۱۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۲۶

یادداشت// تعدیل نیروی انسانی در واقع دور زدن کمبود بودجه آموزش و پرورش بود

«پنج – شش سال است آموزش و پرورش معلم ورزش نگرفته است. و این در زمانی است که دانش‌آموختگانِ زیادی در رشته تربیت بدنی جویای کار و خصوصا علاقه‌مند به ورود به آموزش و پرورش‌اند. در بیشتر مدرسه‌ها به شدت به حضور یک معلم ورزش متخصص نیاز داریم. به‌ویژه در دوران دبستان و سه سال نخست آموزش رسمی این کمبود بسیار فراگیر است و مدیریت بسیاری از دبستان‌ها به بهانه نداشتن نیرو از ورزش نوآموزان جلوگیری می‌کنند و به جایش درس‌های دیگری آموزش داده می‌شود….»

به گزارش عیارآنلاین، این بخشی از سخنان یک دبیر ورزش در گپ‌وگفتی دوستانه و در پاسخ به گلایه نگارنده از برگزار نشدن زنگ ورزش در دبستانِ پسرِ کلاس دوم‌اش بود. پس از آن ‌که هر دو از اهمیت ورزش در دوران دبستان گفتیم. او پیشنهاد داد که اگر با مدیریت مدرسه رایزنی کنید و بتوانید آنان و خانواده‌ها را همراه کنید، دانش‌آموختگان تربیت بدنی فراوانی هستند که به ازای دستمزد کمی می‌آیند و بچه‌ها را ورزش می‌دهند و البته دستمزد آنان را خانواده‌ها پرداخت خواهند کرد! و ادامه داد این روش در این منطقه انجام می‌شود و بچه‌ها نیز ورزش می‌کنند و دیگر رشد در سطح حسی – حرکتی‌شان دچار مشکل نخواهد شد! البته سال گذشته یعنی در کلاس اول نیز یکی از مادران خودخواسته و رایگان و به دلیل اهمیت ورزش در این دوران سنی، در زنگ ورزش کلاس پسرم می‌آمد و بچه‌ها را با مسئولیت خودش، رایگان و با رضایت خانواده‌ها ورزش می‌داد. این در حالی است که برای بهینه‌کردن رشد حسی- حرکتی بچه‌ها پا به پای رشد در دیگر حیطه‌های یادگیری، ورزش در دوران دبستان و پیش‌دبستانی یکی از ضروری‌ترین زنگ‌های آموزشی است. در همین راستا برخی از کشورهای پیشرو در آموزش نزدیک دو- سوم زمان مدرسه را بیرون از کلاس می‌گذرانند و برای هماهنگی فکر و اندام‌های نوآموزان فعالیت‌هایی مانند بازی، سرگرمی، ورزش، کارگاه، آزمایشگاه، آشپزی، باغبانی و … انجام می‌دهند.
اما از ضرورت ورزش در دوران دبستان و پیش از آن که بگذریم، تعدیل نیرو، به معنی کاهش کارمندان رسمی آموزش و پرورش یکی از سیاست‌های وزیر پیشین آموزش و پرورش بود. از این‌رو در بیش از سه سال مدیریت ایشان بر نهاد آموزش چیزی نزدیک ۱۱۰هزار تن در آموزش و پرورش بازنشسته شدند و فقط و آن هم امسال – پس از سه سال- نزدیک ۳۰ هزار تن از دانشجو- معلمان دانشگاه فرهنگیان و پذیرفته‌شدگان آزمون استخدامی به آموزش و پرورش راه یافتند. وزیر پیشین آموزش و پرورش بر آن بود که نیروهای وزارتخانه‌اش را در ۱۰ سال، از نزدیک یک میلیون تن به ۷۵۰ هزار برساند و نام آن را مدیریت منابع انسانی آموزش و پرورش نهاده بود. اما شوربختانه این سیاست دور زدنِ کمبود بودجه آموزش و پرورش بود و بی‌گمان تاثیرگذار بر کیفیت آموزش و رشد همه‌جانبه دانش‌آموزان و البته چندین برابر شدن بار بر دوش آموزگاران در کلاس‌ها بود. مدیریت آموزشی کشور همواره دم از نیروهای مازاد می‌زد، اما نیروهای ستادی مدرسه‌ها مانند مدیر و معاون‌ها و مشاوران و… را وامی‌دارد که شش ساعت در هفته سر کلاس بروند، چندین هزار ساعت آموزشی را به نیروهای بازنشسته می‌دهد، طرح تازه تجمیع یعنی آمیختن کلاس‌ها در درس‌های عمومی مانند ادبیات و دینی و عربی و … را به اجرا می‌گذارد و بارها از مدرسه‌های تک دانش‌آموزه و زیر ۵دانش آموز سخن می‌گویند، اما نمی‌گویند که ۷۰درصد جمعیت کشور در شهرها زندگی می‌کنند و کمبود نیرو و تراکم کلاسی در شهرها بر دانش‌آموزان و آموزگاران‌شان سنگینی می‌کند و سیاست‌های تعدیل نیرو سر راست کیفیت آموزشی را نابود می‌کند و…
بگذریم! در شرایط پیش‌رو و با رای اعتماد مجلس به وزیر تازه و شنیده‌هایی درباره نفوذ او در دولت و… امید می‌رود که ایشان با همیاری کسانی مانند دکتر نجفی به عنوان مشاور عالی رئیس جمهور و از پشتیبانان سرشناسش، بتوانند بودجه درخوری را برای نهاد آموزش فراهم کنند تا مجبور نباشند برای جبران کمبود بودجه، تعدیل نیرو را دنبال کنند و کیفیت آموزشی و کارآمدی ساختار آموزش را فدای مصلحت کنند. امروز بیش از هر زمان دیگری دولت نیازمند بهبود نگاه گلایه‌آمیز فرهنگیان و خانواده‌هاست – که گویا رئیس جمهور نیز با تغییر وزیر چنین برنامه‌ای را دنبال کرده است!- امید است که تغییرات تازه به فرافکنی‌ها پایان دهد و دست کم گام‌های نخست بهسازی آموزش در وزارت تازه برداشته
شود.

منبع: همدلی

تلگر

چهره‌

    دیدگاه تازه‌ای بنویسید: