۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۵۰
یادداشت/در حاشيه توقف طرح‌هاي كلان شوراي عالي عتف؛

«دانشگاه اشتغال زا» فعلاً وقتش نیست!

تأکید چند ساله رهبر معظم انقلاب بر مسئله اقتصاد مقاومتی را می‌توان از زوایای مختلف مورد واکاوی و تحلیل قرار داد.

به گزارش عیارآنلاین، تأکید چند ساله رهبر معظم انقلاب بر مسئله اقتصاد مقاومتی را می‌توان از زوایای مختلف مورد واکاوی و تحلیل قرار داد. طبیعتاً دم دستی‌ترین تحلیل در این زمینه می‌تواند این باشد که معضلات اقتصادی کشور، هنوز هم پابرجاست. با این حال، بحث ما در این مجال، مختص دانشگاه و نقش آن در تولید و اشتغال خواهد بود.

 واقعیت این است که دانشگاه‌های ما نه تنها چنان که باید، در مسیر اشتغالزایی برای فارغ‌التحصیلان خود قرار نگرفته‌اند، که بعضاً این موضوع را جزء وظایف سازمانی و تعریف شده خود نیز تلقی نمی‌کنند. نتیجه حاکمیت چنین وضعیتی آن می‌شود که طبق آمارهای رسمی دولتی، نرخ بیکاری جوانان و فارغ‌التحصیلان دو برابر نرخ بیکاری کل کشور باشد. در آن سو، معاون وزیر علوم نیز آمار تأسف بار دیگری را ارائه می‌کند و می‌گوید: «امروز ۵۰ هزار دانش‌آموخته بیکار در مقطع دکتری داریم که سالانه ۳۰ هزار نفر نیز به این آمار اضافه می‌شود!»

این یعنی آنکه دانشگاه‌های ما نتوانسته‌اند خود را با الزامات جدید بازار کار و اشتغال تطبیق دهند. این در حالی است که سیستم آموزش عالی در دنیا هم اکنون یکی از مهم‌ترین منابع ایجاد اشتغال در سطح کشورهای مختلف به شمار می‌رود. اکنون سرریز اشتغال ایجادشده به وسیله شرکت‌های دانش بنیان وابسته به دانشگاه‌های معتبر دنیا، نیاز افراد عادی- و نه فارغ‌التحصیلان- را هم پوشش می‌دهد. مثلاً دانشگاه‌هایی مثل استنفورد و برکلی، پایه و اساس منطقه صنعتی بزرگی همچون silicon valley  را شکل می‌دهند که اشتغال میلیونی ایجاد کرده است. در یک مثال مستند دیگر، نتایج تحقیق مرکز کارآفرینی دانشگاه ام‌ای تی در سال ۲۰۱۱ نشان می‌دهد اگر شرکت‌های ایجاد شده توسط فارغ‌التحصیلان این دانشگاه را به صورت یک کشور فرض کنیم، در یک تخمین بدبینانه، مجموع درآمد سالانه این شرکت‌ها با اقتصاد هفدهم دنیا برابری می‌کند.
همچنین در یک نگاه متعادل‌تر و بر پایه اطلاعات و تحلیل‌های این مطالعه ادعا شده است که ٢۵٨٠٠ شرکت فعال (تا پایان سال ٢٠٠۶) توسط فارغ‌التحصیلان این دانشگاه شکل گرفته است که حدود ٣ میلیون و ٣٠٠ هزار نفر را به اشتغال در آورده و حجم درآمد سالانه آنها حدود ۲ هزار میلیارد دلار است که از این نظر با اقتصاد یازدهم دنیا برابری می‌کند. این در حالی است که بر اساس آمار بانک جهانی و با در نظر گرفتن شاخص تولید ناخالص داخلی، ایران در سال ٢٠١٢ کشور بیست و دوم دنیا بوده است! طبیعتاً ظرفیت نیروی انسانی موجود در دانشگاه‌های ما، کمتر از مثال‌های اینچنینی نیست و بلکه بیشتر است. این گفته البته شعار نیست. ایرانی و استعداد شگرف او بر هیچ کسی پوشیده نیست و ما نیز در این مجال، خیالِ نوشابه باز کردنِ بی‌مورد برای خودمان را نداریم! سؤال اما این است که مشکل کجاست؟

برای یافتن پاسخ، با ما همراه شوید!
در طول زمان، نسل‌های مختلفی از دانشگاه‌ها به عرصه آمده و متحول شده‌اند. دانشگاه‌های نسل اول بیشتر رسالتی آموزشی برای خود قائل بودند. نسل دوم دانشگاه‌ها درواقع دانشگاه‌های آموزشی- تحقیقاتی بودند. در حال حاضر اما ما در زمان حیات نسل سوم دانشگاه‌ها به سر می‌بریم. دانشگاه‌های آموزشی- تحقیقاتی- تکنولوژیک! تولد این نسل از دانشگاه‌ها نتیجه ارتباط تنگاتنگ صنایع و مراکز دانشگاهی بوده است. درواقع در حال حاضر یکی از معیارهای سنجش موفقیت یک دانشگاه در سطح جهانی، عملیاتی کردن تحقیقات خود در حوزه‌های گوناگون صنعتی، اجتماعی و اقتصادی به حساب می‌آید. با این حال، ما هنوز در سطح دوم دانشگاه‌ها مانده‌ایم! اکنون در کشور ما دانشگاهی، دانشگاه موفق محسوب می‌شود که دانشجویان و اساتید آن، بیشتر مقاله تولید کرده باشند. در مقابل، اینکه تأثیر این مقالات در حل معضلات کشور چه بوده و در کجا مصرف شده‌اند، هرگز مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد.
لذا پاسخ این است: تنها تفاوت در این است که آنها در دانشگاه‌های نسل سوم تحصیل می‌کنند. دانشگاه‌هایی که ارتباطی تنگاتنگ با بخش صنعت برقرار کرده، فرصت کارورزی و اشتغال حین تحصیل را به دانشجو اهدا و همزمان، سمت و سوی تحقیقات وی را به سمت نیازهای واقعی موجود در آن کشور هدایت می‌کنند. درواقع، دانشگاه‌های نسل سوم در سایه ارتباط معقول با بخش صنعت، توانسته‌اند نیازهای روز آن را بشناسند و تخصص خود را در خدمت رفع این نیازها قرار دهند. در همین حال، اکنون مقالات مستخرج از رساله و پایان نامه‌های دانشجویان تحصیلات تکمیلی ما، به رایگان در اختیار مجلات خارجی قرار می‌گیرد تا آنها از نتایج آخرین تحقیقات دانشگاهی ما بهره‌مند شوند! لذا تنها راهکار خروج نظام دانشگاهی ما از وضعیت فعلی و تحقق بهره‌وری حداکثری از منابع عظیم نیروی انسانی متخصص در سطح کشور، در پیش گرفتن رویکرد تقاضامحور (demand pool) در مدیریت آموزش عالی کشور خواهد بود.
زیرساخت نیازمحور کردن آموزش عالی کشور و تبدیل دانشگاه‌های ایران به دانشگاه‌های نسل سوم البته در متن نقشه جامع علمی کشور، تمهید شده است. خروجی این نقشه، طرح‌های کلان تحقیقاتی بر مبنای اولویت نیازهای اصلی کشور در حوزه‌های گوناگون است. طرح‌هایی که قرار بوده با مشارکت دانشجویان و اساتید کشور به مرحله اجرایی برسند و منبع ابتکارات و اشتغال آفرینی‌های عظیمی در سطح کشور شوند. خبر بد اما این است که دولت یازدهم، قریب به اتفاق طرح‌های کلان شورای عالی عتف را متوقف کرده و مدعی شده است تصویب این طرح‌ها با مطالعه کافی نبوده است! این در حالی است که محمد مهدی‌نژاد نوری، معاون پژوهش و فناوری سابق وزارت علوم، حذف طرح‌ها را به دلیل ضعف مدیریت صحیح منابع دانسته و می‌گوید: «ما سال ۹۰- ۸۹ طرح‌های کلان ملی را به تصویب رساندیم؛ یعنی شش، هفت سال زمان برای پرداخت و بررسی این موضوع داشتیم. آیا این مدت زمان تعجیل است؟. . . اگر اصل قضیه مشکل ندارد در این چند سال چقدر برنامه‌ریزی کرده‌اند؟»

به هر صورت، با توقف طرح‌های بزرگی که روند تقاضامحور کردن آموزش عالی کشور را کلید زده بود، نمی‌توان امیدی به ایفای نقش مؤثر دانشگاه در روند اشتغالزایی داشت. وانگهی بعید است دولت در یک ماه باقیمانده از عمرش، بخواهد تغییری در روند برخورد سیاسی با این طرح‌های کلان و ملی ایجاد کند. یادمان نمی‌رود رهبر فرزانه انقلاب به عنوان اصلی‌ترین فرد پیگیر تدوین نقشه جامع علمی کشور، سال گذشته از توقف همین طرح‌های کلان تحقیقاتی گلایه کرده بودند. بر این اساس، به نظر می‌رسد دولت علاوه بر آنکه در سطح عمومی کشور باعث رکود اقتصادی شده، در سطح دانشگاهی نیز کلیدی‌ترین طرح‌های اشتغالزا برای دانشجویان را متوقف کرده است. لذا به نظر می‌رسد فعلاً باید منتظر انتخابات ماند!

منبع: جوان آنلاین

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: