۲۴ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۰۵
نگاهی به علل توجه به اسناد بین‌المللی مانند 2030

معطل ماندن سند تحول ناشی از عدم مطالبه نهادهای مسئول

مطالبه نهادهای بین‌المللی از دولت نسبت به پیشرفت اسناد بین‌المللی و لزوم گزارش‌دهی مستمر مسئولین در این خصوص، موجب می‌شود که این اسناد جدی گرفته شده و برای اجرای آن‌ها در اسرع وقت برنامه‌ریزی گردد. این در حالی است که نهادهای داخلی نسبت به اجرای اسناد ملی، مطالبه جدی انجام نمی‌دهند.

به گزارش خبرنگار بخش آموزش و پرورش عیارآنلاین، در چند ماه اخیر سند ۲۰۳۰ و تصویب آن یکی از محورهای اصلی صحبت بسیاری از مسئولان کشور بود. بعد از صحبت مسئولان، این مسئله در جامعه بسیار اهمیت پیدا کرد، به گونه‌ای که در مواردی، برخوردهای سیاسی با این موضوع موجب شد اصل مسئله به حاشیه برود. در اینجا سعی می‌شود، علت اصلی توجه بسیار زیاد به سند ۲۰۳۰ و عدم توجه به اسناد داخلی مثل سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش، مبنی بر عدم نگاه استقلال محور به کشور، تبیین شود. مسئله‌ای که پس از کنار رفتن سند ۲۰۳۰ از دستور کار دولت نیز اهمیت زیادی دارد و اگر به آن توجه نشود، تضمینی برای اجرای اسناد بومی همچون سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش وجود نخواهد داشت.

آنچه موجب می‌شود سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش به اجرا نرسد و در سویی دیگر، اسناد بین‌المللی مثل سند ۲۰۳۰ خیلی سریع به جریان افتاده و در دستورکار مسئولین مربوطه قرار بگیرد، چند علت مهم دارد که نویسنده به توضیح مختصر هر یک از آن‌ها می‌پردازد؛

۱- حضور در مجامع بین‌المللی و مشارکت در آن‌ها معمولا برای کشورها از جمله کشورهای در حال توسعه اهمیت فراوانی دارد؛ چرا که موجب می‌شود ارتباطات گسترده‌تری میان آن کشور و سایر کشورهای جهان ایجاد شود و به تبع این رابطه، سرمایه‌های مختلفی نیز به کشور سرازیر گردد. اسناد و قراردادهای بین‌المللی از اهمیت فراوانی برخوردار هستند، زیرا از یک سو، مجامع بین‌المللی دنبال اعمال حکمرانی خود در کشورها هستند و از سویی دیگر، مسئولین دولتی سعی دارند با قبول و اجرای این اسناد جایگاه کشور را در این مجامع بین‌المللی بالا برده و به واسطه آن امتیازهای دیگری در روابط بین‌المللی به دست آورند.

در مقابل، دستیابی به اهداف موجود در سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش در کوتاه مدت امکان‌پذیر نیست، چرا که برنامه اجرایی زیرنظام‌های سند هنوز مشخص و تصویب نشده است. لذا رسیدن به منافع ناشی از اجرای سند تحول بنیادین، نیازمند زمان نسبتا زیادی است که با توجه به عمر کوتاه دولت‌ها، معمولاً به آن پرداخته نمی‌شود. این نکته را می‌توان یکی از دلایل عدم توجه دولت به سند تحول و توجه آن به اسناد بین‌المللی، همچون سند ۲۰۳۰ برشمرد.

۲- نظارت و مطالبه نهادهای بین‌المللی از دولت‌ها نسبت به پیشرفت اسناد بین‌المللی و لزوم گزارش‌دهی دولت‌ها به این نهاد‌ها موجب می‌شود که مسئولین این اسناد را جدی گرفته و برای اجرای آن‌ها در اسرع وقت برنامه‌ریزی نمایند. این در حالی است که نهادهای داخلی کشور بر اجرای اسناد ملی، نظارت جدی انجام نمی‌دهند. چنانچه شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی و سایر نهادهای مربوطه اجرای سند تحول بنیادین را به صورت جدی از دولت پیگیری کنند، دولت نیز خود را ملزم به اجرای آن خواهد ‌دانست و پس از مدت زمان کوتاهی نه‌تنها برای آن برنامه‌ریزی می‌شود، بلکه خیلی زود به مرحله اجرا خواهد رسید.

شایان ذکر است که عدم اجرای اسناد بین‌المللی پذیرفته شده از سوی کشورها، با توجه به ویژگی‌هایشان، دارای تبعات منفی مختلفی هستند. برای مثال، حداقل هزینه‌ای که کشور به تبع عدم اجرای بخش‌هایی از سند ۲۰۳۰ (که مغایر با فرهنگ ما است) باید بپردازد، پایین آمدن جایگاه ایران در یونسکو خواهد بود. این هزینه برای اسنادی که دارای تعهد برای کشورهاست، به‌مراتب بیشتر و شامل هزینه‌های امنیتی و بین‌المللی است.

در نقطه مقابل، عدم اجرای سند تحول بنیادین و سایر اسناد داخلی هزینه‌ای را متحمل دولت نمی‌کند؛ به این معنا که دولت در صورت عدم اجرای سند تحول بنیادین، از سوی مجلس شورای اسلامی مورد سؤال قرار گیرد یا در اثر عدم اجرای سند، جایگاه اجتماعی‌اش در نزد مردم تنزل پیدا کند. به نظر می‌رسد اگر برای عدم انجام اسناد بالادستی، برای دولت هزینه‌ای در نظر گرفته شود، دولت ملزم به اجرای اسناد داخلی گردد.

تلگر

چهره‌