۲۳ ارد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۳۶
برگی از خاطرات علی اصغر فانی وزیر سابق آموزش و پرورش:

پس از مرگ من، یک نسخه از اساسنامه مدارس نمونه‌ی دولتی را در قبرم بگذارید!

بیش از سه ماه از تصویب مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش در مورد حذف مدارس باکیفیت دولتی در مقطع متوسطه اول می‌گذرد. در این مدت موافقان و مخالفان این مصوبه به ایراد دلایل خود پرداخته‌اند. همچنین شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز به موضوع ورود کرده و با مصوبه به مخالفت پرداخته است. اما نکته‌ مهم، بی‌توجهی به حذف یکی از مهم‌ترین نهادهای حمایتی کشور در راستای عدالت آموزشی است.

به گزارش عیارآنلاین، یش از سه ماه از تصویب مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش در مورد حذف مدارس باکیفیت دولتی در مقطع متوسطه اول می‌گذرد. در این مدت موافقان و مخالفان این مصوبه در سطوح مدیریتی و کارشناسی به ایراد دلایل خود پرداخته‌اند و بحث‌ها همچنان در سطح بالایی ادامه دارد. همچنین شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز به موضوع ورود کرده و با مصوبه به مخالفت پرداخته است. اما نکته‌ای که در میان همه بحث‌های موافقان و مخالفان مشهود است، تقلیل بحث به حذف مدارس سمپاد و بی‌توجهی به حذف یکی از مهم‌ترین نهادهای حمایتی کشور در راستای عدالت آموزشی یعنی مدارس نمونه‌دولتی است. این مدارس در طول سابقه حدود ۳۰ ساله خود، برکات زیادی در مناطق محروم در برقراری نظامی برای آموزش مستعدین کم‌بضاعت به وجود آورده است. هرچند در بعضی برهه‌ها تغییراتی در ساختار این مدارس و انحراف از اهداف اولیه اتفاق افتاده، اما محوریت تحصیل دانش‌آموزان کم‌بضاعت همواره جزء اصول این مدارس بوده است.

نکته قابل‌توجه در مورد مدارس نمونه‌دولتی این است که ایده پیشنهادی تاسیس این مدارس توسط آقای دکتر فانی، وزیر آموزش و پرورش دولت اول آقای روحانی ارائه شده است. ایشان در کتاب فراتجربه که شرح ۳۰ سال مدیریت فرهنگی ایشان است، پیرامون چگونگی تشکیل مدارس می‌گوید: «یکی دیگر از اقدامات ما در ستاد «تاسیس مدارس نمونه‌دولتی» بود. انگیزه اصلی ما از تاسیس مدارس نمونه‌دولتی در درجه اول وجود دانش‌آموزان مستعد، اما محرومی بود که خانواده‌هایشان در شرایط مالی اسفباری به سر می‌بردند، که نه می‌توانستند برای آنها معلم خصوصی بگیرند و نه در مدارس خاصی ثبت‌نام‌شان کنند و ما مکرر شاهد هرز رفتن این استعدادهای درخشان و این کودکان مستعد بودیم. از طرف دیگر بر این باور بودیم که برای حفظ و تداوم انقلاب، نیاز به مدیران و کارشناسان توانمند و مومنی داریم که هم انقلاب را قبول داشته باشند و هم از نظر علمی کارآمد باشند. تحلیل من این بود که برای پرورش چنین نیروهایی باید از میان مستضعفان و طبقات محروم و سختی‌کشیده جامعه، مستعدترین و خلاق‌ترین آنان را شناسایی کرده و آموزش بدهیم؛ نیروهای مستعدی که از قشر محروم جامعه باشند تا نظام جمهوری اسلامی را بیمه کنند.»

با این ایده از سال ۶۵ و با تاسیس ۳۰ مدرسه در مناطق محروم کار آغاز می‌شود. تاکید بر مناطق محروم در ایده اولیه مدارس نمونه‌دولتی بسیار شاخص و اثرگذار است. فانی در خاطرات خود می‌گوید که در همان زمان نیز عده‌ای از مسئولان دولتی خواستار تشکیل این مدارس برای فرزندان کارمندان دولت بوده‌اند، در حالی که مخالفت برخی اعضای دیگر مانع این موضوع می‌شود.

دکتر فانی می‌گوید: «بحث و گفت‌وگوها که تمام شد، یکی از وزرا گفت ما حاضریم یکی از این مدرسه‌ها را برای فرزندان کارمندان خود تاسیس کنیم و آقای خاتمی که در آن زمان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بودند، پاسخ دادند آقای فانی که نمی‌خواهد مدرسه اشرافی راه بیندازد.»

همچنین در بخش دیگری از خاطرات خود می‌گوید: «نکته جالب اینکه برخی از روسای سازمان‌های آموزش و پرورش پافشاری و اصرار می‌کردند که مدارس نمونه‌‌دولتی را در مراکز استان‌ها و مناطق برخوردار و خوش آب و هوا راه‌اندازی کنیم، ولی ما مخالفت می‌کردیم و می‌گفتیم این کار مخالف اساسنامه تاسیس این مدارس است و همه‌ساله فهرست مناطق محروم کشور را از سازمان برنامه و بودجه می‌گرفتیم و به ادارات آموزش و پرورش سراسر کشور اعلام و تاکید می‌کردیم که فقط در این مناطق می‌توانید مدرسه نمونه‌دولتی تاسیس کنید.»

یکی از مشکلات پیرامون مدارس نمونه‌دولتی این بوده است که ارزیابی دقیقی از عملکرد و اثرگذاری این مدارس در فضای آموزش و پرورش کشور انجام نشده است. برخلاف مدارس سمپاد خروجی‌های موفق مدارس نمونه‌دولتی که از محروم‌ترین مناطق کشور به مدارج بالای علمی رسیده‌اند، به جامعه معرفی نشده‌اند. شاید علت این موضوع، نبود انجمن‌های فارغ‌التحصیلان این مدارس در کشور بوده است. دکتر فانی در مورد خروجی‌های مدارس نمونه‌دولتی آورده است: «ارزیابی من این است که امروزه، بهترین نیروهای جمهوری اسلامی و پایبندترین آنان به ارزش‌های انقلاب اسلامی، همین کسانی هستند که از مدارس نمونه‌دولتی دیپلم گرفتند، به دانشگاه رفتند و فارغ‌التحصیل شدند و همواره مدافع انقلاب ماندند. به خاطر دارم که در دهم فروردین‌ماه سال ۸۴ به مراسم جشنی با حضور فارغ‌التحصیلان دبیرستان نمونه‌دولتی شهر سبزوار دعوت شده بودم. مدیر این مدرسه به من گفت که ۶ نفر از فارغ‌التحصیلان ما عضو هیات‌علمی دانشگاه شریف هستند. وقتی این جمله را شنیدم، از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدم، چراکه ثمره تلاش‌های خود و دوستانم را به چشم می‌دیدم. این بود که بلافاصله گفتم: الحمد لله! من به همان چیزی که می‌خواستم رسیدم.»

دکتر فانی در بخشی دیگر از خاطرات خود، در بیان برکات مدارس نمونه‌دولتی و نقش آنها در پرورش نخبگان مناطق محروم اینچنین می‌نویسد: «یک روز هم در یزد، آقای حیان، معاون آموزشی وقت استان یزد به من گفتند که ما سمیناری درباره لیزر در دبیرستان نمونه‌دولتی یزد – که شخص خیری آن را ساخته و اهدا کرده است – برگزار کرده و از اساتید دانشگاه‌های امیرکبیر و علم و صنعت و چند دانشگاه دیگر هم برای شرکت در این سمینار دعوت به عمل آورده بودیم تا درباره لیزر و کاربرد آن سخنرانی کنند. یک دانش‌آموز یزدی – که در سال سوم ریاضی دبیرستان نمونه‌دولتی یزد تحصیل می‌کرد – به مدت یک ساعت درباره لیزر سخنرانی علمی کرد. وقتی ایشان از پشت تریبون پایین آمد، استادی که آنجا نشسته بود، گفت: ایشان در حد یک استاد مسلم در این رشته صحبت کرده. وقتی از آن جوان پرسیدیم که اگر این مدرسه نمونه دولتی نبود تو چه می‌کردی؟ پاسخ داد: چوپانی می‌کردم.»

دکتر فانی خاطرات خود را پیرامون مدارس نمونه‌دولتی این‌گونه پایان می‌برد که «از نظر من این کار به قدری ماندگار است که بارها به دوستان گفته‌ام پس از مرگ من، یک نسخه از اساسنامه مدارس نمونه‌دولتی را در قبرم بگذارید تا در روز قیامت در پیشگاه خداوند بگویم: «خدایا! من با نیت پرورش محرومان مستعد در دنیا به این کار اقدام کردم، بقیه کارهایم هیچ، خدایا! اگر قبولش داری آن را سند روسپیدی‌ام گردان!» و حال این درخت تنومند ۳۰ ساله بدون هیچ مدافعی در حال حذف شدن است و سرنوشت مستعدان مناطق محروم و محرومان مستعد سایر مناطق کشور روشن نیست. مدارسی که وزیر آموزش و پرورش دولت اعتدال از آن به‌عنوان ذخیره قیامت خود یاد می‌کرد، اکنون مظلومانه در حال ذبح شدن به پای مدارس خصوصی است.»

منبع: روزنامه فرهیختگان

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: