۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۲۱
خانواده و اقتصاد مقاومتی/ بخش اول

ضرورت اصلاح الگوی مصرف در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی

خانواده‌ها از دو طریق عمده که الگوی مصرف و همچنین تأمین سرمایه از طریق پس‌اندازها است، بر اقتصاد اثر می‌گذارند و همین دو عامل نیز ابزارهای خانوارها در راستای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی است.

به گزارش عیارآنلاین، اقتصاد مقاومتی چنانکه از قید اضافی مقاومت پیداست از مقوله دفاع در کشمکش‌های اقتصادی می‌آید و در رأس هرم سیاست اقتصاد مقاومتی، تشخیص حوزه‌های فشار و تلاش برای کنترل و بی‌اثر کردن آن‌ها قرار دارد. برای رسیدن به اهداف اقتصاد مقاومتی، باید وابستگی‌های خود را با تأکید بر تولید داخلی و تلاش برای خوداتکایی، به‌تدریج کاهش داد تا درنهایت به نقطه صفر برسد. مهم‌ترین شیوه ابزاری در تحقق اقتصاد مقاومتی تقویت تولید داخلی و مصرف تولیدات داخلی به‌وسیله مردم است که مخاطب این مقوله در حوزه تولید و رفع مشکلات آن، دولت‌ها هستند و در حوزه مصرف تولیدات داخلی و تأمین بخشی از سرمایه‌های لازم، مردم می‌باشند.

باوجوداینکه دولت‌ها باید شرایط لازم برای تسهیل در امر تولید را فراهم آورند، در سال‌های اخیر متأسفانه به این موضوع مهم توجه جدی نشده است و بعضاً مشاهده می‌شود که حتی کالاهای مشابه خارجی که کیفیت پایین‌تری نسبت به تولیدات داخلی دارند از راه‌های مختلف و حتی قانونی! وارد کشور می‌شوند و ضربه‌هایی اساسی به بنیان تولید و تولیدکننده داخلی وارد می‌آورند که این موضوع موجب تعطیلی سریالی کارخانه‌ها و بیکاری جمعیت قابل‌توجهی از نیروی کار در کشور نیز شده است. با توجه به این نکته اساسی، هنگامی‌که اهتمام دولت در راستای تحقق وظایف خود ضعیف می‌شود، نقش خانواده‌ها به‌عنوان رکن دوم در تحقق اقتصاد مقاومتی پررنگ‌تر می‌گردد. خانواده‌ها از دو طریق عمده که الگوی مصرف و همچنین تأمین سرمایه از طریق پس‌اندازها است، بر اقتصاد اثر می‌گذارند و همین دو عامل نیز ابزارهای خانوارها در راستای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی است.

از جهت مصرف، برنامه‌ریزی جهت مدیریت بهینه مصرف وظیفه اصلی خانواده‌ها است که این مطلب در کوتاه‌مدت و بلندمدت دارای الزاماتی است که اولین نکته قابل‌توجه در کوتاه‌مدت، جذب پس‌اندازها است. در این زمینه باید به این نکته اشاره کرد که ازجمله عوامل اصلی مصرف نامتعادل خانوار، فقدان مکانیسمی برای جذب پس‌اندازهای خرد آن‌ها است. گروه‌های متوسط جامعه معمولاً سرمایه‌های خُردی در دست دارند که به‌واسطه عدم جذب در بازارهای مالی، درنهایت به مصرف مسافرت‌های پی‌درپی و پرهزینه، تعویض‌های مکرر لوازم‌خانگی و خرید لوازم لوکس غیرضروری منجر می‌شود، بنابراین اولین راهبرد کوتاه‌مدت درزمینه مدیریت مصرف خانواده، ایجاد مکانیسم جذب سرمایه‌های خرد توسط بازار (به‌ویژه بازارهای مالی) است.

نکته دیگری که در کوتاه‌مدت در راستای مدیریت بهینه مصرف، توجه به آن ضروری است، جهت‌دهی به مدگرایی است، زیرا مسئله پیروی از مد در عصر کنونی، اگر قابل‌مهار نباشد، بی‌تردید قابل هدایت است. بی‌توجهی و عقب‌رفت نهادهای مبلغ سبک زندگی اسلامی، و حضور کمرنگ یا بی‌رنگ آن‌ها در اینجا به‌خوبی خود را نمایان می‌کند تا جایی که حتی برخی کودکان و نوجوانان ما عکس قهرمانان داستان‌های غربی و شرقی را روی کیف مدرسه خود می‌پسندند. اگر تولیدکنندگان داخلی بتوانند با برندسازی، افزایش تنوع و کیفیت محصول وارد بازار مد شوند، نه‌تنها با استقبال خانواده‌ها، به رشد درآمد ملی کمک می‌کنند، بلکه وابستگی کنونی به واردات کالاهای مصرفی کاهش خواهد یافت.

در بلندمدت نیز بهره‌گیری از الگوی مصرف اسلامی لازمه تحقق اقدام و عمل به اقتصاد مقاومتی است. مدیریت بهینه مصرف خانوار زمانی تحقق می‌یابد که الگوی مصرف فعلی حرکت کند و اصلاح شود. اهمیت «الگوی مصرف اسلامی» خانواده به سمت وجود الگوی مصرف صحیح تا جایی است که ازنظر علمی، اولین و مهم‌ترین قدم برای اصلاح نظام اقتصادی، اصلاح الگوی مصرف است، زیرا غایت تولید کالا و خدمات در یک کشور مصرف آن‌هاست. ازاین‌رو، حاکمیت مصرف‌کننده بر اقتصاد یک امر عقلایی است. بنابراین اصلاح الگوی مصرف خانوار سرآغازی برای اصلاح تولید و به‌طورکلی، اصلاح نظام اقتصادی است. بر این اساس، می‌توان اصلاح الگوی مبتنی بر الگوی مصرف اسلامی را راهبرد بلندمدت در راستای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی دانست.

تلگر

چهره‌

۳ دیدگاه
  1. مژده :

    تا دولت وظیفش رو انجام نده، مردم هرکاری کنن راه به جایی نمیبره

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: