۲۳ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۲۸

فروشگاه‌های زنجیره‌ای مرهمی بر زخم‌های تولیدکنندگان روستایی

یکی از معضلاتی که تولیدکنندگان روستایی با آن مواجه هستند، عدم شناخت بازار و ناتوانی در عرضه محصولات به بازار به نحو مطلوب است. فروشگاه‌های زنجیره‌ای به‌واسطه‌ی پتانسیل‌هایی که دارند می‌توانند این نقص را پوشش دهند.

به گزارش عیارآنلاین، هرازگاهی بوی فساد محصولات کشاورزی از گوشه‌ای از خاک کشور شنیده می‌شود. یک بار سیب‌زمینی و بار دیگر، سایر محصولات. بعضی‌اوقات نیز اصلاً برداشت برای کشاورزان به‌صرفه نیست و انگیزه‌ای برای این کار وجود ندارد. البته در پاره‌ای از موارد نیز محصولات به فروش می‌رسند ولی به ثمن بخس که حتی هزینه‌های کشاورز را نیز پوشش نمی‌دهد. نکته قابل‌توجه دیگر آن است که ۲۵ درصد از محصولات کشاورزی قبل از مصرف فاسد می‌شوند. اما مشکل کجاست و چگونه می‌توان این قشر پرتلاش اما کم‌بهره را به نتیجه واقعی تلاششان رساند؟

امروزه طرح‌های متعددی به‌منظور توسعه روستایی و محرومیت‌زدایی توسط نهادهای مختلف ازجمله دولت و بعضی نهادهای انقلابی، از طریق تزریق منابع اجرا می‌شود. این طرح‌ها غالباً به‌جای بازارمحور بودن، تولید محور هستند. این نهادها در تأمین مالی، فرآیندهای اداری و…، به کسب‌وکارهای روستایی کمک می‌کنند ولی امر فروش را به آن‌ها وامی‌گذارد. روستاییان نیز به‌واسطه‌ی نداشتن دانش بازاریابی و شبکه ارتباطی لازم، قادر نیستند محصولات خود را به‌خوبی به بازار عرضه کنند. البته گام‌هایی به‌منظور عرضه این محصولات توسط نهادها صورت گرفته است که با توجه به حجم تولید روستاییان و نبود بسترهای لازم، نمی‌تواند گره‌ای از کار کشاورزان باز کند. تلاش‌هایی مانند ایجاد تعاونی‌های روستایی نیز برای تقویت روستاییان به‌منظور فروش محصولات خودشان، صورت گرفته است که به علل متعدد فرهنگی ازجمله فردگرایی بالا در فرهنگ کار ایرانی، شکست خورده و به نتیجه مطلوب نرسیده است.

یکی از راه‌حل‌هایی که می‌تواند در حل مشکلات مذکور مؤثر واقع شود، ترویج فروشگاه‌های زنجیره‌ای با ماهیت اجتماعی است. فروشگاه‌های زنجیره‌ای مزایای بسیاری را برای تولیدکننده و مصرف‌کننده به ارمغان می‌آورند. این فروشگاه‌ها از طریق کاهش واسطه‌ها و مدیریت یکپارچه زنجیره تأمین می‌توانند در بهبود وضعیت اقتصاد، بسیار مؤثر واقع شوند. از دیگر مواردی که بسیار می‌تواند فرآیند تولید را تسهیل کند، افزایش شفافیت در مورد مصرف و امور مالی است. درصورتی‌که این فروشگاه‌ها به مسئولیت اجتماعی خود نیز عمل کنند و در فروش محصولات بومی بکوشند، تأثیر آن‌ها در اشتغال‌زایی و حمایت از تولیدات داخلی نیز چشمگیر خواهد بود. تجربه‌های موفقی نیز در کشورهای دیگر وجود دارد که می‌تواند بستری برای الگوی سیاست‌گذاری مناسب در ایران باشد؛ به‌عنوان‌مثال هنگامی‌که شرکت وال مارت می‌خواست در بازار هند حضور داشته باشد، دولت هند وال مارت را ملزم به فروش محصولات تولید هند و سرمایه‌گذاری در توسعه زیرساخت‌ها و ساخت انبار کرد. استفاده از این ظرفیت‌های قانونی نیز می‌تواند بستری برای کمک به اقتصاد داخلی کشورها باشد.

هر ناظری با اندکی توجه به وضع موجود در کشور، در خواهد یافت  که خرده‌فروشی در ایران بسیار ناکارآمد بوده و هزینه‌های بسیار بالایی را به تولیدکننده و مصرف‌کننده تحمیل می‌کند. با مقایسه وضعیت ایران با سایر کشورها می‌توان امکان رشد بالای این صنعت را دریافت. همان‌گونه که در نمودار پایین مشاهده می‌شود تنها ۱٫۴ درصد از شرکت‌های برتر خرده‌فروشی در منطقه آفریقا و خاورمیانه واقع شده‌اند. درصورتی‌که فروشگاه‌های زنجیره‌ای ترویج شوند می‌توان از مزایایی همچون صرفه به مقیاس، عقد قراردادهای بلندمدت با تأمین‌کنندگان، برندسازی فروشگاه، ایجاد امکانات حمل‌ونقل برای تأمین‌کنندگان، یکپارچه کردن شبکه توزیع و تجمیع تقاضا‌های خرد و سیاست‌های تخفیفی موجب افزایش بهره‌وری فروش و تقویت تولید استفاده کرد.

پراکندگی ۲۵۰ خرده‌فروشی برتر جهان

در صورت ترویج این فروشگاه‌ها، بار اجرایی بسیاری که به‌واسطه‌ی طرح‌های چون خرید تضمینی بر حاکمیت وارد می‌شود، کم گشته و حاکمیت از حالت تصدی‌گری خارج می‌شود و با فراغ بال بیشتر می‌تواند به سیاست‌گذاری و نظارت بر بخش خصوصی بپردازد. ترویج این مدل از خرده‌فروشی علاوه بر انتفاع بیشتر برای مصرف‌کنندگان، می‌تواند زندگی روستاییان را به‌صورت پایدار بهبود ببخشد.

منبع: نشریه اقتصاد مقاومتی

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: