۲ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۳۵
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشکده فنی دانشگاه تهران:

قراردادی در تعارض با منافع ملی؛ وزیر نفت پاسخ‌گو باشد

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشکده فنی دانشگاه تهران طی نامه‌ای سرگشاده خطاب به بیژن زنگنه، وزیر نفت، نسبت به ایرادات قرارداد گازی با شرکت IFLNG هشدار داد و از وی خواست برای پاسخ‌گویی به این ایرادات، در جمع دانشجویان حضور پیدا کند.

به گزارش عیارآنلاین، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشکده فنی دانشگاه تهران طی نامه‌ای سرگشاده خطاب به بیژن زنگنه، وزیر نفت، نسبت به ایرادات قرارداد گازی با شرکت IFLNG هشدار داد و از وی خواست برای پاسخ‌گویی به این ایرادات، در جمع دانشجویان حضور پیدا کند. متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

وزیر محترم نفت

جناب آقای مهندس بیژن زنگنه

سلام‌علیکم

همان‌طور که مستحضرید روز سوم آبان‌ماه شرکت نفت قرارداد فروش گاز با شرکتی به نامIFLNG  را به امضا رسانده است. شرکت طرف قرارداد شرکت نفت، تحت مالکیت دو شرکت پالایش گاز خارک که تنها نزدیک سه سال سابقه دارد و شرکتی نروژی به نام Hemla  می‌باشد. نخست این‌گونه اعلام شد که شرکت نفت، گاز همراه میادین دریایی و در حقیقت اتلافی (در آغاز گاز فلر میدان فروزان) را طبق این قرارداد به شرکت طرف قرارداد خواهد فروخت تا شرکت فوق با استفاده از کشتی دارای فناوری تبدیل گاز طبیعی به گاز مایع ،آن را مایع سازی و سپس صادر کند که در این صورت هر مبلغی که از این معامله به دولت می‌رسید بازهم به دلیل اتلافی بودن گاز فروخته‌شده، به‌صرفه محسوب می‌شد و همچنین آسیب‌های زیست‌محیطی سوختن گاز در مشعل‌ها  نیز از بین می‌رفت. اما بعد مشخص شد که این قرارداد نه برای فروش گاز فلر بلکه گاز شیرین بسته شده است آن‌هم به قیمتی اندک (تقریباً ۸ سنت) و برای مدت طولانی ۲۰ سال.

مرکز مطالعات انرژی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشکده فنی دانشگاه تهران، با توجه به اهمیت بالای گاز طبیعی در حوزه انرژی و تأثیر آن بر مسائل اقتصادی و امنیتی کشور نکاتی را در مورد قرارداد فروش گاز به شرکتی موسوم به IFLNG به سمع و نظرتان می‌رساند:

مطابق بند « ۱۳ » سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی ، صادرات گاز یکی از اولویت‌های کشور در راستای بسترسازی و ایجاد زیرساخت‌های لازم در مسیر توسعه و پیشرفت می‌باشد که دولت نیز به دنبال اجرایی کردن آن است. اما نکته‌ی حائز اهمیت بررسی کارشناسی جوانب مختلف این مسئله جهت دریافت بیشترین ارزش‌افزوده از این منبع انرژی است. حال با فرض پذیرش اینکه اولویت تخصیص گاز مازاد تولیدی (ناشی از بهره‌برداری از فازهای پارس جنوبی و توسعه‌ی دیگر میادین)، افزایش صادرات این منبع انرژی است، به بررسی قرارداد گازی مذکور می‌پردازیم.

طبق این قرارداد ایران هر مترمکعب گاز را با بهایی حدود ۸ سنت خواهد فروخت که این بها تقریباً کمتر از نصف بهای گاز فروشی به ترکیه است، که در طول ۲۰ سال به معنای اعطای یارانه‌ی حدود ۶ هزار میلیارد تومانی به شرکت طرف قرارداد است که علاوه بر ضرر ناشی از کاهش ۶۰ درصدی قیمت، با توجه به منطقه‌ای بودن بازار گاز مسلماً ارزان‌فروشی گاز به شرکت IFLNG بر کاهش قیمت فروش گاز ایران به سایر کشورها نیز اثرگذار است. در کنار این ارزان‌فروشی نکته‌ی جالب‌توجه اینکه طبق این قرارداد باوجوداینکه ایران صرفاً فروشنده است اما هزینه حمل‌ونقل کشتی را تا مقصد صادرات نیز بر عهده می‌گیرد. نکته­ی دیگر اینکه طی این قرارداد شرکت نفت هیچ مالکیتی بر ال.ان.جی تولیدی ندارد؛ و هیچ زمینه‌ای هم برای انتقال فناوری ال.ان.جی پیش‌بینی نشده لذا این قرارداد علاوه بر عدم توجیه اقتصادی هیچ منطق استراتژیکی نیز ندارد، بدین ترتیب با بررسی داده‌ها و ستانده‌ها ، این قرارداد به‌هیچ‌وجه منافع کشورمان به‌عنوان صادرکننده‌ی انرژی را تأمین نمی‌کند.

وزیر محترم نفت ، نیک مستحضرید که صادرات گاز به دو صورت خط لوله و ال.ان.جی صورت می‌گیرد و مقایسه‌ی اقتصادی صادرات گاز به دو روش مذکور و تأثیر ژئوپلیتیکی آن شاخص تعیین استراتژی در صادرات گاز است که طبق محاسبات انجام شده و با مقایسه هزینه‌های روش خط لوله و ال.ان.جی درمی­یابیم که در مسافت‌های کوتاه‌تر به دلیل کمتر بودن هزینه سرمایه اولیه موردنیاز برای احداث خط لوله ، انتقال گاز به این روش اقتصادی‌تر است و در مقابل روش ال.ان.جی در ابتدا هزینه‌ی سرمایه‌گذاری بالاتری نیاز دارد اما با افزایش مسافت هزینه‌ی آن افزایش کمی دارد فلذا برای انتقال گاز به مسافت‌های طولانی مناسب است. که با توجه به نکات گفته‌شده اولویت اول و اقتصادی‌ترین بازار صادرات گاز برای ایران ، بازار گاز منطقه ( ترکیه ، هند ، پاکستان ، عربستان ، کویت ، عمان ، امارات و …) به دلیل نزدیکی جغرافیایی و درنتیجه کاهش هزینه‌ی انتقال است. به‌علاوه اینکه در حال حاضر بازار ال.ان.جی با مازاد عرضه مواجه شده و تکنولوژی ال.ان.جی نیز در انحصار شرکت‌های آمریکایی است. درنتیجه تلاش برای ورود به بازار ال.ان.جی و بی‌توجهی به گسترش روش خط لوله ازلحاظ اقتصادی به‌هیچ‌وجه در راستای منافع کشور نیست.

ازآنجاکه هزینه‌ی انتقال گاز بین دو نقطه بسیار بالاست ، کشورها همواره سعی می‌کنند گاز طبیعی را در داخل تولید کنند و یا در صورت عدم توان تولید داخلی ،آن را از کشورهای هم‌جوار به‌وسیله‌ی خط لوله تأمین کنند. درنهایت این روند موجب شده است که برخلاف بازار جهانی شده­ی نفت، بازار فروش گاز ، یک بازار انحصاریِ منطقه‌ای به‌ویژه در سمت عرضه باشد و که قدرت برتر در معاملات گاز بین کشورها در اعمال فشار سیاسی و چانه‌زنی بر سر افزایش قیمت در اختیار کشورهای صادرکننده‌ی گاز است. و افزایش تجارت ال.ان.جی بازار فعلی گاز را از حالت منطقه‌ای به حالت جهانی تبدیل می‌کند چراکه برخلاف خط لوله، ال.ان.جی قابل تجارت و صادرات به تمامی نقاط جهان است که ازلحاظ سیاسی و امنیتی بازار فروش ایران تهدید می‌کند.

کشورهای طرف تقاضای گاز ، شامل اروپا و شرق آسیا هستند که غالباً متحدان استراتژیک امریکا نیز محسوب می‌شوند که دو راهبرد تأمین پایدار انرژی و قیمت پایین‌تر خرید انرژی را دنبال می‌کنند. گسترش حجم بازار ال.ان.جی زمینه‌ی مناسب جهت ایجاد تنوع سبد وارداتی جهت تأمین پایدار انرژی را فراهم می‌کند بدین‌صورت که کشورهای اروپایی تقاضاکننده می‌توانند میزان گاز موردنیاز خود را از صادرکنندگان مختلف انرژی تأمین کنند و وابستگی انرژی خود را از دارندگان انرژی گاز به‌ویژه ایران و روسیه قطع کنند، بدین‌صورت حتی تحریم گاز ایران در آینده‌ای نزدیک نیز بسیار محتمل است. همچنین هرچه گزینه‌های دسترسی یک کشور طرف تقاضا به حامل انرژی بیشتر باشد، قدرت این کشور برای چانه‌زنی بر سر کاهش قیمت واردات بیشتر می‌شود. درنتیجه جهانی شدن بازار گاز علاوه بر کاهش قیمت گاز ، ابزار سیاسی حاصل از انحصاری بودن انرژی را نیز از دارندگان منابع گاز ازجمله ایران سلب می‌کند.

حال سؤال اساسی اینجاست که چرا سیاست شرکت نفت در صادرات مازاد گاز به‌جای گسترش خطوط انتقال و ایجاد وابستگی سیاسی-اقتصادی در کشورهای منطقه ، تلاش جهت انعقاد قراردادی در راستای صادرات ال.ان.جی است که جدای از مسائل اقتصادی، ازلحاظ امنیتی و سیاسی نیز منافع کشور را به خطر می­اندازد؟

حتی در صورت نیاز ایران جهت ورود به بازار ال.ان.جی انعقاد قرارداد با یک شرکت تولیدکننده میعانات گازی بدون وجود سازوکار مناسب جهت انتقال تکنولوژی و همچنین ایفای نقش صرفاً به‌عنوان تأمین‌کننده گاز چه زمینه‌ای برای پیشرفت در این حوزه را در کشور فراهم می‌کند؟و اینکه در عوض ارزان‌فروشی گاز چه فایده‌ی اقتصادی و سیاسی نصیب کشور خواهد شد؟

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران ضمن انتقاد به مفاد این قرارداد از وزیر محترم و کارشناسان وزارت نفت درخواست دارد که جهت بررسی و تحلیل پیرامون قرارداد گازی IFLNG در فضای دانشگاهی حضور پیدا کرده و نسبت به سؤالات جامعه‌ی دانشگاهی پاسخگو باشد.

و من الله توفیق

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشکده فنی دانشگاه تهران

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: