۲۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۵۷

سرعت عمل در اجرای سند ۲۰۳۰ را در سند تحول نداشتیم!

معاون فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش‌وپرورش گفت: اگر ما می‎توانستیم همان سرعت عملی که در اجرای سند ۲۰۳۰ به دلیل وجود یک فشار روانی بین‌المللی داشتیم، در اجرای سند تحول هم از خود نشان دهیم، فکر می کنم سند تحول خیلی زودتر از این‌ها می‌توانست وارد فرآیند اجرایی شود.

به گزارش عیارآنلاین، مهدی فیض، معاون فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش طی مصاحبه‌ای تفصیلی، به بیان نکاتی پیرامون سند ۲۰۳۰ پرداخت؛ متن این مصاحبه به شرح زیر است:

در موضوع اجرای سند ۲۰۳۰ گفته می شود یک سری آموزش های خلاف عرف و خلاف اسناد بالادستی انجام شده است. اصولاً این سند اجرایی شده است یا نه؟

همانطور که قبلا هم گفته شده این سند، یک سند تعهدآور نیست و یک بیانیه آرمانی است که کشورهای مختلف در تنظیم آن سهم داشته اند که ایران هم سهم داشته است. در هر کشوری قرار است که یک کارگروهی، اجرایی شدن سند را بر عهده بگیرند، چون این سند توسعه پایدار است، لذا ۱۷ هدف در آن لحاظ شده که یکی از آن اهداف مربوط به حوزه آموزش و پرورش است. برای تحقق آن اهداف در آموزش و پرورش و اجرایی شدن آن هیئت وزیران در ۲۵ شهریور ماه کارگروهی را تعریف کرد که آن کارگروه باید شکل بگیرد و بعد از شکل گیری آن باید فعالیت های مربوط به اجرایی شدن سند با لحاظ کردن مسائل فرهنگ ملی و دینی خودمان مورد تأمل قرار بگیرد.

آنچه تا حالا رخ داده این است که فعلا ما ترکیب کارگروه ۲۳ نفره را تعیین کرده ایم و هنوز این کارگروه شکل نگرفته و نمایندگان دستگاه های مختلف باید در این کارگروه حضور داشته باشند. دستگاه ها هنوز نمایندگان خود را معرفی نکرده اند. بنابراین سند عملاً اصلاً آغاز نشده و اگر بحث توقف مطرح است، توقف مربوط به تشکیل همین کارگروهی است که باید اجرایی شدن سند را پیگیری بکند.

به جز آموزش و پرورش باید چند دستگاه و ارگان دیگر سند را اجرا کنند؟

۱۶ دستگاه دیگر در این سند توسعه پایدار ۲۰۳۰ سهم دارند؛ مثل سازمان محیط زیست، وزارت علوم، وزارت بهداشت، وزارت نیرو، سازمان هایی که به نوعی فعالیت مرتبط با حوزه انرژی و محیط زیست دارند و آموزش هایی که می تواند کمک کند به اینکه کشورها در وضعیت توسعه پایدار قرار بگیرند، همه در آن دخیل شدند که برای ۱۷ هدف، ۱۶ دستگاه مشخص شده که هر کدام سهمی در تحقق آن اهداف به عهده خواهند داشت.

این سند چه مقدار زمان برده است و از چه زمانی ایران اجرای آن را پذیرفته است؟

یک سال زمان برد تا سند ۲۰۳۰ به شکل نهایی تدوین شد و از شهریور سال ۹۵ موجودیت این سند در ایران معنا پیدا کرد که دبیرکل یونسکو در ایران مسئولیت تضمین نسخه فارسی این سند را بر عهده داشت و هنوز هم قضیه از طریق یونسکو دنبال می شود و آنچه که به هیئت دولت ارائه شده از طریق یونسکو ارائه شده و بر اساس آن نسخه یونسکو که شهریور ۹۵ ارائه شده، فعالیت سند آغاز شده.

از منظر شما نسبت به این سند چه نقدهایی می توان وارد کرد؟

این سند از چند جهت قابل تأمل است؛ اولاً در سند توسعه پایدار همه اهداف به صورت متوازن و همزمان باید دنبال شود و آنجا در ۵ نقطه از سند تاکید شده که اجرایی شدن این سند متناسب با اقتضائات فرهنگ و شرایط بومی آن کشور باید صورت بگیرد. یک اشکالی که به نظر من وجود دارد، این است که ما باید در ابتدا آن ویرایش مناسب کشور خودمان را از این سند تهیه می کردیم و قبل از اینکه این سند بخواهد به دستگاه های مختلف ابلاغ شود، آن نسخه مناسب کشور خودمان را بازتولید می کردیم. چون زمان هم برای ۱۵ سال است و طولانی است و ما نباید عجله می کردیم.

در نقطه پایانی سند هم تحت عنوان حق تحفظ ایران این جمله در متن آمده که جمهوری اسلامی ایران خود را متعهد به بخش هایی از چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰ که در هر شکلی در تعارض با اولویت های ملی و باورهای دینی و ارزش های فرهنگی جامعه ایرانی تفسیر شود، نمی داند.

به اعتقاد من بهتر بود که ما متن سند را متناسب با فرهنگ بومی خود بازنویسی می کردیم و آن متن مبنای مصوبه هیئت وزیران قرار می گرفت که تبعاتی که احساس می شود اجرایی شدن سند در پی داشته ایجاد نمی شد و فضای جامعه نسبت به این قضیه دچار نگرانی نمی شد.

الان شرایط به این گونه است که اصل سند به دستگاه ها ارسال شده که خود دستگاه ها این را تفسیر کنند و تفسیر خودر ا اجرایی کنند. شما معتقدید که آن تفسیر ابتدا باید انجام می گرفت و بعد به سازمان ها ابلاغ می شد؟

به اعتقاد من بهتر بود خود نمایندگی یونسکو در ایران که مسئولیت کلی آن با وزارت علوم است، یک نسخه ایرانی سند را بازتولید می کرد و در همه آن ۱۷ هدف هم می توانست بحث های فرهنگی  لحاظ شود. مثلا یکی از آن اهداف، بحث کنترل جمعیت است؛ در حالی که رویکرد کلی سند کنترل به معنی کاهش است ولی ما در کشور کنترل، به معنی تنظیم داریم و تنظیم به معنی افزایش جمعیت است. لذا در بازتولید آن سند اگر همه ۱۷ هدف، متناسب با اهداف بومی ما بازنویسی می شد و بعد به دستگاه ها ابلاغ می شد که نیاز نباشد خود دستگاه ها مجدداً روی آن کار کنند بهتر بود. الان هر دستگاهی این کار را به طور مستقل انجام می دهد و هماهنگ کردن دستگاه ها با هم برای اینکه این نسخه ای که در ایران در حال تولید است یک نسخه یکپارچه شود مقداری سخت می شود.

نحوه ارتباط این سند ۲۰۳۰ با سند تحول بنیادین به چه شکل است؟

سند ۲۰۳۰ سندی است که کشور را در فهرست بقیه کشورهایی که علاقمند به توسعه پایدار هستند، قابل مقایسه می کند. بودن این دست سندها از این جهت مهم اند که جمهوری اسلامی ایران می تواند توفیقات خود را در عرصه بین المللی مورد نمایش قرار دهد. وقتی ما خود را وارد چنین فضای بین المللی می کنیم، داریم به دیگران این ادعا را اثبات می کنیم که آنچه در کشور اتفاق می افتد، در راستای آن چیزی است که در کل دنیا به عنوان موضوعات مهم مورد توجه است. البته به صورت عمده عرض می کنم نه تمام بندها؛ مثلا اگر در سند در مورد کاهش آلودگی آب ها و حفظ آب های قابل شرب بحث شده است، ایران هم می تواند ادعا کند که ما این اقدامات را کرده ایم. یا اگر بحث سواد آموزی در آنجا مطرح است که چه درصدی از افراد لازم التعلیم باید با سواد شوند، ایران می تواند ادعای خود را آنجا مطرح کند که من فراتر از آنچه مورد انتظار سند است انجام داده ام.

این یک میدانی است که می توانیم در آن توفیقات خود را در عرصه بین المللی مطرح بکنیم و اینکه ما وارد چنین فرآیندهایی شویم در کل مقوله مثبتی است. مقام معظم رهبری تاکید کرده اند که ما علاقمند به تعاملات بین المللی هستیم و نمی خواهیم خود را از این فضا دور نگه داریم. بنابراین اصل قضیه می تواند یک جنبه مثبت باشد، اما ما در آموزش و پرورش باید دقت داشته باشیم. شاید در بقیه اهداف ۱۷ گانه سند ۲۰۳۰، ما به اندازه هدف چهارم پیشینه کار مطالعاتی و کار فرهنگی درونی نداشته باشیم. در مورد هدف چهارم که آموزش و پرورش است با وجود سند تحول بنیادین ما خیلی بیشتر باید نسبت به اجرایی شدن هدف شماره چهار تامل بکنیم. به عبارت دیگر وقتی هدف شماره ۴ سند ۲۰۳۰ می خواهد مورد توجه قرار بگیرد، همان نکته ای که در مصوبه هیئت وزیران است و در ابلاغیه آقای جهانگیری در ۲۵ شهریور ماه تاکید شده اجرایی شدن بند مربوط به آموزش و پرورش با لحاظ سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری و سند بنیادین آموزش و پرورش و برنامه ششم توسعه باید صورت بگیرد و به نظر من ما اگر بخواهیم سند ۲۰۳۰ را اجرایی بکنیم یکی از بهترین کارها این است که سند ۲۰۳۰ و سند تحول در قیاس با هم مورد تأمل قرار بگیرد؛ یعنی اگر سند تحول را بخواهیم عملیاتی بکنیم چه اقدامات اجرایی باید انجام دهیم و سند ۲۰۳۰ چطور؟ و اشتراک و اختلاف بین اینها چیست؟ قطعا اگر اختلافی وجود داشته باشد مبنای ما سند تحول خواهد بود و اگر اشتراکی باشد آن اشراکات می تواند مورد عرضه بین المللی قرار بگیرد. هر چند که اگر سند ۲۰۳۰ هم نبود همان اقدامات را انجام می دادیم.

بودن سند تحول خیلی کمک می کند که ما در انتخاب فعالیت هایی که می خواهیم در اجرای سند ۲۰۳۰ انجام دهیم یک کار تطبیقی انجام دهیم. ۲۰۳۰ چارچوب اقدام و عمل است که تجمیع تجارب کشورهاست و الزام آور نیست و اقدامات عملی به این معناست که هر کشوری بداند که در کشورهای دیگر چه اقدامات موثری انجام شده است. در سند تحول هم یکسری راهکارهای عملیاتی برای تحقق اهداف آن داریم. یک کار مطالعات تطبیقی باید بین اینها صورت بگیرد. برخی از بندهای سند ۲۰۳۰ که با سند تحول اختلاف دارد باید کنار گذاشته شود و این کنار گذاشتن هیچ مشکلی با عضویت ایران در بیانیه سند ۲۰۳۰ وجود ندارد و آنجا حق تحفظ برای ما وجود دارد.

اگر ما می توانستیم همان سرعت عملی که در اجرای سند ۲۰۳۰ به دلیل وجود یک فشار روانی بین المللی داشتیم، در اجرای سند تحول هم از خود نشان دهیم فکر می کنم سند تحول خیلی زودتر از اینها می توانست وارد فرآیند اجرایی شود. الان یک مقدار فرآیند پیاده کردن سند تحول، کند است.

چرا فرایند پیاده شدن سند تحول کند است؟

 فرایند نهایی شدن سند تحول خود طولانی بود. چند دولت در تدوین سند تحول نقش داشتند. چرخش دولت ها باعث شد که تیم هایی که روی این سند کار می کردند دچار تغییر و تحول شود و آن رویکرد تیم اول و دوم و سوم متفاوت است و این تفاوت رویکردها سند را از یکدستی و انسجام صددرصدی دور کرده است. بنابراین هر کس بخواهد این سند را اجرا کند، اجرای آن کار دشورای است. فاصله بین سند و آنچه در آموزش و پرورش رخ می دهد، فاصله زیادی است و چرخش های زیادی باید صورت بگیرد.

برای اینکه کار ساده تر شود در سند تحول ۶ زیرنظام تعیین شده که آنها باید تدوین شوند و در شورای عالی آموزش و پرورش تصویب شوند و بر اساس آن ۶ زیر نظام فرآیند پیاده سازی سند تحول تحقق پیدا بکند.

تا به حال سه بحش از این شش زیرنظام تدوین شده است اما خود این زیرنظام ها با هم قابل پیاده شدن است. بنابراین این ۶ زیرنظام باید تصویب شود و همزمان وارد چرخه اجرایی آموزش و پرورش شود که اینها یک مقدار کار را کند کرده است. بخشی از این کندی طبیعت یک سند تحول است ولی بخشی هم به تغییر تیم ها و تغییر وزیرها بر می گردد. اجرایی شدن سند تحول هم در دوره ثبات مدیریتی وزارتخانه قابل پیگیری است و هیچ وزیری نمی تواند از ابتدای مدیریت سند تحول را اجرا کند.

در دوره آقای دانش اجرایی شدن سند تحول مورد خواست ایشان بود و تصویب زیرنظام ها متوقف بود و سرعت بیشتری پیدا کرده است. یک کارگروه به نام تربیت در سند تحول تشکیل شده که به دنبال این است که اگر بخواهد سند تحول در حوزه تربیتی تحقق پیدا کند چه اقداماتی باید صورت بگیرد.

فرآیند، فرآیند زمان بری است. امیدواریم ثبات مدیریتی در وزارت آموزش و پرورش کمک کند که سند تحول با قدرت و سرعت بیشتری اجرا شود.

با همه این توضیحات حال با واکنش های پیش آمده و فرمایشات رهبر انقلاب اجرای سند ادامه یافته است؟

فرمایشات مقام معظم رهبری برای همه دستگاه ها لازم الاتباع است و باید اجرا شود. کمااینکه بلافاصله بعد از اینکه مقام معظم رهبری بحث سند ۲۰۳۰ را مطرح کردند، آقای جهانگیری ابلاغیه ای دادند که همه دستگاه ها بحث سند ۲۰۳۰ را متوقف بکنند و هم وزیر محترم آموزش و پرورش گفت که فرمایشات مقام معظم رهبری فصل الخطاب است و هر گونه اقدام تازه ای در مورد سند ۲۰۳۰ نخواهیم داشت تا بحث مطرح شود و ببینیم مصلحت کشور چیست.

فرمایشات رهبری فرمایشاتی در سطح کارشناسی و مدیران ارشد نظام بوده است و نه موضوعی که بخواهد در کف خیابان با آن برخورد شود. وقتی ما موضوع را کف خیابانی می کنیم، بی دقتی های زیادی در آن اتفاق می افتد. بعضی ها که در عرصه کف خیابان در مورد سند ۲۰۳۰ اظهار نظر می کنند، اطلاعات کارشناسی ندارند. اینکه در کشور چه اتفاقی در مورد سند ۲۰۳۰ بیفتد فصل الخطاب فرمایشات رهبری خواهد بود و ما جز فرمایشات ایشان چیزی را اجرا نخواهیم کرد.

این اصطلاح کف خیابانی هم اشاره دارد به سخنان رهبری در سال ۸۸ که انتخابات فرایند قانونی دارد و سازوکاری دارد و پای صندوق های رأی تعیین می شود و نه در کف خیابان و سرنوشت کشور کف خیابان رقم نمی خورد بلکه پای صندوق های رأی تعیین می شود.

شاید حتی ما در مورد سند ۲۰۳۰ چیزهایی را ببینیم و مقام معظم رهبری چیزهای دیگری را ببینند. ضرب المثلی است که می گوید آنچه جوان در آینه نبید پیر در خشت خام بیند. شاید واقعا ما در سند ۲۰۳۰ و مسائل پشت پرده سند چیزهایی را نبینیم و رهبری ببیند. لذا اگر رهبری بفرماید که این سند باید متوقف شود، ملاک ما فرمایشات رهبری خواهد بود.

نکته ای را در پایان می خواستم تأکید کنم و آن هم اینکه در به کار بردن عنوان سند ۲۰۳۰ بعضاً سبق لسان صورت می گیرد و بیست و سی به زبان میاد. خود بنده هم بارها این خطا را سهوا انجام دادم و آن را بیست و سی گفتم. در جلسه ای بنده صحبت می کردم و فایل صوتی از بنده در فضای مجازی منتشر شده، بنده در آن جلسه برای تلطیف فضای جلسه گفتم که برخی عنوان سند را بیست و سی تلفظ می کنند، برخی متاسفانه نسبتی به بنده دادند. این اتهامات در دنیا و آخرت بی پاسخ نخواهد بود. امیدوارم این اتهامات را پس بگیرند.

ارادت بنده به مقام معظم رهبری بر کسی پوشیده نیست. مقام معظم رهبری جز معدود شخصیت هایی است که از نظر هم بینش سیاسی و هم تیزبینی معرفتی و ساختارمندی که برای شناخت اسلام و معرفی اسلام در پیشینه و حال ایشان دیده می شود در کمتر کسی دیده می شود. بحث هایی که ایشان در حوزه قران و تدبر در قرآن دارند و کتاب سیری در اندیشه اسلامی که مقام معظم رهبری بر اساس آیات قرآن تدوین کرده اند، جز بهترین منابع اسلام شناسی است. ایشان جز نوادر شخصیت هایی هستند که ما در دوره معاصر داریم ایشان را درک می کنیم.

منبع: مهر

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: