۲ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۴۸
پرونده تخصصی «سمپادی که نیست ...»/12

سمپاد باید باشد، ولی باید آن را اصلاح کرد

احتیاج داریم که در وزارت آموزش و پرورش برای موضوع استعدادهای برتر یک سازمانِ هیئت امنایی با بودجه مستقل وجود داشته باشد؛ سازمانی که گرچه زیر نظر وزیر است، اما استقلال، قدرت تصمیمگیری و قدرت اجرا دارد. همچنین باید بنیاد ملی نخبگان در آن نقش مؤثری داشته باشد.

به گزارش عیارآنلاین، بنا به درخواست مقام معظم رهبری در سال ۱۳۸۹، «سند راهبردی کشور در امور نخبگان» تدوین شد و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. با توجه به نقش بی‌بدیل این سند در سیاست‌گذاری حوزه نخبگان، به سراغ دکتر آریا الستی، رئیس «ستاد اجرایی‌سازی سند راهبردی کشور در امور نخبگان» رفتیم تا تحلیل ایشان از وضعیت کنونی سمپاد و نیز رویکرد سند نخبگان پیرامون تعلیم و تربیت استعداد‌های برتر را جویا شویم.

 

جنابعالی به‌عنوان رئیس ستاد اجرایی‌سازی سند نخبگان، وضعیت فعلی سمپاد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در سال‌های اخیر تحولاتی برای سمپاد در وزارت آموزش‌وپرورش اتفاق افتاده است. البته درباره هدف این تحولات اطلاعات دقیقی در دسترس نیست؛ با این حال می‌توان مبتنی بر نظرات مسئولینی تحلیل کرد که با شیوه کنونی جداسازی استعدادهای برتر موافق نبودند. افرادی که مسبب این تغییرات بوده‌اند چون نمی‌توانستند علناً سمپاد را از خاصیت خودش خارج کنند، تعداد این مدارس را افزایش دادند و درنتیجه این افزایش کمّی، کیفیت مدارس به‌شدت تنزل یافت؛ هرچند همچنان عنوانشان «سمپاد» بود. به علاوه، چون مدیریت و ساختار مستقل سمپاد، این طرح را مورد قبول نمی‌دانست، مسئولین وقت آموزش‌ و پرورش برای پیاده سازی طرح خود، مجبور به تغییر ساختار سمپاد شدند و همه واحدهای مرتبط را در یک ستاد محدود، تجمیع کردند؛ ستادی که هیئت امنا، استقلال مدیریتی و استقلال مالی ندارد. البته این تغییر هم غیرقانونی به نظر می‌رسد. دلیل آن هم این است که این اقدام بر اساس مصوبه شورای عالی اداری صورت پذیرفت، درحالی‌که رسمیت سمپاد بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است.

به هر ترتیب در این تغییرات، «سازمان» به یک «مرکز» تبدیل شد و در حالی که در دوره جدید تعداد مدارس زیرمجموعه آن افزایش زیادی پیدا کرده بود، بودجه کمی به این مرکز اختصاص یافت. این بودجه کم هم به‌طور کامل تخصیص نیافت و حدود یک سوم آن هم پرداخت نشد.

در پی این اقدامات، در حال حاضر ما هم این مرکز را داریم و هم نداریم؛ ساختار و مدارس قبلی سمپاد را می‌شد اصلاح کرد؛ گسترش داد؛ نظام فکری‌اش را تغییر داد و بحث‌های «سند نخبگان [۱]» را در آن پیگیری کرد. به‌عنوان مثال پیش از این تغییرات، سمپاد هیئت امنایی با اعضایی کاردان داشت و به هر حال در آن محیط ایده‌های جدید و اصلاحی قابل گفتگو بود.

به نظرم نگرانی حال حاضر مقام معظم رهبری درباره رهاشدگی مدارس سمپاد و افزایش تعداد آن‌ها، به همین موضوع باز می‌گردد که در مدارس کنونی، نه به اندازه کافی مدیر لایق داریم و نه معلم کاردان. چندی پیش به یکی از مدارس استعداد درخشان رفته بودم و واقعاً تأسف خوردم. هم با مدیر آن مدرسه و هم با یکی از اولیای دانش‌آموزان هم‌صحبت شدم؛ مشخصاً ولیِّ دانش‌آموز درک بهتری از رئیس مدرسه در خصوص تعلیم و تربیت داشت. بی‌شک وقتی تعداد مدارس بدون پشتوانه فکری متقن زیاد شود، ناگزیر چنین اتفاقی می‌افتد.

با این تحلیل، دو اشکال درباره سمپاد قابل طرح است؛ نخست، وضعیت سازمانی و تشکیلاتیِ جایگاه استعدادپروری در وزارت آموزش و پرورش است که در حال حاضر به یک مرکز تقلیل پیدا کرده و آن هم به صورت‌های مختلف تضعیف شده است. این اشکال یعنی وزارت آموزش و پرورش اصلاً به دنبال استعداد نیست و صرفاً می‌خواهد یک کار عمومی انجام دهد. البته این برنامه عمومی به‌طور کلی خوب و درست است، اما در کنارش، وجود برنامه خاص برای استعدادها هم لازم است.

اشکال دوم هم اینکه خیلی از این مدارس به خاطر نبود هدایتِ فکری، عمده‌ترین شاخص موفقیت آن‌ها «نمره، معدل و کنکور» شده است و مدیر مدرسه برای اینکه نشان دهد کارش را درست انجام داده است باید تمام تلاش خود را صرف کسب رتبه‌های برتر کنکور و المپیاد کند.

موضعِ سند نخبگان در ارتباط با وجود سمپاد و مدارس آن چیست؟

برخی با تعمّق در سند می‌پرسند «با توجه به اینکه رویکرد سند عدم جداسازی (مستعدین از سایرین) است و سمپاد مظهر جداسازی؛ چرا در هیچ جا اعلام نشده که سمپاد را باید تعطیل کرد؟». پاسخ ما این است که سمپاد باید باشد، ولی باید آن را اصلاح کرد؛ البته نه به صورتی که انجام شد. مدارس سمپاد با یک چرخش حساب شده می‌توانست به همان مدارسی تبدیل شوند که مقبول سند نخبگان باشد.

اگر تغییراتی که در چند سال اخیر در این مدارس اعمال شده، صورت نمی‌گرفت؛ ما به دنبال تغییراتی در آن بودیم که البته انجام آن‌ها سخت بود؛ اما با شرایط فعلی دنبال کردن آن‌ها به‌مراتب سخت‌تر شده است.

با توجه به ارزیابی شما از وضعیت کنونی سمپاد و نیز با توجه به رویکرد سند نخبگان به این موضوع، برای اجرای سند نخبگان در وزارت آموزش و پرورش چه باید کرد؟

به‌عنوان اولین اقدام باید مجموعه‌ای باشد که بتوان با آن گفت و گو کرد و برای این، لازم است که مجموعه سمپاد در این زمینه فهیم و متخصص باشد تا حرف سند را متوجه شوند. اگر این شرایط باشد، حتی قبول نکردن رویکردها و توصیه‌های سند و غلبه یافتن رویکرد مدنظر آن‌ها، به دلیل قوی‌تر بودن منطق آن‌ها خواهد بود. البته چنین مجموعه‌ای باید قدرت هم داشته باشد و بتواند برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری و اجرا کند و رویکردهایش تحت تأثیر تغییرات مدیریتی وزارت آموزش و پرورش و دولت قرار نگیرد.

برای این که به این جایگاه برسیم، احتیاج داریم که در وزارت آموزش و پرورش یک سازمانِ هیئت امنایی با بودجه مستقل وجود داشته باشد؛ سازمانی که گرچه زیر نظر وزیر است، اما استقلال، قدرت تصمیمگیری و قدرت اجرا دارد. همچنین باید بنیاد ملی نخبگان در آن نقش مؤثری داشته باشد. بنابراین اولین گام، اجرای بندی از سند است که به تشکیل مدیریت واحد ستادی ویژه در وزارت آموزش

[۱]. سند راهبردی کشور در امور نخبگان

 

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: