۴ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۰۱

پیشرفت اقتصادی کشور در گرو مذاکره با اروپا نیست

۱۵ سال مذاکره برای ساماندهی مباحث اقتصادی جامعه ایران از رهگذر تعامل با غرب و آمریکا، آزمون خود را پس داده است. این روزها دیگر مطالبه عدم اعتماد به غرب مطالبه‌ای عمومی است. بر کمتر کسی پوشیده است که توافق با اروپا چه بشود و چه نشود تأثیری بر اقتصاد کشور نخواهد داشت

به گزارش عیارآنلاین، مردادماه سال ۱۳۸۱، موضوع پرونده‌ هسته‌ای ایران به ادبیات جهانی ورود پیدا کرد. منافقین که آن روزها جرقه چنین سناریوسازی را زده بودند؛ شاید تصور هم نمی‌کردند که فرازوفرودهای این پرونده ۱۵ سال به طول بیانجامد. روند اعتمادسازی ایران در آن روزها که از شهریور سال ۱۳۸۱ شروع شد؛ سه سال به طول انجامید. رهاورد این پروژه اعتمادسازی ۵ قطعنامه شورای حکام و ۳ توافق تهران، بروکسل و پاریس بود که در عمل کوچک‌ترین تأثیری بر وضعیت اقتصادی ایران نداشت.

طی توافق پاریس، با همین تیم مذاکره‌کننده فعلی وقتی ایران غنی‌سازی و فرآوری خود را به حالت تعلیق درآورد تا به عضویت سازمان تجارت جهانی دربیاید. همین سه کشور پنجمین و شدیدترین قطعنامه را علیه ایران در شورای حکام وضع کردند.

اما این روزها دوباره پرونده هسته‌ای ایران، سهم بزرگی از اخبار داخلی و خارجی را به خود اختصاص داده است. روند مذاکرات که حالا وارد پنجمین سال خود شده و دستاوردی به نام برجام داشت؛ قرار بود با محدودیت‌هایی (بخوانید تعطیلی) در فعالیت‌های هسته‌ای ایران، تحریم‌های ظالمانه را از اقتصاد ایران بردارد.

دوگانه اقتصاد و مسائل هسته‌ای ازجمله دوگانه‌هایی بود که روحانی در انتخابات سال ۹۲، به ادبیات سیاسی کشور وارد کرد و در روندی وحدت زدا مسائل کلان و استراتژیک نظام را در برابر سفره مردم قرار داد. جریانی نیز در افکار عمومی با مدد رسانه‌های هم سو شکل گرفت. جریان غالبی که مدام گزاره وام دادن اقتصاد به سیاست را تکرار می‌کند و چندین سال است که کشور را از فعالیت‌های ایجابی برای سروسامان دادن به اقتصاد واقعی و نه حبابی، دور کرده است.

مراکز اصیل فکری نظام، مثل مرکز بررسی‌های دکترینال خطر چنین دوگانه‌ای را به‌خوبی دریافت و در بررسی‌های کارشناسی باطل بودن این دوگانه را به اثبات رساند. نه‌تنها تمامی فعالیت‌های هسته‌ای که تمامی فعالیت‌های موشکی، منطقه‌ای، ایدئولوژی و حتی تغییر رفتار و خود حکومت در مراودات با جریان غربی تغییر یابد و ایران از تمامی مواضع خود کوتاه بیاید؛ تأثیر این رفتار بر اقتصاد ایران کمتر از ۵% خواهد بود.

هر چه بود، دوگانه باطل روحانی اقبال عمومی را برانگیخت و ایشان مأمور شدند که از طریق مذاکره با کدخدا مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم را در ژنو و لوزان ساماندهی کنند.

حالا اما بعد از پنج سال اقدامات اعتماد ساز در راستای پایبندی به برجام، آمریکا در ۱۸ اردیبهشت امسال خروج خود از برجام را به‌صورت رسمی اعلام کرد. مقامات سیاسی زیادی از ترکی الفیصل وزیر جنگ سعودی گرفته تا مکرون نخست‌وزیر فرانسه و پمپئو، وزیر خارجه آمریکا اعلام کرده‌اند که ترامپ با خروج از برجام درصدد امتیاز گیری بیشتر از ایران بر سر مسائل موشکی و منطقه‌ای است.

روحانی بلافاصله بعد از خروج رسمی ترامپ از برجام، ۱+۵ را ۱+۴ یا ۱-۶ خواند و در ادامه همان ریل‌گذاری سابق این بار حل مسائل معیشتی و اقتصادی کشور را به رایزنی با اروپایی‌ها و ماندن آن‌ها در برجام حواله داد.

برنی سندرز، سناتور آمریکایی در توصیف شرایط اقتصاد فعلی آمریکا می‌گوید: «ما رئیس‌جمهوری داریم که وعده ارائه خدمات درمانی را برای همه مردم می‌دهد و سپس از قانون حذف بیمه درمانی ۳۲ میلیون آمریکایی حمایت می‌کند. ترامپ می‌گوید لایحه اصلاح مالیات او به نفع ثروتمندان این کشور نیست درحالی‌که ۸۳ درصد از مزایای این لایحه متوجه یک درصد ثروتمند کشور می‌شود. در حالی این هزینه‌ها در کشور می‌شود که آمریکا در عراق و افغانستان دو تریلیون دلار هزینه کرده است».

اما بااین‌حال چرا آمریکا همچنان قدرت برتر اقتصادی جهان است و حتی شرکت‌های بزرگ اروپایی مانند ایرباس، توتال و جنرال الکتریک با فرض توافق دولت‌های این شرکت‌ها برای ماندن در برجام، از ترس جریمه‌های مالی آمریکا تن به مراوده با ایران نخواهند داد و این است که گفته می‌شود اروپا مستقل از آمریکا نمی‌تواند در برجام به‌صورت واقعی باقی بماند.

پلیس خوب اروپایی، منافع زیادی از ارتباط با آمریکا می‌برد که نشانه بارز آن ارتباط تجاری ۴۵۰ میلیون دلاری با آمریکا در مقایسه با ۳۰ میلیون دلار ارتباط تجاری با ایران است. از طرفی چرخه یوترن آن حلقه مغفولی است که مراکز کارشناسی ما کمتر به آن پرداخته‌اند و حتی در مذاکرات برجامی نیز به آن اشاره‌ای نشده است.

در شرایط فعلی دو فرضیه مهم خودنمایی می‌کند.

  • در خوش‌بینانه‌ترین حالت اروپایی‌ها می‌خواهند در تعاملی جدی و سازنده با ایران در چهارچوب برجام باشند و توافق پشت پرده‌ای بین اروپا و آمریکا برای گرفتن امتیازات بیشتر در کار نیست. در این صورت نیز اروپایی‌ها طبق چرخه یوترن و حجم مراودات تجاری و ترس از جریمه آمریکا نخواهند توانست تضمین‌های کافی برای حضور در برجام را به ایران بدهند. در این صورت آن‌ها در سیاست‌های اعلامی خود در برجام خواهند ماند و در سیاست‌های عملی از آمریکا تبعیت می‌کنند. درواقع اروپا توان کافی برای مهار رفتارهای یک طرفانه آمریکا را ندارد چنانچه در جریان خروج آمریکا از توافق پاریس و شراکت در ترنس –پسیفیک (پیمان تجاری اقیانوس آرام) این قدرت را نداشت.
  • دومین فرضیه که به‌صورت تلویحی توسط مقامات سیاسی هم سو و غیرهمسو هم تأییدشده است. اروپا جاده‌صاف‌کن آمریکا برای گرفتن امتیازات بیشتر از ایران است و برجام های ۲ و ۳ در قالب مباحث موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران نمود خواهد یافت.

در این صورت بعید به نظر می‌رسد مذاکراتی که ۲۴۰ هفته به طول انجامید و سرانجامی نداشته است فقط در چند هفته به سرانجام برسد.

 

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: