۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۱۷

خروج دام از مرتع منجر به ایجاد بیابان می‌شود

پوشش گیاهی زمانی پایدار خواهد بود که همواره بخشی از آن برداشت شود و با اضافه شدن کود­های دامی طبیعی و بارش باران رشد مجدد کند. با خروج دام از مرتع، تعادل اکوسیستم بر هم می‌­خورد؛ به طوری که کشورهای پیشرفته نیز دام را از مرتع خارج نمی‌کنند و آن را فرصتی برای احیای مرتع بر شمرده‌اند.

به گزارش عیارآنلاین، در خصوص طرح خروج دام از مرتع تصور غلط این است که دام وارد مرتع نشود تا پوشش گیاهی حفظ شود. در صورتی که این دیدگاه اشتباه بوده و پوشش گیاهی زمانی پایدار خواهد بود که همواره بخشی از آن برداشت شود و با اضافه شدن کود­های دامی طبیعی و بارش باران رشد مجدد کند. اگر دام از مرتع حذف شود به مرور پوشش گیاهی نیز از بین رفتن خواهد رفت و بیابان ایجاد خواهد شد. زیرا پوشش گیاهی هرس نمی­شود و کود نیز دریافت نمی­کند. برای مثال کاربری اراضی کانون­های ریزگرد خوزستان نشان می­دهد حدود ۵۴ درصد از کانون­های ریزگرد خوزستان مرتع بوده که اجرای سیاست­های خروج دام از مرتع به از بین رفتن پوشش مرتعی در این مناطق دامن زده و باعث ایجاد ریزگرد شده است.

 

با خروج دام از مرتع تعادل اکوسیستم برهم می‌­خورد

پایداری چرخه­های طبیعی زیست‌بوم (اکوسیستم) نیازمند زیست گیاهان و جانوران به صورت توأمان در کنار یکدیگر است. نبود هر جزء از این چرخه یا اختلال در عوامل پدید آورنده زیست بوم باعث می­شود نظام این چرخه بهم خورده و شاهد پیامدهای ناگوار زیست‌محیطی باشیم. علاوه بر حفاظت از زیست بوم ضروری است در مواقعی که زیست بوم دچار اختلال می­شود به دنبال احیاء و بهبود آن بود. عوامل تشکیل دهنده زیست بوم همواره در ارتباط با یکدیگر بوده و همدیگر را تقویت می­کنند. وجود پوشش گیاهی بدون وجود جانوران ممکن نخواهد بود  و در سوی مقابل نیز وجود جانوران نیازمند وجود پوشش گیاهی است. بنابراین، وجود گیاه و جانوران تقویت کننده یکدیگر بوده و تحت این شرایط است که زیست بوم شکل می­گیرد. از بین رفتن هریک از ارکان زیست بوم، بنا به دلایل مختلف زیست بوم را دچار اختلال کرده و آسیب­های زیست محیطی نظیر بیابان­زایی، ریزگرد، سیل و غیره را به دنبال خواهد داشت. طرح­هایی نظیر طرح خروج دام از مرتع مثالی از ایجاد اختلال در اکوسیستم است.

کشورهای پیشرفته دام را از مرتع خارج نمی­کنند

در سال ۱۳۷۷، سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری طرحی با نام «تعادل دام و مرتع» را شروع به اجرا کرد. هدف این طرح ایجاد تعادل و پایداری بین دام و مرتع بود اما با گذشت ۱۹ سال از عملیاتی شدن، خروجی طرح در عمل خروج دام از مرتع است. این نتیجه تفکر حاکم بر متولیان امر است. تفکری که نه تنها باعث پایداری مراتع نشد بلکه باعث تخریب مراتع شد. امروزه این دیدگاه رخت بسته زیرا لبه علم در حوزه بوم شناسی، خروج دام از مرتع را قبول ندارد. مطالعات سال­های اخیر در نقاط مختلف دنیا توصیه می­کند که دام باید در مرتع تولید شود. و اراضی­هایی را نیز به مرتع تبدیل کرد. همانند آنچه که استرالیا انجام داده و ۷۶ میلیون هکتار مرتع دست کاشت ایجاد کرده و در آن گوسفند تولید می­کند. استرالیا از جمله کشورهای نیمه خشک دنیا است که در حال حاضر با توسعه مراتع خود از ظرفیت ایجاد مراتع دست کاشت به یکی از قطب های تولید دام و فراورده­های دامی در دنیا  تبدیل شده است.کشور استرالیا طی ۵ دهه گذشته تعداد دام خود را دو برابر کرده، تفکر تولید دام مبتنی بر مرتع امروزه در نیوزیلند، آفریقا و غیره در صنعت تولد دام و فراورده­های دامی حاکم می­باشد. پیشینیان ما نیز در ایران دام را مبتنی بر مرتع تولید می­کردند و امروزه عشایر نیز به همین طریق دام و فراورده­های دامی تولید می­کنند.

با وجود تمامی این تجربیات جهانی سازمان جنگل­ها، مراتع و آبخیزداری خروج دام از مراتع را پیگیری می­کند و به جای افزایش ظرفیت اکولوژیکی در مراتع و تولید و توسعه بذور مرتعی، خود باعث تخریب مراتع و بیابان­زایی می­شود.

طرح خروج دام از مرتع بر خلاف اقتصادی مقاومتی است

برای تحقق اقتصاد مقاومتی ضروری است از ظرفیت­های داخلی برای تولید و اشتغال استفاده شود تا میزان وابستگی کشور به بیگانگان کاهش یابد. این مسئله در حوزه تولید غذا اهمیت بیشتری نسبت به سایر حوزه­ها دارد. ضرورت تولید غذا مبتنی بر ظرفیت­های داخلی بر کسی پوشیده نیست. اما آنچه که در خصوص طرح خروج دام از مرتع مشاهد می­شود بر خلاف این رویکرد است. حاصل اجرای طرح خروج دام از مرتع توسط سازمان جنگل­ها، مراتع و آبخیزداری گرانی گوشت، وابستگی کشور به علوفه، افزایش واردات علوفه و گوشت، خروج ارز از کشور، افزایش بیابان و ریزگرد و افزایش وقوع سیل است.

اگر دام از مرتع خارج شود دامداری­های متمرکز توسعه بیشتری خواهند داشت، تحت این شرایط نیاز علوفه کشور افزایش یافته که برای جبران آن یا باید واردات علوفه بیشتر شود که خود افزایش وابستگی است یا زمین­های کشاورزی که تاکنون برای تولید محصولات کشاورزی استراتژیک غذای انسانی اختصاص داشته­اند باید به تولید علوفه اختصاص یابند.  اختصاص زمین­های کشاورزی حاصلخیز به تولید علوفه باعث افزایش نیاز به واردات محصولات کشاورزی استراتژیک غذای انسانی نیز خواهد شد. برای جلوگیری از این تهدید ضروری است سیاست­ها اصلاح شود. در این راستا نتنها نباید دام از مرتع خارج شود بلکه ضروری است مراتع تخریب شده احیاء و مراتع دست کاشت در زمین­هایی که از قابلیت بالایی برای تولید غذای انسانی ندارند، ایجاد شود تا این فرصت فراهم شود که زمین­هایی حاصلخیزی که به کشت علوفه اختصاص دارند برای تولید محصولات کشاورزی استراتژیک غذای انسانی آزاد شوند. تحت این شرایط از وابستگی اغلب محصولات کشاورزی کاسته خواهد شد.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: