پرونده تخصصی «سمپادی که نیست ...»/10

جیب خالی، پُز عالی

بررسی وضعیت مالی مدارس سمپاد نشان می‌دهد که هزینه آن‌ها برای وزارت آموزش و پرورش به مراتب کمتر از مدارس عادی است. از سوی دیگر مدارس سمپاد در حالی در مضیقه اقتصادی قرار دارند که برخی مدارس غیردولتی بنگاهی، روزبه‌روز بر میزان شهریه خود افزوده و بر این اساس دائماً قوت بیشتری می‌گیرند.

به گزارش عیارآنلاین، مدارس استعدادهای درخشان دو ویژگی مهم دارند: «اختصاص به دانش‌آموزان مستعد» و «دولتی بودن». در نگاه نخست، این دو ویژگی می‌تواند تخصیص امکانات ویژه‌ی دولتی به این مدارس را تداعی کند. روایت‌های موجود از سال‌های نخست تأسیس سازمان نیز مؤید این امر است، به نحوی که در سال ۱۳۵۵، سرانه‌ی هر دانش‌آموز معادل قیمت یک پیکانِ در همان دوره بوده است! اما بعد از احیای مجدد این سازمان در سال ۱۳۶۶، شرایط به گونه‌ی دیگری رقم خورد. در این برهه نه تنها از آن حمایت‌ها خبری نبود، بلکه عملاً بار مالی مدارس تحت پوشش سمپاد برای وزارت آموزش و پرورش بسیار کمتر از مدارس عادی شد و حتی در بعضی موارد، هزینه خدمات ستادی آموزش و پرورش نیز بر دوش این مدارس قرار گرفت.

در ادامه تلاش می‌شود ضمن واکاوی ابعاد گوناگون وضعیت مالی مدارس سمپاد، شرایط دشوار این مدارس به تصویر کشیده شود.

۱- عدم تخصیص سرانه جاری دانش‌آموزی و حداقل امکانات لازم به مدارس سمپاد

سرانه جاری دانش‌آموزی، حداقلی‌ترین و متداول‌ترین پرداختی وزارت آموزش و پرورش به مدارس دولتی است. این در حالی است که در تمامی این سال‌ها این سرانه به بسیاری از مدارس سمپاد تخصیص نیافته است و در انتهای دهه‌ی هشتاد، طی بخشنامه‌‌ای این امر رسمیت پیدا کرد. اسفبارتر اینکه در برخی از موارد، مدارس دولتی که برای تأسیس واحدهای جدید در اختیار سازمان سمپاد قرار گرفته است، در موعد تحویل، فاقد تجهیزات اولیه ساختمان بودند.

طبیعتاً با دریغ سرانه و امکانات اولیه از مدارس سمپاد – به رغم قابل توجه نبودن میزان آن‌ها – توقع تخصیص امکانات و تجهیزات آزمایشگاهی و کارگاهی به این مدارس تخیلی کودکانه به نظر می‌رسد.

۲- روند نزولی تأمین هزینه‌های پرسنلی مدارس سمپاد توسط آموزش و پرورش

به جز فضای آموزشی که جنبه سرمایه‌ای دارد، تأمین نیروی انسانی و پرداخت حق‌الزحمه آن‌ها اصلی‌ترین هزینه جاری وزارت آموزش و پرورش محسوب می‌شود. در سال‌های نخست، پرداخت حق‌الزحمه معلمان رسمی و کادر اجرایی مدارس سمپاد بر عهده آموزش و پرورش بود و تنها هزینه معلمان غیررسمی، اضافه کار کادر اجرایی (به دلیل طولانی‌تر بودن ساعت کاری این مدارس) و حق جذب معلمان (اضافه پرداخت به دبیران به دلیل کار دشوارتر این مدارس) بر عهده مدرسه بوده است.

در اواخر دهه هشتاد، آموزش و پرورش رسماً از پرداخت حق‌الزحمه ساعات اضافی معلمان رسمی سمپاد سر باز زد. رفته‌رفته با عدم همکاری مناطق آموزشی، تخصیص معلم رسمی مدارس نیز کاهش یافت و همچنین تأمین کادر اجرایی مدرسه نیز بسیار محدود شد. در حال حاضر در اغلب مدارس سمپاد تهران نیز عملاً نیروی رسمی بسیار محدودی بکارگیری می‌شود و تقریباً بودجه تأمین شده توسط وزیر آموزش و پرورش محدود به حقوق مدیر، معاونین و دو سه معلم رسمی است.

۳- تحمیل مصوبه «معافیت فرزندان فرهنگیان از شهریه»

در انتهای دهه هشتاد، به دستور وزیر وقت آموزش و پرورش، مصوبه‌ای گذرانده شد که به موجب آن فرزندان فرهنگیان از پرداخت شهریه مدارس استعدادهای درخشان، شاهد، نمونه دولتی و هیئت امنایی معاف می‌شدند. در این مصوبه وزارت آموزش و پرورش متعهد شد که معادل مبلغ شهریه فرزندان فرهنگیان را به مدارس مربوطه پرداخت نماید. در تمامی این سال‌ها بخش اول این مصوبه اجرایی ‌شد، اما بخش دوم آن که بازپرداخت شهریه‌ها توسط آموزش و پرورش است، عملاً فقط یک سال (آن هم به میزان تقریبی ۵۰%) عملی گردید.

لازم به ذکر است که این معافیت فارغ از سطح معیشتی خانواده‌های فرهنگیان اعمال شد، در حالی که بر اساس مقررات موجود، تمامی خانواده‌های دیگر موظف به پرداخت کامل شهریه هستند، هر چند از سطح اقتصادی بسیار پایین‌تری برخوردار باشند.

۴- سوء استفادۀ مناطق آموزش و پرورش از فضا و بودجه مدارس سمپاد

به دلیل وجود امکانات گسترد‌ه در مدارس سمپاد، برخی مناطق آموزشی از آن‌ها سوء استفاده می‌کنند؛ از جمله اینکه اقدام به جابجایی مکرر ساختمان مدارس سمپاد می‌کنند، در حالی که ساختمان آن با هزینه اولیا تجهیز شده است. همچنین بعضاً از ساختمان مدرسه به عنوان محل جلسات استفاده کرده و هزینه‌هایی نظیر پذیرایی جلسات اداره را به مدرسه تحمیل می‌کنند.

***

در مضیقه اقتصادی قرار گرفتن مدارس سمپاد در حالی رخ می‌دهد که برخی مدارس غیردولتی بنگاهی، روز به روز بر میزان شهریه خود افزوده و بر این اساس دائماً قوت بیشتری می‌گیرند.

پایان سخن آنکه بارها و بارها از زبان مسئولین انتقادی بیان می‌شود؛ «فایده مدارس سمپاد چه بوده است؟». فارغ از موفقیت‌های فارغ‌التحصیلان سمپاد که پاسخی عینی به این سؤال است، مبتنی بر گزاره‌های این یادداشت پرسشی منطقی قابل طرح است؛ «چگونه از مجموعه‌ای که هزینه‌ای برای آن نکرده‌اید و بعضاً هزینه‌هایی را‌ نیز بر آن تحمیل نموده‌اید، توقع خروجی و فایده دارید؟»

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: