۲۰ اسف ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۵۲

جهان به سمت سدزدایی می‌رود؛ ایران به سمت سدسازی

رویکردهای سازه‌ای و سدسازی در ایران، با اختصاص بودجه‌ای معادل ۲۱% از کل بودجه کشور با قوت در حال پیگیری است این در حالی است که با شکست این رویکرد در اواخر قرن بیستم، کشورهای پیشرو رویکرد سدزدایی را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

به گزارش عیارآنلاین، سدسازی مدرن پس از انقلاب صنعتی و با اختراع ماشین‌آلات سنگین رو به گسترش نهاد و تبعات زیست‌محیطی و اجتماعی این سازه انسانی تحت تأثیر منافع آن برای جوامع انسانی قرار گرفت و کشورها این منافع را بر آثار زیان‌بار سدها ترجیح داده و سدسازی با سرعت بالایی گسترش یافت.

هم‌زمان با توسعه نگرش‌های زیست‌محیطی در اواخر قرن بیستم، کشورهایی همچون ایالات‌متحده که تا قبل از این گوی سبقت را از سایر کشورها درزمینه سدسازی ربوده بودند با تغییر جهت در مسیر سیاست‌گذاری‌های خود پروژه‌هایی تحت عنوان سدزدایی را در دستور کار قرار دادند. هرچند کشورهای دیگری نیز به این حوزه ورود پیدا کردند اما آمریکا با ۸۳% بیشترین آمار سدزدایی را بر اساس بانک اطلاعات سازمان مطالعات زمین‌شناسی به خود اختصاص داده است. آمریکا در دوران سدسازی بیش از ۲ میلیون سازه ایجاد کرد؛ اما با این‌ حال، تنها دو دهه پس از سدسازی‌های گسترده در این کشور، پروژه‌های سدزدایی شکل گرفت.

از اوایل قرن جدید تا به امروز ۳۵۸ سد در آمریکا تخریب‌ شده است که اولین این سدها، سد مارکوت در ایالت میشیگان بود. این سد در سال ۱۹۱۲ تخریب شد. با توجه به پیچیده شدن عوامل مختلف ازجمله عوامل هیدرولوژیک، سیاسی و اجتماعی در یک طرح سازه‌ای، اقدام به تخریب سد تصمیم ساده‌ای نبوده و با پیچیدگی‌هایی همراه است. جهت تصمیم‌گیری در زمینه تخریب سد نیاز به شاخص‌های متعددی است، کارشناسان مربوطه این شاخص‌ها را در پنج گروه فیزیکی، شیمیایی، اکولوژیک، اقتصادی و اجتماعی دسته‌بندی کرده‌اند.

تغییر رویه در رفتار سدسازی آمریکا در اواخر قرن بیستم، متقارن با نگرش‌های توسعه‌ای همه‌جانبه و تمرکز بر مسائل زیست‌محیطی بود. در این زمان پارادایم سنتی مدیریت منابع آب در سال ۱۹۹۴ موردنقد قرار گرفت و پارادایم جدیدی بر مبنای دو اصل مدیریت اکوسیستمی و تصمیم‌گیری مشارکتی به وجود آمد. یک سال بعد پارادایم «مدیریت یکپارچه حوضه آبریز» شکل گرفت که محبوب‌ترین پارادایم در ایران است. هم‌اکنون نیز در بسیاری از طرح‌های بین‌المللی که در کشور اجرا می‌شود این نگرش، نگرش غالب است. در سال ۲۰۰۰، تمایز قائل شدن بین رشد اقتصادی و مصرف آب به تغییراتی در پارادایم آب انجامید که اغلب رویکردهای غیر سازه‌ای را دنبال می‌کرد.

در ایران نیز تبعات سدسازی در حال رخ‌نمایی است بنابراین باید فرآیند سد زدایی بر اساس تجارب کشورهای دیگر تبیین شود. در سایر کشورها ازجمله ایالات‌متحده سد زدایی یک راهکار بلندمدت به تبعات سدسازی گسترده در این کشور است.

پیامدهای منفی سدسازی

سدها به‌تناسب بزرگی خود حوزه‌های مختلفی را تحت تأثیر قرار می‌دهند و تغییراتی را در این حوزه‌ها به وجود می‌آورند که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تأثیر گسترده سدها بر اکوسیستم[۱]؛ به‌طوری‌که اکوسیستم ۶۰ درصد رودخانه‌های جهان با احداث سازه سد به‌طور کامل یا نسبی گسسته شده است.
  • سهم مخازن سدها[۲] در بین علل انسانی گرم شدن کره زمین، بیش از ۴ درصد تخمین زده‌شده است.
  • بهره‌برداری سدها تأثیراتی به‌مراتب عمیق‌تر از تغییرات اقلیمی بر آبدهی رودخانه‌ها دارد.
  • تخریب بستر و مسیر جریان در رودخانه و سیلاب‌دشت
  • از بین بردن تالاب‌ها و گونه‌های گیاهی و جانوری
  • از دست رفتن توجیه اقتصادی سدها به خاطر هزینه بالای تعمیر و نگهداری از این سازه‌ها
  • مسائل ایمنی مربوط به ضعف طراحی، فرسودگی یا بروز زلزله‌های القایی در مخزن سد.

روند سدسازی در کشور

پارادایم‌های منابع آبی، مدیریت آب و سیاست‌های آبی ایران را نیز با یک‌فاصله زمانی تحت تأثیر قرارداد اما پارادایم سد زدایی چه در بین مسئولین و چه در بین جامعه دانشگاهی هنوز شکل نگرفته است. سدسازی در ایران از سال ۱۳۳۲ شروع شد و تنها بر دریاچه ارومیه ۳۶ سد ساخته شد که ۱۷ سد طی ۲۵ سال (۱۳۴۹-۱۳۷۴) و ۱۹ سد طی ۱۴ سال (۱۳۷۵-۱۳۸۹) به بهره‌برداری رسیدند.

ارزیابی زیست‌محیطی سدها از سال ۱۳۷۳ در کشور الزامی شد اما در عمل جنبه‌های محیط‌زیست احداث گسترده سدها هیچ‌گاه موردتوجه قرار نگرفت. اکثر این سدسازی‌ها بعدازاین الزام قانونی شکل گرفت اما نادیده گرفتن این قانون عامل مهمی در تخریب اکوسیستم ایران و تغییرات متعدد اقلیمی در ایران شد.

یکی از مهم‌ترین فاکتورهایی که می‌تواند منجر به پیروزی یا شکست پروژه سد زدایی شود؛ زمان انجام آن است به‌طوری‌که انتخاب نامناسب زمان می‌تواند خسارات فراوانی به همراه داشته باشد بنابراین سدزدایی فرآیندی زمان‌بر بوده و برخی سدهای بزرگ برق – آبی به بیش از ۳ دهه زمان جهت تخریب نیاز دارند.

هرچند مدیران منابع آبی کشور معتقدند که سیاست‌های کشور به سمت مدیریت عرضه رفته است اما اگر به بودجه‌های سالیانه رجوع شود می‌توان دریافت که فصل منابع آب بین سال‌های ۹۲ تا ۹۶ در حدود ۲۱% از بودجه کل کشور را به خود اختصاص داده است. در این سال‌ها بیش از ۶۵۰ سد احداث‌شده و همین تعداد سد نیز در دست احداث است؛ بنابراین نه‌تنها مدیریت عرضه صورت نگرفته است که سیاست‌های آبی کشور، با تبعیت از الگوی دهه ۷۰ میلادی به سمت گسترش روزافزون رویکردهای سازه‌ای است.

شرایط اقلیمی ایران و بالا بودن دما به ناکارآمدتر شدن پروژه‌های سدسازی افزوده است؛ اما با این‌ همه مدیران و تصمیم‌گیران آبی کشور در عمل، این سیاست شکست‌خورده و پارادایم سنتی را باقوت پیگیری می‌کنند. ادامه چنین روندی تنها به زیان منافع کشور بوده و در درازمدت خسارات فراوانی را برای کشور به همراه خواهد داشت.

[۱] Revenga و همکاران، ۲۰۰۰؛ Nilson و همکاران ۲۰۰۵

[۲] Lima و همکاران، ۲۰۰۸

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: