۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۰۴
بحران جمعیت در شرق اروپا؛

بلغارستان خاکستری می‌شود

کشورهای بلوک شرق اروپا از جمله بلغارستان، در حال تحمل فروپاشی جمعیتی بی‌سابقه‌ای هستند و جهت جبران این خسارت، باید در سیاست‌های جمعیتی کمونیستی خود، به‌شدت بازنگری کنند.

بلغارستانبه گزارش عیارآنلاین، الیتسا دیمیتروا، پژوهشگر موسسه‌ی مطالعات جمعیت و انسان‌شناسی بلغارستان در سایت دنیای اروپا گزارش داد: کشورهای اروپایی ازنظر جمعیت‌شناختی دو دسته هستند، «قهرمانان باروری» که کشورهای شمال غربی را با نرخ‌های باروری در سطح جایگزینی جمعیتی و بالاترین سطوح امید به زندگی‌ در جهان در برمی‌گیرد و کشورهای بلوک شرق که در حال تحمل فروپاشی جمعیتی بی‌سابقه‌ای هستند. این پژوهشگر تاکید می‌کند که این کشورها در مورد سیاست‌های جمعیتی کمونیستی خود که در دوران جدید نامناسب هستند باید به‌شدت بازنگری کنند.

این گزارش که بخشی از توصیه‌های موسسه مشاوره‌ی سیاستی «دوستان اروپا» است عنوان می‌کند: در دهه‌ی ۹۰ میلادی اروپای شرقی دورانی از «کمترین سطح باروری» را تجربه کرد و میانگین تعداد فرزندان هر زن زیر ۱٫۳ رسید، بعد از آن کشورهای این منطقه به‌تدریج وضعیت خود را تا حدی بهبود دادند، اما «مشکل جمعیتی» همچنان در هریک از آن‌ها ادامه دارد. جمعیت مسن، باروری بسیار پایین، مهاجرت بسیار گسترده در جوانان و تنش‌های قومی در میان سیاست‌گذاران و جامعه‌ی مدنی بخشی از این مشکلات است.

بلغارستان به‌سرعت خاکستری می‌شود

در این گزارش آمده است: بلغارستان یکی از کشورهایی است که تغییرات سیاسی و اقتصادی مثل انتقال به دموکراسی و اقتصاد بازار یکی از بدترین پیامدهای منفی را برای توسعه‌ی جمعیتی آن داشته است، بلغارستان به‌عنوان کشوری که تا سال ۹۰ میلادی مثالی برای یک جامعه‌ی دارای ایده‌آل دو فرزندی بود و در میانه‌ی دهه‌ی ۶۰ یکی از کمترین نرخ‌های مرگ‌ومیر را در جهان داشت، امروزه به یکی از فقیرترین کشورهای اتحادیه‌ی اروپا تبدیل شده است. کاهش جمعیتی همراه روند مداوم مهاجرت، برای این کشور وضعیتی تضعیف‌کننده و غیرقابل برگشت ایجاد کرده است، این پژوهشگر می‌افزاید: علاوه بر اینکه جمعیت بلغارستان با سرعت بی‌سابقه‌ای در حال کاهش است، دارد پیر می‌شود و اصطلاحا در حال خاکستری شدن است! (اشاره به تغییر رنگ موی جامعه‌ی پیر بلغارستان از سیاه به خاکستری که نشان‌دهنده گذار به دوران میان‌سالی و پیری قریب به اتفاق جامعه است).

کشورهای شرق اروپا در حال تحمل یک فروپاشی جمعیتی بی‌سابقه هستند

کارشناس جمعیتی بلغار ابراز می‌دارد: بلغارستان از سال ۲۰۰۰ از گروه کشورهای دارای کمترین نرخ باروری‌ خارج شده است، در سال ۲۰۰۴ نرخ باروری به ۱٫۵۳ فرزند برای هر زن و در سال‌های اخیر به متوسط اروپا یعنی ۱٫۵۸ فرزند رسیده است. الیتسا دیمیتروا می‌نویسد: بااین‌حال الگوی تک‌فرزندی از سوی ۶۴% از خانواده‌ها رعایت می‌شود و بسیاری از زوج‌ها همچنان ازدواج و فرزندآوری را به تعویق می‌اندازند. نیمی از جوانان مورد مطالعه در سال ۲۰۱۱ تمایل شدیدی به مهاجرت نشان دادند و ارزش‌های مد نظر آنان در مورد خانواده، ازدواج و فرزند مطابق ارزش‌های غربی بود.

در این گزارش آمده است: امید به زندگی در این کشور، اگرچه در حال افزایش است، یکی از کمترین‌ مقادیر را در مقایسه با اروپا دارد، مهم‌تر از همه، مرگ‌ومیر نوزادان با مقدار ۷٫۶ مرگ در ۱۰۰۰ تولد، دو برابر متوسط اروپاست. پژوهشگر جمعیتی بلغار این سوال را مطرح می‌کند که چرا این کشور با وجود ثبات اقتصادی و افزایش قابل‌توجه در استانداردهای زندگی در دهه‌ی اخیر تا این حد از نظر جمعیتی دچار مشکل است؟ وی در توضیح پاسخ این سوال عنوان می‌کند: یک پاسخ به ماهیت ویژه‌ی سیاست جمعیتی بلغارستان مربوط می‌شود که به‌شدت نسبت به تولیدمثل و باروری مغرضانه است و اهمیت دخالت مؤثر دولت را در بهداشت و مرگ میر عمومی دست کم می‌گیرد.

نویسنده معتقد است: عضویت بلغارستان در اتحادیه‌ی اروپا در سال ۲۰۰۷ به‌عنوان یک نقطه عطف مهم تلقی می‌شود که می‌تواند ثبات بیشتری را به حیات سیاسی و اقتصادی این کشور ببخشد؛ اما این موضوع همچنین به معنی پذیرفتن بسیاری از نگرش‌های سیاستی و حمایت‌های اجتماعی دولت‌های اروپایی است. وی می‌نویسد: منابع مالی برای نگهداری از سیستم میراث مانده‌ی شبه‌کمونیستی و سرمایه‌گذاری در تامین‌اجتماعی برای گروه‌های آسیب‌پذیر یا زیرساخت‌های رفاهی مانند خانه‌های سالمندان ناکافی است، از طرفی حمایت مالی بسیار پایینی از خانواده‌ها و کودکان صورت می‌گیرد و در حال حاضر یارانه هر خانواده کمتر از ۲۰ یورو در ماه است که بر اساس سنجش استطاعت مالی توزیع می‌شود که نشان می‌دهد عملا اصول سیاست اجتماعی اروپا تنها بر روی کاغذ پذیرفته شده‌ است.

در این گزارش ضمن اشاره به اینکه اخیراً، بلغارستان با چالشی جدید مواجه شده و با بحران آوارگان عرب، کاملاً غافلگیر شده است و قادر به ارائه‌ی تسهیلات یا کمک مالی به آنان نیست تاکید می‌کند که این کشور امروزه به‌صورت یک کشور مهاجرپذیر تبدیل شده است، چیزی که از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آمادگی آن را ندارد و این مهاجرت غیرقانونی به‌صورت باری اقتصادی بر دوش فقیرترین کشور اروپاست.

این گزارش در پایان این‌طور نتیجه‌گیری می‌کند که یکی از پیام‌های این تغییرات جمعیتی برای کشورهای شرق اروپا آن است که دخالت‌های سیاسی مربوط به توسعه‌ی جمعیتی باید به‌صورت جدی بازبینی شود و غفلت از بهداشت و مرگ‌ومیر باید با سیاست‌های جمعیتی جامع و چندبعدی جایگزین شود که بتواند پیچیدگی توسعه‌ی جمعیتی را در نظر گیرد و پیش‌بینی‌های موثر را در همه‌ی زمینه‌های زندگی اجتماعی مرتبط با بهداشت، طول عمر و باروری به حساب بیاورد.

تلگر

چهره‌

    دیدگاه تازه‌ای بنویسید: