حقیقت‎طلب در هم‎اندیشی «بررسی مشکلات فرزندان مادر ایرانی» عنوان کرد:

بی هویتی؛ فرزند قانون کهنه‌ی مهاجرت

مدیر پژوهش‌های انجمن دیاران با اشاره به مشکلات فرزندان مادر ایرانی گفت: طبق قانون مدنی کودکانی که پدرشان ایرانی نیستند حداقل تا سن ۱۸ سالگی هیچگونه تابعیتی ندارند، به دلیل عدم تابعیت، هیچ حق وحقوقی نیز ندارند، حتی حق تحصیل آنها هم با دستور مقام معظم رهبری برقرار شد و قانون هیچ حق دیگری برای آنها قائل نشده است.

به گزارش عیارآنلاین، مسئله تابعیت فرزندان حاصل از مادران ایرانی و پدران غیرایرانی و مشکلات ناشی از نارسایی‌های قوانین تابعیتی ایران، از جمله مسائلی است که حوزه تاثیر آن روز به روز در حال افزایش است. مشکلات پیش آمده برای این فرزندان از تحصیل گرفته تا عبور و مرور، زندگی آنها را به شدت تحت تاثیر قرار داده و سخت کرده است. در همین راستا عیارآنلاین با پیگیری‌های خود و برگزاری نشستی در این موضوع، ضمن دعوت از مسئولین و کارشناسان، به بررسی این معضل پرداخت. در ادامه، صحبت‌های آقای حقیقت طلب عضو انجمن دیاران و یکی از فعالان حوزه مهاجرت در ایران آورده شده است.

سید پیمان حقیقت طلب، مدیر پژوهش‌های انجمن دیاران در معرفی این انجمن گفت: «انجمن دیاران حدود یک سال شروع به کار کرده است و دو هدف کلی دارد. تمرکز این انجمن روی موضوع مهاجران داخل ایران است. ما در انجمن دیاران دو نگرش کلی داریم: ۱-تغییر نگرش درباره مهاجران داخل ایران از شهروند درجه دو به نگرشی برابر و ۲-در بخش حقوقی، قوانینی که برای مهاجران وضع شده، مشکلاتی را برای مهاجران به وجود آورده است. در این راستا کارهایی انجام داده‌ایم. هشت مستند از مهاجران موفق ساخته‌ایم و به صدا و سیما هم فروخته‌ایم که در آینده نزدیک پخش می‌شود. در روزنامه شهروند صفحه ۱۵ شماره از صفحه دیاران به طور منظم چاپ شد. در روزنامه دنیای اقتصاد یک ویژه‌نامه درباره اقتصاد مهاجرت کار کردیم. با روزنامه‌های مختلف دیگری هم کار کردیم. شرق خراسان سایت عیارآنلاین و کانال تلگرام دیاران هم از هفت ماه پیش فعال شده است. با نمایندگان مجلس هم رایزنی‌هایی درباره بهبود قوانین مربوط به مهاجرت انجام می‌دهیم».

مهاجرت؛ یکی از مسائل مهم جهان امروز

مدیر پژوهش‌های انجمن دیاران افزود: «در موضوع مهاجرت بحثی که وجود دارد این است که در جهان کنونی و قرن بیست و یکم، مهاجرت یکی از مهمترین موضوعات مطرح در سطح بین‌الملل است. با توجه به گسترش ارتباطات و راحتی جابه جایی‌ها، روز به روز به جمعیت مهاجران اضافه می‌شود. تا پایان سال ۲۰۱۷ حدود ۳.۴% جمعیت جهان (حدود ۲۵۸ میلیون نفر) را مهاجران تشکیل می‌دادند. یعنی کسانی که محل زندگی آنها، محل تولدشان نبود. ایران هم در قرن اخیر همواره با پدیده مهاجرت رو به رو بوده است».

تاریخچه مهاجران در ایران

وی ادامه داد: «اولین حضور مهاجران در ایران به جنگ جهانی دوم بازمی‌گردد. زمانی که لهستان از سوی آلمان و شوروی مورد حمله واقع شد و تعداد زیادی از این افراد را شوروی به سیبری برد. چون هزینه نگهداری این افراد در سیبری زیاد بود، آنان را به ایران منتقل کرد. حدود ۱۲۰ هزار نفر پناهندگان لهستانی سال ۱۳۲۰ به ایران آمدند و ایران یکی از پذیراترین کشورها در زمینه پذیرش این مهاجران بود. پس از این که یک سال در ایران بودند، مردهایشان به ارتش این کشورها پیوستند و زنان و فرزندانشان در ایران ماندند. هنوز هم نوادگان این پناهندگان لهستانی در ایران حضور دارند. دلیل مهاجرتشان این بود».

حقیقت طلب گفت: «پس از این بزرگترین موج ورود مهاجران به ایران، مربوط به پس از انقلاب اسلامی و مهاجران افغانستانی و عراقی بوده است. مهاجران افغانستانی طی سه موج بزرگ به ایران مهاجرت کردند. ابتدا در سال ۱۳۵۹ و با حمله شوروی به افغانستان بود. موج بزرگتر در زمان جنگ‌های داخلی و سطله طالبان بر افغانستان بود. موج سوم مربوط به حمله آمریکا به افغانستان بود. اکنون نیز با توجه به ناآرامی‌هایی که در افغانستان وجود دارد، احتمالا موج چهارمی هم در راه است».

آمارهای متفاوت از جمعیت مهاجران در ایران

مدیر پژوهش‌های انجمن دیاران اضافه کرد: «در حال حاضر آمارهای مختلفی از تعداد مهاجران در ایران ارائه می‌شود. مرکز آمار ایران این تعداد را ۱میلیون و ۶۰۰هزار نفر اعلام کرده است. وزارت کشور حدود ۳ میلیون نفر اعلام کرده که ۱.۵ میلیون نفر آنها، مهاجران غیرقانونی هستند. آمارهای جهانی (مثلا سازمان مطالعات مهاجرت دنیا) هم این تعداد را ۲.۷ میلیون نفر اعلام کرده که بر اساس آمارهای وزارت مهاجرت افغانستان بوده است. بر اساس آمار مرکز آمار و طبق هرم سنی که ارائه کرده است، بیشترین جمعیت این افراد، در سنین زیر ۳۰ سال هستند».

پیامدهای حضور مهاجران در ایران

حقیقت طلب درباره پیامدهای حضور مهاجران خارجی در کشور گفت: «حضور مهاجران در ایران پیامدهایی داشت که یکی از آنها ازدواج ایرانی‌ها با مهاجرین بود. من در ابتدا قوانین مربوطه را توضیح می‌دهم و سپس درباره آثار این ازدواج‌ها می‌گویم. این ازدواج‌ها دو حالت دارند؛ یا ازدواج مرد ایرانی با زن مهاجر و یا ازدواج زن ایرانی با مرد مهاجر است. ازدواج مرد ایرانی با زن خارجی مشکل و محدودیت خاصی در قانون ندارد. تنها محدودیت این است که مرد نباید از صاحب منصبان کشور باشد».

وی افزود: «در مورد ازدواج زن ایرانی با مرد خارجی، قوانین مدنی ایران مسائل زیادی دارند. طبق ماده ۱۰۵۹ این قانون، نکاح مسلمه با غیرمسلم جایز نیست. در این مورد خیلی مشکلی پیش نیامد؛ چون مردهای کشور افغانستان و عراق مسلمان هستند. طبق ماده ۱۰۶۰ این قانون، ازدواج زن ایرانی با مرد خارجی در مواردی هم که منع قانونی ندارد، موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است. در سال ۱۳۴۵ آیین نامه‌ای تصویب شد که مراحل دریافت پروانه زناشویی برای قانونی شدن این ازدواج‌ها را تعیین کرد. در مجوع ازدواج‌هایی که رخ داده، شرعی هستند ولی با توجه پیچیده بودن مراحل قانونی، هنوز ثبت نشده و قانونی نیستند».

قانون تابعیت ایران؛ کاستی‌ها و پیامدها

حقیقت طلب گفت: «قانون تابعیت ایران هم مواد ۹۷۶ تا ۹۹۱ قانون مدنی هستند. دو ماده که در بحث ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی اهمیت دارد، یکی ماده ۹۷۶ قانون مدنی است که به عنوان ماده اول قانون تابعیت ایران شناخته می‌شود و دیگری قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی است».

مدیر پژوهش‌های انجمن دیاران اضافه کرد: «طبق ماده ۹۷۶ قانون مدنی کسانی که پدر آنها ایرانی باشد، در هر کجای دنیا که به دنیا آمده باشند ایرانی محسوب می‌شوند. طبق بند ۴ این ماده مجددا فرزندان پدر و مادر خارجی که یکی از آنها در ایران به دنیا آمده باشد، آنها هم تابعیت ایران را می‌گیرند. بند ۵ در مورد فرزندانی که مادر آنها ایرانی ولی پدر آنها خارجی باشد، یک سری محدودیت‌هایی را در نظر گرفته که تناقض‌هایی در حوزه قانون تابعیت ایران محسوب می‌شود و کمی عجیب است».

وی مشکلات حاصل از این ازدواج‌ها را اینگونه عنوان کرد: «مشکلات حاصل از ازدواج بانوان ایرانی با اتباع غیرایرانی و در مصاحبه‌های زیادی که ما با این افراد داشتیم و مشکلاتی که استخراج کردیم به شرح زیر است:

مشکلات هویتی فرزندان حاصل از ازدواج‌های زنان ایرانی و مردان غیرایرانی

وی گفت: «طبق قانون مدنی این کودکان حداقل تا سن ۱۸ سالگی هیچگونه تابعیتی ندارند. وقتی تابعیتی ندارند، هیچ حق و حقوقی ندارند یعنی حق تحصیل آنها با دستور مستقیم مقام معظم رهبری بود که در سال ۹۲ توانستند حق تحصیل خود را به دست بیاورند و این ماده هیچ حق دیگری برای آنها قائل نشده است. این افراد فقط حق اقامت در ایران را داشتند. وزارت کشور نسبت به احراز ولادت و صدور پروانه ازدواج به موضوع والده اقدام و نیروی انتظامی نیز پروانه اقامت صادر می‌کند. فرزندان موضع ماده قبل از تحویل تابعیت نیز مجاز هستند در ایران اقامت کنند. یعنی در قانون تعیین تکلیف هیچ حق دیگری به آنان داده نشده است. مشکلات هویتی آنها زیاد بود».

حقیقت طلب با تشریح برخی شواهد عینی خود گفت: «در یکی از موارد، مادری ایرانی بود که با مردی افغانی ازدواج کرده و دچار مشکلات بسیاری بود. عنوان می‌کرد که ازدواج من با یک مرد مسلمان بود و از ازدواج خود بسیار راضی بود ولی بچه‌های او مشکلات زیادی داشتند و زمانی که برای واکسیناسیون فرزندانش به مراکز درمانی مراجعه می‌کرد چون فرزند هیچ مدرکی نداشته، آزار می‌دید. حتی بچه‌های افغانستانی با استفاده از کارت آمایش و مدارک هویتی خود و گذرنامه‌هایشان به راحتی از امکانات درمانی استفاده می‌کنند. ولی این بچه‌ها که هیچ کارت هویتی ندارند و عملا تا ۱۸ سالگی بدون هویت بزرگ می‌شوند، مشکلات فراوانی پیش روی خود دارند و حسی منفی نسبت به ایران پیدا می‌کنند. بعد از ۱۸ سالگی نیز چون فقط یک سال برای درخواست تابعیت ایرانی فرصت دارند، بسیاری فراموش می‌کنند یا اصلا مطلع نیستند و فرصت خود را از دست می‌دهند و بعد‌ها که مراجعه می‌کنند، یا مشکلات زیادی برای آنها پیش می‌آید و یا تا پایان عمر بدون تابعیت می‌مانند».

عدم مسئولیت‌پذیری شوهر خارجی

مدیر پژوهش‌های انجمن دیاران درباره مشکل دیگر این ازدواج‌ها گفت: «یکی از مشکلات دیگر عدم مسئولیت‌پذیری شوهر است. بسیاری از مردان افغانستانی به خصوص در نواحی مرزی ایران به این بهانه با زنان ایرانی ازدواج می‌کردند تا بتوانند تابعیت ایران را اخذ کنند. ماده ۹۸۰ این امکان را قائل شده است و اگر مردی بتواند با زن ایرانی ازدواج کند با نظر هیات وزیران دولت تابعیت ایرانی را اخذ کند. ولی این اتفاق نیفتاد و بسیاری از مردان که نتوانستند تابعیت بگیرند زنان ایرانی خود را رها کردند. دو زن ایرانی چون ازدواجش نیز قانونی نبوده از هیچ طرفی مورد حمایت قرار نمی‌گرفت. به عبارتی در این قضیه، قانون هم اجرا نشده است».

مهاجرت اجباری زنان ایرانی

حقیقت طلب در ادامه برشمردن مشکلات ناشی از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی گفت: «مساله دیگر، مهاجرت اجباری زن ایرانی به افغانستان بود. وقتی بعد از حمله آمریکا اوضاع افغانستان کمی رو به بهبود رفت و نتوانستند در ایران تابعیت بگیرند، تصمیم به بازگشت گرفتند و یک سری از زنان ایرانی همراه با همسران خود به افغانستان برگشتند و به دلیل شرایط بسیار بد افغانستان، بسیاری از این زنان به گواه شواهد تبدیل به برده شده بودند و وضعیت ناگواری داشتند. زندگی بسیار بد یکی از زنان ایرانی در هرات در فیلم به نمایش گذاشته شده است. مهاجرت زن ایرانی به افغانستان اصلا چیز جالبی نیست. بسیاری از این زنان ایرانی در داخل کشور از زندگی خود رضایت دارند ولی چون ازدواج آنها غیرقانونی است، بعد از فوت همسر از هیچ حمایتی بهره‌مند نمی‌شوند».

سوءاستفاده از زنان ایرانی برای اخذ تابعیت ایرانی

مدیر پژوهش‌های انجمن دیاران از دیگر مشکلات این نوع ازدواج‌ها را اینگونه عنوان کرد: «مساله دیگر سوءاستفاده است. مردهای افغانستانی در ایران حق ثبت ندارند و همه چیز را به نام همسر خود ثبت می‌کنند و در مواردی زن همه چیز را در اختیار می‌گرفت. معضل ازدواج زن ایرانی با مرد خارجی فقط مشکل کشور ما نیست. در بسیاری از کشورها این مشکل وجود دارد که زنان آن کشور با مردان خارجی ازدواج می‌کنند و یا برعکس آن ماجرا رخ می‌دهد. تبعیض جنسیتی در اعطای تابعیت بین زن و مرد تا اواخر قرن بیستم در بسیاری از کشورها وجود داشت؛ یعنی قانون تابعیت ما که در سال ۱۳۱۳ نوشته شده است ترجمه‌ای از قانون فرانسه بود که در آن زمان تبعیض جنسیتی داشت به این معنی که خون پدر را قبول داشت ولی خون مادر را نمی‌پذیرفت. ولی به تدریج تمام کشورها تغییر کرد».

تجربه سایر کشورها

حقیقت طلب با ذکر مثالهایی از برخی کشورهای مسلمان و غیرمسلمان گفت: «من کشورهایی را که هم دین با ما هستند، فهرست کرده‌ام. به طور مثال در مورد اندونزی تا سال ۲۰۰۶ در اعطای تابعیت بین زن و مرد تفاوت قائل می‌شدند ولی بعد از ۲۰۰۶ اصلاح قانون انجام شد و وضعیت به این صورت تغییر کرد که تا قبل از ۱۸ سالگی فرزندی که حاصل از ازدواج زن اندونزیایی با مردی خارجی باشد دو تابعیتی محسوب می‌شود و هم تابعیت پدرش و هم تابعیت مادرش را دارد؛ ولی بعد از ۱۸ سالگی سه سال به او فرصت می‌دهند تا خود تصمیم بگیرد و تابعیت یکی از کشورها را قبول کند».

مدیر پژوهش‌های انجمن دیاران در توصیف وضع برخی کشورهای دیگر در موضوع قوانین تابعیت گفت: «مالزی این مساله را جور دیگری حل می‌کند. آن فرزندان اگر در خاک مالزی به دنیا بیایند، مالزیایی حساب می‌شوند؛ ولی اگر در خارج از مالزی به دنیا بیایند تنها حقی که پیدا می‌کنند، حق اقامت است و تابعیت مالزی به آنها تعلق نمی‌گیرد. همچنین کره جنوبی که تا سال ۱۹۹۸ مثل ما این نظر را داشت و به فرزند حاصل از این ازدواج‌ها تابعیت نمی‌داد، بعد از سال ۱۹۹۸ این قانون را اصلاح کرد. بحرین هم همینطور و قانون این کشور دقیقا مثل قانون کشور ما است. ولی بحرین به سرعت قصد تغییر قانون تابعیت خود را دارد و حق زن و مرد را در تابعیت فرزندشان برابر می‌کند».

وی در پایان اشاره کرد: «در دنیا ۲۶ کشور وجود دارد که در اعطای تابعیت به فرزندان تبعیض جنسیتی دارند. شش کشور که شرایطی مثل ایران دارند عبارتند از قطر و سومالی و برونئی و کویت و لبنان و سوازیلند که عملا باعث می‌شوند فرزندان بی‌تابعیت به دنیا بیایند و بزرگ شوند».

۱ دیدگاه

  1. هانیه :

    این قضیه رو لطفا همش به افغانستانی ها ربط ندید من الان ۱۵ ساله که با همسرم که ایتالیایی هست ازدواج کردم دوست دارم به ایران برگردم ولی متاسفانه به بچه هام تابعیت نمیدن واقعا قانون ذلیل کننده ایست که برخی اینو نمیفهمن واقعا یه موضوع به این سادگی رو نمیتونن حل کنن من و کسایی مثل من که میشناسم اصلا نه نیازی ب یارانه نه بیمه و… دارن فقط شناسنامه و کارت ملی بدن ک بچه ها مون سردرگم نباشن همین. واقعا چه مغزهای کوچک زنگ زده ای دارن اونا که نمیزارن قانون تابعیت درست بشه

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: