۵ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۲۰

واقعیت توافق پاریس ؛ التزام یا پیشنهاد…؟

پذیرش توافق پاریس برای کشوری مثل ایران که در مسیر رشد و پیشرفت با سرعت قابل‌ملاحظه‌ای حرکت می‌کند و در حال صنعتی شدن است، تبعاتی را خواهد داشت. چراکه چشم بستن بر روی سوخت‌های فسیلی و پرداختن به جایگزین‌یابی، آن‌هم باوجود محدودیت‌های تحمیل‌شده بر کشور، سرعت‌گیر بسیار جدی در این مسیر است.

به گزارش عیارآنلاین، جهان امروز بر پایه منفعت‌گرایی بنا نهاده شده است و ترجیح منفعت خود بر دیگری، روح حاکم بر کشورهای دنیا است. نگاهی که سازنده خوی استعمارگری در کشورهای مختلف شده و در این وضعیت، معاهدات و توافقات بین‌المللی با نگاه بر سابقه روابط بین‌الملل نیز در همین چارچوب تعریف می‌شوند.

با توجه به همین نکته، در بررسی توافقات بین‌المللی، لازم است دو مسئله اساسی موردتوجه قرار گیرد. اولین مسئله، ماهیت و ویژگی‌های کشورهای مطرح‌کننده توافق و دیگری، ظرفیت‌های داخلی متناسب با انجام الزامات توافق است.

بر این اساس، در بررسی توافق پاریس -که اخیراً زمینه‌ساز بحث و کشمکش‌هایی بین موافقین و مخالفین شده- جهت بررسی و انطباق دو مسئله فوق، باید توجه داشت که اساساً کشورهای طراح و بازیگران اصلی آن، کشورهایی هستند که از سوخت‌های فسیلی و صنایع وابسته به آن فاصله گرفته‌اند و یا به‌صورت مبسوط و متناسب، جایگزین تعریف‌شده‌ای پیش‌بینی کرده‌اند. در این بررسی، اگر به‌صورت بدبینانه، این معاهده حرکتی در چارچوب استعمار نو قلمداد نشود، کافی است به نتیجه توافق نگاه شود تا اجتناب‌ناپذیر بودن رسیدن به‌نوعی استعمار در انتهای مدت الزام توافق، استنتاج شود. درست است که جهان به‌سوی استفاده از سوخت‌های تجدیدپذیر و دور شدن از صنایع نشردهنده گازهای گلخانه‌ای در حرکت است، لکن باید دانست تعهد زمانی دادن در این مسائل می‌تواند بسیار خطرناک باشد؛ چراکه نرسیدن به استانداردهای تعهد داده‌شده در زمان مقرر به‌منزله تن دادن به هرگونه تهدید، غرامت، محدودیت و… است. علاوه بر این، چون معمولاً این استانداردسنجی از سوی نهادهای بی‌طرف صورت نمی‌پذیرد، ممکن است زمینه‌ساز مشکلاتی برای کشور شود.

تعهد داده‌شده همچنین می‌تواند کشور را عملاً از جهاتی مثل فناوری، انرژی و… به‌نوعی تحت سلطه و وابستگی سایر کشورهای پیشرو در این زمینه قرار دهد.  این تعهد زمانی همچنین موجب تقلا و دست‌وپا زدن در مدت تعیین‌شده است که هم هزینه‌هایی را به کشور تحمیل می‌کند و هم امکان برنامه‌ریزی معقول را برای رسیدن به اصل مسئله از بین برده و به سایر بخش‌ها نیز ضربه می‌زند.

پذیرش توافق پاریس برای کشوری مثل ایران که در مسیر رشد و توسعه و پیشرفت با سرعت قابل‌ملاحظه‌ای حرکت می‌کند و در حال صنعتی شدن است، تبعاتی را خواهد داشت. چراکه چشم بستن بر روی سوخت‌های فسیلی و پرداختن به جایگزین‌یابی، آن‌هم باوجود محدودیت‌های تحمیل‌شده بر کشور، سرعت‌گیری بسیار جدی در این مسیر است.

شایان‌ذکر است که وضعیت امروز کره زمین زاده سوءاستفاده کشورهایی است که در پس پرده مدرنسیم، هرگونه دست‌اندازی به طبیعت را برای خود قابل انجام دانسته‌اند و امروز آن‌ها باید به‌مراتب سهم بسیار بیشتری برای جبران این اشتباه خود پرداخت کنند. نکته جالب توجه در همین مورد، خروج ایالات‌متحده آمریکا، به‌عنوان اصلی‌ترین کشور تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای، از توافق پاریس است که شکست توافق را عیان می‌کند.

در بعد علمی ماجرا نیز هنوز دانشمندان به‌طور قطعی مشکل گرم شدن زمین را نتیجه قطعی و اصلی گازهای گلخانه‌ای و سوخت‌های فسیلی نمی‌دانند.

در پایان، باید گفت این توافق در سایه چند شرط حیاتی می‌تواند دارای محاسن بسیار زیاد باشد. اولین شرط، اعطای ضمانت عدم تنبیه در صورت عدم موفقیت در اجرای تعهدات است تا کشورها بتوانند بدون نگرانی از عقوبت و با آرامش به بررسی و اجرا بپردازند. دومین شرط هم تعیین میزان مشارکت توسط خود کشورها بدون وجود هیچ فشاری است تا این توافق مانع رشد و پیشرفت کشورها نشود. به‌طور خلاصه، باید این توافق مانند قراردادهای التزام آور بین‌المللی نباشد تا در سایه همکاری معقول بتواند در راستای حفظ شرایط مساعد برای زمین حرکت کند.

به‌عنوان نکته آخر، لازمه پذیرش توافق پاریس و اجرای صحیح آن در کشور، ایجاد هماهنگی بین نهادهای مختلف است که آن‌هم نیازمند مطلع نمودن و کسب مشورت قوای تصمیم‌گیر کشور، مخصوصاً قوه مقننه است. هرچند با یک نگاه سطحی، می‌توان این موافقت‌نامه را به خاطر قراردادی نبودن، بی‌نیاز به تصویب مجلس دانست (هرچند که ظاهراً خلاف این تصور است)، اما مداخله مجلس به دلیل نمایندگی مستقیم و رسمی مردم در این‌گونه مسائل بسیار لازم و شایسته است.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: