۲۲ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۳۹

راهکارهایی برای بهبود عملکرد وزارت جهاد کشاورزی/ بخش دوم

با توجه به انتخاب دوباره محمود حجتی برای مدیریت بخش کشاورزی کشور و نظر به برنامه‌های پیشنهادی وی، مواردی جهت افزایش کارایی و رونق بخش کشاورزی کشور پیشنهاد شده بود. در این قسمت به بخش دوم پیشنهادات ارائه شده پرداخته می‌شود.

به گزارش عیارآنلاین، با توجه به انتخاب دوباره محمود حجتی برای مدیریت بخش کشاورزی کشور و نظر به برنامه‌های پیشنهادی وی، مواردی جهت افزایش کارایی و رونق بخش کشاورزی کشور پیشنهاد شده است. در یادداشت قبل (اینجا)، به ۳ پیشنهاد اشاره شده بود و در در این یادداشت، بخش سوم پیشنهادها ارائه می‌شود.

۴- فقدان برنامه کاشت درختان مثمر به‌جای درختان غیرمثمر در برنامه وزیر دوازدهم مسئله‌ای جدی است. در برنامه پیشنهادی، و نیز سایر برنامه‌های جاری وزارتخانه و نیز در فرهنگ‌عامه کشاورزان برای کاشت گونه‌های مثمر به‌جای غیرمثمر برنامه جامعی در بخش کشاورزی دیده نشده است.

۵- برنامه فعال‌سازی دفتر تغذیه و بهبود جایگاه دام در وزارت جهاد کشاورزی در برنامه وزیر دیده نمی‌شود. باآنکه متخصصان اصلی تغذیه دام کشور مربوط به بخش دام‌پروری کشور می‌باشند و این دفتر باید متولی اصلی آن باشد در طول ۲۰ سال گذشته حتی گزارش یک‌صفحه‌ای از این دفتر در رسانه‌های ملی واصلی منتشرنشده و این دفتر با منفعل شدنش جای خود را به سازمان دامپزشکی داده است درحالی‌که مدیریت تغذیه، نظارت بر نهاده‌های دام و طیور و کنترل کیفی و تغذیه‌ای آن، نظارت و برنامه‌ریزی بر ورود انواع مکمل‌ها و موادمعدنی و نیز ساخت آن در کشور باید در کنترل معاونت امور دام و این دفتر باشد که با یک تصمیم نادرست به سازمان دامپزشکی سپرده‌شده است که سازمانی غیرتخصصی در بخش تغذیه و کیفیت است و تنها سازمان دامپزشکی می‌تواند در خصوص بهداشت و بیماری‌ها اعلام نظر کند.

۶- نبود برنامه جامع «تنوع پروتئینی» در برنامه وزارت جهاد کشاورزی و ضعیف بودن برنامه «تولید محصولات سبز یا ارگانیک»: وزارت جهاد کشاورزی به‌عنوان متولی تولید در بخش کشاورزی، سنگر نخست تولید غذای سالم و نیز ایجاد یک برنامه جامع و سالم و صحیح تغذیه‌ای برای ایرانی پیشرفته را دارد و از این حیث بر وزارت بهداشت رجحان دارد. عدم تنوع در سفره غذایی و به‌ویژه پروتئینی نشان می‌دهد که مصرف سرانه هر ایرانی در گوشت غاز، بلدرچین، شترمرغ و .. کمتر از ۵۰ گرم است که این نشان از عدم وجود برنامه در وزارتخانه دارد (جدول زیر). همچنین وجود تشکل‌های ضعیف و متعدد در بخش کشاورزی، دام و طیور یکی دیگر از ضعف‌های این وزارتخانه در برنامه‌ریزی برای توسعه تشکل‌ها و انجمن‌هاست. ایجاد ۳-۴ کانون قوی و اثرگذار در بخش دام و طیور به‌جای ده‌ها انجمن می‌تواند کار نظارت و مؤثر بخشی را آسان نماید. نبود انجمن‌های قوی برای پرورش پرندگانی چون غاز، اردک، شترمرغ، بلدرچین و بوقلمون و غیره سبب شده است که امکان ایجاد تنوع پروتئینی در سفره غذایی مردم عملی نشود.

 

۷- نداشتن «برنامه حفظ ذخایر ژنتیکی»: متأسفانه در بخش دام و طیور روزبه‌روز تنوع ژنتیکی کشور کم شده و در سال‌های آینده به یک بحران جدی خواهیم رسید. توده‌های ژنتیکی، نژادهای بومی به‌شدت درحال انقراض هستند. وزارت جهاد کشاورزی بایستی با کمک بخش خصوصی، بسیج سازندگی و … نسبت به احداث ایستگاه‌های ذخایر ژنتیک دامی و طیور بومی با قید فوریت اقدام کند. وضعیت بلاتکلیف و کارمندی شدن واحد لاین بابل‌کنار نیز باید مشخص شود. این مرکز باید بتواند در اقتصاد ایران نقش داشته باشد و تنها به گرفتن سالانه چند میلیارد تومان بودجه به کارکنانش بسنده نکند. این بحران ژنتیکی در بخش گیاهی وخیم‌تر نیز هست. به‌طوری‌که برخی از توده‌های بومی گندم ایرانی کاملاً نابودشده است. عدم‌حمایت از بانک‌های ژنی گیاهی و نداشتن بودجه کافی باعث شده است که حتی نمونه‌های جمع شده در این مراکز به علت نبود بودجه از بین برود که این دیگر مصیبت ملی و مدیریتی است. این‌ها زمینه‌های وابستگی ایران عزیزمان در آینده است. بذر در ایران وضعیت خوبی ندارد و ایران بازار خوب برای فروش بذرهای خارجی شده است به‌طوری‌که در بذور سبزی و صیفی گاها بیش از ۹۰ درصد وابستگی داشته و در برنامه وزیر نشانی از آن دیده نمی‌شود. کشورهای دنیا به سمت ایجاد ذخایر ژنتیکی گیاهی و جانوری (به‌عنوان‌مثال احداث انبار بذر قیامت در نروژ) رفته‌اند درحالی‌که ما داشته‌های خود را نیز به فنا می‌دهیم.

۸- کافی نبودن برنامه‌های «توسعه کشت گلخانه‌ها» و عدم اجرای «برنامه جامع الگوی کشت»: هرچند که تنها ۲٫۲ میلیون تن محصول سبزی و صیفی در گلخانه‌های کشور تولید می‌شود و اگر میزان تولیدات بخش کشاورزی کشور در سال ۹۴ و ۹۵ را به ترتیب ۱۱۰٫۵ و ۱۱۸٫۶ میلیون تن بدانیم به‌عبارت‌دیگر تنها ۱٫۸۵ درصد محصولات کشاورزی کشور تنها به‌صورت گلخانه‌ای تولید می‌شود که عدد بسیار پایینی است. این مقدار محصول در ۷۲۷۰ هکتار گلخانه تولیدشده است همچنین حدود ۱٫۷ میلیارد شاخه گل در ۲۲۵۰ هکتار گلخانه به بازار عرضه‌شده است. با توجه به اینکه میزان مصرف آب در گلخانه‌ها بین یک‌هشتم تا یک‌دهم (در گوجه‌فرنگی از ۴۰۰ به ۴۰ لیتر) کاهش می‌یابد پس روند فعلی گلخانه سازی اصلاً مناسب نبوده و باید یک نهضت گلخانه سازی در ایران توسط وزارت کشاورزی، تعاون روستایی، سپاه و بسیج ، مؤسسات خیریه و بخش خصوصی شروع شود. با توجه به رشد ۷درصدی گلخانه‌ها این سرعت بسیار کم بوده و باید به سمت انتقال محصولات آب بر به سمت گلخانه‌ای و آن‌هم گلخانه‌های بزرگ، مرتفع و استاندارد سوق داد. هرچند وزارت کشاورزی در برنامه‌هایش توسعه۴۸۳۰۰ هکتاری گلخانه‌های کشور را تا سال ۱۴۰۴در نظر دارد بایستی مجلس بشدت روی این موضوع تمرکز کند که دولت به این عدد و حتی بیشتر از آن در سال ۱۴۰۰ برسد. این در حالی است که بخش اعظمی از این گلخانه‌ها سنتی و نیمه‌صنعتی و شامل چندپایه و پلاستیک بوده و با گلخانه مدرن و جهانی تفاوت عملکردی و کیفی دارند. با توجه به هزینه احداث هر هکتار گلخانه معمولی (۱ میلیارد)، نیمه‌صنعتی یا نیمه مدرن (۳میلیارد) و صنعتی یا مدرن (۵ میلیارد تومان) درمجموع نیاز به ۳۹۰۰۰ تا ۱۹۳۰۰۰ میلیارد تومان بودجه است که لازم است مجلس و دولت حتی با سود ۱ تا ۲ درصد وارد این قضیه شوند. ما باید بدانیم تنها برای تولید خیار در فضای باز، نیاز آبی کشور ۳ برابر سد کرج است.

یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های وزارت جهاد کشاورزی در حوزه خودکفایی و امنیت غذایی همانا «عدم توفیق در اجرایی نمودن الگوی کشت بهینه محصولات کشاورزی با توجه به «جدی بودن و به مرز هشدار رسیدن مسئله کم‌آبی» است.

نویسندگان: مهندس احمد صلاحی- دکتر آرش محمدزاده

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: