۲۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۵۵

بی‌اعتنایی به ملاحظات توسعه روستایی در مواجهه با روستا

توسعه روستایی فرآیندی است که با بهره‌گیری از سازوکارهایی مانند برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، تقویت خوداتکایی فردی و جمعی و ایجاد دگرگونی مناسب در ساختار ذهنی و اجتماعی روستاییان، در آن‌ها قدرت، توان و اختیار بهره‌گیری از قابلیت‌ها و منابع در اختیارشان را تقویت می‌کند.

به گزارش عیارآنلاین، توسعه روستایی ازجمله مباحث مهم در توسعه هر کشور به‌حساب می‌آید و اولویت آن در برنامه‌های توسعه اقتصادی- اجتماعی بسیار اهمیت دارد؛ تا جایی که بی‌توجهی یا کم‌توجهی به آن، تخریب و نابودی روستاها و گسترش مشکلات و مسائل شهری را در پی خواهد داشت. برنامه‌ریزی توسعه روستایی در کشور ما متأثر از دیدگاه‌های حاکم در دوره‌های مختلف به توسعه روستایی بوده است.

در برهه‌ای با تأکید بر بعد اقتصادی توسعه، بر رشد و افزایش محصول توجه گردید؛ و در برهه‌ای دیگر با تأکید بر جنبه‌های اجتماعی به بهبود زندگی اجتماعی و اقتصادی گروه‌های خاصی از مردم توجه شده است. علیرغم تأکید بر توسعه یکپارچه در برنامه‌ریزی‌های توسعه، در عمل به‌ندرت توسعه یکپارچه روستایی تحقق‌یافته است. درنتیجه توسعه‌ای که در روستاها حادث گردیده توسعه‌ای ناموزون و تا حدی ناهماهنگ در جامعه روستایی بوده است.

مشاهده برنامه‌های توسعه روستایی نشان می‌دهد که جامعه روستایی ایران با مشکلاتی مواجه است که این برنامه‌ها کمتر توانسته‌اند آن‌ها را مرتفع کنند. الگوی توسعه اقتصادی و اجتماعی و تأمین نیازهای اساسی به کارگرفته شده در روستا به توسعه روستایی مطلوب منجر نشده است؛ زیرا در این الگوها، به ابعاد فیزیکی و مادی توسعه و توزیع مجدد آثار رشد اقتصادی بجای فرصت‌های توسعه توجه شده است.

یکسان پنداشتن عمران روستایی با توسعه روستایی، نبود چشم‌انداز جامع به مسائل روستایی، غفلت از توانمندی، سبک و کیفیت زندگی روستاییان، آسیب‌های فرهنگی- اجتماعی موجود در جوامع روستایی و تأکید بیش‌ازحد بر نگاه اقتصادی در برنامه‌ها، از ضعف‌های این برنامه‌های توسعه می‌باشند، برنامه‌هایی که توسعه روستایی را به‌منزله شهری کردن نواحی روستایی در نظر گرفته‌اند.

همچنان در مناطق روستایی، چالش‌هایی مانند نبود فرصت‌های شغلی، سازوکارهای مناسب مشارکتی، مشخص نبودن وظیفه دستگاه‌های متولی توسعه و عمران روستایی، نابرابری میان شهر و روستا همچنان به قوت خود باقی‌مانده است. برنامه‌های توسعه روستایی حالتی از بالا به پایین و شکلی متمرکز داشته و موفق به گسترش مشارکت مؤثر مردم در فرایند توسعه روستایی نگردیده است. درنتیجه سازمان‌ها و نهادهای مشارکتی مؤثر در فرایند توسعه نیز به وجود نیامده‌اند. متمرکز بودن نظام برنامه‌ریزی برنامه‌های توسعه روستایی، سبب شده تا این برنامه‌ها، صرفاً برنامه‌هایی اقتصادی با جهت‌گیری سیاسی باشند. درنتیجه، کمتر موجب تحول ساختاری در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی- که لازمه مشارکت است- گردیده‌اند. مرکزگرایی، در برابر هر نوع توزیع و پراکنش قدرت تصمیم‌گیری و اجرای امور از طریق ساختارها و مراکز مختلف- که به توزیع جغرافیایی قدرت در سطوح منطقه‌ای و محلی یعنی فراتر از سطح ملی می‌انجامد- مقاومت می‌کند.

تجارب برنامه‌ریزی توسعه روستایی در ایران، این واقعیت را نشان می‌دهد که تنها باوجود برنامه‌های ملی و تخصیص نیروی انسانی و منابع مالی از بالا، توسعه روستایی محقق نمی‌گردد؛ بلکه تغییرهای بنیادی در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی از طریق بسیج و مشارکت روستاییان برای حرکت به‌سوی توسعه روستایی خوداتکا و یکپارچه باید به‌عنوان پیش‌شرط‌های لازم در فرایند توسعه مناطق روستایی ایران در نظر گرفته شوند.

این تجارب نشان می‌دهد در فرآیند برنامه‌ریزی توسعه در ایران بخش روستایی، جایگاه مناسب و مستقل خود را ندارد. اگر قبل از انقلاب وزارت کشاورزی و عمران روستایی متولی بخش روستایی بودند، پس از انقلاب، نهادها و ارگان‌های مختلفی مانند جهاد کشاورزی، وزارت کشور، سازمان بهزیستی، سازمان تعاون روستایی، بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی، کمیته امداد امام خمینی (ره) و … در امور روستاها دخالت دارند (بالغ‌بر ۲۳ نهاد) که نه‌تنها هماهنگی لازم بین وظایف و فعالیت‌های آن‌ها وجود ندارد، بلکه شیوه‌های عمل متفاوت و نیز موقعیت اجتماعی و سیاسی متفاوت در سطح روستا دارند. مهم‌تر اینکه همانند قبل از انقلاب، به‌جای بر عهده داشتن نقش هدایتگری، آموزشی و ترویجی، هم چنان بر نقش مداخله‌گری، کمک‌کنندگی و عامل بودن بجای ناظر بودن تأکیددارند که حاصل آن، افزایش وابستگی مردم به دولت و تقلیل روحیه خوداتکایی و مشارکتی در آن‌هاست.

این در حالی است که ادبیات توسعه امروز دنیا براثر شکست سیاست‌های استبدادی برنامه‌های توسعه به سمت سیاست‌های مشارکت مردمی تغییریافته است و بر همین اساس نقش مشارکت مردمی در مراحل تدوین برنامه‌های دولت‌ها پررنگ شده است. متأسفانه در ایران، نقش مشارکت‌های مردمی در طراحی و اجرای برنامه‌ها هم چنان کمرنگ است. به‌استثنای سال‌های نخست انقلاب و بافاصله گرفتن از آن سال‌ها به‌تدریج با گسترش و تعمیق حضور دولت و الگوهای مشارکت هدایت‌شده و از بالا به پایین در جامعه روستایی الگوی های مشارکت خودانگیخته بومی اهمیت خود را از دست داد و روستاها با نوعی الگوی ضد مشارکتی مواجه شدند؛ و الگوی مشارکتی، حالت هدایت‌شده از بیرون را یافت. در چنین شرایطی نهادهای واردشده به روستاها نیز هریک برنامه‌های خود را به روستاییان ارائه می‌دادند.

ساختار سیاسی، به دلیل ویژگی تمرکزگرایی و دیوان‌سالار نتوانست به‌صورت موفق و مؤثر برای تحقق مشارکت اجتماعی سازمان‌یافته روستاییان ایفای نقش کند؛ تجربه تاریخی نشان می‌دهد زمینه‌سازی و تقویت مشارکت اجتماعی نیازمند نگرش و سیاستی متفاوت با نگرش و سیاست موجود به مشارکت مردمی است. سیاستی که با درنظرداشتن الگوی مشارکت واقعی درجهت توانمندسازی روستاییان، نجات آن‌ها از وابستگی به دولت و مشارکت دادن آن‌ها در سطوح و راه‌های مختلف مشارکتی تدوین‌شده باشد.

مانع تحقق مشارکت مردمی باور برنامه ریزان عالی‌رتبه است، چراکه آن‌ها این واقعیت را باور ندارند که روستاییان فقیر، دارای نوعی بینش و دانش هستند که بدون آن، هیچ پروژه و برنامه اجرایی قابل‌برنامه‌ریزی و پیاده کردن نخواهد بود. در نظر آن‌ها، روستاها ماده خامی تلقی می‌شوند که با برنامه‌ریزی آن‌ها به‌سرعت تغییر می‌یابند. این‌چنین است که مصلحان توسعه با خاستگاه شهری برای حل معضلات روستایی، معمولاً اسیر تفکر مرکز- پیرامون‌اند و به نقاط دورافتاده و بی‌قدرت روستایی به دیده تحقیر می‌نگرند؛ بنابراین، تصور آن‌ها از جامعه روستایی مبهم و نادرست است.

شایان‌ذکر است که هدف کلی توسعه، رشد و تعالی همه‌جانبه جوامع انسانی است. ازاین‌رو، در فرآیند برنامه‌ریزی برای دستیابی به توسعه و قرارگرفتن در مسیر آن، شناخت و درک شرایط و مقتضیات جوامع انسانی و نیازهای آنان در ابعاد مادی و معنوی، ازجمله اقدام‌های ضروری در این زمینه به شمار می‌رود. اندیشمندان بزرگ توسعه، توسعه روستایی را فراتر از توسعه شهری می‌دانند و توسعه ملی و راه‌حل نهایی بیکاری شهری، تراکم جمعیت و مشکلات دیگر شهری را درگرو توجه و تقدم به مشکلات روستایی قلمداد می‌کنند.

به‌طورکلی، توسعه روستایی فرآیندی چندبعدی با موضوع بهبود و ارتقای کیفیت زندگی جامعه روستایی، اقشار فقیر و آسیب‌پذیر اجتماع روستایی است؛ فرایندی که با بهره‌گیری از سازوکارهایی مانند برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، تقویت خوداتکایی فردی و جمعی و ایجاد دگرگونی مناسب در ساختار ذهنی و اجتماعی روستاییان، در آن‌ها قدرت، توان و اختیار بهره‌گیری از قابلیت‌ها و منابع در اختیارشان را تقویت می‌کند تا از طریق آن بتوانند وضعیت موجودشان را به وضعیت مطلوب‌تر تغییر دهند.

تلگر

برچسب‌ها:

چهره‌

۴ دیدگاه
  1. ناشناس :

    این مسئله که توسعه ی روستا و برنامه ریزی هاش از بالا به پایینه کاملا درسته و همین باعث بروز مشکلات عدیده ای در توسعه ی روستا شده چون نیازهای هر منطقه رو بهش توجه نکردن.

  2. طه :

    این مسئله که توسعه ی روستایی و برنامه ریزیهایی که در اون جهت انجام میشه از بالا به پایینه کاملا درسته و این مسئله باعث بروز مشکلات عدیده ای در توسعه ی روستا شده چون در اکثر اوقات ویژگی ها و ظرفیتهای هر منطقه بهش بی توجهی شده.

  3. طه :

    باید برای رفع این مشکل برنماه ریزی ها رو به سمت غیرمتمرکز ببرن

  4. طه :

    مشکل دیگه در توسعه ی روستا نوع نگاه به مسائل روستاس. بالاییا مردم روستا رو جزو مردم درجه ی چندم میدونن. و اصلا روستا و مشکلاتش جزو دغدغه ها و اولویتهای اونا نیست

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: