۱ آبا ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۱۲

بحران کمبود پزشک جدی‌تر از همیشه

طبق گزارش‌­های موجود در سازمان جهانی بهداشت، در بسیاری از کشورهای گروه بیست، سرانه پزشک بیش از ۲ بوده است و در کشورهای پیشرو در حوزه سلامت به ازای هر ۱۰۰۰ نفر عموماً به ۳ تا ۴ پزشک می‌رسد این درحالی است که در ایران نیز مطابق با گزارش سازمان نظام پزشکی کل کشور،  برای جمعیت ۱۰۰۰ نفری، تنها ۱٫۶ نفر پزشک، موجود می­‌باشد.

 به گزارش عیارآنلاین، در طی سال­‌های اخیر مبحث سرانه پزشک یا همان نسبت تعداد پزشک به جمعیت، تبدیل به موضوعی بحث برانگیز در محافل عمومی و تخصصی شده است. کشاکش در رابطه با این موضوع حول دو محور است، عده­‌ای طبق نگرشی معتقدند که کشور بیش از ظرفیت خود پزشک دارد و برخی دیگر با نگاه آماری و تخصصی به این قضیه، بر این باورند که کشور با بحران کمبود پزشک روبرو است.

در این بین برای پی بردن به واقعیت و تحلیل صحیح از موضوع سرانه پزشک، با مراجعه به سازمان جهانی بهداشت (WHO)، سرانه پزشکان در ایران با برخی از کشورها از جمله کشورهای گروه بیست و کشورهای آسیای میانه و آسیای غربی مقایسه شد.

طبق گزارش‌­های موجود در سازمان جهانی بهداشت، در بسیاری از کشورهای گروه بیست، سرانه پزشک بیش از ۲ بوده است و در کشورهای پیشرو در حوزه سلامت به ازای هر ۱۰۰۰ نفر عموماً به ۳ تا ۴ پزشک می‌رسد و کشور یونان با سرانه ۲٫۶ نفر پزشک در این زمینه در بین کشورهای گروه بیست پیشتاز است.

در ایران نیز مطابق با گزارش سازمان نظام پزشکی کل کشور،  برای جمعیت ۱۰۰۰ نفری، نزدیک به ۱٫۶ نفر پزشک، موجود می­‌باشد.

همانطور که مشاهده می‌­شود ایران از نظر سرانه پزشک، فاصله زیادی با کشورهای پیشرو در این حوزه دارد. جالب توجه اینکه ایران در منطقه نیز از جایگاه مناسبی برخوردار نیست. با  مطالعه­‌ای که در مورد کشورهای منطقه یعنی کشورهای آسیای میانه و آسیای غربی، انجام شده است، در بین ۲۴ کشور منطقه، ایران در رتبه‌­ی هجدهم قرار دارد. گفتنی است در این زمینه، قطر با سرانه ۷٫۸ نفر پزشک به ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت، در منطقه در جایگاه نخست قرار دارد[۱].

در این پژوهش به تبعات ناشی از کمبود پزشک پرداخته شده که اگر مجموعه این تبعات در کنار هم گذاشته شود به این نتیجه منتج خواهد شد که کشور با بحران کمبود پزشک مواجه است و اگر این روند ادامه پیدا کند چه پیامدهایی گریبان­گیر کشور خواهد بود.

نظام­‌های بهداشت و سلامت برای ارائه خدمات، محورهایی را طراحی می­‌کنند که به بیشترین بازدهی منجر شود. یکی از این محورها، توزیع مناسب منابع سلامت است. در شرایطی که کشور با کمبود پزشک مواجه باشد نظام سلامت در توزیع پزشک نیز با مشکلات عدیده­‌ای روبرو است. یعنی نظام سلامت به‌علت پایین بودن سرانه پزشک، به ناچار می­‌بایست به طور مثال به جای اینکه برای هر ۱۰۰۰ نفر، ۳ نفر پزشک خدمات رسانی کنند این عدد را به ۱ نفر تقلیل دهد. همچنین در چنین شرایطی ترجیح پزشکان بر این است در مناطقی خدمات رسانی کنند که از امکانات بیشتری برخوردار است و اصطلاحا توسعه یافته است. واضح است که این عوامل منجر به محرومیت برخی مناطق خواهد شد.

در جوامع محروم، مبحث دسترسی افراد به خدمات بهداشت و سلامت مطرح است. دسترسی به خدمات در نظام سلامت دو وجه دارد. وجه اول آن مربوط به دسترسی افراد به پزشک و دریافت خدمات از آنان است. به دنبال این معضل، معضلات دیگری دامن­گیر نظام سلامت است از جمله اینکه موجب می­‌شود هزینه­‌های مازاد بر درمان، به اقتصاد خانوار تحمیل شود زیرا افراد ناگزیرند برای دریافت خدمات سلامت به مراکز استان­ها یا شهرهای توسعه یافته بروند و هزینه­‌های سفر، حمل و نقل و اسکان را بر دوش بکشند. البته ناگفته نماند که عده­ای به سبب فشار مالی زیاد و یا عدم دریافت درمان به موقع، خدمات سلامت دریافت نمی­‌کنند.

وجه دیگر آن به نظام سلامت بر می‌­گردد که بعلت کمبود پزشک، تامین پزشک در مناطق محروم برای دولت هزینه‌­ی زیادی دربردارد. بطور مثال با توجه به بحث فیش­‌های حقوقی پزشکان که اخیراً مطرح شد، جامعه شاهد آن بود که بخش قابل توجّهی از مزایای نامتعارف برای ماندگاری پزشکان در مناطق محروم اختصاص یافته است.

به دنبال عدم دسترسی افراد به خدمات سلامت و پایین بودن سرانه پزشک، نظام سلامت خود به خود با کاهش کیفیت روبرو می‌­شود. برای توضیح بیشتر، چنانچه سرانه پزشک پایین و دسترسی به خدمات محدود باشد، اولین چیزی که به چشم می­خورد صف­‌های طولانی در مراکز درمانی است چون تعداد بیمارانی که به پزشکان مراجعه می­‌کنند بیش از ظرفیت معمول برای هر پزشک است. در این شرایط پزشکان به ناچار می­‌بایست برای هر بیمار وقت کمتری صرف کنند تا بتوانند به همه خدمت رسانی کنند که این امر خود، موجب افزایش خطای پزشکی و کاهش کیفیت درمان خواهد شد.

اگر این شرایط به زبان عرضه و تقاضا بیان شود شاهد عرضه‌­ی کم و تقاضای زیاد خواهیم بود یعنی تعداد پزشکان بسیار کم و تعداد متقاضیان برای دریافت خدمات زیاد است در ادامه، این مطلب گواه این است که چون تهدیدی متوجه پزشکان نیست، رقابتی هم برای کیفیت بهتر و بیشتر در خدمات سلامت شکل نخواهد گرفت.

در کنار این معضلات عدیده، تعرفه­‌ی نامتعارف یا همان زیرمیزی، بیماری مزمنی است که نظام سلامت از آن رنج می‌­برد. با توجه به شرایط فوق، یعنی نامتناسب بودن عرضه و تقاضا و عدم رقابت، عرصه برای افرادی که بدنبال سودجویی و منافع شخصی هستند، محیا است.

اما مشکلاتی که در مطالب فوق بیان شد معطوف به زمان حال است. مشکل دیگری که برای کشور بحران را چند برابر می‌­کند معطوف به آینده است. همانطور که در مباحث مربوط به جمعیت توسط سازمان ملل در سال ۲۰۱۳ مطرح شده است، جمعیت کشور در آینده به سمت پیری خواهد رفت یعنی طبق برآوردهای جمعیتی در خوشبینانه‌­ترین حالت در سال ۱۴۳۰ جمعیت سالمند به ۳۰ درصد افزایش پیدا می­‌کند که ۲ برابر نقطه­ی بحرانی برای یک جامعه است. با توجه به این وضع بحرانی و وخیم اگر سرانه پزشک همچنان پایین بماند، در دهه­‌های پیش­ رو شاهد وضعیت اسفناکی در حوزه سلامت خواهیم بود.

تمام مشکلات و معضلاتی که در این یادداشت به آن اشاره شد، به نظر می­‌رسد معطوف به پایین نگاه داشتن ظرفیت تربیت پزشک در دوره­‌های عمومی و تخصص است. درحالی که کشورهایی نظیر استرالیا، آلمان و فرانسه با سرانه پزشک بالا علاوه بر پذیرش پزشکان خارجی همچنان افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی را در دستور کار خود قرار داده­‌اند.

 

[۱] – برای مطالعه بیشتر رجوع شود به لینک زیر، یادداشت «فراوانی پزشک، تصوری غلط»

فراوانی پزشک؛ تصوری غلط!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: