۱۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۴۰

سقوط تامین اجتماعی در دالان طرح تحول سلامت

طرح تحول سلامت باعث شد که به بیمه‌ها فشار بیاید و هزینه‌ها بالا برود. ولی چون معامله روی حفظ صندلی‌ها بود، ضرر و زیان متوجه مشترکان سازمان شد. البته نمی‌توان گفت اجرای چنین طرحی بد است، مساله اینجاست که یک کارشناسی درست و حسابی در سازمان و وزارت کار و وزارت بهداشت صورت نگرفت که چه بکنیم؟ منابع را یکپارچه کنیم؟ کسری چقدر است؟ از کدام منابع می‌توان استفاده کرد؟

به گزارش عیارآنلاین، روزنامه تعادل در گزارش خود می نویسد: ۳۱شهریورماه است، اما بچه‌مدرسه‌ای‌ها غم رفتن به مدرسه را ندارند، چراکه امسال مدارس زودتر از سوم مهر بازگشایی نخواهند شد. خیابان‌ها خلوت است و من عجله دارم؛ باید هرچه سریع‌تر خود را به قرار مصاحبه برسانم. کسی که قرار است با او صحبت کنم، بیش از سن من در زمینه بیمه‌ و رفاه اجتماعی تجربه دارد. پیش از انقلاب به عنوان کارشناس وارد سازمان تامین اجتماعی شده، در سال ۶۲ به مدیریت درآمد سازمان رسیده و سپس در دوره اول دولت اصلاحات به عضویت هیات‌مدیره این سازمان درآمده. دو سال نیز به عنوان مشاور وزیر رفاه خدمت کرده است. رزاق صادق، اکنون بازنشسته شده و در دفتری کوچک به کار مشاوره مشغول است. اما این دلیل نمی‌شود که دانشش در حوزه تامین اجتماعی به روز نباشد و از تحولات اخیر این سازمان بی‌خبر باشد.

قرار برای ساعت ۱۰:۳۰ تنظیم شده و من با مصیبت فراوان خودم را سر موقع می‌رسانم. صادق بعد از گذشت نیم ساعت به دفترش می‌رسد، و تازه اینجاست که من از اشتباه خود آگاه می‌شوم: ساعت رسمی کشور یک ساعت عقب کشیده شده و من به جای ساعت ۱۰:۳۰، یک ساعت زودتر سر قرار حاضر شده‌ام، تعجیل در رسیدن بی‌علت بوده است. خورشید هنوز به میانه آسمان نرسیده و نور مستقیم وارد فضا نمی‌شود. پشت میزی بزرگ که بخش وسیعی از دفتر کوچک را اشغال کرده می‌نشینیم تا صحبت خود را آغاز کنیم. عضو پیشین هیات‌مدیره سازمان تامین اجتماعی که به واسطه آهنگ پیشواز موبایلم، من را «یار دبستانی» می‌خواند، با لحنی خودمانی شروع به صحبت می‌کند. او می‌گوید و من می‌نویسم و چای می‌نوشم، فرصت نوشیدن چای اما برای او میسر نیست، چراکه صحبت‌ها بسیار است. بیمه‌های سلامت و سازمان تامین اجتماعی به بخش درمان بدهکارند و بدهی آنها در نظام سلامت بحران ساز شده، بدهی اما از سر بی‌برنامگی نیست، دارایی بیمه‌ها ته کشیده است. در این شرایط وزیر بهداشت پیشنهادی مطرح کرده که طبق آن بیمه‌های درمانی باید به بخش درمان واگذار شوند. پیشنهادی که صادق با تعبیری خاص از آن موافق است؛ در نظر او بخش درمان باید از سازمان تامین اجتماعی جدا شود و این سازمان به وظیفه اصلی خود که پرداخت مستمری بازنشستگی و از کار افتادگی است بپردازد، هرچند در نظر او دعوا بر سر خدمت رسانی نیست، بر سر منابع سازمان تامین اجتماعی است. او می‌گوید و می‌گوید، تا تلفن من، که فراموش کرده‌ام خاموشش کنم زنگ می‌خورد. فرصتی کوتاه برای او، تا با چای نیمه گرم گلویی تازه کند و سپس به گفت‌وگو ادامه دهیم.

بگذارید با این سوال شروع کنیم، آیا درمان از وظایف سازمان تامین اجتماعی است؟

مساله درمان و ارتباط آن با سازمان‌های بیمه‌گر اجتماعی، موضوع پیچیده‌ای است. در کشور ما تنها سازمان تامین اجتماعی و کمی هم صندوق بیمه شرکت نفت خود را درگیر مساله درمان کرده‌اند. البته ارتش نیز تا حدودی به بحث درمان وارد شده، که آن هم به دلیل نظامی بودن این نهاد و نیاز خاص آن به تاسیسات درمانی است.

خدمات سازمان تامین اجتماعی در حالت عادی بلندمدت هستند و مخاطبین آن، معمولا اقشاری هستند که از کارکنان دولت نیستند. برای آنکه جاذبه‌یی ایجاد شود و این قشر با رغبت به عضویت سازمان در بیایند، درمان به عنوان ویترین انتخاب شده و خدمات درمانی به مشترکان ارائه می‌شود. در واقع خدمات درمانی به عنوان جاذبه‌یی برای جذب افراد عمل می‌کند و تاکنون موفق هم بوده، چراکه خدمات درمانی خدماتی روزمره است. پرداخت حق بازنشستگی، از کار افتادگی و فوت مشروط به شرایط سنی و وقوع حادثه است و اینها مسائلی نیستند که در لحظه اتفاق بیفتند و به چشم بیایند.

تجربه سازمان تامین اجتماعی در ارائه خدمات درمانی چگونه بوده است؟ وزارت بهداشت اصرار دارد که بیمارستان‌های تامین اجتماعی به این وزارتخانه واگذار شوند. آیا این مساله به خاطر ناکارآمدی سازمان در ارائه درمان است؟

بعد از ورود درمان به حیطه وظایف سازمان تامین اجتماعی تمام روش‌های ممکن امتحان شده است. برای مدتی سازمان تولید‌کننده درمان نبوده، اما ایجاد‌کننده مراکز درمانی بود. درمان را وزارت بهداشت ارائه می‌داد و تامین اجتماعی بیمارستان می‌ساخت. الان وزارت بهداشت می‌گوید سهم دریافتی بابت درمان را به من بدهید، واحد‌های درمانی را هم یکجوری معامله می‌کنیم. اختلاف بین وزارت کار و وزارت بهداشت بر سر مالکیت بیمارستان‌ها نیست. اما به واقع اختلاف روی منابع است. وزارت بهداشت فکر می‌کند اگر منابع متعلق به بیمه درمان توسط سازمان تامین اجتماعی وصول شده و به این وزارتخانه داده شود، مشکل کمبود منابع طرح تحول سلامت برطرف خواهد شد. اما این‌کار قبلا امتحان شده و موفق نبوده است. اوایل به این صورت بود که منابع درمان را سازمان تامین اجتماعی وصول می‌کرد و مقادیری مراکز درمانی نیز روی آن می‌گذاشت و اینها را به وزارت بهداشت تقدیم می‌کرد.

اما بیمه‌شدگان از این مساله ناراضی بودند و بعد از مدتی گفتند که ما این روش درمان را نمی‌خواهیم. بالاخره از طریق مجاری قانونی قرار شد که سازمان تامین اجتماعی از طریق بخش خصوصی و… خدمات درمانی را تامین کند و به بیمه‌شدگان تحویل دهد.

رفته رفته مطالبات بیمه‌شدگان یا شرکا تا این حد پیش رفت که درمان توسط سازمان تامین اجتماعی ارائه شود وبه همین علت تامین اجتماعی نهایتا به تاسیس و اداره مراکز درمانی روی آورد.

اما سازمان در ارائه خدمات درمانی موفق نبود، تا جایی که می‌دانیم، بخش درمان برای تامین اجتماعی بسیار هزینه زا بوده است.

بله، تامین هزینه درمان، وظیفه اصلی سازمان تامین اجتماعی که پرداخت مستمری بازنشستگی و از کارافتادگی است را زیر سوال برد. بنابراین سازمان در برهه‌یی به این نتیجه رسید که تولید درمان را متوقف کند و با منابع موجود تعداد کمتری مراکز درمانی ساخته شود که توجیه اقتصادی داشته باشد. حتی بحث بر این بود که بیمارستان میلاد را به جای وارد کردن به چرخه درمان، بفروشیم ولی کسی حاضر نشد این بیمارستان را حتی با قیمت تمام شده که بسیار بالا بود بخرد، بنابراین سازمان میلاد را وارد مدار تولید درمان کرد.

اما دلیل این شکست اقتصادی سازمان تامین اجتماعی در عرصه درمان چه بود؟

مشکل اینجا بود که ساخت بیمارستان‌ها و مراکز درمان بر اساس نیازها صورت نمی‌گرفت، بلکه بر اساس سیاست‌ها و زور سیاست مداران پیش می‌رفت. زور زیاد یک نماینده، باعث می‌شد در منطقه‌یی با بیمه‌شدگان کم، بیمارستانی بزرگ تاسیس شود که فعالیت آن توجیه اقتصادی نداشته باشد. در دولت احمدی‌نژاد در شورای سیاست‌گذاری یا همان شورای عالی بیمه امور صنفی بر امور ملی ترجیح داده شد. برنامه طوری شد که منابع سازمان بیشتر صرف بخش پزشکی و درمانی شود و وضعیت به صورتی رسید که بیمه‌شده به جای آنکه ۱۰ یا ۲۰درصد فرانشیز بدهد، ۷۰ یا ۸۰درصد پرداخت می‌کرد. این مساله موجی به وجود آورد که سیاست‌مداران کاهش هزینه خدمات درمانی را جزو شعارهای انتخاباتی خود قرار دهند. همین مساله طرح تحول سلامت را کلید زد.

به طرح تحول سلامت اشاره کردید. می‌دانیم که این طرح محل دعوای وزارت کار و وزارت بهداشت شده است. از طرفی وزارت بهداشت، بدهی بیمه‌ها را عامل پیشرفت کند طرح تحول می‌داند، از طرف دیگر وزارت کار این طرح را به عنوان علت اصلی فشار بیش از حد بر بیمه‌ها عنوان می‌کند. نظر شما در این باره چیست؟

باید بگویم که طرح تحول سلامت در ذهن سیاست مداران کلید خورد. دولت یازدهم این طرح را شروع کرد و همان ابتدا منابعی هم برای اجرای آن تعریف شد. قرار بر آن بود که بخشی از هزینه‌های اجرای طرح را دولت بدهد، بخشی را سازمان‌های بیمه‌گر پرداخت کنند و بخشی نیز از محل مالیات بر ارزش افزوده تامین شود. در قالب این طرح، دو اقدام صورت گرفت: اول آنکه به مطالبات ارائه‌دهندگان خدمات درمانی یا همان پزشکان رسیدگی شد و سطح درآمدشان بالا رفت و دوم آنکه با ایجاد بیمه پایه و بیمه مکمل سعی بر آن شد که سهم مردم از پرداخت هزینه‌های درمانی کاهش یابد. این در حالی است که در قانون تامین اجتماعی بحث بیمه پایه و بیمه مکمل وجود ندارد. این مساله در قانون ساختار پیش‌بینی شده بود که اجرا نشد و نهایتا منحل شد.

منابع طرح تحول با کسری مواجه شد. دولت پولی برای پرداخت نداشت، ارزش افزوده سهم مشخصی داشت، منابع مربوط به یارانه‌ها نیز آزاد نشد و نهایتا فشارها بر بیمه‌ها وارد آمد. به‌طوری که در عرض دو سال هزینه درمانی سازمان تامین اجتماعی دو برابر شد.

این باعث شد که سازمان تخلف کند، وام بگیرد و منابع آینده را در حال حاضر خرج کند. عامل سوم دردی را دوا نمی‌کند. بانک‌ها به تامین اجتماعی وام دادند. الان نیز سازمان هم از واحد‌های تولیدی وام می‌گیرد. اما این به معنای رفع بدهی نیست، این اقدام تنها بدهی حال را به اینده منتقل می‌کند. این درحالی است که بیمه‌های تامین اجتماعی ماهیتا بدهی آتی دارند و باید در آینده، بدهی خود که همان مستمری بازنشستگی و از کارافتادگی است را پرداخت کنند.

طرح تحول سلامت باعث شد که به بیمه‌ها فشار بیاید و هزینه‌ها بالا برود. ولی چون معامله روی حفظ صندلی‌ها بود، ضرر و زیان متوجه مشترکان سازمان شد. البته نمی‌توان گفت اجرای چنین طرحی بد است، مساله اینجاست که یک کارشناسی درست و حسابی در سازمان و وزارت کار و وزارت بهداشت صورت نگرفت که چه بکنیم؟ منابع را یکپارچه کنیم؟ کسری چقدر است؟ از کدام منابع می‌توان استفاده کرد؟

آیا این مشکل با واگذاری بیمارستان‌های تامین اجتماعی به وزارت بهداشت حل می‌شود؟

به نظر من در حال حاضر، دعوا روی منابعی است که در سازمان تامین اجتماعی وجود دارد. دعوا روی نوع سرویس دهی و خدمات نیست. وزارت بهداشت می‌گوید علت عدم موفقیت نسبی من در طرح تحول این است که سازمان‌های بیمه‌گر با من همکاری نمی‌کنند، بدهی‌های خود را به موقع پرداخت نمی‌کنند، منابع را یکپارچه نمی‌کنند و… صندوق‌های بیمه‌گر هم می‌گویند ما هرچه داریم می‌پردازیم و حتی با گرفتن وام و وارد کردن عامل سوم، خلاف قانون عمل می‌کنیم. حتی وزیر کار هم چندی پیش در مراسم هفته دولت گفت که من بیشترین فشار را در این طرح متحول شدم و خلاف قوانین پرداخت کردم.

مشکل اینجاست که در اجرای طرح، هیچ کار کارشناسی صورت نگرفت که مشخص شود با میزان منابع موجود، چه مقدار خدمات قابل ارائه است.

از آن سو نیز در مسوولان عالی کشور، هم دولت و هم مجلس، شناخت کافی و وافی از بیمه‌های اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی وجود ندارد. برای همین می‌بینیم که صندوق‌ها روز به روز تحلیل می‌روند. بعضی‌ها به مرز ورشکستگی رسیدند و بعضی به دلیل آنکه فعلا می‌توانند نقدینگی را فراهم کنند، فعلا توانسته‌اند مشکلات خود را پنهان نگه دارند.

آن طور که شما می‌گویید، صندوق‌های بازنشستگی کشور در حال حاضر وضعیت قابل قبولی ندارند. آیا طرح تحول سلامت در این موضوع گناهکار است؟

به نظر من سازمان تامین اجتماعی حرکت به سوی ورشکستگی را از زمان دوران اصلاحات شروع کرد. منتها در دوران خاتمی عقلانیتی وجود داشت و دولت از وجود مشکل آگاه بود. به همین دلیل به دنبال راه‌حلی برای رفع آن می‌گشت. ولی در دولت‌های نهم و دهم این عقلانیت وجود نداشت. دولت در آن زمان تنها به دنبال شعارپردازی بود، به همین دلیل وضعیت صندوق تامین اجتماعی بسیار خراب‌تر شد. در دولت یازدهم هم همان رویه دارد تکرار می‌شود. هیچ تغییر رویه داده نشده، فقط اقداماتی نمایشی انجام می‌شود: این مکانیزه شد، آن فلان شد. اینها جبرهای پیشرفت سخت افزاری است. پرداخت الکترونیکی حق بیمه مساله‌‌یی است که سال‌ها پیش در سایر کشورها عادی شده و تازه به ما رسیده است. این یک دستاورد نیست، تحمیل پیشرفت جهانی فناوری است!

سازمان‌های بازنشستگی، پیش از آغاز اجرای طرح تحول سلامت با مشکلات فراوانی روبه‌رو بودند. اما اکنون اگر سیاست‌مداران تکلیف سازمان تامین اجتماعی را با طرح تحول سلامت مشخص نکنند، این طرح یکی از عواملی خواهد بود که سازمان را به ورطه سقوط خواهد کشاند. باید توجه داشت که این سرنگونی مثل ورشکستگی صندوق بازنشستگی کشور یا صندوق فولاد یا صندوق نیروهای انتظامی نیست. این اتفاق غیر قابل تحمل است. هیچ دولتی نمی‌تواند از عهده تبعاتش بر بیاید.

به نظر شما راه‌حل‌های فعلی می‌توانند به خروج سازمان تامین اجتماعی از بحران کمک کنند؟

فرماندهان فعلی این بازی افرادی نیستند که بتوانند مساله را حل کنند. در ۱۰سال اخیر هم قانون ساختار که راه‌حل خوبی برای رفع مشکل بود رها شد و هم طرح تحول سلامتی به وجود آمد که با افزایش هزینه سازمان‌های بیمه‌گر، این سازمان‌ها را به ورشکستگی نزدیک‌تر کرد.

نظر شما درباره انتقال بخش درمان از سازمان تامین اجتماعی به وزارت بهداشت چیست؟

به نظرم این اتفاقی است که باید بیفتد. چراکه سازمان‌های بیمه اجتماعی، در اصل وظیفه دیگری به غیر از تامین خدمات درمانی دارند. وظیفه این سازمان‌ها و صندوق‌ها پرداخت مستمری بازنشستگی و از کارافتادگی است. بنابراین باید منابع خود را صرف سرمایه‌گذاری کنند تا بتوانند در موعد مقرر بدهی خود را به مشترکان پرداخت کنند. البته همان‌طور که پیش‌تر گفتم، تامین اجتماعی از درمان به عنوان ویترین خود استفاده می‌کند، بنابراین نمی‌تواند بیمه درمانی را به وزارت بهداشت واگذار کند. تنها راه‌حل باقی مانده، واگذاری تولید خدمات درمان به وزارت بهداشت و خرید خدمت از این وزارتخانه است. البته به شرط آنکه در این میان سایر منابع تامین اجتماعی استفاده نشود.

اما تشکل‌های کارگری و کارفرمایی اخیرا با این مساله مخالفت کرده‌اند و خواهان آن هستند که بخش درمان در سازمان تامین اجتماعی باقی بماند.

این مساله طبیعی است. به هرحال مشترکان سازمان تامین اجتماعی، وقتی به مراکز درمانی و داروخانه‌های این سازمان مراجعه می‌کنند، هزینه‌یی نمی‌پردازند. درمان در این مراکز برای آنها تقریبا مجانی است. به عنوان مثال اگر شما به بیمارستان میلاد مراجعه کنید، نیازی نیست هزینه‌یی برای درمان یا بستری شدن پرداخت کنید. طبیعی است که در چنین شرایطی، مشترکان سازمان تامین اجتماعی بر بخش درمان احساس مالکیت کنند و نخواهند آن را از دست بدهند. به هرحال نقد بهتر از نسیه است، مشترک ترجیح می‌دهد اکنون هزینه درمانش را دریافت کند تا اینکه چندین سال دیگر مستمری بازنشستگی بگیرد. اما سوال اینجاست که چند درصد از مشترکان تامین اجتماعی توانایی استفاده از خدمات درمانی این سازمان را دارند؟ آیا سازمان ظرفیت پذیرش تمام مشترکان خود را دارد؟ نکته اینجاست که ظرفیت پذیرش مراکز درمانی تامین اجتماعی، چیزی در حدود ۲۰درصد مشترکان این سازمان است. این درحالی است که همه مشترکان حق بیمه پرداخت می‌کنند و خواهان استفاده از خدمات درمانی هستند. چاره چیست؟ یا باید مراکز درمانی بیشتری احداث شود که برای سازمان توجیه اقتصادی ندارد، یا باید تولید خدمات درمانی به وزارت بهداشت واگذار شود.

سازمان تامین اجتماعی نباید وارد بیمارستان‌سازی شود. سازمان در حال حاضر در حدود ۶۵هزار نفر نیروی انسانی دارد و شاید ۴۰هزار نفر آنها مربوط به بخش درمان باشند.

باید تعیین تکلیف شود. اگر سازمان تامین اجتماعی تولیدکننده درمان است، باید به نسبت بیمه‌شدگانش در هر منطقه‌یی مراکز درمانی ایجاد کند. آیا می‌تواند؟ آیا توان مالی‌اش را دارد؟

در دنیا تامین اجتماعی‌ها به عنوان ویترین از خدمات درمان استفاده کردند، ولی عقل داشتند و سراغ ساخت بیمارستان نرفتند. گفتند دولت باید بیمارستان بسازد و ما اداره‌اش کنیم.

سال گذشته دیدیم که به خاطر مساله بدهی بیمه‌ها به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، بسیاری از این مراکز از پذیرش مشترکین بیمه‌ها سرباز زدند. این در حالی است که بیمارستان‌های تامین اجتماعی موظفند در همه حال مشترکان این سازمان را پذیرش کنند. چه تضمینی وجود دارد که در صورت واگذاری تولید درمان، مراکز درمانی به خاطر بدهی‌های سازمان تامین اجتماعی، از پذیرش مشترکان آن خودداری نکنند؟

این مشکل مدیریتی است. در کره جنوبی تمام مراکز درمانی از سازمان تامین اجتماعی این کشور می‌ترسند، چراکه بزرگ‌ترین خریدار خدماتشان است. کسی نمی‌تواند به مشترکان این سازمان خدمت ارائه ندهد، چراکه بلافاصله در لیست سیاه قرار گرفته و تحریم می‌شود. یا این‌طور نیست که به‌طور مثال داروخانه‌ها از عرضه دارو خودداری کنند، چراکه بزرگ‌ترین مشتری خود را از دست می‌دهند. اما در ایران اینگونه نیست. متاسفانه امروزه شاهدیم که سازمان تامین اجتماعی برای پذیرش دفترچه‌اش ناچار است التماس کند. این درحالی است که ۸۵درصد جمعیت کشور تحت پوشش یکی از دو بیمه تامین اجتماعی و سلامت قرار دارند. این یعنی این دو بیمه می‌توانند با ایجاد انحصار خرید، عرضه خدمت به مشترکان خود را تضمین کنند. اتفاقی که متاسفانه رخ نمی‌دهد.

منبع: سلامت نیوز

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: