۹ خرد ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۴۹
مروری بر تبعات پیری جمعیت

چرا باید جوان بمانیم؟

جمعیت جوان و پرشمار، به قدرت منطقه‌ای می‌انجامد، با وجود توان منطقه‌ای، کشور می‌تواند در صحنه روابط بین‌الملل از قدرت مردمی‌اش بهره گرفته و حقوق خود را مطالبه کند، با وجود یک جمعیت سالخورده، که خود به افت توان دفاعی نیز منجر می‌شود، توان عرض اندام در صحنه‌های بین‌المللی کاهش می‌یابد.

به گزارش عیارآنلاین طبق نظر جمعیت‌ شناسان با گذار جمعیتی که به معنای پایین آمدن الگوی باروری زنان از حد جانشینی است، جمعیت به سمت سالخوردگی رهسپار است. حد جانشینی، شاخصی است که نشان می‌دهد آیا پدر و مادر، به اندازه تعداد خودشان، به جمعیت کشور اضافه می‌کنند یا خیر. به زبان ساده این میزان وقتی از ۲.۱ فرزند به ازای هر زن پایین‌تر بیاید، نشان‌دهنده این است که جمعیت دچار عدم تعادل شده است و به مرور زمان تعدادش کم‌تر خواهد شد.

از سال ۱۳۸۰، شاخص نرخ باروری ایران از حد جانشینی کم‌تر شده و تا کنون روند کاهشی خود را حفظ کرده است، با گذشت ۱۵ سال از سقوط نرخ باروری به حد نامطلوب آن یعنی کمتر از دو، پیری جمعیت کشور اجتناب‌ناپذیر است؛ اما سوال اینجاست که بروز این وضعیت چه پیامدهایی خواهد داشت و از این مهم‌تر، چگونه می‌توان اثرات آن را کاهش داد؟

پیری جمعیت حائز تبعات اقتصادی نظیر آسیب به صندوق بازنشستگی و بازنشستگان، افزایش هزینه‌های بهداشت و سلامت، کاهش نیروی کار و افت قدرت تولید و نیز تبعات اجتماعی-فرهنگی مثل شکاف بین نسلی،  کاهش حمایت از سالمندان و همچنین تبعات سیاسی-امنیتی چون کاهش قدرت چانه‌زنی و به طور مستقیم، کاهش قدرت نظامی و امنیتی است.

صندوق بازنشستگی با جمع‌آوری حق بیمه از اعضای فعال خود (نیروی کار جوان)، انباشته‌ای از منابع به دست می‌آورد که به وسیله آن حقوق بازنشستگان را پرداخت می‌کند، وقتی دریافت‌کنندگان حقوق بازنشستگی افزایش یافته و از آن سو نیروی کار جوان به دلیل کاهش تعداد فرزندان کاهش یابد، صندوق در چرخه مالی خود دچار مشکل شده و اصطلاحا ورشکست می‌شود، بروز این پدیده به معنای ناتوانی در پرداخت حقوق بازنشستگان است که خود یک مسئله ذومرتبه و دارای جوانب بسیار است.

سالخوردگان بیش از سایر اقشار مستعد ابتلا به انواع بیماری هستند، تحقیقات نشان می‌دهد هزینه سلامت دو سال آخر عمر انسان‌ها با هزینه کل سایر سالیان عمر برابری می‌کند. چنین رخدادی هزینه‌های دستگاه سلامت کشور را تا چند برابر افزایش خواهد داد که با توجه به کاهش نیروی کار از آن سو، تامین آن بسیار بعید به نظر می‌رسد.

۹.۲ درصد از جمعیت ایران بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ بالای ۶۰ سال دارند که این میزان با رشد جمعیت فعلی بر اساس پیش‌بینی سازمان ملل در دهه ۱۴۳۰ این سهم به ۳۰ درصد خواهد رسید، به این معنی که از هر ۳ ایرانی، یک نفر بالای ۶۰ سال دارد، یک مشاهده ساده نشان می‌دهد طراحی شهری کنونی در همه شهرهای ایران برای این حجم سالمند زیرساخت مناسب نظیر فضای سبز، پیاده‌رو، محیط آرام و سالم را در بر ندارد.

یک جنبه دیگر مسئله، کاهش نیروی کار است، برای کشوری که راه اقتصاد بدون نفت را هنوز آغاز نکرده است در شرایطی که نفت دیگر ایجاد درآمد گذشته خود را ندارد و آنچنان قابل اتکا نیست، کاهش نیروی کار به منزله لاغر شدن اقتصاد خواهد بود، چراکه با کاهش نیروی کار دریافت مالیات‌ نیز کاهش خواهد.

از بُعد فرهنگی-اجتماعی با افزایش جمعیت سالمند و در کنار آن کاهش تعداد فرزندان که موجب افزایش فاصله سنی نسل نو و سالمند می‌شود، شکاف نسلی شکل گرفته و به بروز مسائل گسترده فرهنگی می‌انجامد که پرداختن به حجم گسترده این مشکلات از حوصله این متن خارج است اما می‌توان در بین همه آن‌ها به کاهش حمایت بین نسلی توسط خانوار از اعضای سالمند آن و اختلال در روابط اشاره کرد.

جمعیت جوان و پرشمار، به قدرت منطقه‌ای می‌انجامد، با وجود توان منطقه‌ای، کشور می‌تواند در صحنه روابط بین‌الملل از قدرت مردمی‌اش بهره گرفته و حقوق خود را مطالبه کند، با وجود یک جمعیت سالخورده، که خود به افت توان دفاعی نیز منجر می‌شود، توان عرض اندام در صحنه‌های بین‌المللی کاهش می‌یابد.

همه موارد فوق می‌تواند در کمتر از دو دهه کشور را در بر بگیرد، و در صورت نبود راهبردهای مناسب، مشکلات بسیار جدی ایجاد کند، اما متاسفانه باید گفت که ساختار اتخاذ چنین راهبردهایی که مستلزم وجود نهادها، سازمان‌ها و رویکردهای مناسبی است در کشور تاکنون به وجود نیامده است.

راهکارهایی نظیر جذب مهاجر جوان از کشورهای دیگر، افزایش سن بازنشستگی تا ۱۵ سال (سالمندی فعال) و افزایش حق بیمه نیروی کار جوان جهت ارائه به بازنشستگان در کشورهای توسعه یافته برای حل بحران پیری جمعیت اتخاذ می‌شود، اما سوال اینجاست که کدام یک از روش‌های فوق می‌تواند در ایران به کار گرفته شود؟ با وجود اینرسی زیاد و زمینگیر بودن نظام بازنشستگی، مسائل خاص فرهنگی-اجتماعی در مواجهه به حجم مهاجران مورد نیاز، و ایجاد خلل درآمدی در نیروی کار جوان به واقع نشان می‌دهد که چنین راهکارهایی ممکن نیست به بار بنشیند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: