۲۷ فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۰۰
ارزیابی گزارش «گونه شناسی مدارس در نظام آموزش و پرورش ایران»-3

ادعاهای مخدوش و سست بنیاد

از یک گزارش کارشناسی انتظار می‌رود استدلال‌های خود را بر پایه گزاره‌های صحیح بنا نهد و همچنین ادعاهای غیرمستدل خود را نیز به منابع موثق، مستند نماید. با این وجود بسیاری از استدلال‌ها و استنادهای گزارش منتشر شده، پایه و اساس قابل قبولی نداشته و همین امر اعتبار آن را مخدوش می‌نماید.

به گزارش عیارآنلاین، این نوشتار بخش سوم و آخرین بخش از تحلیل و ارزیابی گزارشی است که با عنوان «گونه شناسی مدارس در نظام آموزش و پرورش ایران[۱]» توسط مرکز پژوهش­های مجلس شورای اسلامی منتشر شده است.

همانطور که در بخش اول و دوم نیز اشاره شد، به منظور ارائه تحلیلی نظام­مند، معیارهایی برای ارزیابی این گزارش مبنا قرار گرفته است که عبارتند از: الف) تکیه بر مبانی قابل دفاع، ب) برخورداری از انسجام درونی و پرهیز از تناقض‎گویی و ج) استدلال بر پایه­‎ی گزاره­‎های صحیح و مرتبط و استناد به منابع موثق.

در بخش اول و دوم نشان داده شد که گزارش منتشر شده از دو معیار نخست، یعنی «تکیه بر مبانی قابل دفاع» و «انسجام درونی و پرهیز از متناقض­گویی» برخوردار نیست. در این بخش نیز نشان داده خواهد شد که گزارش مذکور آخرین معیار یعنی «استدلال بر پایه­‎ی گزاره‎­های صحیح و مرتبط و استناد به منابع موثق» را نیز محقق نساخته است.

گزارش منتشر شده در بخش­های متعدد به طرح استدلال­‌هایی پرداخته است. استخراج و ارزیابی مبنای استدلال‎­های مطرح شده نشان می‌دهد که در مواردی، استدلال­‎ها بر مبنای گزاره‎­های ناصحیح و یا نامرتبط سامان داده شده‌اند و در بسیاری از موارد نیز به منابعی غیرموثق استناد شده است. در ادامه به برخی از این موارد اشاره شده است.

۱) خطا در محاسبه تعداد واجدین شرایط پذیرش در مدارس استعدادهای درخشان

در صفحه ۲۲، با فرض آنکه بین ۲ تا ۵ درصد از کل دانش­آموزان تیزهوش به حساب می‌آیند، جمعیت دانش­ آموزان مستعد ایران در سال ۱۳۹۳ را حدود ۲۵۰ تا ۶۲۵ هزار نفر تخمین زده شده است. این تخمین با فرض جمعیت دانش­آموزی ۱۲٫۵ میلیون نفر در سال ۱۳۹۳ حاصل شده است. بعد از این محاسبه، با استناد به تعداد ۱۴۶ هزار نفری دانش­آموزان مشغول به تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان، چنین استدلال شده که مدارس استعدادهای درخشان در بهترین حالت ۵۰ درصد از واجدین شرایط را به پوشش داده است.

جمعیت دانش­آموزی ۱۲٫۵ میلیون نفری در حالی مبنای محاسبات قرار گرفته است که مدارس استعداد درخشان تنها در مقطع متوسطه اول و دوم فعال هستند و مقطع ابتدایی را پوشش نمی­ دهند. لذا اگر محاسبات صورت گرفته بر مبنای جمعیت حدود ۵٫۲ میلیون نفری دانش­آموزان مقطع متوسطه[۲] انجام پذیرد، آنگاه جمعیت دانش‌آموزان مستعدی که باید تحت پوشش مدارس استعدادهای درخشان قرار گیرند، حدود ۱۱۴ الی ۲۶۰ هزار نفر برآورد خواهد شد که با عدد برآورد شده نویسندگان مقاله، تفاوت قابل توجهی دارد. ضمن اینکه با تخمین مذکور، وضعیت جمعیت دانش‌آموزی پوشش مدارس استعدادهای درخشان با جامعه هدف فاصله چندانی نخواهد داشت و ایراد وارده بلاموضوع می‌گردد.

۲) استناد به مطالعات کلمن به عنوان مبنای نفی تأثیرگذاری مدارس استعدادهای درخشان

در ابتدای صفحه ۲۴ می­خوانیم: «مطالعات بسیاری نشان می‌دهد که پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان در این‌گونه مدارس [استعدادهای درخشان]، به‌ خاطر توانایی‌هایی است که این دانش‌آموزان دارند و مدرسه و کیفیت آموزش تأثیر چندانی در پیشرفت تحصیلی این دانش‌آموزان ندارند. مطالعات کلمن نشان داده که کیفیت مدارس از نظر تجهیزاتی چون آزمایشگاه‌های  علمی مجهز و کتابخانه و غیره که هزینه دارند، تأثیر چندانی بر پیشرفت تحصیلی محصلان ندارد و کیفیت معلمان نیز دارای اهمیت زیادی نیست».

در عبارت فوق مطالعات کلمن مبنایی قرار گرفته است تا با تکیه بر آن  اثرگذاری مدارس استعدادهای درخشان بر پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان نفی شود. این در حالی است که اولاً مطالعات کلمن نسبتی با موضوع ادعا شده ندارد چرا که او الف) عموم مدارس را بررسی کرده است و نه «مدارس استعدادهای درخشان» را، ب) مدارس ایالات متحده را بررسی کرده است و نه مدارس ایران را و ج) مدارس سال ۱۹۶۶ را بررسی کرده است و نه مدارس سال ۲۰۱۶ را.

ثانیاً ادعای محوری کلمن آن است که «نابرابری‌هایی که به وسیله خانه، محله و محیط همسالان به کودکان تحمیل می‌شود، انتقال می­یابد و بعداً به صورت نابرابری­هایی در می‌آید که افراد در پایان مدرسه در زندگی بزرگسالی با آن‌ها روبه رو می‌شوند[۳]»؛ یعنی نقش متغیرهای اقتصادی و اجتماعی نظیر فقر بسیار پررنگ‌تر از متغیرهای آموزشی نظیر میزان تجهیزات و امکانات مدرسه در ایجاد نابرابری‌های اجتماعی است. این سخن ارتباطی با اثربخشی یا عدم اثربخشی مدارس استعدادهای درخشان ندارد.

ثالثاً بعد از این ادعای کلمن، مطالعات گسترده‌ای پیرامون اثربخشی مدارس شکل گرفت و این ادعا را با چالش مواجه ساخت. از جمله این مطالعات می‌توان به مطالعه‌ای اشاره کرد که توسط مایکل روتر[۴] در لندن ، در  سال‌های ۱۹۷۰و ۱۹۷۴ انجام شد. نتایج بررسی‌های او نشان داد که مدارس در واقع بر پیشرفت تحصیلی کودکان تأثیر دارند. عواملی که روتر آن‌ها را حایز اهمیت می دانست، تا اندازه­ زیادی در تحقیقات کلمن تحلیل نشده بودند. برای مثال، به عواملی همچون کیفیت کنش متقابل بین معلم و دانش‌آموز، جوّ همکاری و مراقبت میان معلمان و دانش آموزان و تدارک سازمان‌یافته مطالب درسی اشاره کرد. بنابراین مدارسی که محیط یادگیری عالی فراهم می‌کردند، لزوماً از لحاظ منابع مادی یا ساختمان مجهزتر نبودند.[۵]

بر اساس مباحث مطرح شده به هیچ وجه نمی­توان با استناد به مطالعه کلمن، اثربخشی مدارس استعدادهای درخشان را نفی نمود.

۳) استناد به آمار مهاجرتِ مدال‌آواران المپیاد به عنوان آمار مهاجرت فارغ‎­التحصیلان مدارس استعدادهای درخشان

در انتهای صفحه ۲۴ می­خوانیم: «گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس درباره جایگاه استعدادهای درخشان در ایران، نشان می­دهد که تعداد قابل توجهی از فارغ‎­التحصیلان این مدارس [مدارس استعدادهای درخشان]، جذب دانشگاه‌های سایر کشورها – بیشتر اروپا و آمریکا شده­ اند.»

با مراجعه به گزارش مرکز پژوهش ­های مجلس با عنوان «مروری بر جایگاه استعدادهای درخشان در آموزش و پرورش و آموزش عالی» درمی‌یابیم که این گزارش هیچ آماری در خصوص میزان مهاجرت فارغ ­التحصیلان مدارس استعدادهای درخشان ارائه نداده است. آمار مرتبط با مهاجرت استعدادهای برتر در این گزارش مربوط به مهاجرت المپیادی­ ها است که طبق آن از میان ۲۹۰ نفر از اعضای تیم­های اعزامی به مسابقات جهانی تا سال ۱۳۸۲، تعداد ۱۱۴ نفر در خارج از کشور زندگی می­کردند[۶]. این آمار اولاً ارتباطی با مدارس استعدادهای درخشان ندارد. ثانیاً حتی اگر درصد قابل توجهی از این افراد از فار غ­التحصیلان مدارس استعدادهای درخشان بوده باشند، نسبت این عدد به کل فارغ­التحصیلان مدارس استعدادهای درخشان به قدری ناچیز است که نمی­تواند مورد استناد قرار گیرد. به عبارت دیگر به هیچ وجه از گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس درباره جایگاه استعدادهای درخشان در ایران نمی‌توان نتیجه گرفت که تعداد قابل توجهی از فارغ ­التحصیلان مدارس استعدادهای درخشان، جذب دانشگاه‌های سایر کشورها شده­اند.

۴) استناد به هزینه‌بر بودن مدارس استعدادهای درخشان

گزارش در ادامه بحث فوق در صفحه ۲۴، با استناد به «هزینه­‎بر» بودن این مدارس و با استناد به آماری که در قسمت قبل غیرمستند بودن آن‌ها مشخص شد، تلویحاً با وجود و توسعه مدارس استعدادهای درخشان مخالفت می‌‎کند. این در حالی است که اگرچه میزان هزینه­‎ی این مدارس از مدارس عادی بیشتر است، اما تمامی این هزینه‌ها از اولیاء دانش­ آموزان دریافت می­شود و وزارت آموزش و پرورش نه‌تنها هیچ هزینه­ ی مازادی پرداخت نمی‌­کند، بلکه در برخی مدارس استعداد درخشان از تأمین نیروی انسانی مصوب نیز سر باز می­زند[۷]. لذا عملاً هزینه دولتی انجام شده برای این مدارس حداکثر معادل هزینه مدارس عادی است.

۵) معرفی تلویحی مدارس استعدادهای درخشان به عنوان «عامل» مهاجرت نخبگان

این گزارش با تکیه بر آمارهای ناصحیح مربوط به مهاجرت که در بالا به آن پرداخته شد بیان می­‌دارد؛ بنابراین بخش مهمی از پروژه فرار مغزها یا مهاجرت تحصیل‌کردگان از ایران، به دانش‌آموزان مدارس تیزهوشان اختصاص دارد. در این صورت کشور مبدأ از دو جنبه زیان‌دیده است. از یک‌سو سرمایه­ گذاری و پرورش استعدادها با مدارس و برنامه ­های ویژه برای نظام آموزش و پرورش ایران هزینه ­بر است و از سوی دیگر علی رغم چنین سرمایه‌گذاری­ هایی، نتیجه و محصول این مدارس در کشور نمی­ مانند و گویی دست‌چین شده و به کشورهای توسعه ­یافته تقدیم می‌شوند» (ص۲۴).

بعد از عبارت فوق، بحث این چنین جمع­ بندی شده است: «با توجه به وجود آثار و نتایج نه‌چندان فایده­‎مندی که مدارس تیزهوشان در ایران دارند، بسیاری از محققان در پایان مطالعاتی که درباره جایگاه استعدادهای درخشان در ایران صورت داده‌­اند، پیشنهاد کرده­‌اند که نظام آموزش و پرورش ایران در روش‌های فعلی خود تجدیدنظر کند» (ص۲۵).

این عبارت تلویحاً توقف فعالیت مدارس استعدادهای درخشان را پیشنهاد می‎­کند. تجویز ضمنی توقف فعالیت مدارس استعدادهای درخشان با تکیه بر آمار مهاجرت، بر این گزاره ­ی ناصحیح استوار است که «مدارس استعدادهای درخشان عامل مهاجرت نخبگان هستند» و با توقف فعالیت آن­ها می‌­توان مهاجرت نخبگان را کاهش داد. در حالی که در ساختار فعلی، مدارس استعدادهای درخشان تنها «ظرف آموزش» نخبگان هستند و نه «عامل مهاجرت» آن­ها. در واقع منطبق با اصطلاح «فرار مغزها»، این «مغزها» هستند که مهاجرت می‌کنند و اگر مدارس استعدادهای درخشان نیز تعطیل شوند، این دانش ­آموزان مستعد تنها در ظرفی دیگر – یعنی مدارس عادی، نمونه دولتی، غیردولتی و … – تحصیل کرده و در نهایت مهاجرت خواهند کرد.

لازم به ذکر است که وجود مدارس استعداد درخشان و تجمیع دانش ­آموزان مستعد (یا به تعبیری «مغزهای آینده») در مدارس استعدادهای درخشان نه‌تنها تهدید نیست، بلکه فرصتی است تا با برنامه­ ریزی متمرکز و هزینه بسیار کمتر به تقویت هویت دینی و ملی آن­ها پرداخته و احتمال ماندن و خدمت به کشور را در ایشان افزایش دهیم.

۶) استنادهای کلی و نامشخص

بخش­های مختلف گزارش منتشر شده، بدون توجه به ضرورت مرجع ­دهی صحیح و با به کار بردن عباراتی کلی نظیر «بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند» و «مطالعات بسیار نشان داده است» به طرح دعاوی بنیادین پرداخته است که نقض آن­ها می‎­تواند اساس استنتاج­‎های گزارش را با مشکلات جدی مواجه سازد. در ادامه به عنوان نمونه به برخی از مهم‌ترین موارد اینچنینی اشاره شده است؛

در صفحه ۲۰ آمده است: «جداسازی مدارس بزرگسالان و کودکانی که معلول جسمی و حرکتی هستند، همواره توسط متخصصان تعلیم و تربیت و نیز در نظام‌­های آموزشی، پشتیبانی شده است».

در صفحه ۲۴ آمده است: «مطالعات بسیاری نشان می­‌دهد که پیشرفت تحصیلی دانش‌­آموزان در اینگونه مدارس [استعدادهای درخشان]، به خاطر توانایی‌­هایی است که این دانش‌­آموزان دارند و مدرسه و برنامه‌­های آموزشی و کیفیت آموزش تأثیر چندانی در پیشرفت تحصیلی این نوع دانش‌آموزان ندارند».

همچنین در ادامه متن فوق می‌­خوانیم: «در مطالعاتی که درباره جداسازی دانش­‌آموزان تیزهوش از سایرین شده است، نتایج نشان می­دهد که جداسازی فضایی کودکان بااستعداد و تیزهوش از حیث میزان پیشرفت تحصیلی، پیامدهای نامطلوب برای هر دو سوی فراگیران دارد.»

نهایتاً در صفحه ۲۵ می­خوانیم: «اساساً وجود یا توسعه مدارس ویژه برای استعدادهای درخشان، خاصه در کشورهای توسعه‌یافته با نظام­‌های آموزشی پیشرو، مخالفان سرسختی دارد».

همچنین در همان صفحه بعد از گزاره فوق این‌چنین بیان می‌­شود: «بسیاری از محققان در پایان مطالعاتی که درباره جایگاه استعدادهای درخشان در ایران صورت داده‌­اند پیشنهاد کرده­‌اند که نظام آموزش و پرورش ایران در روش­های فعلی خود تجدیدنظر کند».

تمامی ادعاهای فوق در حالی بیان شده است که در یک گزارش کارشناسی ضروری است مشخص شود کدام متخصص تعلیم و تربیت و یا کدام مطالعه با این ادعا موافق است؛ همچنین چه بسا همان ادعا مخالفان جدی نیز داشته باشد.

با توجه به مباحث مطرح شده معلوم شد که بسیاری از استدلال‎­ها و استنادهای گزارش منتشر شده، پایه و اساس قابل قبولی نداشته و نمی­توانند مورد پذیرش قرار گیرند. از این رو «استدلال بر پایه‎­ی گزاره‎­های ناصحیح و نامرتبط و استناد به منابع غیرموثق» یکی دیگر از انتقادات وارد به این گزارش است.

فایل پی‌دی‌اف متن کامل این ارزیابی، از اینجا قابل دریافت است.

*****************************************************

پیوست:

[۱]. در این نوشتار برای رعایت اختصار از عبارت «گزارش» به جای «گزارش گونه شناسی مدارس در نظام آموزش و پرورش ایران» استفاده شده است.

[۲]. سالنامه آماری آموزش و پرورش. سال تحصیلی ۹۴-۱۳۹۳

[۳]. منبع: گزارش ۱۹۹۶ کلمن، «برابری در فرصت‌های آموزشی»، به نقل از کتاب «جامعه‌شناسی» نوشته آنتونی گیدز، ترجمه منوچهر صبوری.

[۴] Michael Rutter

[۵]. منبع: کتاب «جامعه‌شناسی» نوشته آنتونی گیدز، ترجمه منوچهر صبوری.

[۶] . این نکته نیز قابل توجه است که عبارت «تعداد ۱۱۴ نفر در همان سال و پیش از ورود به دانشگاه در داخل کشور تصمیم به خروج از کشور گرفته[اند]» در گزارش «مروری بر جایگاه استعدادهای درخشان در آموزش و پرورش و آموزش عالی» وجود ندارد و لذا منبع این ادعا مشخص نیست.

[۷] منبع: مصاحبه با یکی از مدیران مدارس استعدادهای درخشان شهر تهران.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: