ساختار شهرنشینی در کشور چین/ 2

تعریف متفاوت از شهر در چین

تعریف شهر در کشور چین علاوه بر معنای عملکردی، حاوی یک تقسیم‌بندی جفرافیایی از تقسیمات کشوری است که در آن انواع سکونتگاه‌های شهری و روستایی در محدوده شهر قرار می‌گیرند. این نوع از تعریف شهر حاکی از یک مدیریت منطقه‌ای واحد زیر نظر شهر مرکزی است که فعالیت‌های موجود در شهر و روستاهای اطراف آن را به هم پیوسته می داند.

SONY DSC

به گزارش عیارآنلاین، در  یادداشت قبل به روند کشور چین در توزیع جمعیت از سال ۱۹۴۹ پرداختیم. در این قسمت به بررسی ساختار کنونی شهر در این کشور می‌پردازیم.

مدیریت منابع انسانی در مقیاس یک کشور از اهمیت بالایی برخوردار است. سکونتگاه‌ها، اعم از شهری و روستایی، بستر قرار گیری، فعالیت انسان‌ها هستند. از این رو برنامه ریزی در مقیاس کلان در ارتباط مستقیم با مدیریت سکونتگاه‌ها قرار می‌گیرد. یکی از مهمترین کشور ها در بررسی مدیریت سکونتگاه‌ها، کشور چین است. چراکه این کشور باوجود جمعیت ۱٫۳ میلیارد نفری خود، توانسته با مدیریت صحیح سکونتگاه‌ها خود، به‌عنوان یک لازمه در مسیر بهره‌برداری از جمعیت، به رشد اقتصادی بالایی دست یابد. از این رو جمعیت بالای آن نه به صورت یک معضل بلکه به صورت یک فرصت برای این کشور در آمده است.

تعریف شهر در کشور چین کمی با تعریف مرسوم از شهر متفاوت است. در این تعریف، شهر علاوه بر بافت جمعیتی متمرکز آن با عملکرد متفاوت از روستاها، شامل یک حوزه جغرافیایی از تقسیمات کشوری می شود که شامل مناطقه شهری و مناطق روستایی است در این حوزه می شود. بنظر می رسد این اتفاق ناشی از یک نوع مدیریت منطقه ی است که در آن شهرها در یک به هم پیوستگی عملکردی با روستاهای اطراف خود قرار می گیرند. چراکه کلانشهرها، که به لحاظ عملکردی در درارتباط کمتری با روستاها قرار دارند، میزان کمتری از مناطق روستایی را شامل می شوند.

جمعیت شهری در این کشور از دو بخش جمعیت شهری در شهرها[۱](کلان شهر، شهر بزرگ و متوسط) و جمعیتی شهری در شهرکها[۲] تشکیل شده است.

شهرها از سه دسته تشکیل می شوند می شوند. اَبر شهرها، شهرهای بزرگ و شهرهای متوسط. هریک از این سه دسته در رتبه های متفاوتی از نظر تقسیمات کشوری قرار می‌گیرند. به این صورت که اَبر شهرها در مرتبه‌ی استان قرارگرفته و زیر نظر مستقیم دولت  مرکزی اداره می شوند؛ شهرهای بزرگ در مرتبه شهرستان قرارگرفته و شهرهای متوسط در سطح بخش قرار می گیرد. کلانشهرها و شهرهای بزرگ به مناطق شهری تقسیم می شوند که تمام جمعیت موجود در این مناطق جمعیت شهری است. اما ممکن است در کنار این مناطق شهری، در محدوده ی یک اَبر شهر و شهربزرگ، از بخش‌های غیر شهری دیگری نیز تشکیل شده باشند که این مناطق نیز شامل مناطق شهری و روستایی می شوند. شهرهای متوسط مانند دو دسته قبل از منطقه شهری تشکیل نشده و مانند بخش ها(که در اینجا شهرهای متوسط همان بخش های شهری هستند) در یک مرتبه ی پایین تر به شهرک‌ها و نواحی روستایی تقسیم می شوند. شهرک‌ها نیز توامان از مناطق شهری و روستایی تشکیل شده اند. این ساختار در تصویر زیر آمده است.

از این رو برای تمییز جمعیت شهری از روستایی، در یک تقسیم بندی پایین تر از تقسیمات کشوری، بخشها از کمیته های شهری، شامل یک منطقه به هم پیوسته از ساختمان‌های متراکم که بافت شهری را تشکیل می دهند، و مناطق روستایی تشکیل می‌شوند.

به عنوان مثال در کشور چین ۴ شهر پکن، شانگهای، تیانجین وچونگ کینگ در مرتبه ی کلانشهر قرار دارند. سه شهر پکن، شانگهای و تیانجین هرکدام تنها از ۱۶ منطقه ی شهری تشکیل شده اند. اما شهر چونگ کینگ از ۲۶ منطقه شهری و ۸ بخش تشکیل شده که این بخش ها هرکدام دارای نواحی شهری و روستایی هستند.

در کشور چین برای تعریف شهر بامشخصاتی که گفته شد از قواعد و اصولی باید پیروی شود که این قواعد اکثرا بر مبنای جمعیت غیر کشاورزی و تراکم آن محاسبه می شود. علاوه بر این کشوری هایی که از نظام پیشرفته تری در مدیریت شهری خود برخوردار هستند، با توجه به عملکرد هر سکونتگاه، از معیارهای عملکردی برای هدایت فعالیت های سکونتگاه های خود استفاده می کنند. لذا معیار دیگری که در کشور چین برای تعریف شهرها استفاده شده، سهم مشاغل در هر یک از دسته‌بندی‌های صنایع اولیه، ثانویه و خدماتی است. که این حاکی از لحاظ کردن کاربری سکونتگاه‌ها در تقسیم بندی آن‌ها است.

در این کشور از قواعد زیر برای تعیین سطح هر یک از شهرها استفاده می شود

 

[۱]در زبان چینی- این ترجه ها لزوما با معنای موجود آن مطابقت نداشته و تنها به بیان عبارتی معادل میپردازد  市 یا“shi”

[۲]  در زبان چینی镇” یا Zhèn”

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: