۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۲:۰۲

مدیریت، حلقه مفقوده در بهره‌برداری و بهره‌وری مراتع طبیعی ایران

مراتع طبیعی کشور دارای ظرفیت‌های بالقوه فراوانی است که شناسایی این ظرفیت‌ها و برنامه‌ریزی برای بهره‌برداری بهینه از آنها، علاوه بر امکان خودکفائی در تولیدات مرتعی و دامی، می‌تواند در ایجاد اشتغال پایدار و رونق اقتصادی کشور و همچنین افزایش درآمد روستائیان و عشایر نیز موثر واقع شود.

به گزارش عیارآنلاین، شناسایی درست ظرفیت‌ها اولین و مهمترین گام در یک برنامه‌ریزی موفق می‌باشد، یکی از مهمترین چالش‌های مدیریت موفق در کشور این است که مولفه‌ها و واقعیات منفی در برنامه‌ریزی‌ها گنجانده می‌شود اما واقعیت‌های مثبت و ظرفیت‌ها نادیده انگاشته می‌شود، اینگونه مدیریت‌ها توفیق کمتری در حل مسائل کشور خواهند داشت، این مساله به وضوح در مدیریت مراتع کشور خودنمائی می‌کند.

در حال حاضر وسعت مراتع طبیعی کشور ایران حدود ۸۴٫۸ میلیون هکتار یعنی معادل ۵۲٫۳% از کل اراضی کشور بوده و در سه کلاس مراتع خوب، متوسط و فقیر دسته‌بندی می‌شود. متاسفانه در حال حاضر از مجموع کل مراتع کشور حدود ۵۶ میلیون هکتار یعنی معادل ۶۶% دارای پوشش گیاهی ضعیف بوده و رو به نابودی هستند و احیاء آنها ضرورت فوری دارد. فقر پوشش گیاهی در این مراتع دلایل و عوامل متعددی دارد که از جمله می‌توان به شرایط اقلیمی و خاکی اشاره کرد، اما با وجود این مسائل نقش مدیریتی انسان و بکارگیری روش‌های صحیح بهره‌برداری، نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. در همین راستا شناسایی ظرفیت‌های بالقوه مراتع کشور می‌تواند در مدیریت خلاء‌ها و کنترل ریسک‌های این بخش، جایگاه موثری داشته باشد. لذا در این نوشتار مقدمتاً به بخشی از ظرفیت‌های بالقوه مرتبط با احیاء مراتع طبیعی کشور که متاسفانه مورد غفلت واقع شده است خواهیم پرداخت.

الف) وجود ظرفیت‌های متنوع گونه‌های مرتعی و امکان کشت آنها در هر نوع شرایط اقلیمی و خاکی:

یکی از دلایل پایین‌ بودن سطح پوشش گیاهی و بهره‌وری مراتع در برخی مناطق، نامساعد بودن شرایط اقلیمی و خاکی در این مناطق بیان می‌شود، لذا وجود گونه‌های گیاهی متنوع برای شرایط متفاوت اقلیمی و خاکی می‌تواند جبران‌کننده این مساله باشد چراکه از طریق انتخاب و توسعه گونه‌های گیاهی مقاوم به شرایط نامساعد محیطی و اقلیمی می‌توان سطح پوشش گیاهی و ظرفیت تولید و بهره‌وری مراتع را ارتقاء بخشید.

بنابراین یکی از مهمترین و کلیدی‌ترین مولفه‌ها در رابطه با بهبود ظرفیت مراتع، وجود گونه‌های گیاهی متنوع است. خوشبختانه کشور ایران از لحاظ تنوع ژنتیکی گیاهی دارای پتانسیل‌های بسیار بالایی می‌‌باشد. به‌‌طوری که این کشور به دلیل برخورداری از اقلیم‌های مختلف و شرایط توپوگرافیکی متنوع، دارای تنوع زیستی بی‌نظیری در گیاهان مرتعی است. مطابق آمار و گزارشات، کشور ایران دارای بیش از ۸۰۰۰ گونه گیاهی است که این تنوع معادل با کل گونه‌‌های گیاهی قاره اروپا می‌باشد. از بین این گونه‌ها حدود ۱۸۰۰ گونه، منحصراً در کشور ایران رشد می‌کند و تعداد ۱۴۰۵ گونه، گونه کمیاب محسوب می‌شود. از این روی کشور ایران دارای یکی از غنی‌‌ترین منابع ژنتیکی گیاهی دنیا بوده و تنوع گیاهی آن در منطقه خاورمیانه نیز کم‌‌نظیر است.

با توجه به اینکه گونه‌های گیاهی طبیعی در اقلیم‌‌های متنوع و بعضاً محیط‌های نامساعد رشد یافته‌اند و همچنین در گذر زمان به شرایط نامساعد اقلیمی و محیطی به ویژه شرایط خشکی و شوری مفرط سازگار شده‌اند، لذا جمعیت گونه‌های گیاهی کشور دارای پتانسیل عظیمی برای غربال گیاهان مقاومی می‌باشد که امکان استفاده از آنها در مراتع و مناطق با شرایط اقلیمی نامساعد و حتی بیابانی نیز وجود دارد. اما متاسفانه در حال حاضر حفظ و بهره‌برداری از تنوع گونه‌ای موجود در کشور رضایت‌بخش نبوده و حتی برخی از گونه‌ها در خطر انقراض قرار دارند.

ب) اقلیم‌های مناسب:

با عنایت به این که گونه‌های گیاهی متنوع برای شرایط اقلیمی و خاکی متفاوت در کشور وجود دارد لذا در مساله امکان‌سنجی احیاء و توسعه مراتع کشور بحث اقلیم و مولفه‌های اقلیمی به عنوان عاملی ثانویه و فرعی محسوب خواهد شد و مساله” گونه گیاهی مناسب برای اقلیم‌های مختلف” جایگزین مساله “اقلیم مناسب برای توسعه مرتع” می‌شود، لذا بایستی بررسی شرایط اقلیمی به منظور انتخاب گونه گیاهی مناسب صورت بگیرد نه به منظور امکان احیاء یا عدم احیاء مراتع! چراکه همانطور که عنوان شد کشور ما حتی گونه‌های گیاهی مناسب برای توسعه مرتع در شرایط بیابانی را نیز دارد.

علاوه بر انتخاب گونه گیاهی مناسب، مساله دیگر در مطالعات اقلیمی در راستای احیاء مراتع، ارزیابی میزان بهره‌وری مرتع و اولویت‌بندی در توسعه و احیاء مرتع می‌باشد. با این وجود، این دو مولفه نیز شدیداً متاثر از انتخاب گونه گیاهی مناسب خواهد بود. البته این نکات به مفهوم پایین آوردن نقش و جایگاه اقلیم در میزان تولید و بهره‌وری مرتع نمی‌باشد بلکه بدین مفهوم است که با وجود گونه گیاهی مناسب برای هر اقلیمی، مساله اقلیم فرع بر مساله تنوع گیاهی خواهد بود. در نمودار زیر میزان بارندگی کشور به عنوان اصلی‌ترین مولفه اقلیمی بر حسب درصد آورده شده است. با توجه به نمودار زیر تنها ۲۹% از سطح کشور شرایط رطوبتی بسیار کم برای کشت و توسعه مرتع دارد و نیازمند گونه‌های گیاهی مقاوم‌تر است، مابقی سطح کشور (۷۱%) دارای شرایط مساعد و نسبتاً مساعد برای توسعه و احیاء مراتع می‌باشد.

ج) خاک‌‌های حاصلخیز:

سومین مولفه در احیاء و توسعه مراتع، منابع خاکی و شرایط آن می‌باشد. خوشبختانه اراضی ایران نسبت به برخی کشورهای پیشرفته در عرصه مرتع‌داری (همانند استرالیا) دارای خاک‌های حاصلخیزتری است. از آن گذشته، امروزه عدم حاصلخیزی خاک، دیگر به عنوان مولفه محدودکننده‌ای که غیرقابل تغییر باشد محسوب نمی‌شود چراکه تمامی مولفه‌های خاک‌های غیرحاصلخیز را می‌توان با شیوه‌های متعددی اصلاح و مورد بهره‌برداری قرار داد. از جمله می‌توان با توسعه گیاهان مرتعی لگومینوز و مدیریت صحیح دام در مرتع، هم از نظر بافت و هم از نظر مواد آلی، خاک‌های غیرحاصلخیز را اصلاح کرد. کشور استرالیا با اتکاء بر همین شیوه‌ها توانسته است بسیاری از مناطق غیرحاصلخیز خود را اصلاح کرده و تولیدات مرتعی را بهبود بخشد. شایان ذکر است که بر خلاف کشت محصولات زراعی، در احیاء و توسعه مراتع طبیعی، شیب زمین محدودکننده نبوده و در هر شیبی می‌توان اقدام به احیاء و بهبود مراتع دائمی کرد.

هرچند احیاء اراضی مرتعی در ایران با برخی چالش‌‌های اقلیمی و خاکی مواجه است اما از طرف دیگر برخی ظرفیت‌های بالقوه در این اراضی نهفته است که با مدیریت هوشمندانه می‌توان خلاءهای موجود را برطرف کرد، در همین راستا ظرفیت بالقوه موجود در گونه‌های مرتعی ایران می‌تواند بسیاری از اراضی نامساعد را زیر گستره خود برده و مراتع متنوعی برای کشور ایجاد نماید.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: