۵ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۵۰
در برنامه رادیویی رهیافت عنوان شد

قطع واردات بنزین در گرو تکمیل پالایشگاه ستاره خلیج فارس

کارشناس حوزه انرژی در رادیو اقتصاد مطرح کرد: با تکمیل ۳ فاز پالایشگاه ستاره خلیج فارس به تولید ۳۶ میلیون لیتر بنزین در روز می‌رسیم و از این ۳۶ میلیون لیتر اگر ۱۶ میلیون لیتر هم به جبران واردات اختصاص دهیم، توانایی صادرات روزانه ۲۰ میلیون لیتر بنزین را خواهیم داشت.

به گزارش عیارآنلاین، برنامه رهیافت رادیو اقتصاد این هفته(شنبه ۲ دی ۹۶) به تبیین ۴ سناریو تامین مالی برای تکمیل فازهای باقی مانده پالایشگاه ستاره خلیج فارس یعنی فازهای ۲ و ۳ این پالایشگاه پرداخت. در این برنامه مهندس عماد رفیعی کارشناس انرژی شبکه کانون‌های تفکر ایران به عنوان مهمان حاضر بود. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:

گفتگو را با این موضوع شروع می‌کنیم که اساساً پالایشگاه ستاره خلیج فارس دارای چه اهمیت و جایگاهی است؟

پالایشگاه ستاره خلیج فارس اولین و تا حال حاضر که فاز ۱ آن به بهره برداری رسیده است تنها پالایشگاه میعانات گازی ایران است. میعانات گازی محصولی است که در کنار گاز طبیعی و تقریباً به شکل گاز از مخازن گازی برداشت می‌شود و وقتی که به دما و فشار محیطی می‌آید و تحت عملیات میعان سازی قرار می‌گیرد یک مایع شفاف می‌شود.

میعانات گازی چون خودش یک ماده سبکی است بدون این که تکنولوژی خیلی پیچیده‌ای بخواهد ۶۰ درصد از آن تبدیل به بنزین می‌شود و حدود ۲۴ درصدش تبدیل به گازوئیل باکیفیت یورو ۴ می‌شود و تولید نفت کوره آن تقریبا صفر است. از این لحاظ میعانات گازی یک ماده بسیار ارزشمند است که حتی یک لیتر از آن را ما نباید به صورت خام به خارج از کشور بفروشیم. این در حالی است که در حال حاضر نزدیک به ۶۰۰ هزار بشکه در روز تولید میعانات گازی داریم اما مصرف آن در داخل کشور زیر ۲۰۰ هزار بشکه است یعنی ما روزانه نزدیک به ۴۰۰ هزار بشکه میعانات گازی داریم صادر می‌کنیم یا به اصطلاح خام فروشی می‌کنیم. البته با افتتاح فاز ۱ پالایشگاه ستاره خلیج فارس این رقم کمتر شده است.

الان می‌دانید که ما روزانه حدود ۱۵ میلیون لیتر واردات بنزین طی ماه‌های اخیر داشتیم که این واقعاً برای کشور ما که اولین یا به قول دیگری دومین دارنده منابع نفت و گاز دنیا هستیم زیبنده نیست. ما حدوداً ۴۰۰ هزار بشکه در روز از این میعانات گازی را باید به یک سری از کشورهای دنیا بفروشیم عوضش خودمان ۱۵ میلیون لیتر بنزینی که حتی نسبت به کیفیت بعضی‌ از آنها شک و شبهه داریم واردات کنیم.

 

و این در شرایطی است که ما این ظرفیت را داریم که اگر فاز ۲ و ۳ پالایشگاه ستاره خلیج فارس راه اندازی شود روزانه ۲۰ میلیون لیتر بنزین صادر می کنیم. درست است؟

بله این پالایشگاه اگر ۳ فازش تکمیل شود ۳۶ میلیون لیتر در روز تولید بنزین دارد از این ۳۶ میلیون لیتر اگر ۱۶ میلیون لیتر هم به جبران واردات اختصاص یابد، باز هم ۲۰ میلیون لیتر بنزین برای صادرات خواهد بود. اما این مشروط به افتتاح سریع تر و راه اندازی به موقع پالایشگاه ستاره است که مصرف با این روند صعودی ۸ درصدی که دارد از این بالاتر نرفته نباشد.

 

شما به تکنولوژی تبدیل میعانات گازی به بنزین اشاره کردید؛ آیا تکنولوژی در اختیار متخصصین داخلی هست؟ آیا مشکل طولانی شدن ساخت و تکمیل پالایشگاه همین مسئله نیست؟

الان مشکل پالایشگاه بحث تکنولوژی و لایسنس نیست. لایسنس آن سال‌ها پیش خریداری شده است و پیمانکار آن داخلی است و به دست مهندسان توانمند خودمان در حال ساخت است و اصلاً مشکل تکنولوژی ندارد. حتی طبق صورت‌های مالی این شرکت، پالایشگاه مذکور تا پایان سال ۹۵ بالای ۹۳ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است و از سه فاز ۱۲۰ هزار بشکه‌ای که در مجموع ۳۶۰ هزار بشکه می‌شود، فاز اولش به بهره برداری رسیده است و تنها ۷ درصد از کار پالایشگاه باقی مانده است.

 

پیش بینی شما برای راه اندازی فازهای ۲ و ۳ پالایشگاه چه زمانی است؟

بنده در جایگاهی نیستم که زمان دقیقی برای افتتاح آنها اعلام کنم ولی تا جایی که اطلاع دارم پالایشگاه با یک مشکل تامین مالی مواجه هست و تا زمانی که این تامین مالی اتفاق نیفتد نمی‌شود هیچ پیش‌بینی‌ای کرد. ممکن است با تدبیر خوب دولت محترم و همچنین سهامداران پالایشگاه، تامین مالی، خیلی زود اتفاق بیفتد و بعد از آن فکر نمی‌کنم بیش از یک سال زمان برای افتتاح کامل این پالایشگاه احتیاج باشد ولی اگر تامین مالی تا ۴ سال بعد هم اتفاق نیفتد خب مسلما کار پالایشگاه پیش نمی‌رود.

 

آیا راه اندازی فازهای ۲ و ۳ پالایشگاه ستاره خلیج فارس را می‌توان در راستای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی دانست و بنزینی که در این پالایشگاه تولید می‌شود با چه کیفیتی است؟

بنزین که با کیفیت حداقل یورو ۴ است. اما آن چیزی که فرمودید در مورد بحث اقتصاد مقاومتی، این پروژه کاملاً در راستای اقتصاد مقاومتی است زیرا میعانات گازی ماده ارزشمندی است و ما حتی یک لیتر از این ماده را نباید صادر کنیم و نباید هم به صادرات آن افتخار کنیم زیرا فرآورش آن در داخل تماما ارزش افزوده است و این مطابق سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی است. از طرفی ما در زمان تحریم‌ها بیشترین مشکل در زمینه نفت و گاز را با میعانات گازی داشتیم. در مورد نفت خام، در سال‌های ۸۹ به بعد زمانی که ایران با تشدید تحریم‌ها مواجهه شد، مسئولین وزارت نفت وقتی دیدند که خیلی از کشورها دیگر نفت را از ایران نمی‌خرند مجبور شدند تولید نفت خام از یک سری مخازن نفتی را کاهش دهند و این کاهش تا یک میلیون بشکه در روز هم رسید. درست است که این کاهش تولید از نظر فنی به مخازن نفتی آسیب می‌زند ولی به هر حال نفت خام روی دست ما نماند چون آن را از مخزن بیرون نکشیدیم اما میعانات گازی به صورت اجتناب‌ناپذیر همراه با گاز طبیعی استخراج می‌شود و ما نمی‌توانیم تولیدمان را کاهش دهیم به خاطر این که گاز طبیعی را برای مصرف عمومی کشور احتیاج داریم خصوصاً در زمستان که خیلی این احتیاج مبرم می‌شود. لذا میعانات گازی لاجرم در کنار گاز طبیعی برداشت می‌شود و ما با ۴۰۰ هزار بشکه میعانات گازی در هر روز مواجه هستیم که باید آن را یا داخل کشور مصرف کنیم که متاسفانه هنوز منابع مصرف از جمله همین پالایشگاه ساخته نشده است؛ یا اینکه میعانات گازی را به کشورهای دیگر صادر کنیم که در دوران تحریم این راه نیز با مشکل مواجه شده بود یا اینکه مجبوریم آن را انبار کنیم که این مقدار مخزن هم ما داخل کشور نداریم. به همین خاطر در دوران تحریم‌ها مجبور شدیم ۶۰ میلیون بشکه میعانات گازی را در کشتی‌های غول پیکر بر روی آب‌های آزاد نگه‌داری و انبار کنیم. در همان دوران صحبت وزیر محترم نفت، نیز همین بود که ما بیشترین مشکلمان با فروش میعانات گازی و آن ۶۰ میلیون بشکه‌ای است که الان روی آب‌های آزاد در واقع روی دستمان مانده است که خدا را شکر بعد از برجام توفیقاتی حاصل شد و یک مقدار فروخته شد. اما وقتی ما آن تجربه را در دوران تحریم داشتیم این التزام برای ما وجود دارد که اگر بخواهیم اقتصاد خودمان را به کاهش ضربه پذیری طبق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی برسانیم باید هر چه سریع تر این پالایشگاه و حتی پالایشگاه‌های دیگری که میعانات گازی مصرف می‌کنند مانند پالایشگاه سیراف و پارس پتروفید شیراز راه‌اندازی شوند. زیرا در سال‌های آینده ما حدود یک میلیون بشکه تولید میعانات گازی خواهیم داشت که پالایشگاه ستاره خلیج فارس هم فقط ۳۶۰ هزار بشکه از آن را مصرف می‌کند.

 

اگر احیانا قرار باشد مجددا تحریم‌های جدیدی به کشورمان تحمیل شود در مورد مشکل بازاریابی و فروش محصولاتی که از میعانات گازی تولید می‌شود توضیح بفرمایید.

اشاره‌ای که داشتم در صورت بازگشت احتمالی تحریم‌ها، بیشتر ناظر به خود میعانات گازی بود. در مورد صادرات محصولاتی که از میعانات گازی به دست می‌آید نظیر بنزین و نفت گاز ما مشکل زیادی نخواهیم داشت انشالله و یکی از مزایای پالایشگاه ستاره خلیج فارس هم همین است که میعانات را به این فرآورده‌ها تبدیل می‌کند. در بحث تحریم‌ها چون محموله‌های نفت خام و میعانات گازی خیلی بزرگ یعنی درحد یکی دو میلیون بشکه هستند، کار رصد مسیر حرکت کشتی‌ها و ایجاد مشکلات بیمه ای، سوخت‌رسانی و رفت و آمد آنها برای امریکایی‌ها کار آسانی بود. اما در مقابل اگر میعانات گازی را در داخل کشور تبدیل به فراورده کنیم، ما اصطلاحا می‌گوییم که فراورده‌های نفتی دارای یک شبکه بازاریابی مویرگی در اطراف کشور هستند. در اطراف کشور ما افغانستان، پاکستان، هند، آذربایجان و عراق همگی احتیاج به بنزین دارند. این‌ها را می‌توانیم به وسیله خط لوله یا تانکر صادرات کنیم که مشکل خاصی برای ما ایجاد نخواهد کرد و کافی است بحث تسویه حساب پولی آن را هم از طریق مبادلات تجاری یا پیمان‌های پولی دو و چند جانبه با همسایگان حل کنیم.

اما همه این‌ها مشروط به این هست که هر چه سریعتر این پالایشگاه هر سه فازش راه اندازی شود و مسئولین کشور به فاز اول این پالایشگاه که بهره برداری شد اکتفا نکنند. امیدوارم که با توجه به تغییر و تحولات خیلی خوب و جوانگرایی که در دولت دوازدهم در شرکت ملی پالایش و پخش فراورده‌های نفتی افتاده و مدیر عامل جدید و پرانرژی که بر این سمت گذاشته شده پالایشگاه ستاره خلیج فارس در اسرع وقت افتتاح شود. ایشان حتی اولین اولویت کاری خودشان را در روز معارفه بحث پالایشگاه ستاره خلیج فارس مطرح کردند و از این بابت جای امیدواری بالایی وجود دارد.

پیشنهاداتی که موسسه ایتان در زمینه مدل‌های جدید تامین مالی برای این پالایشگاه داشته است چه بوده؟

در ابتدا قرار بود این پالایشگاه با ۲٫۶ میلیارد یورو ساخته شود اما متاسفانه با طولانی شدن پروژه که ۱۲ سال طول کشیده و با وقوع تحریم‌ها کار سخت شد و هزینه‌ها نیز افزایش یافت. تا جایی که الان حدود ۳٫۶ میلیارد یورو در این پروژه هزینه شده اما هم چنان بخش‌هایی از فاز دوم و سوم باقی مانده و تا جایی که من اطلاع دارم نزدیک به یک میلیارد یورو سرمایه‌گذاری مجدد احتیاج است. به همین دلیل ما ۴ مدل تامین مالی جدید را برای تکمیل باقی مانده پالایشگاه پیشنهاد دادیم.

در مدل اول که اسمش را تنفس خوراک گذاشتیم گفتیم که دولت شاید خودش پول نقد ندارد که به این پالایشگاه بخواهد تسهیلات یا وام بدهد منتهی یک دارایی به نام میعانات گازی دارد که الان آن را با زحمت و کلی رایزنی‌های بین المللی بازاریابی می‌کند و می‌فروشد و به نحوی روی دست دولت اگر نگوییم مانده ولی خب بازاریابی و وصول پولش کار سختی است. همان میعانات گازی را کافی است به جای این که به قیمت فوب خلیج فارس در اختیار پالایشگاه ستاره خلیج فارس قرار بدهد، آن را به مدت یک سال و نیم با ۴۰ درصد تخفیفِ علی الحساب به فاز ۱ این پالایشگاه بدهد. در این یک سال و نیم از همین محل یک سود خیلی خوبی برای این پالایشگاه اتفاق می‌افتد که مسئولین پالایشگاه همان پول را می‌توانند در تکمیل فازهای ۲ و ۳ هزینه کنند. بعد از این هم ما نمی‌گوییم که دیگر دولت این پول و طلب خودش را پس نگیرد؛ این به عنوان یک وام حساب شود. سپس وقتی فازهای ۲ و ۳ پالایشگاه به بهره برداری رسید دولت این بار از طریق افزایش قیمت خوراک یا گران‌تر کردن آن نسبت به فوب خلیج فارس به صورت قسط بندی شده، طلب خود را از پالایشگاه پس بگیرد تا کل مبلغ تسهیلات جبران شود.

 

یعنی به مرور زمان از تولیداتی که پالایشگاه خواهد داشت و سود حاصل از این تولیدات و صادرات بنزین پس بگیرد؟

بله.

 

این یکی از روش‌های پیشنهادی شما بود، شما اشاره کردید ۴ روش را پیشنهاد کردید روش دوم چیست؟

روش دوم این است که از نقدینگی موجود در جامعه و از تامین مالی مردمی استفاده کنیم و مردم را هم در بخشی از این پروژه سودده ملی سهیم کنیم. هم اکنون سهامداران اصلی این پالایشگاه شرکت تابیکو با ۴۹ درصد، صندوق بازنشستگی کارکنان نفت با ۳۳ درصد و شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی با ۱۸ درصد هستند. یعنی کل سهامداری این پالایشگاه یک حالت نیمه دولتی یا اصطلاحا خصولتی دارد. خب چرا قسمتی از سهام پالایشگاه بین مردم عرضه نمی‌شود تا هم تامین مالی این پالایشگاه هر چه سریع‌تر اتفاق بیفتد هم مردم نیز از سود آن منتفع شوند. برای مثال حدود ۲۰ یا ۳۰ درصد آن را بین مردم همین الان عرضه کنیم و مردم این سهام ۲۰ درصدی را داخل بورس خریداری کنند. اگر این اتفاق بیفتد شرکت پالایش نفت ستاره خلیج فارس هم می‌تواند از مزایای بورسی شدن، شفافیت مالی بیشتر، تخفیف‌های مالیاتی و مزایای دیگر استفاده کند.

 

از کدام یک از این بخش‌ها می‌توانیم سهام در بورس عرضه کنیم؟

هر سه تای این سهامداران می‌توانند با هم تفاهم کنند یک بخشی از سهام خودشان را در بورس عرضه کنند مردم حداقل ۲۰ درصد سهامدار شوند؛ ۸۰ درصد باقی مانده هم در اختیار همین سهامداران فعلی باشد. ما معتقدیم این پالایشگاه بسیار سودده است و سودده ترین پالایشگاه کشور است به خاطر همان چیزی که عرض کردم این پالایشگاه در فراورده هایش خروجی نفت کوره ندارد.

راهکار سوم این است که از روش فروش اوراق سلف فرآورده استفاده کند راهکاری که قبلا نیز یک بار استفاده کرده و ۸۵ میلیون یورو برای تکمیل فاز یک از این محل جمع آوری کرده است. به این شکل که پالایشگاه بخشی از فرآورده‌های فاز ۲ و ۳ پالایشگاه که هنوز به مدار تولید نرسیده است را یک سال زودتر پیش فروش می‌کند. پول آن‌ها را از میان مردم جمع می‌کند و پس از بهره برداری پالایشگاه، بنزین فروخته شده یا مبلغ معادل آن را همراه با سود به مردم باز می‌گرداند. در این روش سهامدار جدیدی به پروژه اضافه نمی‌شود. از این طریق ما حساب کردیم تقریبا حدود۳۰۰ الی ۴۰۰ میلیون یورو می‌تواند جمع شود.

 

و اما روش چهارم؟

روش چهارم که کمی هم پیچیده هست این است که همین الان دولت پنج درصد تخفیف خوراک به تمام پالایشگاه‌های کشور چه نفت خام چه میعانات گازی می‌دهد، برای اقتصاد بهترشان، که پول خوراک کمتری بدهند ولی فراورده‌ها را به قیمت فوب خلیج فارس از آنها می‌خرد. این به پالایشگاه ستاره خلیج فارس هم اختصاص دارد و یک مقداری به اقتصاد این پالایشگاه کمک می‌کند و بهبود می‌دهد اما این پالایشگاه چون دو فازش هنوز تکمیل نشده می‌تواند استفاده خیلی بهتری از این ۵ درصد تخفیف خوراک کند. به این صورت که دولت ۵ درصد تخفیف خوراک این پالایشگاه را به عنوان «گرو» نزد خودش حساب کند و در مقابل یک تضمین دولتی برای اخذ فاینانس خارجی به پالایشگاه بدهد.

چون الان مشکل تمام شرکت‌های صنعتی و تولیدی کشور که نمی‌توانند فاینانس خارجی کسب کنند این است که بانک‌های خارجی می‌گویند باید ضمانت دولتی برای فاینانس داشته باشید که فرآیند خاص خودش را دارد؛ باید در وزارت اقتصاد برود و مجوز آنجا را بگیرد. اما دولت معمولا حاضر نیست این کار را بکند.

یعنی آن ۵ درصد برای ضمانت دولتی برای جذب فاینانس استفاده شود؟ آیا آن ۵ درصد برای این کار کافی است؟

بله، دقیقا.

در واقع دولت ابتدا به فاینانسورهای خارجی این اطمینان را می‌دهد که در صورت تامین مالی این پالایشگاه، ضمانت دولت ایران به عنوان پشتوانه تسهیلات شما وجود دارد. سپس در صورت فراهم شدن فاینانس، در صورتی که پالایشگاه اقساط خودش را سر موعد به آن بانک خارجی پرداخت کند که دولت ورودی نخواهد داشت اما در صورت عدم پرداخت، دولت تخفیف خوراک پالایشگاه را قطع می‌کند و از همان محل اقساط بانک مذبور را پرداخت می‌کند.

دقت کنید که این تخفیف ۵ درصدی در نرخ خوراک پالایشگاه، مبلغ کمی نیست. این تخفیف برای پالایشگاه ستاره خلیج فارس سالانه حدود ۳۰۰ میلیون دلار می‌شود که رقم چشم گیری است. یعنی اگر به عنوان نمونه مبلغ فاینانس خارجی ۱ میلیارد یورو باشد، بعد از ۴ سال تمام بدهی فاینانس برمی گردد.

 

 

 

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: