۲۸ فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۴۵
بایدها و نبایدهای حوزه اشتغال-4

فعال سازی لکوموتیوهای اقتصادی؛ راهبرد اصلی اشتغال‌زایی پایدار

باتوجه به تجربیات کشورهای موفق و همچنین تجربیات ناموفق اشتغال‌زایی کشور دولت باید با انتخاب صنایع پیشران یا لکوموتیو باهدف ایجاد رونق پایدار در بخش صنعت گام بردارد که در این راستا باید مسکن، صنایع غذایی و کشاورزی، صنایع نساجی و پوشاک، زنجیره ارزش افزوده پتروشیمی، زنجیره تامین صنایع پالایشگاهی و … در اولویت قرار گیرند.

به گزارش عیارآنلاین، این روزها ایجاد اشتغال با توجه به نرخ بی­کاری به­‌خصوص بیکاری بالای دانش‌آموختگان، به چالشی جدی برای کشور تبدیل شده است و اهمیت آن برای کشور کاملاً مشخص است. مسئله اشتغال در شرایط فعلی از یک خواسته صرفاً اقتصادی برای کشور فراتر رفته و به موضوع اجتماعی و امنیتی تبدیل شده است. از این رو است که رهبر معظم انقلاب نیز سال ۱۳۹۶ را سال «اقتصاد مقامتی، تولید و اشتغال» نام‌گذاری کرده‌اند.

در گزارش اول از بایدها و نبایدهای حوزه اشتغال عنوان گردید که تحقق هدف برنامه ششم نیازمند اشتغال‌زایی سالانه ۱۵۰هزار فرصت شغلی است که با در نظر گرفتن سالانه ۱٫۳۲۵میلیون نفر تقاضای جدید ناشی از رشد جمعیت فعال، درمجموع کشور سالانه نیازمند ۱میلیون و ۴۷۵هزار فرصت شغلی جدید خواهد بود.

در گزارش دوم هم به موضوع لزوم تغییر رویکرد به مسئله اشتغال‌زایی از سوی دولت پرداخته شد و عنوان گردید که ایجاد اشتغال نیازمند تغییر رویکرد دولت‌مردان به سمت و سوی این دو سیاست توسعه و اصلاح محیط کسب و کار و توجه به صنایع پیشران و فعال سازی لکوموتیوهای اقتصادی است.

در گزارش سوم به موضوع  اهمیت محیط کسب و کار و وضع موجود کشور پرداخته شد و عنوان گردید که در کشور ما همواره در بررسی علل ضعف اقتصاد ملی یا شناختن چگونگی دستیابی به پیشرفت بر «مشکلات ساختاری اقتصاد» و «نامساعد بودن شرایط تولید» تأکید شده است؛ اما تبیین جامع و مناسبی از این مشکلات ساختاری و شرایط نامناسب و نیز چگونگی بهبود آنها صورت نگرفته است.

در این گزارش به موضوع فعال سازی لکوموتیوهای اقتصادی؛ راهبرد اصلی اشتغال‌زایی پایدار پرداخته شده است.

همان‌طور که پیش از این اشاره شد بیکاری معلول و تابع غیرفعال یا کم رونق بودن تولید کشور است و برای حل آن نباید به سراغ متغیر وابسته یعنی اشتغال رفت بلکه با فعال کردن متغیر مستقل یعنی تولید، مسئله اشتغال نیز حل خواهد شد. لذا ابتدا باید نیازهای کشور با (اولویتِ نیازهای اساسی) تشخیص داده شود و در جهت رفع این نیازها اقدام شود که خود این موضوع زمینه‌ساز اشتغال­زایی پایدار می­شود.

اشتغال مسئله‌ای است که با عواملی نظیر رشد اقتصادی، تورم، زنجیره تأمین کالا، تناسب با نیاز و غیره در ارتباط است و هر برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری درباره آن باید با در نظر گرفتن این عوامل و تأثیر آن‌ها بر یکدیگر باشد. به‌عنوان‌مثال در طرح بنگاه‌های زودبازده به دلیل این نوع نگاه، توجهی به پایداری شغل‌های ایجادشده، تناسب آن با نیاز[۱] و نحوه بازگشت منابع بانکی[۲] نشد و مجموع این عوامل باعث عدم تحقق بیش از ۶۰ درصدی اهداف این طرح گردید.

شرط بهینه بودن توزیع منابع ایجاب می‌کند صنایعی که انتخاب می‌شوند امکان ایجاد زنجیره تأمین در داخل کشور و به‌تبع آن ارزش‌افزوده را داشته باشند. اصطلاحاً به این صنایع لکوموتیوهای اقتصادی می‌گویند. درواقع با راه‌اندازی این لکوموتیوها، مابقی صنایع نیز مانند واگن‌هایی به دنبال آن کشیده می‌شوند و صنعت کشور به حرکت درمی‌آید.

در برنامه‌ریزی برای تحرک صنعت دو نگاه وجود دارد:

  1. نگاه مبتنی بر مزیت نسبی ایستا
  2. نگاه مبتنی بر مزیت نسبی پویا

در نگرش اول درصورتی‌که هزینه-فرصت ایجاد رشته صنعتی، نسبت به کشورهای رقیب از وضعیت بهتر و کم‌هزینه‌تری در جهت توسعه بازار داخل و همچنین صادرات برخوردار باشد، اصطلاحاً کشور در آن رشته صنعتی دارای مزیت نسبی است. نیروی انسانی و منابع طبیعی دو عامل اصلی در ایجاد  این نوع مزیت نسبی هستند. به این نوع نگاه به مزیت نسبی، مزیت نسبی ایستا گویند که مبتنی بر تقسیم‌کار جهانی یا همان سازوکار بازار (بدون دخالت دولت) است که بیشتر مناسب کشورهای توسعه‌یافته‌ای است که داری حد مشخصی از ثبات در اقتصاد خود هستند[۳].

با توجه به مباحث اقتصاد تحول، سازوکار اول در دوران گذار نمی‌تواند راه گشا باشد و باید با استفاده از سیاست گزینش صنایع یا همان برنده گزینی، با ایجاد سازوکارهای حمایتی، بسترسازی یادگیری و رشد تکنولوژیکی و غیره، زمینه ورود بخش خصوصی به این صنایع و رشد بخش دولتی در این رشته‌ها مزیت نسبی ایجاد کرد[۴] که به این مزیت نسبی، مزیت نسبی پویا گویند. بنابراین با توجه به تجربیات کشورهای موفق در سیاست اشتغال‌زایی و همچنین تجربیات ناموفق اشتغال‌زایی کشور طی سه دهه گذشته ضروری است دولت با انتخاب صنایع پیشران یا لکوموتیو باهدف ایجاد رونق پایدار در بخش صنعت گام اصولی در ایجاد اشتغال در کشور بردارد[۵].

صنایع لکوموتیو، موتور محرکه اقتصاد کشور هستند و برای حل مسئله تولید و نیز اشتغال حداکثری باید روی این صنایع دست گذاشت. اما اینکه معیارهای این گزینش چه می‌تواند باشد و اساساً یک صنعت چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد تا در این گزینش انتخاب شود بحثی است که در ذیل به آن پرداخته‌شده است.

شاخص های موثر بر انتخاب صنایع لکوموتیو (پیشران)

برای انتخاب یک صنعت از بین صنایع لکوموتیو جهت هدف گذاری، باید شاخص هایی را انتخاب کرد تا بر مبنای آنها بتوان بین صنایع سنجش صورت داد.

پیوندهای پیشین و پسین

این پیوندها درواقع میزان وابستگی دیگر صنایع به صنعت موردبررسی را مشخص می‌کند. یعنی بالا یا پایین بودن این پیوندها شاخصی برای فهم میزان اثرگذاری تولید و رشد این صنعت بر تولید و رشد دیگر صنایع است. مثلاً صنعت مسکن که با ۷۸ بخش اقتصادی دارای رابطه پیشین  و با ۵۶ بخش نیز دارای رابطه پسین اقتصادی است و رتبه اول را در بالا بودن پیوندهای پیشین و پسین دارد. البته توجه به این نکته ضروری است که علاوه بر گستردگی پیوندها، میزان و شدت ارتباطات نیز مهم است

اشتغال‌زایی در پهنه منابع انسانی و مردان

اشتغال‌زایی در پهنه منابع انسانی بدین معنی که رشته صنعتی موردنظر حداکثر منابع انسانی را تحت پوشش قرار دهد. به‌عبارت‌دیگر این صنعت توانایی درگیر کردن حداکثر تخصص‌های موجود در جامعه (از کارگر ساده تا دکترا) را متناسب با تعداد افراد دارای آن تخصص داشته باشد. به‌طور مثال درزمینه استفاده از حداکثر تخصص‌ها صنایع نفت و گاز نمونه مناسبی می‌تواند باشد. از طرف دیگر با توجه به اینکه در قانون وظیفه کسب درآمد در خانواده بر عهده مرد است، این ملاحظه نیز باید در نظر گرفته شود که ویژگی‌های کار در این صنایع مناسب برای مردان باشد از قبیل سختی کار، تناسب باروحیه و غیره و زنان به‌عنوان رقیب مردان در دستیابی به شغل محسوب نشوند.

اشتغال‌زایی در پهنه کشور

شرایط صنعت انتخابی باید به‌گونه‌ای باشد که در بیشتر مناطق قابل ایجاد باشد به‌نحوی‌که هزینه‌های اضافی ناشی از انتقال کارگر حذف شده و نیز امکان کار برای حداکثر افراد با شرایط مختلف فراهم باشد. ضمناً این ویژگی اولاً باعث جلوگیری از مهاجرت به کلان‌شهرها و آسیب‌های ناشی از آن می‌شود. ثانیاً مانع پایین آمدن راندمان کار به‌واسطه آسیب‌های روحی ناشی از دوری خانواده می‌شود. با تقسیم ایران به چند منطقه محدود، می‌توان صنعت مطابق با ویژگی هر منطقه را یافت. مثلاً مناطق جنوبی قابلیت رشد صنایع دریایی را دارند یا دامنه‌های البرز و زاگرس استعداد کشاورزی دارند.

پایین بودن سرانه هزینه متوسط ایجاد اشتغال

نسبت سرمایه به تعداد شغل ایجادشده را سرانه هزینه متوسط ایجاد شغل گویند. به‌عبارت‌دیگر با یک سرمایه مشخص در هر صنعت چه تعداد شغل می‌توان ایجاد نمود. هر چه این شاخص پایین‌تر باشد مطلوب‌تر است. البته این موضوع به غیر از انتخاب درست صنعت, به نوع ایجاد و منطقه موردنظر و نیز  تکمیل حلقه‌های زنجیره تولید نیز بستگی دارد. به‌طور مثال هزینه متوسط ایجاد شغل در صنعت مسکن حدوداً ۲۰ میلیون تومان است (و رتبه اول را از این نظر دارد) که در مقابل صنایع پتروشیمی یا نفت و گاز که حدوداً ۳۰۰ میلیون تومان است بسیار پایین‌تر است.

تأمین نیازهای کشور

اساسی: طبق بندهای ۱,۸ و ۹ اصل ۴۳ قانون اساسی دولت موظف به تأمین نیازهای اساسی مردم ازجمله خوراک، پوشاک و مسکن با تأکید بر افزایش تولیدات کشاورزی، دامی و صنعتی است به‌نحوی‌که کشور را به مرحله خودکفایی رسانده و امنیت کالاهای اساسی را تأمین کرده و مانع تسلط بیگانگان بر اقتصاد کشور شود. لذا صنایع مرتبط با این نیازها ایجاد و تقویت شود. ضمناً ویژگی این نوع صنایع پایدار بودن آن‌ها است به‌نحوی‌که هیچ‌گاه از بین نمی‌روند بلکه تنها تکنولوژی آن‌ها تغییر می‌کند.

غیراساسی: کشش یا تقاضای بالا برای محصول صنعت موردنظر در بازارهای داخل و خارج وجود داشته باشد. به‌طور مثال صنعت سیمان موردنیاز پروژه‌های عمرانی، مسکونی و ساختمانی کشور است و ازآنجاکه کشور درحال‌توسعه زیرساخت‌های عمرانی است، تقاضا و نیاز بالایی به صنعت مذکور طی سالیان آتی در بازار وجود دارد یا به‌طور مثال صنعت خودرو

قابلیت سرریز فن‌آوری بر روی سایر صنایع

منظور از صنایعی که آثار مثبت بروی کل اقتصاد دارند، صنایعی است که بر روی مابقی صنایع سرریز تکنولوژی دارند[۶]. اینکه کشور تولید چیپس سیب‌زمینی کند بسیار متفاوت است از اینکه ورود به صنایع الکترونیک کند. چراکه رشد در صنایع الکترونیک باعث ایجاد رشد در مابقی صنایع می‌شود. این صنایع تأمین‌کننده تکنولوژی برای دیگر صنایع و نیز موتور محرک آن‌ها هستند. در این میان می‌توان از صنایع ماشین‌سازی که درواقع تمامی صنایع به نحوی به آن وابستگی دارند و حالت پشتیبان برای آن‌ها را دارند و یا شرکت‌های طراحی و مهندسی به‌عنوان نمونه نام برد.

چند صنعت لکوموتیو بر اساس شاخص های ارائه شده

بر اساس شاخص‌های ذکر شده می‌توان صنایع زیر را به ترتیب اولویت به عنوان صنایع پیشرو یا لکوموتیو نام برد.

  1. صنایع غذایی و کشاورزی(اعم از ماشین های کشاورزی و صنایع تبدیلی محصولات خام کشاورزی به محصولات غذایی مصرفی)
  2. مسکن
  3. راه و ساختمان (اعم از راه آهن، سد، سوله و غیره)
  4. صنایع نساجی و پوشاک(زنجیره تامین از ماشین های ریسندگی تا ماشین های تولید پارچه و تولید پوشاک)
  5. زنجیره ارزش افزوده پتروشیمی(صنایع پایین دستی پتروشیمی)
  6. صنعت حمل و نقل جاده ای (اعم از سواری، کامیونت، کامیون و هر وسیله حمل و نقلی که بروی جاده حرکت می کند.)
  7. زنجیره تامین صنایع پالایشگاهی(زنجیره ای از صنایع که منجر به تولید یک نیروگاه بزرگ یا پالایشگاه می شود.)
  8. صنایع کامپیوتر و ICT(اعم از سخت افزار، نرم افزار و کلیه صنایع مخابراتی از قبیل آنتن، گیرنده و فرستنده و غیره)
  9. صنایع دریایی(اعم از اسکله های نفتی، کشتی سازی، کشتی رانی و مانند اینها)

 

پیوست ها:

[۱] بیشتر وام‌هایی که منحرف نشدند صَرف ایجاد شغل‌های خدماتی شدند که بدون ایجاد درآمد جدید تنها درآمد مابقیِ واحدها را با خود تقسیم می‌کردند.

[۲] بانک مرکزی یکی از دلایل توقف این طرح را حجم بالای معوقات آن می‌داند.

[۳] متأسفانه در چند سال اخیر مباحثی از سوی بعضی از اقتصاددانان کشور می‌شود مبنی بر اینکه دولت به‌هیچ‌وجه نباید در سیاست‌گذاری برای صنعت ورود کند و تنها باید شرایط بازار کار و سرمایه را مهیا کند و حتی جهت‌گیری اقتصادی به سمت زمینه‌هایی که کشور در آن‌ها دارای مزیت نسبی نیز هست مجاز نمی‌دانند. درحالی‌که این مباحث مربوط به قرن ۱۸ است و امروز حتی سازمان‌هایی مانند بانک جهانی نیز در نسخه‌های خود توجه به مزیت نسبی را به کشورهای درحال‌توسعه توصیه می‌کنند.

برای اطلاع بیشتر مراجعه کنید به کتاب خلاصه مطالعات طرح استراتژی توسعه صنعتی کشور نوشته مسعود نیلی و همکاران و جهت نقد این نوع نگاه مراجعه کنید به کتاب نوسازی جامعه ترجمه رحمت ا… مراغه.

[۴] این نگاه را می‌توان در نام‌گذاری مقام معظم رهبری بر سال‌های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۵ نیز دنبال کرد. تأکیدی که ایشان بر اقتصاد مقاومتی، تولید ملی و خصوصاً حمایت از کار و سرمایه ایرانی و رونق اشتغال مؤید این نوع نگاه به تنظیم سازوکار بازار است.

[۵] البته در کشور ایران به دلیل شرایط بومی باید به هر دو این نگرش‌ها توجه داشت.

[۶] به‌طور مثال تکنولوژی حاصل از تحقیق بروی بدنه هواپیماهای رادار گریز در صنایع پزشکی (مهندسی پزشکی- بیو مکانیک) کاربرد دارد.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: