۱ خرد ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۴۳

تبعات فردی و اجتماعی طرح افزایش سن ازدواج دختران

طرح افزایش سن ازدواج دختران در حالی قرار است در صحن علنی مجلس شورای اسلامی مطرح گردد که در صورت تصویب، آسیب‌ها و تبعات فردی و اجتماعی فراوانی را در درازمدت به جامعه وارد کرده و دامنه وسیعی از مشکلات جمعیتی را به دنبال خواهد داشت که لازم است به آن توجه جدی شود.

به گزارش عیارآنلاین، در حال حاضر مطابق با ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی حداقل سن ازدواج در ایران ۱۳ سال ذکرشده است اما فراکسیون زنان مجلس با طرح افزایش سن ازدواج دختران به دنبال آن است تا حداقل سن ازدواج را به ۱۵ سال برساند و ازدواج افراد زیر ۱۳ سال را به‌طور کامل ممنوع کند

طرح این موضوع در صحن علنی مجلس و تصویب احتمالی آن توسط نمایندگان در درازمدت تبعات  فراوانی برای  جامعه خواهد داشت  که در زیر به برخی از آن‌ها اشاره خواهد شد.

حاشیه‌ای بودن موضوع حداقل سن ازدواج در مقابل مشکلات ۱۱.۵ میلیون دختر و پسر مجرد

آخرین آمار نشان می‌دهد که بیش از ۱۱.۵ میلیون دختر و پسر در سن ازدواج در کشور هستند که هنوز موفق به ازدواج نشده اند که عوامل مختلفی از قبیل: کمبود اشتغال و مسکن، توقعات مادی غیرمنطقی، مهاجرت در پی شغل و تحصیل، کمال طلبی افراطی، مسئولیت‌پذیر نبودن جوانان، نبود خودباوری و اعتماد به‌ نفس، اهمیت مدرک و تحصیلات زوجین و … را می‌توان از دلایل عدم ازدواج به‌موقع این جوانان برشمرد که موجب افزایش سن ازدواج در آنها شده است.

حال با وجود این حجم از موانع و مشکلات و فاصله زیاد میان سن واقعی ازدواج و سن قانونی آن، فراکسیون زنان مجلس رفع موانع اصلی در جهت ازدواج را به‌کلی به فراموشی سپرده و بر روی مسائل حاشیه‌ای هم چون افزایش سن ازدواج دختران دست گذاشته است.

بی‌توجهی فراکسیون زنان مجلس به مشکلات اصلی ازدواج دختران را می‌توان ظلمی بزرگ در حق این قشر از جامعه قلمداد نمود. زیرا در اکثر موارد اختیار سن ازدواج با خود دختران بوده و کمتر کسی را می‌توان در کشور پیدا کرد که به اجبار ازدواج‌ کرده باشد.

 نزدیک شدن سن ازدواج دختران به دهه سوم زندگی

در صورت عدم کاهش سن ازدواج در دختران، احتمال تجرد قطعی در دختران جامعه در درازمدت افزایش خواهد یافت که قطعاً اثرات منفی این تجرد قطعی به‌ مراتب بیش‌تر از ازدواج دختران در سنین پایین خواهد بود و هیچ‌گونه توجیهی برای افزایش سن ازدواج در دختران در جامعه وجود ندارد. در بسیاری از مناطق کشور این موضوع کاملاً طبیعی و عادی است و با افزایش سن ازدواج دختران صرفاً این دختران از بسیاری از حقوق اساسی خود محروم خواهند شد. بر تعداد ازدواج‌های ثبت‌نشده در کشور نیز افزوده خواهد شد.

بر اساس آمار در سال ۱۳۴۵ تجرد قطعی مردان در کشور بیشتر و حدود ۲ برابر زنان بوده است بعد از این سال تجرد قطعی زنان به‌تدریج افزایش و به مردان نزدیک شده و در سال ۱۳۷۵ تجرد قطعی زنان از مردان پیشی گرفته و در سال ۱۳۹۵ نسبت تجرد قطعی زنان به حدود ۱.۶ برابر مردان رسیده است.

درواقع طرح افزایش سن ازدواج دختران به‌ نوعی سخت‌گیری در ازدواج دختران محسوب می‌شود و به‌ جای آن بهتر است تا دختران جامعه به نحوی تربیت و آموزش داده شوند که ازدواج برای آنان در اولویت نخست باشد و هیچ محدودیت قانونی برای ازدواج آن‌ها در سنین پایین وجود نداشته باشد. زیرا چنین قوانینی به‌ نوعی سلب قدرت اختیار از آنان محسوب می‌شود.

کاهش نرخ باروری و افزایش مخاطرات باروری در سنین بالا

با افزایش سن ازدواج در دختران، تمایل آن‌ها به فرزندآوری به‌شدت کاهش می‌یابد و در بهترین شرایط به یک زایمان و یک فرزند اکتفا می‌کنند. این مسئله در بلندمدت کشور را با مشکلات جمعیتی و به‌تبع آن مشکلات اقتصادی و امنیتی روبه‌رو خواهد کرد.

همچنین تحقیقات علمی نشان داده زنانی که از ۳۵ سالگی به بالا بچه‌دار می‌شوند، باید تبعات احتمالی و گاه خطرناک آن را بپذیرند. به گفته کارشناسان، مشکلات حاملگی پس از ۳۵ سالگی افزایش می‌یابد و از ۴۰ سالگی به بالا این خطرات تشدید می‌شود. باردارشدن در سنین بالای ۳۵ سال به‌ویژه برای نخستین بارداری خطر سقط‌جنین، مشکلات جنینی و کروموزومی و بیماری‌های مربوط به حاملگی را افزایش می‌دهد.

از منظر سلامت، طرح مسئله افزایش سن ازدواج دختران در مجلس یک نوع قدم روبه به عقب محسوب می‌شود؛ چرا که در وهله اول سلامت و امنیت زنان را به خطر انداخته و در وهله دوم موجب بروز تهدیدات امنیتی برای کشور خواهد شد!

گسترش ازدواج سفید و افزایش فاصله نسلی با فرزندان

افزایش سن ازدواج در دختران جامعه موجب به وجود آمدن ازدواج‌های سفید و بدون امضاء در جامعه می‌شود.  گسترش ازدواج های سفید خود در افزایش ناباروری‌های نامشروع و به وجود آمدن خانواده‌های تک والدی نقش بسیار جدی را ایفا می‌کند.

همچنین حتی در صورت برقراری ازدواج‌های مشروع، فاصله سنی بین مادران و فرزندان در جامعه بسیار بالا رفته و طبیعتا درک متقابلی نسبت به هم دیگر نخواهند داشت. در یک چنین جامعه ایتربیت فرزندان به‌ درستی صورت نخواهد گرفت و این شکاف نسلی قطعاً فرزندان جامعه را ازلحاظ عاطفی با مشکلات جدی روبه‌رو خواهد کرد که خود این امر در بلندمدت اثرات منفی بر سلامت روحی و روانی جامعه و خانواده‌ها خواهد گذاشت.

علاوه بر موارد اشاره‌ شده در بالا می‌توان به مواردی چون کاهش انسجام اجتماعی و افزایش احتمال آسیب‌های اجتماعی ازجمله خودکشی و اعتیاد، گسترش بیماری‌های مقاربتی، افزایش بارداری‌های نامشروع و سقط‌جنین، بروز اختلالات روانی ازجمله افسردگی، وسواس و بیماری‌های مربوط به استرس نیز اشاره کرد که همه این‌ها ناشی از افزایش سن ازدواج در دختران و جلوگیری از ازدواج به‌موقع آن‌ها در جامعه هست که به یک نوعی قدرت اختیار را از آن‌ها سلب می‌کند.

حرف آخر

باید به این نکته نیز اشاره کرد که در شرایط عادی روند افزایش سن ازدواج دختران در مقایسه با پسران  بیشتر است و دیگر نه‌تنها نیازی به تصویب چنین قوانینی در جامعه نیست، بلکه لازم است تا شرایط لازم برای ازدواج به‌موقع و آسان دختران جامعه فراهم شود.

امروزه مسئولیت گریزی،‌ کاهش حس مسئولیت خانواده‌ها، مشکلات اقتصادی و افزایش سطح انتظارات، نبود فضای مناسب برای انتخاب و معرفی  افراد به یکدیگر از عوامل اصلی افزایش سن ازدواج دختران در جامعه است که فراکسیون زنان مجلس باید نگاه خود را به آن‌ها معطوف کند و با ارائه طرح‌های مناسب در جهت کاهش سطح انتظارات دختران جامعه و تجدیدنظر در شیوه‌های تربیتی و سبک زندگی در کنار فراهم آوردن شرایط اقتصادی، زمینه را برای ازدواج به‌موقع دختران فراهم نماید.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: