۱۰ اسف ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۳۴

یکپارچه سازی مدیریت صنعت برق امری ضروری است

تعدد نهادهای تصمیم گیری در صنعت برق که پیوستگی غیرقابل انکاری در حوزه های مختلف کاری با هم دارند موجب شده تا هزینه های هنگفتی به شبکه تحمیل شود. جداسازی های بی پایان مدیریتی در صنعت برق با ایجاد ریزمدیریت های مختلف و افزایش میزهای مدیریتی، چالش جدیدی برای صنعت برق ایجاد کرده است.

به گزارش عیارآنلاین، صنعت برق برخلاف خیلی از صنایع دیگر به دلیل ماهیت بهم پیوسته کل شبکه و تعادل لحظه ای تولید و مصرف باید بصورت یکپارچه مدیریت شود.

شبکه برق از ابتدا هم به همین شکل بنیان گذاری شد و در هر استان یک شرکت برق بود که وظیفه مدیریت و بهره برداری همه بخش های شبکه اعم از تولید، انتقال، توزیع و مصرف را عهده دار بود. به مرور زمان و به دلایلی که از آن به بالا بردن بهره وری نام برده شد این مدیریت یکپارچه جای خود را به مدیریت جزیره ای داد.

بخش انتقال و توزیع در استان ها از سالها راه خود را از یکدیگر جدا کرده و شرکت های برق منطقه ای و توزیع نیروی برق شکل گرفتند. با این وجود چون همه این بخش ها تحت مدیریت مادرتخصصی توانیر که از مخفف عبارت شرکت سهامي “مديريت توليد، انتقال و توزيع نيروي برق ايران” شکل گرفته بود اداره می شد و لذا اگر در استان ها مدیریت واحدی برای شبکه وجود نداشت اما همه از یکجا و توسط یک واحد مدیریت می شدند.

از وقتی که مدیریت معاونت برق و انرژی وزیر نیرو و مدیریت توانیر جدا شدند این انشقاق و دوگانگی در مدیریت کلان صنعت برق نیز پررنگ تر گشت و ساز مخالفت و جدایی بخش های مختلف کوک شد.

با نگاهی به تجربه دیگر کشور های پیشرو در این خصوص می بینیم که نه تنها حتی کل شبکه یکپارچه مدیریت شود بلکه بازار برق هم که اقتصاد این صنعت را مدیریت کرده و وظیفه رگولاتوری را برعهده دارد، حتی با بازار گاز با هم مدیریت می شوند.

در شبکه های هوشمند امکان جداسازی بخش های مختلف معنی پیدا نمی کند و در شهرهای هوشمند نیز مدیریت کل شهر در بخش های مختلف انرژی یکجا انجام می شود. دعوای این روزهای وزارت نفت و نیرو می تواند به اهمیت این مهم صحه بگذارد. اینجا بجای مدیریت ریزشبکه ها در پی ریزمدیریت های شبکه هستند.

در شرایطی که دنیا در پی یکپارچه سازی بخشهای مختلف انرژی (برق، نفت و گاز، نیروگاه های تجدیدپذیر و…) بوده، مدیریت صنعت برق ایران در مسیری که مشخص نیست چه اهدافی را دنبال می کند سه تکه کردن توانیر، که مفهوم آن سه تکه کردن مدیریت صنعت برق است را پیگیری می کند.

قدرت طلبی و عدم مدیریت پذیری مدیران صنعت برق استان ها ذیل یک نهاد واحد تاکنون بارها و بارها به شبکه برق و بهره برداری صحیح لطمه زده است. در این شرایط و برای اینکه میزهای مدیریتی استان ها یکی نشود و مزایای مدیر بودن از بین نرود نهادهای غیرقانونی دیگری تحت عناوینی مانند شورای اسنجام بخشی مدیران شکل می گیرد که همین مدیران را با هم هماهنگ کند.

اگر قرار بود مدیران با یکدیگر هماهنگ باشند از همان ابتدا تحت یک مدیریت واحد به فعالیت می پرداخته و هزینه های سرسام آور تشکیلاتی و سازمانی در استان ها ایجاد نمی شد. همه این هزینه ها در مقابل ضررهای هنگفتی ناشی از عدم هماهنگی مدیران که به شبکه و مردم تحمیل شده است رقم ناچیزی است.

در این بین شرکت های برق منطقه ای در مناطقی که چند استان را مدیریت می کنند نوع دیگری از مشاجرات و منازعات استانی را تجربه کرده اند که بارها رنگ و بوی سیاسی هم گرفته و موجب حاشیه های مختلفی شده است.

از دو سال پیش نیز در یک اقدام غیرقانونی و بدون اخذ مصوبه های قانونی از مجلس، تولید را از توانیر جدا کرده تا تحت عنوان شرکت مادرتخصصی توليد نيروی برق حرارتی، بخش تولید را مدیریت کند و چه کسی است که نداند در این مدت، دو شرکت مادرتخصصی توانیر و تولید با هم تقابل بیشتری پیدا کرده و روز به روز از هم فاصله گرفته اند.

مادرتخصصی تولید نیروی برق حرارتی نیز بلافاصله مدل جداسازی مدیریت های استانی در بخش تولید را شروع کرد تا در این زمینه از توانیر عقب نماند و با ایجاد شرکت های مدیریت تولید برق استانی زمینه بزرگ کردن صنعت و پیچیده کردن مدیریت آن را فراهم کند. سمت های مدیریتی تکثیر شد و چارت های جدیدی شکل گرفت تا مدیران مادرتخصصی تولید هم کم از مدیران توانیر نداشته باشد چراکه در ایران بزرگی شرکت ها را به دم و دستگاه عریض و طویل و تعداد مدیران زیرمجموعه آن وزن می کنند.

با این روندی که صنعت برق در جداسازی در پیش گرفته، دیری نخواهد پایید که در شهرستان ها هم بخش ۲۰ کیلوولت از ۴۰۰ ولت شبکه جدا شده و تحت مدیریت های دوگانه ای به فعالیت ادامه خواهند داد تا افزایش بهره وری شبکه را در پی داشته باشد!

شاید نیاز باشد عقلای صنعت برق، مجلس و دولت یکبار دیگر در خصوص این جداسازی ها، مطالعات بی طرفانه ای انجام داده و مزایا و معایب آنها را بررسی کنند تا اگر هم نمی خواهند از مدل های غربی در مدیریت یکپارچه صنعت برق استفاده کنند بدانند این جداسازی ها چه اندازه بهره وری صنعت برق را افزایش داده است. به نظر می رسد باید دوباره به ساختار سالیان گذشته صنعت برق برگشت و شبکه را در استان ها تحت یک مدیریت واحد اداره کرد.

تعدد نهادهای تصمیم گیری در صنعت برق که پیوستگی غیرقابل انکاری در حوزه های مختلف کاری با هم دارند موجب شده تا در زمان بروز مشکل، هریک دیگری را مقصر جلوه دهند. کارکنان این نهادهای موازی، توپ مشکلات را در زمین دیگری انداخته و در این میان، صنعت برق به دلیل تشریفات غیرضرور اداری متحمل هزینه های زمانی و ریالی زیادی می شود.

منبع: برق نیوز

برچسب‌ها:

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: