۲۸ خرد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۳۷

پیری جمعیت؛ مسیری بی بازگشت

ساختار جمعیت کشور به سمت پیری می‌رود و گزارش‌های سازمان ملل نیز این تغییرات را تایید می‌کند. پیری جمعیت، نقطه آغاز مسیری است، که اصطلاحا به آن مسیر بی‌بازگشت می‌گویند. پس از گذر از این نقطه، چشم‌انداز جامعه، امیدبخش نخواهد بود.

به گزارش عیارآنلاین، ساختار جمعیت کشور به سمت پیری می‌رود و گزارش‌های سازمان ملل نیز این تغییرات را تایید می‌کند. بر اساس پیش‌بینی‌های این سازمان جمعیت بالای ۶۰ سال کشور تا سال ۱۴۳۰ به حدود یک‌چهارم کل جمعیت کشور خواهد رسید، در حالی‌که طبق این گزارش، ایران سومین کشور در سرعت پیری جمعیت در جهان است.

طبق تعریف جهانی افراد بالای ۶۰ سال سالمند محسوب می شوند. بر اساس سرشماری سال ۹۰، ۸ درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل می‌دادند که رقم آن به بیش از ۶ میلیون نفر می‌رسد.

اما افزایش تعداد سالمندان فقط یک روی سکه پیری جمعیت است. روی دیگر این سکه، کاهش تعداد جمعیت زیر ۱۵ سال است. به قول جمعیت‌شناسان، ما با یک گذار سنی مواجه‌ایم، که در آن سرعت سالخوردگي جمعيت با آهنگي آرام رو به افزايش است، نیروی جوان جامعه جایگزین نمی‌شود و طی یک دوره انتقالی، جمعیت از حالتی کاملا جوان، به حالتی کاملا پیر می‌رسد.

پیری جمعیت كشورها را وادار می‌کند که سياست‌ها و برنامه‌هاي اجرايي کاملا جديد و دگرگون‌شده‌ای را جایگزین سیاست‌های اجرایی قبلی کنند؛ که این خود یک فرایند فوق‌العاده سخت و زمان‌بر است، که البته می‌تواند پاسخگوی شرایط جدید هم نباشد. این سیاست‎‌ها تمام گستره‌ی اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی، سیاسی و امنیتی کشورها را دربر‌می‌گیرد.

انباشت سالمندان در ترکیب جمعیتی کشور، تبعات جبران‌ناپذیری بر جای خواهد گذاشت، اگرچه سالمندی جمعيت تا حدي به عنوان موفقيت نظام بهداشت و درمان کشورها تلقی می‌شود، اما برنامه‌هاي سلامت عمومي باید نسبت به نیازهای جدید ناشی از سالمندی توان پاسخگویی داشته باشند. در یک جامعه پیر، بیماری‌ها افزایش و سلامت اجتماعی کاهش می‌یابد و این باعث ایجاد هزینه‌های هنگفت در حوزه بهداشت و درمان می‌شود، مطابق نظر کارشناسان «عمده‌ترين قسمت افزايش هزينه‌ها مربوط به هزينه‌هاي درماني و مراقبتي است. با سالخورده شدن جمعيت، دولت‌ها بايد بخش زيادي از سرمايه‌اي را که مي‌تواند براي فعاليت‌هاي توليدي به کار گرفته شود، در حوزه سلامت صرف کنند. سالمندان به دليل بيماري‌هاي زمينه‌اي و مزمن از پرهزينه‌ترين افراد براي نظام سلامت و سازمان‌هاي بيمه‌گر هستند. مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد با ورود به مرحله سالمندي، هزينه‌هاي درماني روند تصاعدي داشته و گاه هزينه سلامت و درمان دو سال آخر عمر با هزينه مابقي زندگي برابري مي‌کند».[۱]

اما جنبه اقتصادی این پدیده، به مرور سایر جنبه‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. پديده سالخوردگي بر اندازه و ترکيب نيروي کار که نقش مهمي در رشد اقتصادي دارد، اثر مي‌گذارد، کاهش شاغلان، به معنی کاهش تولید، کاهش تعداد مالیات‌دهندگان و به تبع آن، کاهش سطح رفاه اجتماعی است. این در حالی است که در بعد اقتصادی، وظیفه دولت، گسترش پوشش بیمه‌ای و بهبود معیشت برای رفاه سالمندان است؛ اما با پیری جمعیت، نسبت بازنشستگان و مستمری‌بگیران به افراد شاغل افزایش می‌یابد که تداوم آن می‌تواند منجر به بحران عظیم ورشکستگی صندوق‌های تامین اجتماعی شود.

راهی که صندوق‌های بازنشستگی برای مواجهه با این پدیده پیشنهاد می‌کنند، تحت پوشش شعار سالمندی فعال، عملا خود به مشکلات اقتصادی جامعه و به خصوص سالمندان آسیب جدی وارد می‌کند. مطابق گزارش پیشنهادی صندوق بازنشستگی کشوری با عنوان «آثار تغييرات ساختار سني جمعيت ايران بر صندوق بازنشستگي كشوري» یکی از راهکارهای موجود بدون تغيير نظام مستمري این است که «ميزان تعهدات آتي كاهش يابد. از جمله مهمترين تعديلات رايج افزايش سن بازنشستگي، افزايش تعداد سالهاي خدمت جهت احراز شرايط بازنشستگي، افزايش درصد كسور بازنشستگي (حق بيمه) و افزايش تعداد سالهاي مبنا جهت محاسبه حقوق بازنشستگي مي‌باشد».

فرد سالمند و اعضای تحت تکفل در خانواده او، بیش از هر برهه‌ای نیازمند پوشش‌های حمایتی دولت است، این در حالی است که هم‌اکنون هم که مشکل پیری جمعیت آن‌قدر حاد نیست، تعداد کثیری از سالمندان اصلا پوشش بیمه‌ای ندارند، و آنانی هم که از بیمه بهره‌مندند، از کامل نبودن تعهدات آن رنج می‌برند.

به علاوه در جامعه پیر، نشاط اجتماعی جای خود را به افسردگی اجتماعی می‌دهد، و در این جامعه بر اثر فشار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگیِ اکثریت سالمند بر اقلیت جوان، خلاقیت، قدرت رشد و توسعه انسانی زوال می‌یابد؛ که برای رفع هر کدام از این موارد، نیاز به اجرای برنامه‌های بسیار پرهزینه وجود دارد.

انفجار پیری جمعیت، نقطه آغاز مسیری است، که اصطلاحا به آن مسیر بی‌بازگشت می‌گویند. پس از گذر از این نقطه، چشم‌انداز جامعه، امیدبخش نخواهد بود؛ و راهی که برای حل واقعی این مشکل در دنیا معرفی می‌شود، پرداختن به روی دیگر سکه، یعنی به حداکثر رساندن نیروی کار و افزایش جمعیت جوان، برای تامین اجتماعی اقلیت سالمند است.

 

 

 

[۱] رضایی، ستار و همکاران، سالمندی در ایران ۱۴۱۰؛ هشداری برای نظام سلامت، ۱۳۹۲

برچسب‌ها:

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: