۶ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۴۲
بررسی سیاست‌های کشور آلمان در قبال اعضای هیئت علمی/1

تحقق اهداف کلان هم‎زمان با آزادی علمی؛ اساس سیاست‌گذاری دانشگاه

در سیستم آموزش عالی آلمان، اختیارات دولت به‌تدریج از بالا به پایین تفویض می‌شود و در عوض پاسخگویی این اختیارات مطالبه می‌شود. درواقع می‌توان اساس سیاستگذاری دولتی اعضای هیئت علمی در آلمان را در تشکیل مفهوم دوتایی و متناسب “اختیار-پاسخگویی” یا “آزادی آکادمیک-کنترل خروجی‌محور”، دانست.

به گزارش عیارآنلاین، مطالعه تجربه‌های موفق سایر کشورها در سیاست‌گذاری حوزه آموزش می­تواند برای سیاست‌گذاران داخلی این حوزه راه­گشا و راهنما باشد. در این میان بررسی نظام آموزش عالی کشور آلمان به عنوان کشوری که یکی از موفق­ترین و درعین حال متفاوت‌ترین نظامات آموزش عالی دنیا را در اختیار دارد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

شواهد این موفقیت را می­توان در مواردی چون پژوهش‌های موفق دانشگاهی، صنعت پیشرو و نرخ پایین بیکاری در فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و کسب بیش از صد جایزه نوبل توسط دانشمندان این کشور مشاهده کرد. به کاربردن تعبیر “متفاوت‌ترین” نیز از این جهت است که آموزش عالی آلمان برخلاف سایر کشورهای پیشرو در نظامات دانشگاهی که با شتاب بسیاری به سمت خصوصی‌سازی آموزش عالی پیش رفته‌اند همچنان به صورت تقریبا کامل به‌صورت دولتی تامین مالی می‌گردد.

پیش از این در یادداشت‌هایی به بررسی برخی دلایل کارآمدی نظام آموزش عالی آلمان در این وبگاه پرداخته شده است که این دلایل عبارتند از؛ تغییر پاردایم حکرانی در آموزش عالی از کنترل کاملاً دولتی به نظارت هدفمند که در دهه ۹۰ رخ داد، تنوع موسسات آموزش عالی و تفکیک وظایف آن­ها و نیز نقش موثر دولت فدرال در حمایت­های مالی در زمینه اهداف راهبردی و تمرکززدایی و تفویض مسئولیت به ایالت‌ها. اما بدون تردید یکی از دلایل موفقیت نظام دانشگاهی آلمان که نیاز به بحث و بررسی بیشتری دارد، عملکرد صحیح اعضای هیئت علمی در پیشبرد اهداف کلان این کشور بوده است.

در سیستم آموزش عالی آلمان، اختیارات دولت به‌تدریج از بالا به پایین تفویض می‌شود و در عوض پاسخگویی این اختیارات مطالبه می‌شود. درواقع می‌توان اساس سیاستگذاری دولتی اعضای هیئت علمی در آلمان را در تشکیل مفهوم دوتایی و متناسب “اختیار-پاسخگویی” یا “آزادی آکادمیک-کنترل خروجی­محور”، دانست. البته این مفهوم در همه بخش­های آموزش عالی آلمان وجود دارد؛ لکن در این بخش از سایر بخش‌ها اندکی پیچیده­تر است. این تفویض اختیار علمی و پژوهشی به‌تدریج از دولت فدرال آغاز می‌شود و به اساتید و کارکنان علمی ختم می‌شود. یعنی اساتید، موسسه‌ها و دانشگاه‌ها و در قدم بعدی دولت‌های محلی در قبال آزادی و قدرت عملی که دریافت می­کنند باید هزینه پاسخگویی در برابر این آزادی و استقلال را بپردازند.

در نظام آموزش عالی آلمان برحسب اینکه درخواست‌های دولت ایالتی توسط فرد یا سازمان چقدر برآورده شده است، امتیازدهی صورت می‌گیرد. مثلاً دانشگاه برای اساتید تعیین نمی­کند که دقیقاً چند کار و چگونه باید انجام شود و یا از کدام مسیر علمی باید آن را طی کنند و یا مشخص نمی­کند که برای استاد شدن حتماً باید درون دانشگاه و مرتبط با جهت‌گیری دانشگاه فعالیت کرد ولی مکانیزم‌ها طوری طراحی شده که استاد باید بین برنامه‌های پژوهشی خود(خواه داخل دانشگاه بوده باشد و خواه درون صنعت یا غیر) و برنامه‌های توسعه‌ای دانشگاه، تناسبی برقرار می‌کند.

علت این موضوع شیوه تامین مالی با مکانیزم قراردادهای کلی بلندمدتی است که با توافق دولت‌های ایالتی و دانشگاه‌ها منعقد می‌شود و تا حد زیادی مسیر پیش روی دانشگاه‌ها را ریل‌گذاری می‌نماید. همچنین رقابت شدید در فرایند جذب و ارزیابی­های پیوسته­ای که در سال­های اولیه استادی توسط کمیته­­های خاصی در دانشگاه انجام می­شود در تحقق این موضوع موثر بوده است.

به‌طورکلی اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها در کشور آلمان به دو گروه پروفسورها[[۱]] و ذیل پروفسورها[[۲]] تقسیم می‌شوند. پروفسورها از درجه بالایی از قدرت، اعتبار و آزادی در موسسه برخوردارند. منظور از ذیل پروفسورها دانشجویان دکتری، دانشجویان پسا­دکتری و سایر کارکنان علمی است. همچنین اساتید تازه‌وارد و جوانی که طی دوره­های موقت در جایگاه استادی قرار دارند نیز با لقب دستیار پروفسور شناخته می­شوند.  پروفسورها در جایگاهی قراردارند که این جایگاه در آلمان با عنوان کارمند دولت با حق تصدی[[۳]]شناخته می­شود و منظور از آن جایگاه مدیریتی و مهمی است که برای پروفسورها لحاظ شده است.

درواقع پروفسورها مسئولیت تیم و گروه پژوهشی را بر عهده دارند و بخشی از امکانات دانشگاه نظیر آزمایشگاه­ها، ساختمان و .. را در اختیار دارند. رسیدن به جایگاه پروفسوری مسیری سخت دارد و نیل به آن معادل جایگاه ممتازی است که مسئولیت‌های خطیری را نیز به همراه دارد. ازجمله مهم‌ترین این مسئولیت‌ها هدایت و راهبری تیم پژوهشی، رایزنی و جذب منابع از دانشگاه دولت و بخش خصوصی برای تحقیقات این تیم است.

اینکه چگونه یک استاد دانشگاه در آلمان هم از آزادی کامل علمی، پژوهشی، مدیریتی و مالی برخوردار است و هم به شکل کارآمد و مؤثر در خدمت اهداف دولت و دانشگاه حرکت می‌کند، گزاره مهمی است که ما در ادامه و یادداشت‌های بعدی به ابعاد مختلف سیاست‌گذاری آلمان در این حوزه و پیچیدگی‌­های آن می‌پردازیم.

 

 

 

[[۱]]  professorial

[[۲]] sub professorial

[[۳]]  civil servants with tenure

تلگر

برچسب‌ها:

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: