۳۱ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۰۲

چالش شرکت‌های نوپای دانش‌بنیان: ورود بدون شناختِ نخبگان علمی به بازار کسب و کار

آن دسته از نخبگانی که موفق به ثبت اختراع یا تثبیت یافته های علمی خود شده­ اند، به دلیل تفاوت­ های دنیای کسب و کار با فعالیت­ های علمی و دانشگاهی، لزوما نمی توانند در امر شرکت­ داری نیز موفق باشند؛ بنابراین این چالش که شرکت های نوپای دانش بنیان با عدم توفیق در بازار و اقتصاد مواجه شوند، چالشی جدی است که بایستی به آن پرداخته شود.

به گزارش عیارآنلاین، در ادامه یادداشت ­های پیشین پیرامون «چگونگی نقش­ آفرینی نخبگان در اقتصاد مقاومتی»، در این نوشتار به نقش ایشان در تجاری­ سازی دستاوردهای پژوهشی­ از طریق راه­ اندازی شرکت­ های دانش­ بنیان پرداخته شده است.

با اجرای “قانون حمایت از شرکت­ها و موسسات دانش­ بنیان و تجاری ­سازی نوآوری­ ها و اختراعات”، طیف وسیعی از نخبگان دانشگاهیِ موفق در دستیابی به دانش فنی در حوزه ­های تحقیقاتی خود، ترغیب به راه ­اندازی یک شرکت دانش­ بنیان برای تجاری­ سازی دستاورد خود شدند.

اگرچه راه ­اندازی این شرکت­ها یکی از مصادیق بارز در مقاوم­ سازی اقتصاد کشور محسوب می­ گردد، اما به نظر می‌­رسد در صورت عدم تبیین تفاوت­ های ویژگی­ های «مخترع» با «کارآفرین»، می­ بایست در آینده منتظر ناکامی طیف وسیعی از این مخترعان نخبه بود.

برخی به اشتباه چنین می ­پندارند کسی که تا کنون هیچ اختراعی نداشته است، نمی­ تواند یک کارآفرین باشد؛ اما حقیقت این است که درصد بسیار کمی از کارآفرینان، خود، مخترع نیز بوده ­اند. جدول زیر، برخی از تفاوت­های کارآفرینان با مخترعان را بیان کرده است:

ویژگی

مخترع

کارآفرین

هدف

خلق شیء جدید

ایجاد کسب و کار پایدار

فضای کاری مورد علاقه

کار انفرادی

کار تیمی

محور تحقیقات

فعالیت علمی دلخواهانه

فعالیت شناسایی روش­های کسب ثروت

شهرت

شهرت فردی

شهرت توسط تیم کاری

مهارت اصلی

اختراعات مختلف و نه لزوما همگون

بهبودهای مستمر

ترجیح

حل مسائل پیچیده

حل مسائل مشتری

مهارت­های اجتماعی

محدود

متوسط به بالا

تفاوت­ های فوق­ الذکر حکایت از این واقعیت دارند که آن دسته از نخبگانی که موفق به ثبت اختراع شده­ اند، به دلیل تفاوت­ های دنیای کسب و کار با فعالیت­ های دانشگاهی، لزوما نمی توانند در امر شرکت­ داری نیز موفق باشند؛ اما آنچه که در فضای فعلی کشور بیشتر به چشم می­خورد، عدم تمایل نخبگان علمی و مخترعان به همکاری با کارآفرینان و سرمایه­ گذاران بخش خصوصی است.

اگرچه همکاری با این افراد می ­تواند نخبگان علمی را از دانش مدیریتی، حقوقی و تجاری آن­ها بهره­ مند ساخته و ضریب موفقیت شرکت­ های دانش ­بنیان را افزایش دهد، موارد زیر باعث عدم تمایل نخبگان به تعامل با کارآفرینان شده است:

۱- ترس از سرقت اختراع به دلیل ضعف در نظام حفاظت از حقوق مالکیت فکری کشور

۲- کمبود نهادهای تخصصی در ارزش­ گذاری دانش فنی و اختراعات

۳- عدم آشنایی نخبگان علمی با قوانین و فرایندهای مشارکت مدنی و حقوقی و ترس از زیان در این مشارکت­ ها

از این رو، مخترعان و نخبگان علمی یا می­بایست خود اقدام به کارآفرینی کنند یا مجبور به فروش دانش فنی به قیمت نازل خواهند بود.

اگرچه داده­ های معتبری درباره تعداد مخترعانِ کارآفرین در بین شرکت ­های دانش­ بنیان در کشور وجود ندارد، اما سهم ۶۰ درصدی شرکت­ های نوپا از کل شرکت­ های دانش­ بنیان کشور، می­ تواند تا حدودی بیانگر این واقعیت باشد که نخبگان علمی، خود در حال ورود به عرصه کسب و کار هستند.

در صورت صحت این ادعا که مراودات روزانه نگارنده­ ی این یادداشت با مخترعان و نخبگان علمی موید آن است، می­ بایست انتظار عدم پایداری کسب و کارهای دانش­ بنیان نوپا را در آینده داشت. این شرکت­ های نوپا حتی در صورت کسب توفیقات کوتاه­ مدت در اقتصاد کشور، به دلایل متعددی همچون کم­ تجربگی و عدم آشنایی با قوانین کسب و کار، در معرض شکست­ های جدی در بلند مدت قرار دارند. برای غلبه بر این چالش در آینده، معاونت علمی به عنوان متولی این مسئله می ­تواند با اصلاح ۳ ضعف مذکور و نیز ترغیب شرکت­ های نوپا، مخترعان و نخبگان علمی به همکاری با شرکت ­های بزرگ­تر یا کارآفرینان بخش خصوصی، احتمال موفقیت ایشان را افزایش دهد.

منبع: اقتصاد مقاومتی

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: