۲۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۵۸
گفتگوی تفصیلی با دو تن از کارشناسان حوزه توسعه روستایی (2)

منشا مشکلات روستا؛ غفلت از اقتصاد روستا/ تولیت توسعه روستایی بر عهده کدام نهاد است؟

وزارت جهاد کشاورزی مناسب‌ترین مکانی است که می‌تواند مسئولیت توسعه روستایی را بر عهده بگیرد. چراکه هم ماهیت اجرایی مباحث روستایی به این نهاد مربوط است و هم بدنه سازمان‌یافته اجرایی این وزارتخانه از عالی‌ترین سطح تا کف روستاها گسترده شده است.

توسعه روستاییبه گزارش عیارآنلاین، از جمله ملزومات توسعه و آبادانی کشور، توسعه روستایی است. چرا که خودکفایی و توانمندی روستا، به مثابه کانون تولید و ارزش آفرینی، افزایش تولید ثروت ملی از یک سو و کاهش بسیاری از آسیب های اجتماعی از سوی دیگر را به دنبال خواهد داشت. با این وجود، اخبار و آمارهای مربوط به روستاهای کشور، گویای وضعیت نگران­کننده اقتصادی- اجتماعی مناطق روستایی است. افزایش موج مهاجرت، گسترش حاشیه نشینی و آسیب های اجتماعی ناشی از آن شاهد این مدعاست.نظر به ضرورت و اهمیت این مسئله، گفت‌و‌گوی با دوتن از کارشناسان این حوزه، آقایان، دکتر خلیل کلانتری استاد اقتصاد و توسعه کشاورزی دانشگاه تهران و دکتر حجت ورمزیاری استاد دانشگاه تهران، صورت گرفت است که بخش اول این گفت‌گو در ادامه می‌آید.

مسئله توسعه روستایی ارتباط تنگاتنگی به مباحث حوزه کشاورزی دارد . این موضوع  اهمیت پرداختن ما به بحث کشاورزی را در راستای توسعه کشاورزی می رساند. قبل از ورود به این بحث به موضوع گسست ارتباط بین دو جامعه  نخبه و اصحاب رسانه اشاره ای می کنیم. متأسفانه این عدم آشنایی و آشتی سبب این شده که به کرات شاهد پرداخته شدن به مسائل حاشیه ای  در رسانه ها باشیم. در حالی که رسانه یک ظرفیت بالقوه برای طرح دغدغه های بسیار جدی و اساسی ملی می تواند باشد و در واقع انعکاس چالش هایی باشد که ما با آنها دست به گریبان هستیم. و متأسفانه درگیر شدن اصحاب رسانه ما با این حواشی آن ها را از متن اصلی دور می کند.

منشا مشکلات روستا؛ غفلت از اقتصاد روستا

دکتر کلانتری: در بحث توسعه روستایی واکاوی و بررسی هایی که ما انجام داده ایم به این نتیجه رسیده ایم که در این بحث یکی از اقدامات اساسی برطرف کردن مشکل ساختار نهادی و سازمانی است. منشأ مشکلات فعلی توسعه روستایی را می توان در تغییر نگاهی جستجو کرد که روستا را از یک بنگاه اقتصادی به یک مصرف کننده خدمات تغییر نگاه داده است. این نگاه به جوامع روستایی سبب آن شد که ما روز به روز خدمات را در روستاهایمان گسترش دهیم و آن چیزی که مورد غفلت واقع شد تولید و اقتصاد روستا بوده است.

photo_2016-12-09_11-43-34

آقای دکتر کلانتری همان­طور که بحث ساختار را مطرح کردید، به نظر شما آیا سازمان متولی توسعه­ ی روستایی و نبود این سازمان یکی از چالش­های توسعه­ ی روستایی است یا خیر و اگر این­طور است نبود این ساختار و سازماندهی، چه صدمات و لطماتی را به روستا­های ما وارد کرده است؟

 تعدد تصمیم گیری دستگاه های اجرایی چالش عمده توسعه روستایی

دکتر کلانتری:در وضع موجود، ما تعدّد تصمیم­ گیری، تعدّد سیاست­گذاری و تعدّد اجرا در بخش توسعه­ی روستایی داریم. اگر شما نگاه کنید، سازمان­ها و نهاد­های زیادی در همین توسعه­ ی روستایی فعالیت می­کنند. این­ مسائل ناشی از این است که نگاه ما به بخش توسعه­ ی روستایی یک نگاه بخشی است. یک نگاه منطقه ­ای نیست که یک جایی در واقع این­ نگاه های بخشی به هم گره بخورند و ما ببینیم که چه نیازی در آن منطقه وجود دارد، چه محصولاتی آن­جا باید تولید شود، در واقع چه صنایع پسین و پیشینی  در آن مناطق باید ایجاد شود. در این تعدّد وظایف، معمولاً تعدّد نهاد­ها اتفاق می­افتد.

بخش کشاورزی ما در واقع یک بخش عمده­­ای از اقتصاد روستایی را تشکیل می­دهد اما تمام اقتصاد نیست. بخش دیگر اقتصاد، خارج از بخش کشاورزی است که تنوع­ سازی فعالیت­های اقتصادی در روستا  را شامل می شود. بخش روستایی هم قادر نیست تمام این فرآیند را در بر بگیرد و در واقع نیاز­های اشتغال کل منطقه­ ی مناطق روستایی را تأمین کند. ما نا­گزیر هستیم که خارج از بخش کشاورزی هم توجه کنیم و تنوع ­سازی فعالیت­های اقتصادی را در بخش خارج از بخش کشاورزی  را هم ببینیم. اما همه ­ی این­ بخش ها به هم ربط دارد و با این تعدد تصمیم­ گیری چالش عمده ­ای که اتفاق خواهد افتاد این است که آن وقت بخش عمده ­ای از انرژی ما صرف فعالیت­هایی در روستا می­شود که در بخش اقتصادی روستا نیست بلکه عموماً در حوزه­ های خدمت­ رسانی مصرف می شود. اما اگر این فعالیت­ ها یکپارچه شوند، آن­وقت ما می­بینیم که در مناطق روستایی توجه اصلی بسیاری از سرمایه­ گذاری­ها به بخش­های اقتصادی متمرکز می­شود اعم از بخش داخل کشاورزی و خارج از بخش کشاورزی.

شما اگر توانستید اقتصاد روستا را سامان دهید، خود روستایی در بقیه ساخت روستا مشارکت می­کند. در پروژه­های عمرانی دیگر مشارکت می­کند. چون توان اقتصادی او را بالا برده­ اید. اما وقتی شما نتوانید توان اقتصادی روستا و روستایی­ ها را  بالا ببرید، وقتی روستایی توان اقتصادی نداشته باشد، امکان ندارد شما بتوانید مشارکت او را جلب کنید این در حالی است که  در بحث توسعه ­ی روستایی مشارکت مردم حرف اول را می­زند و اگر بخواهد بدون مشارکت اتفاق بیفتد، امکان­پذیر نخواهد بود. بنابراین روی این اصل است که ما می­گوییم توجه اصلی توسعه­ ی روستایی باید متمرکز به فعالیت­های اقتصادی شود بقیه مباحث در کنار این می­تواند اتفاق بیفتد.

آقای دکتر ورمزیاری همانطور که آقای دکتر کلانتری به لزوم تشکیل سازمان متولی روستا اشاره ای داشتند؛ نظر شما در این ارتباط چیست؟

فقدان اتاق فکر عملیاتی در توسعه روستایی

دکتر ورمزیاری: اعم مشکلات ما در حوزه توسعه روستایی ناشی از فقدان یک مغز متفکر و یک اتاق فکر است. یعنی الآن حوزه ­ی توسعه­ ی روستایی ما اتاق فکری ندارد. اتاق فکر هم به این مفهوم نیست که ما یک ستادی تشکیل دهیم و بعد بگوییم این اتاق فکر موفق می­شود. لازمه­ ی بحث اساسی که در موفقیت سازمان مطرح است این است که پیوستگی سازمانی وجود داشته باشد. یعنی اگر ما اتاق فکر خیلی خوبی را هم تشکیل دهیم، ده تا از عالی­ ترین متخصص ­ها و صاحب­نظر­ها هم در آن عضو شوند، بیایند ایده­ های خوبی دهند ولی به یک بازوی اجرایی وصل نباشد که این  ایده ها را پیاده کند، عملاً هرز می­گردد یعنی به موفقیت لازم نمی­رسد.

دستگاه­های اجرایی ما هم متأسفانه برای پروژه ­های بزرگ، برای آزاد­راه، برای بزرگراه ساخته شده ­­اند.ما یک متولی ­ای نیاز داریم، نه این­که همه­ ی وظایف اجرایی را خود او انجام دهد ولی رویکرد عینک روستایی را به پروژ­ه های روستایی بزند و واقعاً با آن ماهیت متفاوت روستا ها عهده دار مسئولیت شود. مطمئناً اگر این دیدگاه پیاده شود، در هزینه­ های عمومی کشور هم به شدت صرفه­ جویی می­شود . ما الگوی جهاد سازندگی را در بحث راه­ ها داشته­ ایم که حالا می­توانیم این هزینه­ ها را مقایسه کنیم.

آقای دکتر کلانتری اگر مصادیقی که دستگاه ­های زیادی در روستا­ها فعال هستند و بعضاً در حوزه کاری آنهاموازی­ کاری  و تداخل صورت می گیرد، سراغ دارید، بفرمایید. وهمچنین  دو طرح عمده­ای که درحال حاظر در روستا­ها اجرا می­شود، یکی طرح هادی روستایی است و یکی هم پرداخت تسهیلات مشارکتی و غیر­مشارکتی است. نظر شما نسبت به این دو طرح چیست و آن مصداق­ها را هم اگر ذهنیت دارید، بفرمایید؟

طرح هادی رویکرد فیزیکی کالبدی دارد و نه توسعه اقتصاد روستا

دکتر کلانتری: در ایران حدود ۲۹%  از جمعیت ما در مناطق روستایی زندگی می کنند. اما سهم اعتبار و بودج ه­ای که به جمعیت روستایی تعلق می گیرد  شاید به سه درصد یا کمتر از سه درصد برسد و در واقع اگر شما بند­های آن بودجه را هم نگاه کنید، خیلی از بودجه­ های روستایی هم تحت عنوان شهر و روستا  مطرح می­شوند ؛ باز شما می­بینید که در این­ زمینه هم ظلم مضاعفی به روستا­یی­ها می­شود.

  در رابطه با آن دو طرحی که شما مطرح کردید و یکی از آن­ها طرح هادی روستایی بود باید بگویم که ما مخالف طرح­های هادی روستایی نیستیم. بالاخره طرح ­های هادی روستایی مسکن روستایی را سامان می­دهند،  به بهداشت محیط و به مناطق روستایی رسیدگی میکنند.  اما بحث اصلی این است که نگاه طرح هادی روستایی بیشتر یک نگاه فیزیکی و کالبدی به مناطق روستایی است . علاوه بر این این طرح ارتباطی با بحث اقتصاد روستایی ندارد.

 طرح­های هادی  با یک نگاه شهر­سازی به روستا انجام می­شود. یعنی عمدتاً شهر­ساز­ها هستند که این طرح ­ها را اجرا می­کنند. سطوح سرانه ­هایی هم که برای مسکن روستایی پیش­بینی می­شود، بیشتر الگو گرفته از تجارب شهرسازی است که در ایران وجود دارد. در صورتی که اصلاً بخش عمده­ا ی از مباحث مسکن روستایی این است باید مسکن روستایی با توجه به ملاحظات روستایی صورت گیرد و با اجرای این طرح برای روستائیان محدودیت های جدیدی ایجاد نکنیم. این­ نوع طراحی نشان می­دهد که طراحان طرح هادی روستایی به لحاظ فرهنگی و اجتماعی،  با مباحث روستاییان ما آشنا نیستند و ملاحظات مربوط به آن ها را در نظر نمی گیرند.  این در حالی است که در این طراحی ها باید  مسائل اجتماعی، فرهنگی و معیشتی روستائیان را لحاظ کرد.

طرح­های هادی را بنیاد مسکن انجام نمی­دهد بلکه با مهندسین مشاور قرار­داد بسته وآنها کار تهیه و تدوین را انجام می دهند در خیلی از مواقع ممکن است که بنیاد مسکن این بودجه را نداشته باشد و بعد از استان­ها این هزینه را تأمین می کند. یا بعضی مواقع ممکن است که تحت عناوین مختلف از روستا­یی­ها بگیرد. طراحان طرح هادی روستایی الگو­های شهری را در مناطق روستایی اجرا می­کنند. روستایی که اقتصاد او سامان ندارد، چطور برای طرح­های هادی که می­خواهد باز­نگری شود هزینه بپردازد.

بحث طرح اعطای تسهیلات مشارکتی و غیر­مشارکتی را که در  معاونت توسعه ­ی روستایی ریاست جمهوری در حال اجرا است را به چه شکلی ارزیابی می کنید؟ در مباحث توسعه روستایی اعطای اعتبارات و تسهیلات از چه اولویتی برخوردار است؟

دکتر کلانتری: همان طور که اشاره شد تزریق پول برای مناطق روستایی همیشه مفید  است. اما باید دید با چه هدفی این تزریق پول صورت می گیرد؟  اگر این تزریق پول برای این باشد که بتواند اقتصاد روستا را شکوفا کند، بتواند بنگاه­های اقتصادی کوچک­ مقیاس را در مناطق روستایی ایجاد کند و  اشتغال ایجاد کند  و  پتانسیل­ ها و فرصت­هایی که در مناطق روستایی در بخش تولید شغل  و اقتصاد  سرمایه ­گذاری شود می توان گفت در واقع این اعتبارات جهت درستی را دنبال می کند.اما اینکه شما برنامه­ ای برای این کار نداشته باشید و بعد بخواهید که اعتباری را برای این موضوع تخصیص دهید،  تزریق اعتبارات جهت درستی را دنبال نخواهد کرد.

 در مناطق روستایی هم ما ابتدا باید بیاییم توانمندی­ ها و  نیاز­های روستایی را شناسایی کنیم، ببینیم فرصت­ هایی که در آن­جا وجود دارد چه چیز­هایی است و بعد مشارکت مردم را جلب کنیم و در این صورت ما بیاییم در واقع بخشی از این نیاز­های اعتباری را از طریق این اعتباراتی که تخصیص می­دهیم، تأمین کنیم. در این­جا اعتقاد من بر این است که اگر این منابع به صورت مشارکتی، یعنی بخشی از این آورده­ی خود روستایی­ها باشد و بخشی از این­ها در واقع کمک دولت باشد، مو­فق­تر عمل خواهد کرد.

 دهیار طبق قانون مدیر روستا است و به عنوان نماینده­ حاکمیت در روستا عمل می کند. نظر شما در مورد وضعیت موجود دهیاری­ها، عملکرد آن­ها یا تأثیر­گذاری آن­ها بر بحث­های توسعه ­ی روستایی چیست؟ آیا قرار است دهیاری­ها همان نقشی که شهر­دار در شهر­ها ایفا می­کند را ایفا کنند؟

تقش ضعیف دهیاری های وزارت کشور در اقتصاد روستا

دکتر کلانتری: در قانون برای دهیاری ها حدود ۴۸ وظیفه تعریف شده است این طیف  گسترده وظایف بخش مدیریت روستایی، بخش رسیدگی و سامان دادن به مشاغل روستایی را شامل می شود. اما مسئله  اساسی این است که در بحث مدیریت روستایی نقش این قوانین در بعد اقتصاد روستایی ضعیف است. به اعتقاد ما نکته­ ی کلیدی، اقتصاد روستا است. تا زمانی که اقتصاد روستا  محور کلیدی  قرار نگیرد .هر گونه خدمات دادن در حاشیه خواهد بود. بنابراین نقش دهیار هم به عنوان کسی که مدیر روستا در بحث اقتصاد روستایی بسیار ضعیف  و یا صفر است.

 ما از این­جا بهتر می­توانیم وارد آن بحث تعدّد و تصمیم­گیری شویم. دلیل آن هم این است که مدیریت روستایی، در واقع دهیاری­ها و شوراء­ها در اختیار وزارت کشور است که  این وزارت خانه اساساً یک وزارت خانه سیاسی است و متولی اقتصاد روستا نیست. متولی این نیست که مسائل مشاغل را سامان دهد و در واقع شغل ایجاد کند. می­گوید من می­خواهم به لحاظ اداره­ی سیاسی نظارت کنم به اتفاقات و مسائلی که در روستا می­گذرد. بنابراین نگاه او، نگاه اقتصادی نیست. هما­ن­طور که فرض کنید نگاه بنیاد مسکن اقتصادی نیست. نگاه بنیاد مسکن یک نگاه فیزیکی کالبدی است.  آن مقوله­ی مغفول در این­جا اقتصاد روستایی است که ما نه به لحاظ الگو­های توسعه­ای، مدل اقتصادی توسعه­ی اقتصادی برای مناطق روستایی داریم و نه ساختار­های ما برای این  موضوع طراحی شده است. این بزرگترین خلأیی است که در بحث ساختار و نهاد­های مدیریتی و متولی در مناطق روستایی وجود دارد.

آقای ورمزیاری با توجه به همین تعدّد سازمان ­ها ، مأموریت ویژه ­ی سازمان متولی توسعه روستایی چه می­تواند باشد و این سازمان متولی که طرح آن هم مطرح است، در چه کار­هایی اجرای  می­تواند وارد شود؟

ماموریت های اصلی سازمان توسعه روستایی

دکتر ورمزیاری: مأموریت کلی این سازمان تحقق  توسعه­ ی روستایی با تمام ابعاد آن است بحث محوری در این جا  بحث اقتصاد روستا و معیشت پایدار برای روستاییان و بهبود کیفیت زندگی  است. در این راستا وظایف اساسی برای این سازمان تعریف شده است. از ­جمله:

 ۱- استقرار نظام  محلی است که طرح­ها و برنامه­های روستایی از دل خود روستا­ها بجوشد. نیاز­محور باشد نه عرضه­محور و بر اساس منافع دستگاه­ها.

۲- وظیفه اصلی  بحث نظارت ارزیابی میدانی و پایش ارزشیابی است که در واقع برای پروژه­های دستگاه­های مختلف در عمل چه اتفاقی می­افتد.

۳- هماهنگی بین دستگاه­های مختلف در حوزه­ی توسعه­ی روستایی

۴- هماهنگی در سطوح میانی و در سطوح میدانی

 این وظایف اصلی سازمان است در ذیل این وظایف ، وظایف فرعی دیگری هم تعریف می شود.  منتها ما معتقد هستیم که این سازمان، فقط سازمان برنامه ­ریز و نظارت­گر و سیاست­گذار کلان نمی­تواند باشد.در این صورت فقط در حد توسعه­ ی کار­های خود می­ ماند.  نظام برنامه­ ریزی محلی  در این جا برای اجرای سیاست های این سازمان به عنوان یک بازوی اجرایی قوی می تواند ایفای نقش کند و باید کمیته­ هایی در سطح دهستان و شهرستان با حضور مردم ایجاد شود که بحث ارزیابی ، برنامه­ ریزی، اولویت ­گذاری، اولویت­ بندی، تعیین اهداف و غیره را  در سطوح محلی انجام دهد. توانمند­سازی اجتماعات محلی برای برنامه­ ریزی خود یک کار اجرایی است بنابراین این سازمان باید این کار اجرایی را انجام دهد.

به جای طرح هادی باید یک طرح تکامل­ یافته ­تری مثل طرح توسعه تعریف شود که ابعاد اجتماعی اقتصادی آن پر­رنگ­تر باشد. این کار اجرایی است یا خیر؟

بالاخره یک بدنه­ای باید باشد که این کار­های اجرایی را انجام دهد.  مثال دیگر در این زمینه توسعه­ ی بنگاه­ های اقتصادی و فراهم کردن مشارکت مردمی و رشد نهاد­های غیردولتی در سطوح محلی است این موضوع هم یک بدنه اجرایی نیاز دارد.  برای توسعه روستایی نیازمند نیروهایی هستیم که با توسعه­ ی روستایی آشنا باشد و با مشارکت جامعه­ ی محلی، نهاد­سازی­های محلی را انجام دهد. البته روی بعضی از بحث­ها محل اختلاف است که آیا بحث سیاست­گذاری و مدیریت راه روستایی هم در زیر مجموعه وظایف این سازمان بیاید یا خیر ؟ اما این بحث کلیدی نیست. بحث کلیدی آن همین بحث اقتصادی و توانمند­سازی اجتماعات محلی است.

طرح هادی، آب و فاضلاب، حمل و نقل جاده­ای،  چطور؟

دکتر ورمزیاری: آب و فاضلاب خیلی ضرورتی ندارد که به وظایف سازمان اضافه شود؛ چون سازمان را در­گیر وظایف متفرقه می­کند. راه شاید یک توجیهی داشته باشد. چون به تازگی معاونت راه روستایی را در وزرات راه و شهرسازی منحل کرده­اند و این موضوع  مطمئناً به ضرر راه­های روستایی خواهد بود.

در بحث حمل و نقل جاده­ای چطور؟

دکتر ورمزیاری: در حمل و نقل، چون بحث حمل و نقل بار هم داریم، موضوع کمی متفاوت است.علی رغم این که در برنامه ­ی پنجم توسعه بحث حمل و نقل بار کشاورزی تعیین تکلیف شده است.  یکی از معضلات عمده ­ی ما همین عدم سیستم حمل و نقل در بخش کشاورزی است.  وزارت جهاد کشاورزی باید به این سیستم حمل و نقل توجه  کافی کند  چرا که توسعه­ ی کشاورزی فقط تولید محصول خام نیست. بلکه باید به بازار آن هم  توجه شود. یک بخش عمده­ی بازار هم بحث حمل و نقل است. این موضوع با این توجیهی که ارائه شد را می توان به وظایف سازمان ملحق کرد.

بحث طرح هادی را چطور؟ بعضی­ها معتقد هستند که بنیاد مسکن که یک نهاد انقلابی است به سرنوشت جهاد سازندگی دچار خواهد شد؟ نظر شما در این مورد چیست؟

دکتر ورمزیاری: وقتی ما می­گوییم سازمان توسعه­ ی روستایی می­خواهد تشکیل شود، نمی­توانیم بگوییم طرح توسعه­ ی این سازمان را که مبنای کلیدی هماهنگی چه در سطح روستا و چه در سطح منظومه­ ی روستایی است و همه دستگاه ها باید بر اساس این نقشه راه عمل کنند. را یک سازمان دیگر تدوین و اجرا کند. نمی­توانیم بگوییم ما یک سازمان توسعه­ ی روستایی داریم باید یک نهاد عمرانی فیزیکی کالبدی برود برای این سازمان طرح توسعه تدوین کند.

 مأموریت بنیاد مسکن  با توجه به دستور امام (ره ) مشخص است.دلیل تشکیل بنیاد مسکن رسیدگی به مسکن محرومین است.  ما در بحث مسکن محرومین معضل  جدی داریم. بنیاد مسکن بهتر به نظر می رسد باید به وظیفه ذاتی خود بپردازد. بحث طرح هادی هم به جهاد سازندگی  متعلق بود. بعداز این­که جهاد سازندگی منحل شد این وظیفه به بنیاد مسکن منتقل شد. در واقع این وظیفه ذاتی بنیاد مسکن نبوده که بگوییم با گرفتن این وظیفه از بنیاد مسکن ، بنیاد منحل می شود.

آقای دکتر کلانتری انتقادی که نسبت به این طرح و بحث­های ساختاری مطرح می­شود، این است که مگر مشکل ما ساختار است. مگر ما چقدر ساختار را تغییر دادیم و به توسعه رسیدیم. مشکل برنامه بوده است. ما برنامه نداشتیم که به توسعه نرسیدیم. مثال هم می­زنند. می­گویند ما وزرات صنعت معدن تجارت را از ادغام یکی، دو وزارتخانه ایجاد کردیم. آیا ساختار­سازی و ادغام سازمان­ها در هم یا تشکیل یک سازمان از لحاظ ساختاری، مشکل توسعه را حل می­کند یا نه مشکل ما برنامه است. ما باید برنامه داشته باشیم. نظر شما در این مورد چیست؟

 لزوم تبدیل طرح هادی به طرح پیشرفت روستایی

دکتر کلانتری: اگر ساختار­ها درست طراحی نشوند، برنامه­ ها درست اجرا نخواهند شد. شما در یک ساختار درست می­توانید برنامه­ های توسعه­ ی مناسب را تدوین و اجرا کنید. در غیر این صورت دوباره تضاد و تناقض در سیاست­گذاری پیش خواهد آمد. در اجرا تضاد و تناقض و دوباره­ کاری و چند­کاره­ کاری پیش خواهد آمد و بخش عمده­ای از انرژی ، بودجه ­ی و اعتبارات ما، ممکن است که این وسط هدر برود. بنابراین ما معتقد هستیم قبل از این­که  یک برنامه­ ی داشته باشیم، ابتدا باید ساختار­های خود را درست طراحی کنیم. اگر این ساختار­ها اصلاح شد، آن موقع شما می­توانید  برنامه­ های جامعی را در آن بدنه طراحی کنید و در آن بدنه و آن ساختاری که طراحی کردید، این برنامه ها را به اجرا بگذارید. ما منکر برنامه­محور بودن نیستیم اما معتقد هستیم که قبل از تدوین هر بر­نامه­ای باید ساختار اصلاح شود .

دکتر ورمزیاری: مگر ما در برنامه­ ی چهارم توسعه، اهداف مشخص برای توسعه­ ی روستایی نداشتیم؟ مگر در برنامه­ ی پنجم، ماده­ی ۱۹۴ وظایفی در حوزه­ های مختلف روستا مثل حمل و نقل، راه، فرش دستباف،  نگذاشت. آخر چه شد؟ اجرا شد یا نشد؟  نشد. یکی از دلایل آن این بود که  ساختاری که پیگیر باشد و این­ وظایف را از دستگاه­های مختلف پیگیری کند را در اختیار نداشتیم. در واقع روستا سخنگو نداشت. بنابراین این حرف، حرف درستی نیست که فقط بگوییم برنامه­محوری و ساختاری را برای آن در­ نظر نگیریم.

اولویت با چیست؛ اصلاح ساختار یا تدوین برنامه؟!

دکتر کلانتری: ما بدون برنامه هر کاری بخواهیم انجام دهیم، ثمری نخواهد داشت. در بحث تخصیص اعتبارات هم باز همین موضوع مطرح است.علت این­که ما  به بحث ساختار پرداختیم این بود که به دلیل تعدّد نهادی و سازمان های که در امر توسعه ­ی روستایی وجود داشت، هر کس برنامه­ ی خاص خود را دنبال می­کند. بنابراین این­ برنامه ها تداخل پیدا می­کند و  در واقع سیاست­ های متضاد و متناقضی دنبال می­شود، در نتیجه برنامه­ های متناقضی در کشور اجرا می­شود. به این دلیل ما آمدیم  و به ساختار پرداختیم. در این بحث ساختار هم سه سناریو مطرح کردیم

شورای عالی در عمل کارایی نخواهد داشت

سناریوی اول: یک سناریو در وضع موجود است که همین نهاد­ها و ساختار­ها به این شکل فعلی خود باقی بماند اما  یک شورای عالی هماهنگی­ ای تشکیل شود که سازمان­ها و نهاد­های مختلف بتوانند آن را در حد سیاستی هماهنگ کنند. ولی تجربه نشان داده است که چه قبل و چه بعد از انقلاب تجربه موفقی نبوده است. ما قبل از انقلاب هم  تجربه­ ی  شورای عالی داشتیم که در عمل  این شورای عالی در حد سیاست­گذاری هماهنگی می­کرد اما در مرحله­ ی تدوین برنامه­ ها دچار تداخل وظایف بودیم.

به عنوان مثال شورای عالی معماری و شهر­سازی را مثال می­زنند و گفته می شود برای توسعه روستایی هم یک شورای عالی­ مثل شورای عالی معماری و شهرسازی داشته باشیم.

 وظایف شورای عالی شهر­سازی مشخص است. شورای عالی معماری شهر­سازی در حوزه­ی مسائل تدوین و تصویب طرح­های جامع و تفصیلی عمل می­کند؛ آن هم در حد شهر­های بزرگ تری که چون شهر­های دیگر در سطح استان – شهر­های کوچک، زیر ۲۵۰ هزارنفر عمدتاً در همان استان تصویب می­شود ودر شورای عالی شهر­سازی نمی­آید. در شورای عالی شهر­سازی، بر مبنای یک سری ملاحظات مربوط به طرح­های جامع و تفصیلی، این­ها تصویب می­شوند. همان بحث فیزیکی و کالبدی را بر اساس ضوابط و مقرراتی که برای شهر­سازی و معماری وجود دارد تصمیم­ گیری می­کنند. بنابراین بحث آن اصلاً قابل مقایسه با بحث روستا نیست ما به صرف این­که بیاییم یک شورایی را ایجاد کنیم کارها پیش نمی رود. ما این سناریو را از قلم نیانداخته­ ایم که بگویند این سناریو هم بوده است و شما به آن توجه نکرده­اید.

لزوم وجود تشکیلات ملی و منطقه ای در سازمان توسعه روستایی

سناریوی دوم: ما سازمانی ایجاد کنیم به نام سازمان توسعه­ ی روستایی یا سازمان توسعه و عمران روستانی زیر نظر ریاست جمهوری، و معاون اول رئیس جمهور، رئیس این سازمان بشود که مسائل روستایی  و آن وظایفی که قابل تفکیک هستند، از سازمان­های دیگر منتزع شوند و در این­جا بیایند. این سناریو هم یک سناریوی قوی است که مدافعان جدی خود را دارد. توجیه آن ها هم این است که قدرت اجرایی دارد و  می­تواند همراهی دستگاه­ها را  به همراه داشته باشد.

اشکال این سناریو در این است که این سازمان بدنه ­ی تشکیلاتی تا پایین ترین سطح کشور ندارد. یعنی یک سازمانی است که بیشتر وظایف ستادی انجام می­دهد. شما  تشکیلاتی که در سطح معاونت رئیس جمهور است را نه در استان دارید، نه در شهرستان دارید و نه  دهستان. بنابراین به لحاظ ستادی فقط می­تواند نقش ایجاد کند. در صورتی که مسائل روستا، یک سری مسائل اجرایی هستند. شما باید یک سازمانی را طراحی کنید که تا سطح دهستان بتواند نقش­آفرینی کند.

درهم تنیدگی توسعه روستایی و کشاورزی

سناریوی سوم:   سناریوی سوم این بود که ما سازمانی به نام سازمان توسعه­ ی روستایی ایجاد کنیم که این سازمان توسعه­ ی روستایی زیر نظر وزارت جهاد کشاورزی باشد. برای این­که سطح آن مقداری از معاونین وزیر بالا رود، گفتیم که می­تواند قائم مقام وزیر کشاورزی به عنوان رئیس یا مدیر این مجموعه انتخاب شود. چون بعضی از وظایف سازمان­ های دیگر زیر نظر این سازمان قرار می­گیرد،  این سازمان دوباره یک کمیسیونی یا یک مجمعی دارد که شورای هماهنگی است که با ریاست رئیس جمهور تشکیل می شود. این هماهنگی فقط برای بخش­هایی است که خارج  از سازمان مانده­ اند.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: