۶ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۱۷

مدرسه ما زندگی‌محور است

برخلاف آنچه بقیه فکر می‌کنند که در مدرسه سمپاد کار تربیتی نمی‌شود، همه فعالیت‌های ما تربیت‌محور است. جهت‌گیری این تربیت البته خیلی مهم است؛ اینکه نظام مدرسه به سمتی هدایت شود که دانش‌آموزان به لحاظ شخصیتی، کامل تربیت شوند. در مدرسه ما قرار نیست که دانش‌آموز انباشت ذهنی و علمی داشته باشد.

به گزارش عیارآنلاین، اگرچه در تمام این سال‌ها، سمپاد و مدارس آن به طرق مختلف تضعیف شده‌اند، اما در این میان مدارسی نیز هستند که در مقابل این فشارها تاب آورده و به حیات بالنده خود ادامه داده‌اند. برای فهم بهتر شرایط کنونی این معدود مدارس، به سراغ یکی از مدیران مدارس موفق استعدادهای درخشان رفتیم و با ایشان به گفتگو نشستیم.

به‌عنوان مدیر دبیرستان استعدادهای درخشان، به نظر شما مدارس سمپاد چه تفاوتی با دیگر مدارس دولتی یا غیردولتی دارند؟

این بحث موضوع گفتگوی هر ساله‌ی ما با بخشی از اولیای دانش‌آموزان است. برخی از اولیا از ما می‌پرسند که «مدرسه شما نسبت به مدارس نمونه‌دولتی یا غیردولتی چه برنامه اضافه‌تری دارد که باعث شود شما را انتخاب کنیم؟».

علاوه بر این بعضاً دانش‌آموزانی در آزمون سمپاد قبول می‌شوند، اما برای ثبت‌نام نمی‌آیند. با اولیا که تماس می‌گیریم، می‌گویند: «ما مدرسه سمپاد را دوست نداریم!»؛ گویا می‌خواهند غیرانتفاعی فلان ثبت‌نام کنند و در ضمن آن فقط می‌خواهند ببیند که فرزندشان در سمپاد قبول می‌شود یا نه. ما از این اولیا می‌خواهیم که اگر فرصت دارند، بیایند و حضوری صحبت کنیم. آن‌هایی که می‌آیند و توضیحات ما را می‌شنوند، می‌گویند: «ما اصلاً نمی‌دانستیم مدرسه شما این‌گونه باشد! ما فکر می‌کردیم مدرسه شما صرفاً درسی است و بچه باید محفوظات زیادی یاد بگیرد؛ اینکه شما می‌گویید ایده‌آلی است که در اروپا قابل تصور است».

اگر ممکن است درباره این تفاوت به صورت عینی‌تر توضیح دهید؟

مدرسه ما زندگی‌محور است. برخلاف آنچه بقیه فکر می‌کنند که در مدرسه سمپاد کار تربیتی نمی‌شود، همه فعالیت‌های ما – چه آموزشی و چه پژوهشی – تربیت‌محور است. جهت‌گیری این تربیت البته خیلی مهم است؛ اینکه نظام مدرسه به سمتی هدایت شود که دانش‌آموزان به لحاظ شخصیتی، کامل تربیت شوند. در مدرسه ما قرار نیست که دانش‌آموز انباشت ذهنی و علمی داشته باشد، به عنوان مثال ریاضی را طوری درس می‌دهیم که هم کتاب وزارتی و هم کتاب تکمیلی را پوشش دهد و هم لذت ریاضی در دانش‌آموز به وجود بیاید. مثلاً در ریاضی، ما در انتهای ترم چیزی به نام مسابقات «ماراتن مدرسه» داریم. این ماراتن صرفاً «مسابقه» است و نه «رقابت»، یعنی دانش‌آموز قرار نیست از کسی جلو بزند، بلکه می‌خواهد خودش به یک هدف و آرمانی برسد. در این برنامه چون دانش‌آموزان با هم مقایسه نمی‌شوند، هر دانش‌آموز یاد می‌گیرد که چگونه مسابقه بدهد و در عین حال دست دیگری را هم بگیرد و به مقصد برساند؛ دقیقاً مشابه چیزی که قرآن می‌فرماید «در کار خیر مسابقه بدهید».

این قاعده در تمامی برنامه‌های مدرسه نیز حاکم است، یعنی ما در مدرسه نظام رتبه‌بندی نداریم؛ دانش‌آموز با خودش، نه با دوستش، مقایسه می‌شود و این امر افزایش همدلی و مسئولیت‌پذیری بچه‌ها را در پی دارد.

مبتنی بر همین روحیه همدلی، بچه‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که به نحوی اطلاعات و توانمندی‌هایشان را در اختیار بچه‌های دیگر هم بگذارند. بر این اساس تصمیم داریم بچه‌ها را در قالب یک اردوی جهادی به روستاهای منطقه ببریم تا با بچه‌های آنجا کار علمی کنند. برای این کار، بچه‌ها تعاونی‌های سه‌نفره تشکیل داده‌اند و با کمک معلمان خود این کار را خواهند کرد. این، محصول یک فعالیت تربیتی در قالب یک فعالیت آموزشی ـ پژوهشی است که خودش را به صورت زکات علم نشان می‌دهد.

این موارد ذکر شده در دیگر مدارس سمپاد هم وجود دارد؟

متأسفانه افزایش بیش از حد مدارس سمپاد باعث شد که بسیاری از آن‌ها از سیاست‌های اصلی سمپاد خارج شوند. به عنوان نمونه در حال حاضر، یکی از مدارس جدید سمپاد در همین آزمون‌های تستی مرسوم شرکت می‌کند، چون نمی‌داند هدف و کارکرد مدارس تیزهوشان چیست. برخی مدارس دیگر هستند که اصلاً کار پژوهشی ندارند و به جایش کلاس‌های بعد از ظهر تقویتی و تستی دارند! لذا نمی‌توانم سیستمی را که در مدرسه خودمان اجرا می‌کنیم، به همه مدارس تهران تعمیم دهم. به نظرم می‌رسد که این رویکرد خاص، منحصراً در چند مدرسه‌ی محدود اجرا می‌شود.

در جلسه‌ای یکی از مدیران مدارس سمپاد می‌گفت: «من تازه مدیر مدرسه سمپاد شده‌ام. ما از مدرسه غیر‌دولتی نزدیکمان الگو می‌گیریم؛ حداقل به من بگویید که باید چه کار کنم؟!». در حالی که به زعم ما، اگر مدرسه سمپاد بخواهد از یک مدرسه تجاری غیردولتی الگوبرداری کند، برای بچه‌های با این سن و خصوصیات سم است. این بچه‌ها باید پژوهش‌محور کار کنند و مهارت‌های زندگی را بیاموزند. آموزش‌های تستی و رتبه‌بندی شدیدی که در دیگر مدارس برای دانش‌آموزان وجود دارد، برایشان بسیار مضر است.

به مدارس غیردولتی اشاره شد؛ همان‌طور که می‌دانید برخی از مدارس غیردولتی نیز همچون مدارس استعدادهای درخشان داعیه نخبه‌پروری دارند. آیا میان مدارس سمپاد با این مدارس نیز تفاوتی وجود دارد؟

یک تفاوت عمده مدارس سمپاد با بخش عمده‌ای از مدارس غیردولتی این است که منفعت شخصی در آن مطرح نیست. مدیر به همان میزان که از دانش‌آموزان شهریه می‌گیرد، برایشان هزینه می‌کند. مدرسه سمپاد تجاری نیست، یعنی قرار نیست انباشت پول داشته باشیم، بر خلاف بسیاری از غیردولتی‌ها که باید درصد مشخصی از شهریه دریافت شده به‌عنوان سهم مؤسس و مدیر و سود موسسه کنار گذاشته شود.

غلبه نگاه اقتصادی در بسیاری از مدارس غیردولتی باعث می‌شود که در اغلب این مدارس به برنامه‌های پژوهشی و مهارت‌های زندگی ورود پیدا نکنند و در آموزش محض سرمایه‌گذاری کنند که اجرای آن و نتیجه گرفتن در آن خیلی راحت‌تر است.

از یکی از دانش‌آموزان شنیده‌ام که در یکی از مدارس غیردولتی، بچه‌ها سه روز در هفته از ساعت شش صبح تا شش عصر المپیاد کار می‌کنند و مابقی دروس را در دو روز دیگر هفته آموزش می‌دهند. جالب اینجاست که در این کلاس، شانزده نفر درس می‌خوانند در حالی که در یک المپیاد در سطح کشور جمعاً به حدود هشت نفر مدال طلا می‌دهند؛ یعنی در خوش‌بینانه‌ترین حالت، حداقل هشت نفر از این دانش‌آموزان متضرر می‌شوند.

در این فضای ایجاد شده توسط برخی مدارس غیردولتی، اولیای دانش‌آموزان هم در تعارض قرار می‌گیرند؛ از یک طرف برنامه مدرسه ما را که زندگی‌محور است، خیلی می‌پسندد و از طرف دیگر می‌گویند: «آخرش چه؟ مگر قرار نیست نهایتاً برود کنکور و المپیاد؟!».

ما می‌گوییم اجازه بدهید دانش‌آموز در این برنامه زندگی‌محور‌ قرار بگیرد و عجله نکنید؛ در سال‌های آخر دبیرستان به سراغ المپیاد و کنکور هم می‌رود؛ اما متأسفانه این موضوع را بعضی از اولیا درک نمی‌کنند.

در پایان با توجه به آنچه گفته شد، برای ارتقاء کیفی مدارس سمپاد چه توصیه‌ای دارید؟

نکته‌ای که باید بگویم مربوط به محدودیت‌های بسیاری است که داریم. خیلی مهم است که مدیر مدرسه بخواهد به این محدودیت‌ها تن بدهد یا اهل جنگیدن و پیش بردن کار باشد. این تصمیم به نگاه مدیر بستگی دارد. مدیرانی که محدودیت‌ها را نپذیرفته‌اند و اهل جنگ بوده‌اند، اتفاقات خوبی در مدرسه‌شان افتاده است. به نظرم در مواردی که این نگاه نباشد، اتفاقی رخ نخواهد داد.

مثلاً ما در دروس علوم انسانی منظومه‌ای درست کردیم که برنامه‌هایی در آن تعریف شده است. در این برنامه، همه بچه‌ها طی دو روز، می‌توانند ترکیبی از دروس مختلف را تجربه کنند. عنوان این برنامه را «کار- آزمون» گذاشته‌ایم. طبق این برنامه، در ایام امتحانات به جای آزمون‌های مرسوم درسی، بچه‌ها تقریباً چهل ساعت در مدرسه می‌مانند. در این دو روز دانش‌آموزان گروه‌بندی می‌شوند و هفت هشت کار رسانه‌ای می‌کنند که در آن همزمان درس دینی، قرآن، فناوری، تفکر و سبک زندگی، تاریخ و جغرافیا هم هست.

سال گذشته، از درون همین منظومه، چهار پنج دانش‌آموز عالی برای علوم انسانی شناسایی شدند. اگر همین برنامه کار- آزمون را از نگاه یک فرد آموزش و پرورشی بخواهیم بررسی کنیم، تخلف محسوب می‌شود. این یک نمونه از همان محدودیت‌های بیرونی است که باید از آن عبور کرد و همان روحیه پیش‌برندگی مدیر که عرض شد، لازمه عبور از آن است.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: