۴ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۵۸
طریقت منفرد:

طرح تحول سلامت به ضد خودش تبدیل شده است

طریقت منفرد، وزیر سابق بهداشت: وقتی به حضرت آقا این طرح را معرفی کردند، تشکر کردند و گفتند مواظب باشید که این طرح به ضد خودش تبدیل نشود، قابل استمرار باشد و قدر مطلق پرداخت مردم کاهش پیدا کند. سومی که به شدت افزایش پیدا کرده است و اینکه استمرار می‌تواند داشته باشد، می‌دانید الان در تامین منابعش به اشکال خوردیم و نهایتا این سوال را پیش می‌آورد که به ضد خودش تبدیل شده است یا نشده است.

به گزارش عیارآنلاین، تحول در نظام سلامت یکی از آرزوی دیرینه مدیران ارشد وزارت بهداشت بوده است اما اینکه تغییرات در چه زمینه‌ای باید صورت بگیرد و اولویت در چیست، همواره یکی از درگیری‌های همه وزرای بهداشت بوده است. به همین دلیل به سراغ دکتر محمدحسن طریقت منفرد رفتیم تا درباره ایرادات و مشکلات بنیادین نظام سلامت در ایران صحبت کنیم.

به گزارش رجانیوز، دکتر طریقت منفرد دارای دکترای طب عمومی و متخصص جراحی چشم است و در سال‌های گذشته عضو هیأت مدیره و معاون درمان سازمان تأمین اجتماعی، معاون سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی، مدیر دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، مسؤول بیمه و درمان کمیته امداد امام خمینی(ره)، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی و نیز رئیس بیمارستان امام حسین(ع) بوده است. وی همچنین در ماه‌های پایانی دولت دهم به عنوان وزیر بهداشت انتخاب شد.

آقای دکتر؛ از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم یکی از معدود موضوعاتی که دولت خیلی به آن افتخار می‌کرد و به عنوان تبلیغات در بوق و کرنا کرد این بود که ما این «طرح تحول نظام سلامت» را پیش می‌بریم. الان سه سال از آغاز فعالیت دولت و اجرای این طرح گذشته است. شما به عنوان کسی که در عالی‌ترین مقام مسئولیت داشتید و متخصص این امر هستید، یک برآیند کلی از این طرح بخواهیم بدهید که الان بعد از سه سال به کجا رسیدیم، قابلیت ادامه دارد یا ندارید، اصلا باید متوقف شود، یا نه و ایرادات آن چیست؟

در رابطه با بخش سلامت، در چند دهه اخیر در دنیا اتفاقات جهشی افتاده است. با پیشرفت علم و تکنولوژی در این بخش، عملا هزینه‌های درمان به قدری بالا رفته که حتی ثروتمندترین کشورها جهت تامین همه منابع موردنیاز، قادر نیستند. در این رابطه از سال ۸۰ یکسری اقدامات کارشناسی جدی شد، به این ترتیب که همکاران ما و کارشناسان داخلی به کشورهای مختلف سفر کردند و دوره‌هایی را دیدند و اطلاعاتی را جمع کردند و کارشناسان خارجی دعوت شدند، زحمت زیادی کشیده شد و یک طرح جامعی در رابطه با نظام سلامت تهیه شد.

سال ۸۰؟

 در زمانی که آقای دکتر پزشکیان وزیر بودند. متاسفانه این طرح به اجرا نرسید، یعنی این اطلاعات به اجرا نرسید. مهمترین آن پزشک خانواده بود که فعالیت خیلی زیادی انجام شد، چهار تا استان انتخاب شدند، همه بستر آن فراهم شد، یکدفعه متوقف شد.

چه زمانی متوقف شد؟

همان اواخر دولت هشتم.

توقف آن دلیل خاصی داشت؟

مهمترین دلیلش این است که پزشک خانواده تنها راه ساماندهی نظام سلامت در کشورهای پیشرو بود و روی این که انواع مختلفی دارد مطالعه شد که قرار شد اجرا شود، ولی نظام سلامت اگر  سامان پیدا کند، بالاخره خیلی از ذینفعان سرشان کلاه می‌رود، یک مقداری دست و بالشان بسته می‌شود. اینجا یک پرانتز باز می کنیم، ببینید حضرت امام خیلی راجع به نظام سلامت و عملا احیای طب قدیم خودمان که استکبار از ما گرفت، سفارشاتی دارند و در بعضی از سخنرانی‌هایشان خیلی واضح این خواسته‌ها مطرح شده است.

 ایشان در یکی از سخنرانی‌هایشان می‌فرمایند که استکبار همه چیز استعماری دارد، فرهنگ استعماری، طب استعماری و … دارد. طب نوین الزاماتی در دنیا دارد، چون ما از آنها تقلید کردیم. اگر الزاماتش رعایت نشود، همان طب استعماری می‌شود. ما ۱۶-۱۵ سال در ویترین کشورهای سرمایه‌داری که آلمان غربی بود، این طب را با الزاماتش تجربه کردیم، با این طب زندگی کردیم. آنجا کرامت انسانی را دیدیم. جایگاه فرهیخته پزشکان را به خاطر خدمات دلسوزانه‌شان، نه انحصارطلبی، دیدیم. این است که آن طب با آن الزاماتش خیلی به درد بشر امروز دنیا خورده است.

در کشور ما الزاماتش رعایت نمی‌شود، تقریبا اصلا رعایت نمی‌شود. مهمترین الزامش این است که در کشورهای پیشرو به پزشک اجازه نمی‌دهند در مدیریت بهداشت و درمان دخالت کند. مدیریت بهداشت و درمان یک پدیده فرابخشی است و حداقل ارتباط را با پزشکی دارد. اقتصاد سلامت، حقوق سلامت، مدیریت سلامت، جامعه‌شناسی سلامت، علم بسیار پیچیده‌ای شده است.

 من رزومه ۴۴ وزیر بهداشت ۱۶ کشور اول دنیا را در طول هشت سال درآوردم، از این ۴۴ وزیر، ۴۱ نفر غیر پزشک هستند. آن سه نفری هم که از گروه پزشکی هستند، هیچ وقت فعالیت انتفاعی در بخش ندارند.  پاشنه آشیل داستان اینجاست.

چیزی که کاملا برعکسش در ایران هست.

بله، استدلال‌های زیادی هم برای آن وجود دارد. مهمترین استدلالش که همه صاحبنظران، نهادهای علمی و بین‌المللی حتی امثال سازمان بهداشت جهانی، بانک جهانی، می‌گوید تنها بخشی که نباید سرنوشت مصرف کننده را به فراهم‌کننده سپرد، بهداشت و درمان است، چرا؟ چون همه ما می‌دانیم در همه رشته‌ها مصرف‌کننده حق انتخاب، جایگزینی و صرف‌نظر کردن دارد. تنها جایی که وقتی کسی با بیمار عزیزش نزد پزشک می‌رود، هر کاری که پزشک می‌گوید انجام بدهید، باید انجام دهد؛ یعنی با حداکثر آسیب‌های اجتماعی. یعنی آنجاست که پدر به خاطر فرزند یا خانواده‌اش ممکن است از دیوار مردم هم بالا برود یا زن به خاطر فرزند، همسر و اعضای خانواده‌اش هر کاری را انجام دهد. اینجا آنجایی است که مصرف‌کننده نه حق جایگزینی دارد، نه حق صرف‌نظر کردن دارد، نه حق نپذیرفتن دارد. اینجا می‌گویند باید حاکمیت به داد این بیمار برسد. نباید این را رهایش کند. این مهمترین دلیلش است، ضمن اینکه وقتی پزشک با بیمار در مسائل مالی رودررو قرار بگیرد، آن اعتماد پزشک و بیمار از بین می‌رود. آن وقت اینجاست که خیلی از خدمات آن اثری را که باید داشته باشد به خاطر مسائل سایکوسوماتیک یا روانی آن پیدا نمی‌شود.

مثلا واقعیت این است که پزشک به لحاظ حرفه‌ای خیلی راحت با صاحب‌منصبان حاکمیت ارتباط عاطفی برقرار می‌کند، یعنی خیلی‌ها ممکن است که در موقع مراجعه به پزشک رنجیده یا سرخورده شوند. ولی وقتی یک مسئولی به پزشک مراجعه می‌کند، با خدماتی که می‌گیرد حتما راضی است. بنابراین ارتباط عاطفی برقرار می‌شود و آن وقت داستان «کدخدا را ببین، دِه را بچاپ» واقعا مطرح است.

بنابراین اینجا برای حفظ و صیانت از جایگاه فرهیخته پزشکی، خود جوامع پزشکی هم متوجه شدند که مدیریت که در واقع رویارویی پزشک را با بیمار در مسائل مالی به وجود می‌آورد، به نفع شأن و منزلت پزشک نیست. به همین دلیل شما در دنیا کرامت بیمار و جایگاه فرهیخته پزشک را می‌بینید. چون این ارتباط اداری و مالی بین آنها برقرار است. این جزو الزامات طب نوین است. این طب نوین الزامات بسیار دیگری هم دارد که اینها خوشبختانه در قانون پنجم برنامه توسعه دیده شد.

تا قبل آن نبود؟

تا قبلش به این صورت منسجم نبود و به تبع آن در سیاست‌های ابلاغی روی آن تاکید شده است. هم قانون است، ولی می‌شود گفت تقریبا هیچ کدام از آنها اجرا نشد. این را البته صاحبنظران می‌گویند، همه مستنداتش موجود است. رئیس جلسه علنی مجلس یا کارشناسان، بسیاری از نماینده‌ها، وقتی اظهارات اینها را مطالعه می‌کنید، به هر صورت مشکل اول ما این است که قانون رعایت نشده است.

بالاخره دنیا به این نتیجه رسیده است. چون می‌دانید مدیریت بهداشت و درمان در دنیا با مشارکت همه شرکای اجتماعی اداره می‌شود و اینجا بیمار رُکن اصلی آن است، چون بیشترین سهم را در این مشارکت دارد. این بیمار است که سلامت، آبرو، جان، ناموس، اعتبار و مالش را می‌آورد. منِ فراهم‌کننده که یکی از شرکای ذینفع هستم، من علم و انرژی خود را می‌آورم یا مثلا تامین‌کننده منابع، پول را می‌آورد. بیشترین سرمایه‌گذاری را در این مشارکت، مصرف‌کننده دارد که در کشور ما هیچ اثری از آثارش در این مشارکت نیست.

بنابراین آن چیزی که در قانون آمد، چون مجری آن ما هستیم، ما نه فقط مجری هستیم، واقعیت این است که ما در مجلس قانون تصویب می‌کنیم، یعنی هر چیزی از کمیسیون بهداشت بیرون می‌آید، چون بحث تخصصی و سلامت مردم است، نمایندگان تبعیت می‌کنند. در مجلس قانون تصویب می‌کنیم و همه ما هم وابسته به وزارت بهداشت هستیم. در وزارت بهداشت اجرا می‌کنیم، در نظام پزشکی قرار است نظارت کنیم و در پزشکی قانونی خودمان به حقوق از دست رفته مراجعه‌کنندگان رسیدگی می‌کنیم. من فکر می‌کنم چنین چیزی نه تنها در دنیا وجود ندارد، در تاریخ وجود نداشته است.

یعنی یک حلقه بسته‌ است؟

همه اختیارات دست ماست. مثلا وقتی قانون می‌گوید که از وقتی پزشکی پیچیده شده، برای استفاده از آن راهنمای بالینی، راهنماهای تخصصی لازم است. این متن صریح قانون و سیاست‌های ابلاغی است. یعنی ما باید ضابطه داشته باشیم در موارد مختلف با بیمار چه کنیم. این در همه جای دنیا هست، ما زیر بار نرفتیم. البته در مدت کوتاهی این راهنماهای تخصصی نوشته شد، در اوایل سال ۹۲ و تکثیر هم شد، ولی بایگانی شد. یا مثلا بحث پزشک خانواده مطرح شد. محور طب در دنیا، طب عمومی است. تخصص و فوق تخصص شاخ و برگ‌های آن هستند. یعنی یک کسی که مثل من چهل و چند سال است با چشم کار دارد، دیگر زیاد از مسائل عمومی طب چیزی نمی‌داند. این طبیب عمومی است که این مجموعه را می‌شناسد، برای تکمیل تشخیص و درمانش از تخصص‌ها کمک می‌گیرد.

ما طب عمومی را در کشورمان مضمحل کرده‌ایم. در برنامه چهارم توسعه بند (ب) ماده ۹۱ تاکید داشت که تا آخر برنامه باید پزشک خانواده در کشور مستقر شود. در سال ۷۴ دولت آقای هاشمی تکلیف کرد که پزشک خانواده اجرا شود. الان تقریبا ۲۱-۲۲ سال از آن گذشته است و در برنامه پنجم هر ماده‌ای که می‌دیدید، پزشک خانواده هم در آن وجود داشت. ولی آن چیزی که بعضا تحت عنوان پزشک خانواده از آن نام برده می‌شود، هیچ ارتباطی به طرح پزشک خانواده ندارد، چون طرح پزشک خانواده چند رکن دارد.

رکن اولش این است که بیمار ولی‌نعمت است. چطوری بیمار ولی‌نعمت است؟ پزشک را بیمار انتخاب می‌کند. چطوری انتخاب می‌کنند؟ غنی است، فقیر است، مریض می‌شود، نمی‌شود، دکتر می‌رود و اینها نیست، کارت بیمه‌اش  را در یک  فاصله زمانی می‌گیر و به پزشکی می‌دهد که قبولش دارد. با این کارت بیمه‌ها معیشت پزشک تعیین می‌شود. بنابراین پزشک دنبال جذب بیمار است. آن وقت اینجا بیمار ولی‌نعمت می‌شود، اتومات ولی‌نعمت می‌شود. برای پزشک هم فرقی نمی‌کند این بیمار فقیر یا غنی است. پزشک بابت این کارت یک سرانه‌ای از نظام بیمه‌ای می‌گیرد. این اقدام اولش است که بیمار مطلقا کارفرما و ولی‌نعمت است.

 الزام دومش این است که پزشک اگر هزار تا بیمار دارد، هزار تا سرانه می‌گیرد، یعنی این اقتصاد مبتنی بر سرانه است. اگر پزشک از این سرانه بیشتر خرج کند، باید از جیبش بدهد، یا اینکه بیاید توجیه کند که مثلا در این هزار تا بیمار من، بیماران خاص، صعب‌العلاج، مزمن یا مسن بیشتر از معمول هستند، چون پزشکِ است هزینه بیمار را تقریبا خودش باید از محل سرانه تامین کند، دقیقا مواظب است که کوچکترین مصرف القایی و هزینه اضافی یا تحت تاثیر قرار دادن سلامت مریض اتفاق نیفتاد، چون اگر به سلامت مریض توجه نشود، هزینه‌اش بالا می‌رود، پزشک باید بدهد.

یعنی دنیا به این نتیجه رسید که پزشک را با بخشنامه و دستورالعمل نمی‌شود اداره کرد. چون پزشک بر بالین بیمار امروز یک تصمیمی می‌گیرد، دو روز دیگر هیچکس نمی‌تواند بگوید این تصمیم غلط یا درست بوده است. چون پزشک می‌گوید اگر پریروز آمده بودید، می‌دیدید، چون حال بیمار متغیر است.

چون پزشک را به لحاظ این شبهه اجتهادی بودن حرفه‌اش نمی‌شود با دستورالعمل اداره کرد، آمدند پزشک را با پزشک اداره کردند، یعنی پزشک عمومی، طبیب است و وقتی مسئول درمان بیمار شد، معیشتش هم توسط بیمار انجام شد و هزینه‌اش هم باید پزشک مدیریت کند، اینجا آنجایی است که پزشکی حواسش جمع است.

حالا برای اینکه پزشک حق بیمار را ضایع نکند، برای فرستادن به تخصص یا مطالبه حقوق بیمار را از متخصص بخواهد، به چه نیازی دارد؟ به راهنمای بالینی، به یک راهنمای تخصصی نیاز دارد. به پزشک می‌گویند آقا این مریض شما در این مرحله باید به متخصص فرستاده شود، متخصص در این مراحل باید سونو، اکو، آنژیو یا جراحی کند و چون پزشک است، ذینفع است، در صیانت از سلامت و امانت بیمار و خودش هم کارشناس است و راهنماها هم در اختیارش است، دنبال این قضیه می‌رود.

ما طب عمومی را که مضمحل کردیم، راهنمای بالینی را هم که تدوین نمی کنیم یا استفاده نمی‌کنیم، بقیه الزامات قانونی را رعایت نمی‌کنیم، طب عمومی از بین می‌رود. وقتی طب عمومی از بین رفت، مراقبت‌های اولیه از بین می‌رود. بهداشت از بین می‌رود، پیشگیری وقتی از بین رفت، درمان به درد نمی‌خورد.

 یعنی نظام سلامت یک پکیج است، اگر همه با هم رعایت شد، نتیجه می‌دهد. فرض کنید اگر ما نظام سلامت را با یک ساختمانی مقایسه کنیم که یک عده معتقدند در کشور ما این فرسوده شده است، همه چیز این ساختمان فرسوده است. شما قبل از اینکه به فونداسیونش که آن پیشگیری و مراقبت‌های اولیه است، یا به اسکلتش، قبل از اینکه به اینها برسید، اگر بیایید و نمای آن را سنگ کنید، باعث می‌شود این ساختمان زودتر بریزد. دقیقا اتفاق در طرح تحول افتاده است. یعنی بدون توجه به قانون، اینها حرف‌های من نیست، همه سند دارد که کارشناسان و دست اندرکاران داخلی و خارجی می‌گویند. شما بدون اینکه در این ساختمان فرسوده به اساسش برسید که قانون و اجرای قانون است، آمدید یک بخش پرهزینه‌اش که بدون الزامات همه چیز را نابود می‌کند، یعنی درمان می‌تواند اینقدر پرهزینه شود که هیچ کشوری قادر به تامین همه هزینه‌های مورد نیاز بر اساس یافته‌های علمی نیست.

 سرانه ما ۳۰۰ دلار آمریکا است که پی پی آن ۷۰۰-۸۰۰ دلار می‌شود، در اروپا این ۶-۵ هزار دلار است، در آمریکا بالای ۱۰ هزار دلار است. آمریکایی می‌گوید کم است. شما می‌بینید جنگ دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان از زمان کلینتون که مایکل مور آن مستند را نشان داد که وضع سلامت، بهداشت و درمان در کوبا که فقیرترین کشور است از آمریکا به مراتب بهتر است، اصلا این جزو دغدغه‌های حاکمیت آمریکا شد. با ۱۳ هزار دلار و ۱۲ هزار دلار، او می‌گوید کم است، ما آمدیم پایمان را جای پای او گذاشتیم، با این فرق که آمریکایی راهنمای تخصصی‌ دارد، ما نداریم. آمریکایی نظارت دارد، ما نداریم. من خودم به خودم نمی‌توانم نظارت کنم، نهادهای نظارتی در دنیا تعریف شده هستند.

بنابراین من همیشه در مصاحبه‌هایم حتی به عنوان وزیر گفتم برای یک خدمتی که اروپایی ۵۰ دلار هزینه می‌کند، ما بعضا بیش از هزار دلار هزینه می‌کنیم. او ۶ هزار دلار است، ما ۳۰۰ دلار هستیم. او مثلا ۱۰ هزار دلار است، بنابراین این الزامات اگر رعایت نشود، آن وقت شما می‌توانید اسم این را بگذارید که این طب، طب استعماری یا طب بشردوستانه است.

 بنابراین روزی که ما آمدیم در قانون فقط به یک بخش هزینه‌ای ورود کردیم که اگر ضوابط دیگر آن رعایت نشود، تمام بودجه کشور هم کفاف آن را نمی‌دهد، شما اسم آن را هرچه می خواهید، بگذارید.

آن مجریان این را نمی‌دانستند؟ علت اینکه این طرح را انتخاب کردند چه بود؟

اینکه بگوییم مجریان نمی‌دانستند، همه ما کسانی هستیم که در تدوین ساختار اصلاح نظام سلامت مشارکت داشتیم، یا از آن اطلاع داشتیم. می‌شود این را نشناخت؟ می‌شود قانون که از ماده ۲۰ تا ۳۸، ۱۸ تا ماده است، آدم این را نداند؟ می‌شود حتی به یک موردش عمل نکند؟ مثلا همین پزشک خانواده را ادعا کردیم که اجرا کردیم، هیچ ارتباطی با پزشک خانواده وقتی تعریف کردند، ندارد. بنابراین شما می‌توانید پدیده بسیار مفید را در اجرا طوری اجرا کنید که وحشتناک مُضر جلوه کند.

طرح پزشک خانواده، شکست خورده یا اجرا نشده؟

اجرا نشد، آن قسمتی هم که اجرا شد، قرار شد بی‌آبرو شود. چون عرض کردم پزشک خانواده یک سیستم خودنظارتی، یک سیستم اتوماتیکی است که هیچکس نمی‌تواند از آن عبور کند.

آقای دکتر شفاف صحبت کنیم؛ یعنی پزشکان نخواستند اجرا شود؟

پزشک خانواده یک پزشک است که مسئولیت‌هایی دارد، اگر از این مسئولیت‌هایش عدول کند، خودش متضرر می‌شود. بیمار نزد او نمی‌آید، از سرانه بالا می‌زند، بی‌آبرو می‌شود، بیمه او را زیر سوال می‌برد، بنابراین این خود به خود وزیر و وکیل نمی‌خواهد، این سیستم خودش، خودش را اداره می‌کند.

گفتم چند الزام دارد. اول اینکه بیمار ولی‌نعمت است، دوم اینکه بر مبنای سرانه است، سوم اینکه ابزارش راهنمای تخصصی است، چهارم اینکه همه اینها توسط نظام بیمه‌ای که تامین‌کننده منابع هستند، به شدت تحت کنترل و اداره می‌شوند. این پزشک خانواده یعنی همه چیز.

 ما هم الان بیست و چند سال است تکلیف داریم اجرا کنیم. نکردیم، وقتی هم که کردیم، طوری آن را اجرا کردیم که بی‌آبرویش کنیم. مدام بهانه می‌آوریم که ما متخصص پزشک خانواده نداریم. در دنیایی که من زندگی کردم، زمانی که ما فارغ‌التحصیل شدیم، فردای آن روز می‌توانستیم پزشک خانواده شویم. چون همه مواظب ما بودند، ما در عمل رعایت همه چیز را می‌کردیم. بعد مریض را برای تشخیص نزد متخصص می‌فرستادیم و متخصص جواب می‌داد این مریض من نیست به این دلیل، مریض من هست با این درمان. وقتی شما مرتب با متخصص ارتباط علمی دارید، تنها پزشک واقعی می‌شوید. بقیه‌اش دیگر حرف است.

 ما عملا پزشک واقعی نداریم، چون پزشک عمومی مجرب نداریم. این آدم بعد از ۳-۲ سال یک پزشک مجرب می‌شد. هیچکس تخصص نگرفت، بعد از یک مدت که از نظر نیروی انسانی، پزشکی تقریبا همه جای دنیا اشباع شد. برای اینکه یک مقداری بازار کار را به تاخیر بیندازند، گفتند آقا شما هم بروید ۴-۳ سال دوره ببینید تا پزشک خانواده شوید. ما که الان در ابتدای کار هستیم، می‌خواهیم پزشک خانواده تربیت کنیم، مثلا سالی ۵۰۰ نفر، ۴۰ هزار تا پزشک لازم داریم. قبل از ظهور حضرت یا بعد از ظهور حضرت می‌شود، این را شنونده باید قضاوت کند.

پس می گویید مجریان طرح تحول با علم به این که می‌دانستند چه اتفاقی بدی می‌افتد، این کار را انجام دادند؟

می‌توانستند بدانند، چون بالاخره مثل این می‌ماند که آدم بخوهد هواپیمایی را هدایت کند و یک بار هم مثلا کلاس نرفته باشد، این طوری نبوده است. همه ما می‌دانستیم چه خبر است و می‌دانیم. حالا چرا این کار شده است، بعد هم هدف از این چه بود؟ وقتی به حضرت آقا این طرح را معرفی کردند، تشکر کردند و گفتند مواظب باشید که این طرح به ضد خودش تبدیل نشود، قابل استمرار باشد و قدر مطلق پرداخت مردم کاهش پیدا کند. سومی که به شدت افزایش پیدا کرده است و اینکه استمرار می‌تواند داشته باشد، می‌دانید الان در تامین منابعش به اشکال خوردیم و نهایتا این سوال را پیش می‌آورد که به ضد خودش تبدیل شده است یا نشده است.

الان به نظر شما قطع شود و به روال قبلی برگردیم بهتر است یا اینکه نه، ادامه پیدا کند و تسهیل شود؟

ببینید، مثلا ما در تعرفه‌ها تعادل نداشتیم. یک جراح چشمی مثل من بالاخره چندین برابر متخصصان دیگر و چندصد برابر پزشک عمومی می‌توانست درآمد داشته باشد. قرار بود ایجاد تعادل کند، این ایجاد تعادل انجام نشده است. پزشک عمومی کماکان جایگاه خودش است و بعضی از تخصص‌ها درآمدشان یک دهم تخصص دیگر است.

اینها داستان دارد که چرا این طوری شده است. بنابراین قرار بوده ایجاد تعادل شود، قرار بوده دسترسی و برخورداری عادلانه در خدمات بهداشت و درمانی به وجود بیاید. حالا همه ما می‌دانیم که واقعا این دسترسی و برخورداری در نقاط غیربرخوردار چه شکلی است؟ در شهرهای کوچک و بزرگ چه شکلی است؟ اینکه کسی مجبور بشود از شهرستان به تهران بیاید، یا از شهر کوچک به مرکز استان بیاید، اسمش برخورداری عادلانه از خدمات سلامت نیست.

فکر می‌کنید علت اجرایی کردنش برای چه بوده؟ می‌خواستند یک کاری پیش برود؟

به دلایل متعدد، در دولت دهم، ارز نبود، پول نبود، مدیریت اشکال داشت، هماهنگی نبود، وضع ما در بیمارستان‌ها خراب شد. به طوری که پرسنل انگیزه کار کردن نداشت، چون بیمه‌ها به بیمارستان‌ها بدهکار بودند، بیمارستان‌ها هم هزینه‌شان را تامین نمی‌کردند، هزینه‌ها را به بیمار منتقل می‌کردند. وضع نسبت به گذشته به هم ریخته بود. چون صحبت شده بود قبل از دولت یازدهم مردم روی زمین زایمان می‌کردند. این چنین نیست، دستاوردهای بخش بهداشت و درمان بعد از انقلاب معجزه‌آسا است. این طوری نبود، گفته می‌شد مردم به جای اینکه ۱۰ درصد در بیمارستان بپردازند، مثلا ۴۰-۳۰ درصد می‌پردازند، این درست بود، البته در شهرهای بزرگ ۴۰-۳۰ درصد بود، براساس آمار در شهرهای کوچک ۱۸ درصد بود. این سوء‌مدیریت بوده، پول نبوده، هر چیزی بوده ما می‌توانستیم با ۴۰-۳۰ درصد هزینه بستری، که می‌شود کمتر از ۵۰ درصد هزینه کل، یعنی هزینه درمان ۵۳-۵۲ درصدش صرف سرپایی می‌شود، ۴۷-۴۸ درصدش صرف بستری است.

 ما در بستری پاسخ مریض را نمی‌توانستیم بدهیم، اوضاع به هم ریخته بود، نارضایتی بالا بود، می‌توانست با ۴۰-۳۰ درصد جبران ۵۰ درصد هزینه درمان جبران شود، ولی اینکه سه برابر شود و دوباره آن اتفاقات نیفتد، این یعنی چه؟ ولی یک کاستی جدی در جامعه بود، می‌شد به عنوان یک کار مفید، خیر یا کار پوپولیستی به آن ورود کرد و نتیجه گرفت، ولی اگر قانون در آن رعایت نشود، همین وضعیت را پیدا می‌کند.

چرا اجازه انتقاد نمی‌دهند؟ حالا دو سال اول که به طور کلی مقدس بود ولی یک مقدار الان زمزمه‌های انتقاد درآمده است. دلیلش چه بود؟

از شما رسانه‌ها باید بپرسیم، شما آدم‌های مهربان و پرهزینه‌ای هستید. علتش چیست نمی‌دانم، ولی یک برنامه‌ای را ثریا پیاده کرد، همان روزهای اول همه حرف‌ها را پیش‌بینی کرد، اصلا شالوده‌اش را به هم ریختند. هر روز روی آنتن بودن و حرف‌های قشنگ زدن ممکن است هزینه داشته باشد، این هزینه صرف رسانه می‌شود، رسانه هم زحمت می‌کشد.

یعنی با علم به اینکه می‌دانستند ایراد دارد، زمینه‌سازی هم صورت گرفت که رسانه‌ها نقد نکنند و رسیدیم به الان. الان چه کار باید کرد؟ چون این طوری که اعلام می‌کنند مشکل منابع است، خود دولت می‌گوید.

فقط منابع نیست. ببینید رئیس جلسه علنی مجلس روزی که آقای وزیر این طرح را گزارش می‌داد، ایشان به چند تا مسئله اشاره کر،د یعنی غیر از اینکه آقای پزشکیان محکم انتقاد کردند، ایشان اولین مسئله‌اش این بود که قانون رعایت نشده است. به شدت مخالفت کرد و گفت این بی‌عدالتی است. وقتی در یک طرحی یک نفر، صد برابر دیگری حقوق می‌گیرد، این بی‌عدالتی است، همه اینها بارها گفته شده است.

پس انتقادات به طرح سیاسی نیست که دولت بخواهد بگوید یک جناح خاص

نه، البته آن زمان که این مسائل مطرح شد، خود آقای پزشکیان در مجلس بود و ایشان به شدت انتقاد کرد، البته من همه گزارشات را دارم. آقای ابوترابی‌ چند مطلب گفت، یکی اینکه گفت چرا قانون را رعایت نمی‌کنید، این یعنی همه چیز.

یعنی این طرح خلاف قانون است؟

قوانین در آن رعایت نشده است، حالا می‌توانیم یک یک اشاره کنیم. دوم گفت اعتبار شما سه برابر قبل شده است، یعنی هزینه‌ها بالا رفته است. سوم ‌گفت شما نظام پرداخت کشور را به هم ریخته‌اید. ما نمی‌توانیم به مطالبه معلمان پاسخ دهیم، این فقط معلمان نیستند، وقتی که من متخصص تا دیروز ۱۰ میلیون، ۲۰ میلیون می‌گرفتم، یکدفعه می‌توانم بالای ۱۰۰ میلیون بگیریم، این کار را پرستار و تکنسین هم انجام می‌دهد. بالاخره چه کسی این وسط راضی است؟ استاد دانشگاهی که استاد آناتومی است که به من پزشکی یاد داده، همان حقوق دولتی‌اش را می‌گیرد، او که نمی‌تواند تکه تکه جنازه را بفروشد یا از آن پول دربیاورد، تکلیف او چه می‌شود؟ مگر این یک پکیج نیست، مگر یک ساختار تعریف شده‌ای ندارد، بی‌عدالتی به شدت افزایش پیدا کرد و دیدید سر و صدای همه هم درآمد.

به قول آقای رئیس مجلس هزینه سه برابر شده، پرداخت مردم پایین آمده است. راجع به پرداخت مردم خواهش می‌کنم دقت کنید شما به سایت سپاس سایت خود وزارتخانه رجوع کنید، می‌گوید در فروردین ماه سال ۹۳، متوسط هزینه یک بیمار بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان بود، در دی ماه نزدیک به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شده است. این پول را مریض نمی‌دهد، از این جیبش نمی‌دهد، از آن جیبش می‌دهد، از یارانه و مالیات ارزش افزوده‌اش می‌دهد. حالا فرانشیز ۱۰ درصد را ۶ درصد کردیم، سه تا ۶ درصد ۱۸ درصد می‌شود. قبلا مثلا خیلی بد بوده ۴۰-۳۰ درصد بوده، الان اگر تعرفه رعایت شود،  مثلا اتومات ۱۸ درصد شده است. این بستری است. اینجا هزینه‌های اضافه به حق یا ناحق را عملا بیت‌المال می‌دهد، بیمار و مردم می‌دهند.

ولی یک چیزی که خیلی مهم است، اظهرمن المشس است، ۲۰سال است آمار بیمه‌ها و خدمات که بیرون می‌آید، می گوییم از هزینه‌های درمان ۴۸-۴۷ درصدش مال بستری است، ۵۲ درصد مال سرپایی است. در کنار این آمار همیشه آمده که در بستری ۸۰ درصد خدمات را دولتی‌ها می دهند، چون ما از صد و چند هزار تخت‌مان، هشتاد وچند هزار تا دولتی است، ۸۰ درصد امکاناتمان دولتی است۸۰، درصد خدمات بستری را دولتی‌ها می‌دهند، ۲۰ درصدش را خصوصی می‌دهد. خدمات سرپایی را ۸۰ درصدش را خصوصی می‌دهند، چرا چون موقعی که مردم برای ویزیت به دکتر می‌روند، به داروخانه‌ها می‌روند، دولتی‌ها معمولا تعطیل بودند. ۸۰ هزینه‌اش، خدماتش در بخش خصوصی است. بخش خصوصی نه تحت پوشش طرح تحول است، نه تحت پوشش بیمه است، همه اینها را می‌دانیم.

تعرفه‌های این بخش هم بعضا تا دو برابر افزایش پیدا کرده است. این را چه کسی می‌دهد؟ ۸۰ درصد ۵۰ درصد، ۴۰ درصد می‌شود، ۴۰ درصد، وقتی دو و نیم برابر شد، صددرصد می‌شود. این دیگر مو لای درزش نمی‌رود. اینکه تعرفه‌های بخش خصوصی به حق یا به ناحق افزایش پیدا کرد، خدمات سرپایی را هم از بخش خصوصی می‌گیریم، یعنی ما به عوارض جانبی‌اش که داستان‌ها دارد، چقدر واقعیت دارد یا ندارد، کاری نداریم. اینکه زیرمیزی هست یا نیست، اینکه در خصوصی تعرفه‌ها رعایت می‌شود، یا نمی‌شود، به اینها کاری نداریم، ولی این دو دو تا چهارتایش مشخص است، حالا ما دست و پا بزنیم و مرتب در تلویزیون بگوییم بالاخره بابا این پورشه است، در حالی که ریخت قورباغه‌اش قشنگ مشخص است.

با این وضعیت که الان مسئولان می‌بینند، چرا دوباره تاکید دارند که ادامه پیدا کند؟ می‌خواهند به آن ذینفعان برسند؟

مسئولان چه کسانی هستند؟

وزارت بهداشت. حامی اصلی آن شخص وزیر بهداشت است.

کمیسیون بهداشت، وزارت بهداشت، نظام پزشکی و پزشکی قانونی، اینها مسئول هستند، اینها چه کسانی هستند؟

پزشک.

حاکمیت چه کسی است؟ بالاخره یکی از نهادهای حاکمیت، بهداشت و درمانش است و حاکمیت واقعا بزرگواری کرد و سلامت را در اولویت گذاشت و توسط ما پزشکان برای آن هزینه کرد.

چه کار باید کرد؟ پس این چرخه تا ابد ادامه دارد؟

می‌شود با هزینه‌های سنگین و بعضا با بی‌عدالتی و هزینه‌های خیلی زیاد تبلیغاتی مسئله‌ای را وارونه جلوه داد، ولی تا چه زمانی؟ این تار صدایش همین روزها درمی‌آید. در دارو کسانی که ذینفع اصلی هستند، شرکت‌های اصلی را دارند، هر چیزی را به شرکت‌های خودشان واگذار کردند، تولید را نابود کردند.

 اینها را من نمی‌گویم، خود سندیکاها می‌گویند. گردش مالی دارو در سال ۹۱، پنج هزار میلیارد تومان بود که از این مقدار ۲۷۰۰ را مردم پرداخت کردند. در سال ۹۳ بالای ۱۲ هزار میلیارد شده و از این میزان بیش از ۷ هزار میلیاردش را مردم پرداخت کرده‌اند. این رسمی است، غیررسمی، خیلی بالاتر از این حرف‌هاست. چون برخلاف سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و فرمایش حضرت آقا اغلب داروهای تولید داخل، توسط این چند تا شرکت که صاحبانش مسئولان فعلی هستند، با چند برابر قیمت وارد شده است. تجهیزات که دیگر غوغاست. (تجهیزات دست خود آقای رئیس است، این دست معاونش است، این آقای دیناروند رئیس سازمان غذاو دارو، معاون دو وزیر دیگر هم بوده، آن موقع چرا این اتفاقات نیفتاده است؟ ما یک جمله قشنگی داریم می‌گوییم…..) البته حرف زیاد است، من هم نمی‌دانم تا کجا مصلحت است که پیش برویم. چون آدم از یک طرف حرف برای گفتن زیاد دارد، از یک طرف هم طبق فرمایش آقا روی اعصاب مردم نباید راه رفت.

شما در تلویزیون ممنوع التصویر هستید؟

 یک مصاحبه کوتاه بعد از وزارت داشتم، در برنامه مناظره عصر جمعه‌ها که آقای حیدری اداره می‌کرد.آقای ضرغامی به من گفت دیگر خواهش می‌کنم به سیما نیایید.

دوره مدیریت جدید از شما خواستند بروید؟

الان موقعیت بدی است. از همه چیز برداشت سیاسی می‌شود. و الا مستندات موجود است و واقعیات هم شفاف است.

آقای دکتر به عنوان آخرین سوال اگر قرار باشد نظام سلامت ما درست بشود، اصلا امکانش هست؟ چه زمانی طول می کشد؟

امکانش حتما هست، چون خیلی زحمت کشیدیم تا الزامات مفید را از دنیا گرفتیم، قانونمندش کردیم. این قانون است و سیاست ابلاغی حضرت آقا هم بر اساس این فعالیت‌های کارشناسی، حکم قانون اساسی را دارد و هر کسی اجرا نمی‌کند، مجرم است. قانون همه چیز است.

 بنابراین کار کارشناسی انجام شده، یک پکیج درست و حسابی تدوین شده، بعضی جاهای آن نیاز به اصلاح دارد و باید اصلاح شود. یک ذره وضع بد شده است. چطوری بد شده؟ منِ پزشکی که بر اساس قانون باید هفت برابر حداقل حقوق درآمدم باشد، قبلا هم این پول‌ها بوده، ولی هم نادر و تقریبا پنهان بوده ، الان علنی شده است.

 اینکه نظام پرداخت کشور را متاثر کرده، این علنی شدن است. الان یک مقدار سخت است که به آن کسی که گفتیم بیاید ماهیانه ۱۰۰تومان به شما می‌دهیم، فردا بیایید بگوییم با ماهی ۱۵-۱۰ هزار تومان کار کنید.

بعد از این سه سال و یکسری انتظاراتی در جامعه به وجود آمده و سایر اقشار را متاثر کرده است. همانطورکه یک عزمی در دولت یازدهم به همراه مجلس ایجاد شد که سلامت را اولویت قراردادند، یک عزمی باید ایجاد شود که قانون اجرا شود. اگر عزمی باشد، می‌شود درست کرد. ‌

منبع: رجانیوز

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: