۱۵ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۱۰
در مناظره «مدیریت آب» مطرح شد:

بروز سیلاب‌ها دلیلی بر نادرستی ادعایی به نام بحران آب

در برنامه چالش با موضوع منابع آبی و چالش این حوزه، عنوان شد: نگاه علمی و درست ذخیره منابع آبی، ذخیره زیرزمینی است. آب پشت سدها تبخیر و به هدر می‌رود. این آب را باید دور از دو عامل اصلی تبخیر -یعنی آفتاب و وزش باد- قرار داد.

به گزارش عیارآنلاین، برنامه چالش با موضوع منابع آبی و چالش این حوزه و با حضور دکتر هدایت فهمی، معاون دفتر برنامه‌ریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو و مهندس حمید سینی‌ساز، کارشناس آب مرکز مطالعات راهبردی غذا و کشاورزی دانشگاه تهران از رادیو اقتصاد روی آنتن رفت. در ابتدای برنامه دکتر فهمی در رابطه با وجود بحران آب و ریشه‌های آن گفت: ما به‌طور جغرافیایی در یک منطقه‌ی خشک و نیمه‌خشک قرار داریم و پدیده‌ی تغییر اقلیم در کشور اتفاق افتاده است. بارش‌های ما در ده-پانزده سال اخیر حدود ۱۰% و منابع ما هم به ۱۱۶ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است. یعنی حدود ۸۸% منابع آب تجدیدپذیر مصرف می‌شوند که نشان می‌دهد وضعیت فوق بحرانی است.

بروز سیلاب‌ها دلیلی بر عدم وجود ادعایی به نام بحران آب

در ادامه‌ برنامه مهندس سینی‌ساز درباره بحران آب و مدیریت منابع آبی گفت: اعتقاد ما بر اساس اخبار رسمی هواشناسی این‌گونه نیست که بگوییم بحران آبی در سراسر کشور به‌صورت خیلی جدی وجود دارد. شاهد این ادعا وجود تعداد زیادی از سیلاب‌هایی است که همه‌ساله در مناطق مختلف کشور و در فصول مختلف و حتی در فصل تابستان خسارت‌های جانی و مالی شدیدی وارد می‌کند. این نشان می‌دهد هرسال مردم از هر دو طرف ضربه می‌خورند؛ یعنی هم از خسارات سیل متضرر می‌شوند و در فصل تابستان هم مدام در رسانه‌های ملی گفته می‌شود اگر ۱۰% دیگر صرفه‌جویی بکنند آب قطع نمی‌شود و بعد که صرفه‌جویی می‌کنند دوباره می‌گویند باید ۲۵% دیگر هم صرفه‌جویی بکنند. در فصل تابستان خساراتی جدی از سیل گزارش می‌شود. آمار سیل فصل پاییز و زمستان که جای خود را دارد.

مصرف آب در بخش کشاورزی ۴۴ درصد آب‌های تجدیدپذیر است نه ۸۸ درصد

وی درباره‌ی آمار ارائه‌شده توسط آقای فهمی در رابطه با مصرف ۸۸ درصدی منابع تجدیدپذیر آب گفت: درباره مصرف بخش کشاورزی (که اعداد مختلفی هم گفته می‌شود؛ از ۸۰% تا حدود ۹۴%) باید بگویم طبق یک بررسی دانشگاهی که ما انجام دادیم متوجه شدیم اتلاف شبکه‌های توزیع و انتقال که توسط وزارت نیرو ساخته می‌شود، یا آبی که در فصل غیرزراعی می‌بارد که کشاورز اصلاً نیازی ندارد هم به‌پای مصرف بخش کشاورزی گذاشته می‌شود. مصرف خالص بخش کشاورزی ۴۴ درصد آب‌های تجدیدپذیر است. طبق قانون افزایش بهره‌وری که در سال ۹۰ تصویب شده تحویل حجمی آب پای مزرعه به کشاورزان بر عهده وزارت نیرو است.

تغییر اقلیم دلیل اصلی بروز سیل؛ سدسازی روشی جهت مقابله!

در ادامه فهمی گفت: برای مقابله با سیل چه باید کرد؟ خب باید سد ساخت دیگر! اگر سد بسازیم می‌گویند چرا سد ساختید؟ اگر نسازیم می‌گویند چرا سیل آمد؟ یکی از جنبه‌های تغییر اقلیم این است که متوسط را کاهش و مقادیر حدی را افزایش می‌دهد. مقادیر حدی یعنی خشک‌سالی‌ها را افزایش می‌دهد و پیک سیل‌ها را نیز بالا می‌برد. این از مشخصه‌ی تغییر اقلیم است. ضرورت سدسازی این است که درجایی که توزیع زمانی و مکانی منابع آب و بارش غیریکنواخت باشد، ناچار به ذخیره‌سازی هستیم. در کشور ما ۳۰% منابع در شرق واقع شده و ۵۰% در غرب. ازنظر زمانی هم ۲۵% بارش‌ها در فصل زراعی اتفاق می‌افتد. سدسازی مثل دارو برای کشور ما ضروری است. البته اگر دارو را هم بیش‌ازاندازه مصرف کنید به سم تبدیل می‌گردد.

تغییر اقلیم دلیلی بر بروز سیلاب نیست

سینی‌ساز درباره مطالب دکتر فهمی چنین پاسخ داد: درباره تغییر اقلیم باید بگویم تغییر اقلیم امری نیست که چندساله و یا چندماهه باعث تغییرات گسترده و چشم‌گیر شود؛ تغییرات آهسته و پیوسته‌ای دارد که به‌مرورزمان در طی قرن‌ها اتفاق می‌افتد. اینکه بگوییم بارش‌های ما در دهه ۳۰ و ۴۰ خوب بوده ولی الآن به ناگهان تنش آبی به‌صورت فوق‌العاده بالا رفته خیلی صحیح نیست. تغییرات اقلیمی باعث چنین تغییرات سریعی نمی‌تواند بشود.

سدسازی تأثیری در کاهش خسارات سیلاب ندارد

وی همچنین درباره آمارهای سیل‌های ایران گفت: طبق آمار، در کل دهه ۳۰، ۱۷۹ مورد سیل بیشتر ثبت نشده درحالی‌که طبق ادعای جناب فهمی بارش‌ها هم بیشتر بوده است. در دهه چهل ۲۱۵ مورد و در دهه پنجاه ۴۰۴ مورد سیل. این آمار را مقایسه کنید با دهه هشتاد که ۱۵۸۱ مورد سیل اتفاق افتاده است درحالی‌که بارش‌ها مثلاً کاهش یافته و تعداد سدهایی هم که باید جلوی این سیل‌ها را می‌گرفت خیلی بیشتر شده. حجم خسارت‌ها هم بیشتر شده است. سؤال ما، مردم و کشاورزان از مسئولین وزارت نیرو این است که پس این‌همه سدی که ساخته شد کجا باید اثرش را می‌دیدیم؟

سینی‌ساز راه‌های دیگر مدیریت منابع آب به‌جز سدسازی را چنین عنوان کرد: نگاه علمی و درست ذخیره‌ی منابع آبی، ذخیره‌ی زیرزمینی است. آب پشت سدها تبخیر و به هدر می‌رود. این آب را باید دور از دو عامل اصلی تبخیر -یعنی آفتاب و وزش باد- قرار داد. ذخیره‌ی زیرزمینی بهترین راهکار است. گذشتگان ما هم قنات را ابداع کردند. قنات دو کارکرد داشت، یکی تأمین آب در تابستان و دوم جلوگیری از خسارت‌های سیل در فصل بارش. هرکدام از چاه‌های قنات باعث می‌شد سیل بشکند و فرو بلعیده شود.

آبخیزداری روش صحیح مدیریت منابع آب؛ عدم وجود متولی

وی درباره‌ی نظام آبخیزداری در کشور گفت: در کشور ما این قسمت متولی درستی ندارد. آبخیزداری در کشور ما به سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری ذیل وزارت جهاد کشاورزی سپرده شده؛ درحالی‌که اگر این نهاد بخواهد آبخیزداری کند مسئولین وزارت نیرو می‌گویند آبخیزداری باعث کاهش دبی رودخانه‌ها می‌شود و ما نمی‌توانیم مقدار پیش‌بینی‌شده را پشت سدها ذخیره کنیم. طبق برنامه پنجم باید در وسعت ۸میلیون هکتار آبخیزداری انجام می‌شد اما به علت همین ناهماهنگی‌ها و تخصیص نیافتن بودجه‌، فقط ۳میلیون و ۵۰۰هزار هکتار آبخیزداری انجام شد. آبخیزداری نشان داده می‌تواند ۳۳% از تبخیر آب را کاهش دهد. از این مقدار ۱۷% مربوط به نفوذ مستقیم به آبخوان‌هاست و ۱۶% مربوط به نفوذ درون ریشه‌ی گیاهان و پوشش سبز ایجادشده است.

آب‌های غیرمتعارف ظرفیتی معطل‌مانده

وی ادامه داد: ما باید به سمت کاهش تبخیر و فنّاوری‌های نوینی که از آب‌های غیرمتعارف استفاده می‌کند برویم. الآن کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس آب شیرین شرب خود را عموماً از شیرین‌سازی آب دریا تأمین می‌کنند. ما ظرفیتی حدود ۴میلیون مترمکعب در روز در سواحل جنوبی کشور برای شیرین‌سازی آب دریا داریم. ولی متأسفانه به علت عدم برنامه‌ریزی درست و عدم همت مسئولین و عدم وجود متولی اجرایی واحد، امروزه تنها ۱% این ظرفیت استفاده می‌شود. وزارت نیرو اگر به‌جای انعقاد قرارداد نیروگاه‌های برق با ترکیه در دشت‌های مرکزی و خشک کشور (چون این نیروگاه‌ها نیاز آبی بالایی دارند) آن‌ها را نزدیک دریا احداث می‌کرد، هم راندمان تولید برق بیشتر بود، هم می‌توانست از ظرفیت شیرین‌سازی آب دریا برای مصارف کشاورزی و شرب استان‌های ساحلی استفاده کند.

تبخیر ۷۰ درصدی بارش

در ادامه‌ی برنامه آقای فهمی درباره بحث‌های مطرح‌شده گفت: درست است که ۷۰% ریزش‌های جوی به‌صورت تبخیر از دست می‌رود، اما خوب چه باید کرد؟ یا باید توسط گل و گیاه و یا توسط منابع زیرزمینی آن را ذخیره کرد. این تصور که فکر کنیم زیر زمین منبعی وجود دارد که هر مقدار بخواهیم می‌توانیم در آن ذخیره کنیم نادرست است. پیامدهای اضافه‌برداشت از آب‌های زیرزمینی، نشست زمین است و بسیاری از تأسیسات ما مثل خطوط ریلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برنامه‌ی وزارت نیرو برای بهبود وضعیت فعلی، مدیریت تقاضا و مدیریت مصرف است. کاهش مصارف در حد الگوهای جهانی.

وزارت نیرو باید مدیر آب باشد!

فهمی همچنین به مدیریت دوگانه منابع آبی اشاره کرد و گفت: در این رابطه باید به قوانین موضوعه‌ی موجود و تجربیات جهانی رجوع کرد. در هیچ کجای دنیا سازمان تولیدکننده و مصرف‌کننده را در یک واحد قرار نمی‌دهند. یعنی سیاست‌گذاری در بخش مصرف و سیاست‌گذاری در بخش تولید دو امر کاملاً مجزا هستند. در ایران هم مطابق قانون توزیع عادلانه‌ی آب این تفکیک وظایف انجام شده است. وظیفه‌ی سیاست‌گذاری و مدیریت منابع آب، با نهاد اصلی آب یعنی وزارت نیرو است.

وی افزود: این شبهه ازآنجا به وجود آمده است که فکر‌ می‌کنند چون مصرف‌کننده‌ی اصلی آب، بخش کشاورزی است باید مدیریت آن را به وزارت کشاورزی بدهیم. اما در دنیا این درست نیست و همان‌طور که گفتم بخش مصرف‌کننده جدای از تولیدکننده و سیاست‌گذار است. حتی بخش مصرف‌کننده‌ی آب شرب که الآن در وزارت نیروست نباید در آنجا باشد؛ چون وزارت نیرو خودش مصرف‌کننده است.

سدسازی بیش از نیاز ثمره بودجه‌های نابرابر

مهندس سینی‌ساز با اشاره به بیش از ۵۰سال سابقه فعالیت وزارت نیرو گفت: کل بودجه‌ای که برای فصل مدیریت منابع آب در بودجه سالانه کشور تخصیص داده می‌شود، ۲۱% کل بودجه‌ی جاری کشور است. از این مقدار ۹۷ درصدش به عملیات سازه‌ای اختصاص می‌یابد و به وزارت نیرو می‌رود و تنها ۳% برای آبخیزداری به وزارت جهاد کشاورزی داده می‌شود که در تخصیص همین مقدار هم مشکلات زیادی وجود دارد. حالا با این بودجه توقع دارید برنامه‌ی پنجم محقق شود؟ مهندس چیت‌چیان _وزیر نیرو_ در هفته‌های گذشته مصاحبه‌ای داشتند و گفتند ما ۱٫۷ برابر نیاز کشورمان سد ساخته‌ایم. من منکر سدسازی نیستم ولی سد باید جایی باشد که بعد از اجرای همه‌ی عملیات‌ ذخیره‌سازی زیرسطحی، آبی به هدر رود. یا جایی که اگر سد ساخته نشود واقعاً خطر بروز سیل باشد.

وی افزود: اما وقتی خود وزیر نیرو مصاحبه می‌کند و می‌گوید ما همین الآن هفتاد درصد بیشتر از نیاز کشور سد ساخته‌ایم و بعد از یکسو می‌بینیم ۱۸۰هزار میلیارد تومان هنوز طرح‌های نیمه‌تمام بخش آب و مدیریت منابع آب وجود دارد که با برداشت از صندوق توسعه ملی و تخصیص‌های بودجه جاری سالانه قرار است به سرانجام برسد، متوجه می‌شویم که نگاه وزارت نیرو، نگاه سازه‌ای و بی‌ارتباط با نیاز واقعی کشور به سد است. وزارت نیرو با همین پروژه‌هاست که حیات و امرارمعاشی دارد و اگر این پروژه‌های انتقال آب _که بعضاً نارضایتی‌های اجتماعی سنگینی هم در نقاط مختلف کشور به وجود آورده_ نباشد خیلی از این پیمانکاران و مهندسان باید به‌دنبال شغل دیگری باشد. تا همین‌جا هم وزارت نیرو بدهکارترین وزارتخانه‌ی کابینه است.

مدیریت تقاضا یعنی وارد شدن فشار بر مردم

سینی‌ساز در پاسخ به برنامه وزارت نیرو گفت: ما معتقدیم که در وزارت نیرو به آب به‌عنوان یک کالا نگاه می‌شود و نه به‌عنوان یک منبع کمیاب اجتماعی و نهاده‌ی لازم برای تولید. تا وقتی این‌گونه است و سوء مدیریت وجود دارد، فشارش به مردم وارد می‌شود. در صحبت‌های آقای فهمی هم بود که وزارت نیرو به سراغ مدیریت تقاضا رفته است. این یعنی فشار به مردم. کسی که با این آب تولیدی انجام می‌دهد و نیاز غذایی منطقه را پاسخ می‌دهد چرا باید به علت سوء مدیریتی که در تأمین منابع آب هست زیر فشار قرار بگیرد؟

لزوم تجمیع مدیریت آب در نهاد تولید و مصرف‌کننده

وی همچنین درباره ساختار متولی مدیریت آب افزود: خیلی‌ها معتقدند وزارت کشاورزی بزرگ‌ترین مصرف‌کننده‌ی آب هست -که البته درست هم هست- اما وزارت جهاد کشاورزی با انجام عملیات آبخیزداری بزرگ‌ترین تولیدکننده آب در کشور هم هست. وقتی بزرگ‌ترین مصرف‌کننده، بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی آب هم هست نباید خودش مدیر و متولی آب باشد؟ آبی که پشت سد جمع می‌شود در رودخانه بوده و خودش، خودش را به‌طور طبیعی تجدید کرده و آب تولیدی جدیدی نیست. ولی آبخیزداری می‌تواند از ۷۰ درصد تبخیر آبی که اتفاق می‌افتد ۳۳درصد آن را کاهش دهد. این یعنی تولید آب جدید. البته کارهایی مثل بارورسازی ابرها و شیرین‌سازی آب دریا هم آب جدید تولید می‌کند ولی حجم آب تولیدی این روش‌ها در مقایسه با آبخیزداری ناچیز است.

در ادامه، آقای فهمی سخنان خود را درباره ادعای مطرح‌شده درباره سخنان وزیر نیرو گفت: اگر این‌چنین بود و وزیر نیرو به چنین چیزی که گفته‌شده اعتقاد داشت آیا بازهم سد می‌ساخت؟ من به‌هیچ‌وجه نمی‌گویم چاره‌ی مدیریت آب کشور سدسازی است. من به‌عنوان کسی که در برنامه‌ریزی آب کشور مسئولیتی دارم رسماً اعلام می‌کنم وزارت نیرو به‌هیچ‌وجه سدسازی را تنها گزینه نمی‌داند؛ بلکه سدسازی ازنظر ما گزینه‌ی آخر است.

آبخیزداری باعث افزایش تبخیر می‌شود!

وی درباره اینکه آیا آبخیزداری تولید آب می‌کند گفت: آبخیزداری جلوگیری می‌کند از فرسایش خاک و سرعت آب را کم می‌کند. آبی که از طرقی مثل بیولوژیکی و… ذخیره می‌شود نه‌تنها تبخیر را کاهش نمی‌دهد بلکه افزایش می‌دهد. هر چه سطح پوشش گیاهی بیشتر باشد تعرق گیاهی بیشتر خواهد بود. بنابراین برخلاف صحبت دوستان، به‌هیچ‌وجه تأمین آب نمی‌کند. ولی وزارت نیرو معتقد است برای مدیریت آب این کار ضروری است و حتماً باید انجام شود. حتی اگر جایی توانمان برسد خودمان برویم عملیات را انجام بدهیم.

راهکارهای وزارت نیرو در حل بحران آب

دکتر فهمی راه‌حل‌های دیگر وزارت نیرو برای مقابله با بحران آب را چنین عنوان کرد: در دولت جدید وزارت نیرو بیشتر به‌دنبال کارهای غیرسازه‌ای است. تعادل بخشی آب زیرزمینی، استفاده از پساب، شیرین‌سازی آب دریاها، ارتقاء بهره‌وری، تغییر ساختار مدیریت آب کشور در چارچوب مدیریت به‌هم‌پیوسته، مشارکت مردم و… برنامه‌هایی هستند که ما برای مقابله با بحران آب در نظر داریم. مدیریت آب به‌تنهایی میسر نیست. باید بهره‌برداران، ذی‌نفعان و به‌ویژه مردم مشارکت داشته باشند. مشارکتشان هم فقط در ضرر نباشد؛ بلکه در تصمیم‌گیری نیز باید ورود کنند و خودشان اداره کنند. ما معتقد نیستیم که باید با روش‌های پلیسی با سیصدهزار چاه غیرمجاز برخورد کرد؛ چون معیشت مردم به این‌ها وابسته است. این ممکن نیست مگر اینکه در نحوه‌ی حکمرانی پایدار در حوزه‌ی آب تجدیدنظر کنیم. توسعه روستایی یکی دیگر از نکات کلیدی مدنظر ماست.

گسترش بی‌عدالتی و ایجاد نارضایتی در مردم ماحصل اجرای طرح تعادل بخشی وزارت نیرو

مهندس سینی‌ساز در ادامه برنامه گفت: عملکرد وزارت نیرو _خصوصاً در بحث تعادل‌بخشی به حوزه‌های آبخوان‌ها را باید از روی نتیجه‌ی امروزی آن ارزیابی کرد. نتیجه‌اش این شده که کسی که ده-پانزده سال و یا حتی بیشتر با یک آبی از چاهش کشاورزی می‌کرده، باغ ایجاد و معیشتش را از این راه تأمین می‌کرده، امروز فقط همان رفتار پلیسی را می‌بیند. یعنی ازلحاظ حقوقی طوری است که هر کس زودتر آمده و چاهی احداث کرده، چاهش را مجاز و این حق را برای نسل‌های بعدی او هم محترم می‌دانیم، ولو اینکه این آب را هدر بدهد. اما کسی که با پیشرفته‌ترین امکانات می‌خواهد کشت و زرعی انجام دهد چاه او را می‌بندیم. در کشور ما هیچ قانونی برای مقابله با تضییع‌کننده آب وجود ندارد، قانونی نیست که آب را به بهره‌ورترین بهره‌بردار تخصیص دهد. بعد هم که این اتفاقات می‌افتد می‌گوییم باید بازار آب شکل بگیرد تا آب قیمت واقعی خود را پیدا کند. نگاه کالایی به آب نگاه اشتباهی است.

وی افزود: باید بدانیم اگر بخواهیم بازار آب ایجاد کنیم _کاری که مدیران وزارت نیرو مدام در مصاحبه‌های خود به آن اشاره می‌کنند_ باعث هجوم بیشتر به منابع آب می‌شود؛ درست مشابه حالتی که در این کشور به‌اشتباه تصمیم گرفته شد برای مقابله با پدیده مهاجرت به تهران و حاشیه‌نشینی، کاری کنیم که هزینه زندگی در تهران بالا رود. قیمت زمین بالا و بالاتر رفت. نتیجه چه شد؟ نتیجه آن شد که هرکسی که حتی ۵ قطعه زمین مختلف در شهرستان داشت، همه را فروخت و آمد تا یک آپارتمان کوچک هم که شده در تهران بخرد تا با رشد قیمت زمین و ملک، سود کند. یعنی مهاجرت بیشتر! در مورد آب هم شرایط همین است، چراکه این تصور ایجاد می‌گردد که اگر کسی چاهی بزند و آب داشته باشد می‌تواند سود بکند، تملک غیرقانونی بر منابع آب ایجاد می‌شود. ما باید نگاهمان به آب به‌عنوان یک منبع کمیاب اجتماعی باشد. این سوء مدیریت دولت درنهایت به مردم فشار وارد می‌کند.

مدیریت وزارت نیرو؛ علت تشدید بحران آب

وی ادامه داد: ما وقتی می‌توانیم به کشاورز فشار بیاوریم تا از الگوی کشت صحیح استفاده کند که نهاده‌ی اولیه‌ای مثل آب در اختیار بخش کشاورزی قرار بگیرد. وقتی وزارت جهاد کشاورزی چنین ابزاری را نداشته باشد چگونه می‌تواند کشاورز را وادار کند از الگوی کشت صحیح استفاده کند؟ عملکرد وزارت نیرو هم نشان می‌دهد از کارآمدی لازم برخوردار نیست. الآن سال‌هاست در کشور درباره‌ی اصلاح الگوی متولی آب صحبت می‌شود ولی وزارت نیرو هنوز این اختیار را به نهادی که ادعای کارآمدی بهتری دارد تحویل نمی‌دهد. بعد هم می‌گویند هرسال وضعیت بحران آب تشدید شده است.

تأمین آب، وظیفه اصلی وزارت نیرو

دکتر فهمی گفت: وزارت نیرو وزارتخانه‌ای است که قبل از انقلاب و بعدازآن تجربیاتی دارد. باوجود کاستی‌هایی که دارد توانسته است این کشور را مدیریت بکند. اگر همین سدهایی که الآن از آن ایراد می‌گیرند وجود نداشت، با همین سیل‌ها بخش بزرگی از خوزستان نابود می‌شد و همه‌ی کلان‌شهرهای ما با بحران آب مواجه می‌شدند. هرکسی که بی‌طرفانه قضاوت کند متوجه می‌شود. به‌هیچ‌وجه ازنظر ما آب یک کالای اقتصادی صرف نیست؛ بلکه یک کالای اجتماعی-اقتصادی است.

وی افزود: چون تأمین نیاز پایه‌ی آحاد کشور اولین بند از شرح وظایف وزارت نیروست. تأمین آب جزو حقوق بشر است و باید آب شرب موردنیاز هر فرد ایرانی را تأمین کرد ولو اینکه از قطب شمال آب بیاوریم. ولی از طرف دیگر کالای اقتصادی هم هست. وقتی یک صنعت از آب استفاده می‌کند و هزاران بار ارزش‌افزوده تولید می‌کند باید هزینه‌ی آن را پرداخت کند. صنعت برای تأمین آب باید هزینه پرداخت کند تا مدیریت آب بتواند خود را اداره کند. در بخش کشاورزی ما نمی‌توانیم همه‌ی هزینه‌ها را از کشاورز بگیریم. چون سطح درآمد کشاورز پایین است. قیمت دستوری کارآمد نیست و ما باید قیمت‌ها را واقعی کنیم و بعد درجایی‌ که مصرف‌کننده نمی‌تواند هزینه‌ی آن را پرداخت کند _مثل بخش کشاورزی_ هزینه‌اش را به‌طور مستقیم به او بدهیم.

مهار آب‌های مرزی جزء سیاست‌های کلان نظام است

وی همچنین به‌صورت کوتاه درباره‌ی آب‌های مرزی توضیحاتی را داد: شاید در وزارت نیرو بیشترین ساخت‌وسازی که انجام می‌شود مربوط به این بخش است. چون جزء سیاست‌های کلان نظام است. پنجمین سیاست از سیاست‌های پنج‌گانه‌ی نظام در بخش آب این است که آب‌های مرزی را هرچه بیشتر مهار و استفاده بکنیم. لذا هر کار ساخت‌وساز عمده‌ای که الآن در بخش آب انجام می‌شود مربوط به این حوزه است. درعین‌حالی که این کار انجام می‌شود ما به جنبه‌ی غیرسازه‌ای‌اش هم توجه داریم. دیپلماسی آب در دنیا یک مقوله‌ی بسیار مهم است. احقاق حق برای حقابه‌هایی که ما به‌طور تاریخی داریم جزو تکالیف تعطیل‌ناپذیر وزارت نیروست. هم خودش و هم از طریق دستگاه دیپلماسی کشور آن را دنبال می‌کند. در غرب کشور عمدتاً ما سرشاخه‌ی آب هستیم. در شرق خلاف این است و عمدتاً آب از خارج وارد ایران می‌شود.

ضعف سیاست‌های دیپلماسی آب در دولت / همکاری‌های استراتژیک و بلندمدت؛ مبنای صحیح دیپلماسی آب

همچنین آقای سینی‌ساز در جمع‌بندی سخنان خود گفت: در خصوص آب‌های مرزی همان‌طور که اشاره شد سیاست‌ دوگانه است. اما سیاست‌های دیپلماسی آب در این دولت ضعیف دنبال می‌شود. کشور افغانستان ۶ سد را روی هیرمند درحال‌حاضر در دست مطالعه و احداث دارد. وزارت خارجه و وزارت نیرو هم نمی‌تواند جلوی احداث آن را بگیرد. ما معتقدیم همکاری‌های میان کشورها باید استراتژیک و بلندمدت و بر مبنای در هم تنیدگی منافع همسایگان باشد و نباید به‌صورت مقطعی نگاه کرد.

وی افزود: اگر ما یک سدی ساختیم تا آب‌های مرزی را مهار کنیم، این کار در کشور عراق باعث ریزگرد می‌شود و باز به کشور خودمان بازمی‌گردد. همکاری‌های بلندمدت این‌گونه شکل نخواهد گرفت. در این صورت ما هم نباید از افغانستان توقع داشته باشیم رود هیرمند را نبندد. البته آن‌ها هم بعداً تبعات ریزگردها را در کشور خودشان خواهند داشت ولی این سیاست اسمش استراتژی و همکاری بلندمدت نیست. افغانستانی‌ها باید احساس کنند که به‌دلیل راندمان بهتر آب در کشاورزی ایران، اگر اجازه دهند آب به دشت سیستان وارد شود، غذای اساسی و محصولات مختلف کشاورزی بیشتر و با قیمت کمتری نصیب خودشان خواهد شد. به‌مرور که بخش کشاورزی در شرق کشور تقویت شد و در همسایگان شرقی، وابستگی در تجارت غذا با ایران ایجاد شد، آن موقع است که آن‌ها هم به‌دنبال سدسازی روی رودخانه هیرمند و تبخیر آب که باعث می‌شود آب نه به ایران برسد و نه به خودشان، نمی‌روند.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: