداریم. در بازار آتی همه می‌توانند مشارکت کنند. پس این موضوعیت ندارد. در بازار فیزیکی بله. این یک انحصار را داریم اما ظرفیت این را داریم که عرضه‌کننده‌های دیگری را بیاوریم. چگونه؟ برای مثال آیا همین نفت خام بصره که دارد در بورس معامله می‌شود امکان معامله در بورس ما را ندارد؟ آیا کشور عمان که یک کشور خیلی نزدیک به ایران است و روابط بسیار حسنه‌ای با این کشور داریم؛ مگر الآن در بورس دبی معامله نمی‌کند؟ این باید در کشور ما شروع شود، به جریان بیفتد این کارها را ما انجام دهیم.

مشکل، سیستم IT بورس نیست، مشکل نبود اراده برای اجرای قانون است

سامانه معاملاتی که ما الآن استفاده می‌کنیم، معاملات سه بورس کشور را پوشش می‌دهد؛ هم بورس تهران، هم فرابورس و هم بورس انرژی. یعنی بیش از هزار میلیارد تومان در این سیستم معامله و تسویه می‌شود. البته هر سامانه نرم‌افزاری شاید یک جاهایی دچار خلل شود. این­ها در یک حدی، کاملاً طبیعی است و مخصوص به یک نرم‌افزار خاص نیست. این مانع از انجام این کار نیست. بحث اصلی، اراده برای اجرای قانون است. یک مدیر باید برای چیزی که به قانون تبدیل شده، برنامه پیدا کند. ما نمی‌توانیم بگوییم در کشور خود یک قانون مصوب داریم، حالا بیاییم بحث کنیم که ببینیم آیا با فلسفه این موافق هستیم یا نه؟ باید به اجرای آن کمک کنیم.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: