۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۴۸
نقد گزارش «گونه‎شناسی مدارس در نظام آموزش و پرورش ایران»

یک گزارش غیر کارشناسی

تکیه بر مبانی مغایر با فلسفه تعلیم و تربیت کشور، تناقض­گویی و استدلال و استنادهای نامعتبر، اعم مواردی است که اعتبار گزارش «گونه‎شناسی مدارس در نظام آموزش‎وپرورش ایران» را مخدوش می­‎نماید. همچنین تجویز تحلویحی آن مبنی بر توقف فعالیت مدارس استعدادهای درخشان نیز مغایر با مواضع مقام معظم رهبری است.

به گزارش عیارآنلاین، در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۹۵، مرکز پژوهش ­های مجلس شورای اسلامی گزارشی با عنوان «گونه شناسی مدارس در نظام آموزش و پرورش ایران[۱]» منتشر نمود. این گزارش بعد از معرفی گونه‌های مدارس موجود در نظام آموزشی ایران و بررسی علل شکل­گیری هر یک، به‌طور خاص به بررسی پیامدهای اجتماعی «مدارس غیردولتی» و «مدارس استعدادهای درخشان» پرداخته است.

بررسی تخصصی نشان داد که این گزارش اشکالات و ابهامات عمده­ای دارد که تحلیل‌ها و نتایج آن را مخدوش می‌نماید. از آنجا که گزارش‌های کارشناسی مرکز پژوهش‌های مجلس در مجامع مختلف تصمیم‌گیری و تخصصی کشور به ویژه مجلس شورای اسلامی مورد استناد قرار می‌گیرد، بیم آن می‌رود که مندرجات گزارش فوق‌الذکر به نادرستی در تصمیمات و سیاست­گذاری­های حوزه آموزش کشور اثر منفی و ناخواسته‌ای بگذارد. از این رو در این نوشتار تلاش شده است تا ضمن تحلیل و ارزیابی مباحث مطرح شده در گزارش، مهم‌ترین نقدهای وارده و شواهد مربوطه ذکر شود.

لازم به ذکر است که با توجه به ابراز نگرانی اخیر مقام معظم رهبری از وضعیت «سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان»[۲]، نوشتار حاضر عمدتاً بر نقد بخشی از گزارش مرکز پژوهش‌ها متمرکز شده که به مدارس استعدادهای درخشان پرداخته است.

در نقد گزارش یاد شده و به منظور ارائه تحلیلی نظام­مند، معیارهایی در نظر گرفته شده است که انتظار می‌رود در هر گزارش کارشناسی و تخصصی رعایت شده باشند. این معیارها عبارتند از: ۱ – تکیه بر مبانی قابل دفاع؛ ۲ ـ برخورداری از انسجام درونی و پرهیز از تناقض­گویی[۳]؛ ۳ ـ استدلال بر پایه­ی گزاره­های صحیح و مرتبط و استناد به منابع موثق و پرهیز از کلی‌گویی. طبق بررسی­های صورت گرفته، گزارش منتشر شده از هیچ یک از این معیارها برخوردار نیست. در ادامه به اختصار توضیحاتی ارائه می­شود که بیانگر چگونگی نقض این شاخص­ها در گزارش است.

الف) ارزیابی مبانی

از مقدمه گزارش این برداشت می‌شود که دغدغه اصلی نگارنده تحقق عدالت آموزشی است تا در نتیجه آن، عدالت اجتماعی محقق شود. با توجه به سیاق متن به نظر می­رسد تلقی نگارنده از معنای «عدالت» معادل «برابری» است و به تبع «عدالت آموزشی» به «برابری آموزشی» تعبیر شده است. این همان مبنای قابل خدشه­ای است که این گزارش بر آن استوار شده است. در اثبات این ادعا همین بس که نگارنده در پاسخ به پرسش از ابعاد عدالت آموزشی، به تبین معیارهای برابری آموزشی پرداخته و مصادیق آن را برابری سرانه دانش­آموزان، ساعات درسی، روزهای تحصیلی، تجهیزات و امکانات و تعداد مواد درسی برمی­شمرد.

به منظور تبیین دقیق­تر نادرستی یکسان­انگاری «عدالت» و «برابری» می‌توان به «مبانی نظری سند تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران» مراجعه نمود که یکی از مهم‌ترین اسناد بالادستی حوزه آموزش و پرورش است. در فصل «تبیین چگونگی تربیت رسمی و عمومی» از این مجموعه، ذیل بحث از «عدالت تربیتی» در صفحه ۲۷۳ از این سند، به صراحت بیان می­شود که تفاوت­ها و شباهت متربیان می­تواند به گونه­ای باشد که بر اساس آن بتوان مخاطبان را در گروه‌هایی دسته‌بندی نموده و خدمات تربیتی ویژه و کیفی‌تری به آن‌ها ارائه کرد و این گزاره به صورت کاملاً گویا، مخالف تعبیر عدالت به برابری است.

همچنین مقام معظم رهبری نیز به مفهوم عدالت آموزشی اشاره داشته‌اند که می‌توان شاهد دیگری بر نادرستی تلقی نویسندگان گزارش یاد شده از این مفهوم باشد: «عدالت به معنای این نیست که ما با همه‌ی استعدادها با یک شیوه برخورد کنیم؛ نه، استعدادها بالأخره مختلف است؛ نباید بگذاریم استعدادی ضایع بشود و برای پرورش استعدادها بایستی تدبیر بیندیشیم؛ در این تردیدی نیست. اما ملاک، باید استعدادها باشد، لاغیر. عدالت، این است». (بیانات در دیدار معلمان سراسر کشور، ۱۲/۰۲/۱۳۸۵).

با توجه به مباحث مطرح شده، می­توان گفت آنچه گزارش منتشرشده را با چالشی جدی مواجه می­سازد، تلقی یکسان نگارندگان آن از دو مفهوم «عدالت» و «برابری» است؛ حال آنکه لازمه پذیرش این پیش‌فرض، یکسان­انگاری مخاطبین و شرایط آن‌ها است که پذیرفته شده نیست. همچنین این انگاره به صراحت مغایر با فلسفه تعلیم و تربیت کشورمان است.

ب) ارزیابی انسجام درونی

عدم انسجام و وجود تناقض درونی یعنی در بخشی از متن، گزاره «الف» مورد پذیرش واقع شود و در بخشی دیگر از متن «نقیض الف» به صورت صریح یا ضمنی به عنوان گزاره­ای صحیح پذیرفته شود. بررسی گزارش منتشر شده نشان می‌دهد که این گزارش دعاوی متناقضی را مطرح ساخته که اعتبار علمی و کارشناسی آن را مخدوش می­نماید. به عنوان مثال پیرامون اثرگذاری مدارس استعدادهای درخشان بر عملکرد تحصیلی دانش­آموزان، از مقدمه گزارش این‌گونه برداشت می‌شود که مبنای تدوین این گزارش و نگاه انتقادآمیز نگارنده به مدارس خاص نظیر مدارس غیردولتی و مدارس استعدادهای درخشان، تأثیر [مثبت] این مدارس بر عملکرد تحصیلی دانش‌‎آموزان است که این امر به ایجاد نابرابری آموزشی[۴] منجر شده و نهایتاً به ادعای نویسندگان گزارش، عدالت اجتماعی را نفی می­کند. این در حالی است که در ادامه و در صفحه ۲۴ گزارش ادعا می­شودکه مدارس استعداد درخشان در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان خود بی‌تأثیرند. این ادعا علاوه بر آنکه با ادعای مطرح‌شده در مقدمه متناقض است، اساس پرداختن گزارش به مدارس استعدادهای درخشان را نیز با چالش مواجه می­سازد.

این گزارش پیرامون موضوعات دیگری نظیر جداسازی و کارکرد نظام آموزشی در مواجهه با شکاف طبقاتی نیز دچار تناقضاتی شده است که در نسخه تفصیلی در پیوست آمده است. بر اساس تمامی این موارد معلوم می­شود که گزارش مورد ارزیابی در چندین مورد دچار تناقض­گویی شده است و از «انسجام درونی»، که از حداقلی­ترین معیارهای یک سخن قابل اعتنا است، برخودار نیست.

ج) ارزیابی استدلال­ها و استنادها

گزارش منتشر شده در بخش­های متعدد به طرح استدلال­هایی پرداخته است. استخراج و ارزیابی مبنای استدلال­های مطرح شده نشان می‌دهد که در مواردی، استدلال­ها بر مبنای گزاره­های ناصحیح و یا نامرتبط سامان داده شده‌اند و در بسیاری از موارد نیز به منابعی غیرموثق استناد شده است. به عنوان مثال در صفحه ۲۲، محاسبه تعداد واجدین شرایط پذیرش در مدارس متوسطه استعدادهای درخشان بر مبنای مجموع تعداد دانش‌آموزان ابتدایی و متوسطه انجام پذیرفته است در حالی که مدارس استعدادهای درخشان تنها در مقطع متوسطه فعال هستند و یا آمار مهاجرت مدال‌آواران المپیاد به عنوان آمار مهاجرت فارغ­التحصیلان مدارس استعدادهای درخشان بیان شده است.

همچنین در بخش­های مختلف این گزارش، بدون توجه به ضرورت مرجع­دهی صحیح و با به کار بردن عباراتی کلی و نامشخصی نظیر «بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند» و «مطالعات بسیار نشان داده است» به طرح دعاوی بنیادین پرداخته است. این در حالی است که در یک گزارش کارشناسی ضروری است مشخص شود کدام متخصص تعلیم و تربیت و یا کدام مطالعه با این ادعا موافق است؛ همچنین چه بسا همان ادعا مخالفان جدی نیز داشته باشد.

با عنایت به موارد فوق و با توجه به مصادیق بیشتری که در نسخه تفصیلی آمده است معلوم می­شود که بسیاری از استدلال­ها و استنادهای گزارش منتشر شده، پایه و اساس قابل قبولی نداشته و نمی­توانند مورد پذیرش قرار گیرند. از این رو «استدلال بر پایه­ی گزاره­های ناصحیح و نامرتبط و استناد به منابع غیرموثق» یکی دیگر از انتقادات وارد به این گزارش است.

سخن پایانی

تا بدین جا مشخص شد که گزارش منتشرشده هیچ یک از مؤلفه‌های قابل انتظار از یک گزارش کارشناسی را احصاء نکرده است. فارغ از این موضوع، تجویز تلویحی این گزارش پیرامون مدارس استعداد درخشان توقف فعالیت آن‌ها است که از گزاره­ی زیر برداشت شد؛ «با توجه به وجود آثار و نتایج نه چندان فایده‌مندی که مدارس تیزهوشان در ایران دارند، بسیاری از محققان در پایان مطالعاتی که درباره جایگاه استعدادهای درخشان در ایران صورت داده‌اند پیشنهاد کرده‌اند که نظام آموزش و پرورش ایران در روش‌های فعلی خود تجدیدنظر کند».

این تجویز در حالی مطرح می‌شود که رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مورخه ۲۸/۰۷/۱۳۹۵ با نخبگان جوان کشور، فرمودند: «من از این مسئله‌ی سمپاد – این سازمان ملّی پرورش استعدادهای درخشان- نگرانم. گزارش­هایی که به من می­رسد، گزارش­های خرسندکننده‌ای نیست؛ این سمپاد خیلی مهم است. این کار خیلی مهمی است و آن نکته هم که اشاره کردند که یک تعداد زیادی مدرسه بر اساس این [طرح تأسیس شده‌]، این متوقّف به این است که این سازمان خوب بچرخد و خوب اداره بشود؛ گزارش­هایی که به ما می­رسد در این جهت، گزارش­های خرسندکننده‌ای نیست».

این ابراز نگرانی نشانگر اهمیت فعالیت باکیفیت این مدارس در نگاه ایشان است. لذا اصل فعالیت این مدارس مورد تائید معظم له بوده[۵] و مخالفت ضمنی این گزارش با فعالیت مدارس استعدادهای درخشان مغایر با منویات ایشان است.

فایل پی‌دی‌اف متن کامل این ارزیابی، از اینجا قابل دریافت است.

*****************************************************

پیوست:

[۱]. در این نوشتار به منظور رعایت اختصار به جای عبارت «گزارش گونه شناسی مدارس در نظام آموزش‌وپرورش ایران» از عبارت «گزارش» استفاده شده است.

[۲]. من از این مسئله‌ی سمپاد – این سازمان ملّی پرورش استعدادهای درخشان- نگرانم. گزارش­هایی که به من می­رسد، گزارش­های خرسندکننده‌ای نیست؛ این سمپاد خیلی مهم است. این کار خیلی مهمی است و آن نکته هم که اشاره کردند که یک تعداد زیادی مدرسه بر اساس این [طرح تأسیس شده‌]، این متوقّف به این است که این سازمان خوب بچرخد و خوب اداره بشود؛ گزارش­هایی که به ما می­رسد در این جهت، گزارش­های خرسندکننده‌ای نیست. (بیانات در دیدار با نخبگان جوان در تاریخ ۲۸ / ۰۷/ ۱۳۹۵)

[۳]. عدم انسجام و وجود تناقض درونی یعنی در بخشی از متن، گزاره «الف» مورد پذیرش واقع شود و در بخشی دیگر از متن «نقیض الف» به صورت صریح یا ضمنی به عنوان گزاره­ای صحیح پذیرفته شود.

[۴]. همان‌طور که گفته شد نابرابری آموزشی در نگاه نگارندگان این گزارش امری مذموم است زیرا همان بی‌عدالتی آموزشی است.

[۵]. لازم به ذکر است که تائید این مدارس در نگاه مقام معظم رهبری به همین چند جمله محدود نمی‌َشود. ایشان همچنین در تصویب «‌ماده واحده وابستگی سازمانی “‌سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان” به وزارت آموزش و پرورش» در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۶۷ که به پیشنهاد هیئت امنای سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان مطرح شد، به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی نقش اساسی داشتند.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: