۱۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۱۱

آمار طلاق بالاست یا شلوغش کرده اند؟!!

سئله اصلی که باید به آن توجه کنیم آن است که طلاق و ازدواج در دو جامعه کاملا متفاوت رخ می‌دهند. ازدواج در جامعه مجردها رخ می‌دهد ولی طلاق را باید در میان جمعیت در معرض طلاق یعنی متأهل‌ها بررسی کنیم.

به گزارش عیارآنلاین، مسئله طلاق تبدیل به جزئی جدایی‌ناپذیر از اخبار و تحلیل‌های رسانه‌های ایرانی شده است. خیلی‌ها می‌گویند افزایش آمار طلاق محصول اجتناب‌ناپذیر دوران‌ گذار است و جامعه ایرانی هنوز تا رسیدن به مرحله بحرانی فاصله دارد اما خیلی‌های دیگر وقتی می‌شنوند از هر سه ازدواج، یکی منجربه طلاق می‌شود آن را پدیده‌ای آسیب‌گونه می‌بینند که باید برای علاجش هرچه بیشتر کوشید و برنامه‌ای ارائه داد.

به گزارش روزنامه وقایع اتفاقیه، ارائه برنامه هم تا حد زیادی به دسترسی به آمارها بستگی دارد و به‌همین‌دلیل در هر همایش و نشستی، آمارهای جدید رو می‌شود؛ آمارهایی که به خودیِ خود جلب توجه می‌کنند و می‌توانند به‌عنوان یک آسیب بررسی شوند. برای مثال، در نشستی که برخی کارشناسان دیروز در ایسنا برگزار کردند، اعلام شد که ۶۰ درصد طلاق‌ها بر پایه خشونت اتفاق می‌افتند. این خبر را حبیب‌الله مسعودی‌فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، داد و گفت: «وقتی به بررسی چندلایه آمارهای مرتبط با طلاق نگاه می‌کنیم می‌بینیم نه فقط به زوج‌ها به چشم یک خانواده و ارتباط آنها با هم بلکه به هر کدامشان به‌عنوان یک فرد باید نگاه کرد و به حل مشکلات شخصیتی هم پرداخت؛ برای مثال، می‌بینیم ۶۰ درصد طلاق‌های کشور ناشی از خشونت هستند اما یکی از مهم‌ترین علل طلاق «عدم مهارت‌های ارتباطی و حل تعارض» محسوب می‌شود. متأسفانه در برنامه‌ریزی‌ها و تحلیل‌های کشوری گاهی دچار آفت تقلیل‌گرایی شده و دلیل علت یک آسیب را فقط در یک عامل می‌بینیم که این نگاه آسیب‌‌رسان است و موجب عدم موفقیت در برنامه‌های کاهش آسیب می‌شود، به‌همین‌دلیل در سازمان بهزیستی از چند مدل به‌عنوان رویکرد اصلی کاهش آسیب استفاده می‌کنیم و برنامه‌ریزی‌های خود را بر‌اساس آنها انجام می‌دهیم.»
او تصریح کرد: «طلاق در سطح فردی، خانوادگی، فرهنگی و اقتصادی دارای عوامل خطر است؛ به‌طوری‌که فردی که قادر به کنترل هیجانات خود نیست، خشونت خانوادگی را ایجاد می‌کند و همین می‌شود که ۶۰ درصد طلاق‌های کشور ناشی از خشونت است. این فرد به‌‌خوبی بلد نیست ارتباط برقرار و مشکلاتش را حل کند و دست به خشونت می‌زند. ما باید روی آموزش مهارت‌های فردی و ارتباطی بیشتر کار کنیم. اگر این اتفاق بیفتد خواهیم دید که شیب افزایش آمار طلاق هم منطقی‌تر خواهد شد.»
نقش پررنگ مشکلات جنسی
یکی از مسائل مهم در تحلیل‌های اجتماعی تغییراتی است که در روند اتفاقات رخ می‌دهد؛ برای مثال، حتی اگر آمار طلاق چندان تغییر نکند و عوامل آن در طول زمان متفاوت شوند باز هم لازم است کارشناسان اجتماعی به موضوع ورود کنند. حالا آمارها می‌گویند مسائل جنسی در حال ایفای نقش پررنگ‌تر در رویدادهای اجتماعی هستند. مدتی پیش اعلام شد روابط جنسی پرخطر گوی سبقت را در ابتلا به ایدز از سرنگ‌های آلوده ربوده است و حالا هم ماجرا درباره طلاق تکرار شده است. علی‌محمد زنگانه، مدیرکل پیشگیری‌های فرهنگی و اجتماعی قوه‌قضائیه، که یکی دیگر از شرکت‌کنندگان در میزگرد ایسنا بود در‌این‌باره گفت: «درحال‌حاضر نقش آسیبی مانند اعتیاد باوجوداینکه مادر همه آسیب‌هاست و عوامل اقتصادی، در طلاق به نسبت گذشته کمتر شده است، در مقابل نیز نقش و اندازه مسائل جنسی پررنگ‌تر از پیش جلوه داده می‌شود؛ در چنین شرایطی می‌توانیم به‌طور مشخص متوجه میزان اثرگذاری هر یک از این عوامل در علت شکل‌گیری طلاق بوده و پس از آن مداخلات صحیح داشته باشیم.»
قوانین درجا می‌زنند
یکی از موضوعات جالبی که در میزگرد ایسنا مطرح شد، نگاه‌های نسبتا تازه کارشناسان بود. آنجا که برخی از آنها به‌جای حرف‌های تکراری و وااسفا سردادن از تنزل ارزش‌ها و هنجارهای خانوادگی، به مشکلات ساختاری در نهادهای دیگر به‌جز خانواده پرداختند که اثر مستقیم بر موضوع طلاق دارد. یکی از کسانی که چنین اشاره‌ای داشت و پای نقص در قوانین را به میان کشید ناصر صبحی، مدیرکل دفتر ازدواج وزارت ورزش و جوانان بود. او گفت: «ازدواج و طلاق دارای ابعاد اخلاقی، شرعی و قانونی هستند، به همین دلیل، اگر به‌صورت تک‌بعدی به این مسائل نگاه کنیم، رویکرد ناقصی خواهیم داشت. مسائل جامعه‌شناختی، اقتصادی، سیاسی و… همه در طلاق نقش دارند اما از منظر روان‌شناسی در نهایت همه عوامل به «فرد» برمی‌گردد زیرا تصمیم نهایی را خود فرد می‌گیرد. مسائل اقتصادی تأثیر زیادی بر طلاق دارند اما عامل اصلی نیستند زیرا اگر این‌گونه بود در بالای شهر و طبقات مرفه طلاق نداشتیم. دختر و پسران فعلی ما با نسل قدیم تفاوت زیادی دارند، در نسل قدیم مردان و زنان موقعیت خود را پذیرفته و زنان بر‌اساس قوانین نوشته و نانوشته از مردان تبعیت می‌کردند. درحال‌حاضر، سبک زندگی عوض شده و دختران مطالبات بحقی دارند که زندگی آنها را تحت‌تأثیر قرار داده است. برای مثال، درحال‌حاضر، دختران خواهان تحصیل، شغل و استقلال مالی هستند اما آیا متناسب این خواسته‌ها و تغییرات سبک زندگی قوانین موجود ما تغییر کرده‌اند. شاهد آن هستیم که سبک زندگی، ارزش‌ها و ملاک‌ها عوض شده‌اند اما قوانین و راه‌حل‌های حل مسئله تغییرات لازم را نداشتند.»
آمار طلاق وحشتناک نیست
شاید بتوان گفت متفاوت‌ترین حرف را بین حاضران در میزگرد شهلا کاظمی‌پور، جمعیت‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، زد وقتی که از همه خواست آمارهای مربوط به طلاق را با دید علمی‌تری ببینند و با اتکا به آمارهای خام تحلیل نکنند. او گفت: «سازمان ثبت احوال مرتب اعلام می‌کند که ازدواج در حال کاهش است و طلاق هم در حال زیادشدن اما نباید بر آمارهای خام تکیه کنیم ولی مسئله اصلی که باید به آن توجه کنیم آن است که طلاق و ازدواج در دو جامعه کاملا متفاوت رخ می‌دهند. ازدواج در جامعه مجردها رخ می‌دهد و حدود ۱۱ میلیون مجرد در کشور داریم. حدود هفت تا هشت میلیون نفر دختر مجرد ۱۵ سال به بالا نیز در کشور وجود دارد؛ به‌این‌ترتیب، به علت آنکه جمعیت در معرض ازدواج رو به کاهش است، طبیعی است که تعداد ازدواج نیز کاهش یابد، این درحالی است که در میزان آن تغییری ایجاد نشده است.» کاظمی‌پور ادامه داد: «طلاق را باید در میان جمعیت در معرض طلاق یعنی متأهل‌ها بررسی کنیم. براساس آخرین آمار در سال ۹۴، درحال‌حاضر ۲۰ میلیون زن متأهل در کشور داریم در صورتی که در سال ۸۸ این تعداد ۱۶ میلیون نفر بود؛ به‌این‌ترتیب، جمعیت در معرض طلاق نیز افزایش یافته و تعداد آن هم زیاد خواهد شد. درحال‌حاضر، با وجود ۲۰میلیون متأهل، ۱۶۰ هزار طلاق داریم؛ یعنی در هر سال کمتر از یک درصد از زوجین، زندگی زناشویی‌شان به طلاق منجر می‌شود و این آمار وحشتناکی نیست. این درحالی است که ما فقط به این کمتر از یک درصد توجه داشته و آن ۹۹ درصد را فراموش کرده‌ایم. درحالی‌که باید بدانیم که همه آن زوجین زندگی مستحکمی ندارند و پشت سر هر طلاق حداقل ۱۰ سال اختلاف زناشویی بوده و طلاق یک فرایند است.
از‌سوی‌دیگر، برخی مدعی‌ هستند ۱۴ – ۱۳ درصد طلاق‌های کشور در سال اول زندگی مشترک رخ می‌دهد، این درحالی است که در مقابل هر ۱۶ هزار طلاق، حدود ۱۲- ۱۰ درصد مربوط به سال اول است اما با ارائه آمار‌های این‌چنینی این شبهه ایجاد می‌شود که ۱۰ درصد از کسانی که ازدواج کردند در همان سال اول طلاق می‌گیرند درحالی‌که ۸۰۰ هزار ازدواج در سال داریم که در مقابل آن ۲۰ هزار نفر یعنی فقط سه درصد از ازدواج‌های همان سال به طلاق منجر می‌شود.» این عضو هیأت‌علمی دانشگاه تهران در ادامه ضمن بیان آنکه میزان طلاق در کشورهای توسعه‌یافته بالاست اما طلاق‌هایی با سنوات زناشویی بالا، گفت: «معضل اجتماعی کشور ما، طلاق‌هایی است که مربوط به سنوات زناشویی پایین کمتر از پنج سال است. این یعنی بسیاری از طلاق‌گرفته‌های ما ازدواج‌های نادرستی داشته‌اند و باید بر این موضوع تأکید بیشتری کرد.»

منبع: تابناک

تلگر

برچسب‌ها:

چهره‌

    دیدگاه تازه‌ای بنویسید: