۱۱ ارد ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۴۳
بررسی سیاست‌های کشور آلمان در قبال اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها/4

گروه‌های علمی در دانشگاه، راهبر اهداف کلان علمی

از نقاط شاخص در آموزش عالی آلمان می‌توان به مبحث گروه‌های علمی-پژوهشی اشاره کرد. گروه‌هایی که، محور آموزش عالی آلمان هستند و در راس آنها استاد دانشگاه قرار دارد. در این کشور یک استاد موفق کسی است که بتواند اهداف کلان علمی را با گروهی از کارکنان و متخصصان ذیل خود، دنبال کرده و به سرانجام برساند.

به گزارش عیارآنلاین، در یادداشت­‌های گذشته به برخی از نقاط اصلی و مهم پیرامون موضوع تعامل دولت آلمان با اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها پرداخته­ شد. نوع تعاملی که سبب ایجاد ویژگی­‌های مهمی نظیر سختی و تنوع مسیرهای دستیابی به کرسی استادی، نرخ بالای جابه­‌جایی اساتید بین دانشگاه‌­ها و سیستم خاص و منحصر به فرد انتصاب و ارتقا، در آموزش عالی آلمان شده است. اما همه این ویژگی‌ها در بستر زیرساختی تحت عنوان گروه‌های علمی اتفاق می‌افتد و بدون وجود این زیرساخت، شکل‌گیری چنین نظام کارآمدی ممکن نبوده است.

در دهه ۷۰ میلادی، دانشگاه­های آلمان رشد چشم­گیری داشتند و به طبع آن نیاز به نیروی انسانی متخصص در موسسات آموزش عالی افزایش یافت. در دانشگاه­ها، این نیاز به کمک دانشجویان دکتری، دانشجویان پسا­دکتری و سایر کارکنان پژوهشی که یک ارتش ذخیره در آموزش­ عالی محسوب می­‌شدند، پاسخ داده شد. طبق پژوهش‌های انجام شده ، تعداد واقعی افرادی که ذیل مدیریت اساتید دارای کرسی، بار عمده پژوهش و آموزش را در دانشگاه برعهده دارند حدود ۸۰ درصد از کل متخصصان علمی دانشگاهی -به جز دانشجویان- هستند. این موضوع یعنی این­که در آموزش­عالی آلمان بیست درصد از بار آموزش و پژوهش به شکل مستقیم توسط اساتید انجام می­شود و ۸۰ درصد این وظیفه، به شکل غیرمستقیم و تحت مدیریت اساتید، انجام می­پذیرد. بنابراین گروه‌های علمی در کشور آلمان با رهبری یک استاد و جمعی از پژوهشگران ذیل وی که روی موضوع  مشخص علمی فعالیت می‌کنند تشکیل می‌شود.

با همین توضیحات مفهوم کرسی استادی نیز عوض می‌شود؛ به این صورت که دستیابی به کرسی استادی در آلمان با در اختیار گرفتن مدیریت یک تیم آموزشی-پژوهشی در دانشگاه ذیل آن کرسی معادل است. به عبارت دیگر ارتقا به درجه استادی یعنی منصوب شدن به سمت مدیریت مجموعه‌­ای از امکانات پژوهشی، امکانات آموزشی و نیروی انسانی. این مدیریت فقط یک مدیریت اجرایی نیست بلکه استاد مربوطه از طریق یک مدیریت علمی-تخصصی تیم پژوهشی خود را راهبری می­‌کند. استادی که مسئولیت گروه را برعهده دارد، نه‌تنها مدیر و مسئول خروجی‌­های علمی گروه در مقیاس کلان است، بلکه این شخص در بسیاری موارد به وسیله جذب منابع مالی خارج از دانشگاه، تامین مالی پروژه‌­های ذیل خود را نیز انجام می­‌دهد. این تامین مالی­‌ها از جانب دانشگاه امتیاز محسوب می‌­شود و در ارتقای استاد به جایگاه بالاتر نقش مثبت دارد. همچنین استاد مربوطه می‌­تواند از محل این تامین مالی‌­ها حقوق و امکانات افراد ذیل خود را ارتقا بخشد.

این موضوع یعنی سپردن موضوعات علمی به گروه­های متخصص، یکی از تفاوت‌­های اصلی آموزش عالی آلمان با سایرین است. از نقاط تفاوت سیستم گروه­‌محور این است که موضوعات علمی­ که به اساتید سپرده می‌­شوند بر جایگاه خود استاد مقدم است. یعنی این موضوعات علمی هستند که تعیین می­‌کنند چند گروه علمی تشکیل شود و به تبع آن چند جایگاه مدیریت علمی برای اساتید ایجاد شود. با این وصف تعداد جایگاه‌های استادتمامی با توجه به محدود بودن موضوعات علمی، محدود است. موضوعات علمی دغدغه‌­های دانشگاه هستند و سپردن آن به اعضای گروه­‌های علمی-تخصصی به رهبری استاد، به مثابه سپردن امری به پیمانکاران و متخصصان آن است.

وقتی قرار است موضوعات تخصصی در یک جمع پیگیری شود و این جمع ترکیب مختلفی شامل اساتید، دانشجویان، پژوهشگران دوره‌­های پست‌­دکتری و… را در خود دارد، طبیعتاً همه این گروه نمی‌­توانند در یک سطح باشند. پس گروه‌­های علمی لاجرم دارای ساختار واهداف مشخص هستند. درواقع وقتی شخصی در یک گروه علمی قرار گرفت، به خوبی می‌‌داند که در چه جایگاهی قرار گرفته است و چه مسئولیتی دارد، چند نفر ذیل او هستند و چند نفر بالاتر از او قرار دارند، چند نفر را باید مدیریت کند و به چه کسی باید پاسخگو باشد، در صورت ارتقا چه جایگاهی در گروه کسب می‌کند و چه میزان شرایط، امکانات و دسترسی­‌های او و ایضاً مشکلات و سختی کار او بیشتر می‌­شود.

گروه‌­های علمی مزایای دیگری نیز دارند. مثلا اینکه، از آنجا که اهداف کلان گروه‌­ها مشخص است، وقتی شخصی در جایگاه ریاست گروه قرار گرفت به این معنی نیست که صد درصد اراده او در گروه حاکم است. چرا که در یک فضای علمی چیزی که سهم اراده هر عضو در گروه را ارتقا می‌­دهد، دانش، تخصص و توانمندی اوست. از دیگر نکات مثبت گروه­‌ها بحث نظارت و ارزیابی تخصصی است. بر خلاف سیستم‌­های آموزش عالی آیین‌نامه‌محور که فرد به راحتی می­‌تواند آن­ها را دور بزند و به اهداف مطلوب خود دست یابد، در سیستم گروه‌­محور چون فرمان مدیریت علمی را یک استاد توانمند و کارآمد در دست دارد و این استاد باید پاسخگوی مدیران دانشگاه باشد، افراد ذیل او (شامل جونیور پروفسورها، دستیاران پژوهشی و…) که در موقعیت دستیاریِ استاد قرار دارند، نمی­‌توانند به راحتی از زیر بار مسئولیت و فعالیت موثر فرار کند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: