۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۵۱

اولویت حل عوامل کمبود نقدینگی بنگاه‌ها بر تزریق نقدینگی

هر چند یکی از مشکلات بنگاه‌های اقتصادی ایران پایین بودن بهره وری نظام تامین مالی کشور است اما در مواجهه با مسئله کمبود نقدینگی بنگاه ها بایستی به علت ایجاد این کمبود نقدینگی توجه کنیم و این علل را به عنوان مشکل رونق بنگاه‌ها مطرح کنیم.

به گزارش عیارآنلاین، بنابر گزارشات و پژوهش‌های مختلف صورت گرفته در زمینه بررسی موانع رونق کسب و کارها نظیر گزارش پایش محیط کسب و کار مرکز پژوهش‌های مجلس، گزارش جهانی رقابت پذیریِ مجمع جهانی اقتصاد، گزارش سهولت انجام کسب و کارِ بانک جهانی و… به طور کلی یکی از مهمترین مسائل و مشکلات بنگاه‌های اقتصادی در ایران مسئله تامین مالی است.
از طرفی مسئله تامین مالی برای بنگاه‌های کوچک و متوسط نسبت به بنگاه‌های بزرگ اهیمت بیشتری دارد چرا که از نظر بانک های تجاری و موسسات تامین مالی، ارائه خدمات مالی به کسب و کارهای خرد، کوچک و متوسط غالبا پرریسک و پرهزینه است. این در حالی است که کسب و کارهای کوچک و متوسط به طور خاص به خدمات بانکی نیاز دارند، زیرا آن ها فاقد گردش مالی لازم برای انجام سرمایه گذاری های بزرگ هستند و قادر نیستند همانند کسب و کارهای بزرگ به بازارهای سرمایه دسترسی داشته باشند و غالبا از کارکنان ماهری در حوزه انجام کارکردهای مالی برخوردار نیستند. همچنین این کسب و کارها ممکن است به دلایلی چون صورت‌های مالی ناکافی یا عدم کفایت دارایی‌ها برای استفاده به عنوان وثیقه با دشواری‌هایی در دریافت انواع وام ها مواجه شوند.
در این یادداشت بنا داریم به بررسی اجمالی اثر مسئله تامین مالی در مجموعه مسائل این بنگاه‌ها بپردازیم و جایگاه حقیقی آن را ترسیم نماییم.

جهت تبیین دقیق تر موضوع، مسئله تامین مالی را به دو دسته بهره وری نظام تامین مالی کشور و کمبود نقدینگی صاحبان کسب و کارها تقسیم می‌کنیم. درجه بهره‌وری نظام تامین مالی یک کشور را نوع خدمات و سازوکارهای استفاده شده در نظام مالی کشور تعریف می‌کنیم. در صورتی که یک کشور از روش‌های نوین و کارآمد در تامین مالی بنگاه‌های کوچک و متوسط استفاده نماید بهره‌وری نظام تامین مالی آن را بالا در نظر می‌گیریم. نمونه‌هایی از روش‌های نوین و کارآمد در تامین مالی به شرح زیر است:
بانکداری ویژه بنگاه‌های کوچک و متوسط، وجود بازار مجزا در بورس برای تامین مالی بنگاه‌های کوچک و متوسط، میزان حمایت از سرمایه‌گذاری خطر پذیر، روش های اعتبار سنجی جدید و حجم بوروکراسی لازم برای پرداخت وام، تامین مالی جمعی، وجود صندوق های ضمانت به میزان کافی و…
با توجه به آنچه مطرح شد طبیعی است که پایین بودن بهره وری نظام تامین مالی، احتمال کمبود نقدینگی بنگاه‌های کوچک و متوسط را افزایش می‌دهد اما عکس این قضیه الزاما درست نیست یعنی ممکن است کمبود نقدینگی صاحبان کسب و کارها عللی به جز بهره وری پایین نظام تامین مالی داشته باشد. به عنوان مثال به طور کلی نبود بازار فروش محصولات یکی از علل اصلی کمبود نقدینگی بنگاه‌های کوچک و متوسط محسوب می‌شود.
در زمینه موانع رونق بنگاه‌های کوچک و متوسط به سختی می‌توان فهرست مشترکی از مسائل این بنگاه‌ها تنظیم کرد چرا که مشکلات بنگاه‌های کوچک و متوسط در حوزه‌های مختلف متفاوت است. به عنوان مثال مسائل یک بنگاه کوچک و متوسط در حوزه لوازم خانگی با چنین بنگاهی در حوزه تولید مواد غذایی تفاوت دارد حال آن که ممکن است صاحبان این کسب و کارها به دلایلی چون پایین بودن سطح دانش اقتصادی یا تمایل به دریافت تسهیلات بیشتر به جای بیان مشکلات اصلی خود از کمبود نقدینگی، که در حقیقت متغییری وابسته است، شکایت کنند و با توجه این که در اغلب گزارشات مطرح در زمینه‌ی بررسی موانع رونق بنگاه‌ها پرسش مستقیم از صاحبان کسب و کار اهمیت بالایی دارد لذا نتایج خروجی این گزارشات نیز تحت تاثیر این پدیده قرار خواهد گرفت و دارای خطا خواهد شد.

بنابراین در این شرایط جنس متغییر تامین مالی با سایر مسائل تفاوت خواهد داشت. به عبارت دیگر با توجه به تعاریف ذکر شده برای مسئله کمبود نقدینگی و بهره‌وری نظام تامین مالی می توان ادعا کرد که به طور کلی مسئله کمبود نقدینگی یک متغییر وابسته بوده در حالی که بهره وری نظام تامین مالی یک متغییر مستقل می‌باشد. بنابراین هر چند یکی از مشکلات بنگاه‌های اقتصادی ایران پایین بودن بهره وری نظام تامین مالی کشور است اما در مواجهه با مسئله کمبود نقدینگی بنگاه ها بایستی به علت ایجاد این کمبود نقدینگی توجه کنیم و این علل را به عنوان مشکل رونق بنگاه‌ها مطرح کنیم.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: