۲۸ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۵۰
در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس بررسی شد:

سه عامل اوضاع وخیم بنگاه‌های کوچک و متوسط در ایران

در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، «پررنگ بودن نقش دولت در بخش تولید»، «عدم توسعه بازار مالی» و «نبود چرخه حمایتی از بنگاه‌های کوچک و متوسط» به عنوان سه دلیل نامساعد بودن وضعیت بنگاه‌های کوچک و متوسط در کشور ذکر شده است.

مرکز پژوهش های مجلس_مرکز پژوهش‌های مجلسبه گزارش عیارآنلاین، مرکز پژوهش‌های مجلس طی سلسله گزارشاتی به بررسی اهمیت، مسائل و مشکلات بنگاه‌های کوچک و متوسط در ایران و جهان پرداخته است. در گزارش اول این مرکز با عنوان «تحلیلی بر مفهوم و اهمیت تامین مالی بنگاه های کوچک و متوسط» که در مردادماه ۹۴ منتشر شده است، «پررنگ بودن نقش دولت در بخش تولید»، «عدم توسعه بازار مالی» و «نبود چرخه حمایتی از بنگاه‌های کوچک و متوسط» به عنوان سه دلیل نامساعد بودن وضعیت بنگاه‌های کوچک و متوسط در کشور ذکر شده است.

طی چند دهه اخیر، ایجاد و حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط یکی از ارکان مهم توسعه اقتصادی کشورها بوده است. مؤلفه‌های ساختاری که در این بنگاه‌ها وجود دارد، آن‌ها را به منبع اصلی کارآفرینی و نوآوری در تولید، خلق فرصت‌های شغلی جدید و تحول در صادرات کشورها تبدیل کرده است.

بنگاه‌های کوچک و متوسط  یا SME (Small and Medium Size Enterprises) نهادهای محدود اقتصادی هستند که از طریق انباشت منابع مالی خرد، کارآفرینی و پیوند با صنایع، زمینه‌های توسعه اقتصادی را فراهم می‌آورند. این بنگاه‌ها همچنین در رشد اقتصادی، اشتغال، تولید ثروت و کاهش فقر در کشورها نقش حیاتی ایفا می‌کنند.

بنگاه‎‌های کوچک و متوسط در اقتصاد جهانی با تعاریف متفاوتی از دیگر بنگاه‌ها متمایز شده‌اند. اهم معیارهایی که بر اساس آن‌ها، بنگاه‌های کوچک و متوسط شناسایی می‌شوند، عبارتند از: تعداد کارکنان، میزان سرمایه، ارزش دارایی، میزان فروش سالیانه و نوع مالکیت.

بر اساس تعریف بانک جهانی، شرکت‌های کوچک و متوسط شرکت‌هایی هستند که تعداد کارکنان آن‌ها از ۳۰۰ نفر تجاوز نکند و حداکثر درآمد یا گردش مالی سالانه و دارایی‌های آن‌ها نیز ۱۵ میلیون دلار باشد. اتحادیه اروپا نیز شرکت‌هایی با حداکثر ۲۵۰ کارمند و حداکثر گردش مالی ۵۰ میلیون یورو و مجموع ترازنامه حداکثر ۴۳ میلیون یورو را جزء بنگاه‌های کوچک و متوسط به حساب می‌آورد.

اکثر کشورها و به خصوص کشورهای پیشرفته صنعتی، بنگاه‌ها را بر اساس تلفیقی از شاخص‌ها ارزیابی می‌کنند (نظیر تعریف بانک جهانی و اتحادیه اروپا)؛ اما در ایران، نه‌تنها همه تعاریف موجود از طرف سازمان‌های رسمی بر مبنای تعداد کارکنان ارائه شده است، که تعریف واحد و رسمی از این بنگاه‌ها موجود نیست و سازمان‌ها و مراکز مختلف تعاریف متنوعی ارائه نموده‌اند که در جدول زیر قابل مشاهده است. به نظر می‌رسد ارائه یک تعریف جامع و مانع از بنگاه‌های کوچک و متوسط در کشور اولین قدم برای توسعه و حمایت از این بنگاه‌ها است.

بنگاه‌های کوچک و متوسط

یکی از دلایل اهمیت بنگاه‌های کوچک و متوسط، سهم بالای این بنگاه‌ها از کل اشتغال موجود در اقتصاد است؛ به طوری که بر اساس آمار کمیسیون اروپا، در پنج سال منتهی به سال ۲۰۱۲ میلادی، هشتاد درصد از خلق فرصت‌های شغلی جدید در اتحادیه اروپا بر عهده این بنگاه‌ها بوده است.

در نمودار زیر، شاهد سهماین بنگاه‌ها از اشتغال و تولید ناخالص داخلی برای سه دسته درآمدی از کشورها هستیم؛ این نمودار با در نظر گرفتن تعریف یکسان برای این بنگاه‌ها (۵ تا ۹۹ نفر)  و با در نظر گرفتن ۱۳۵ کشور ترسیم شده است. چنانکه مشاهده می‌شود، با افزایش درآمد سرانه، سهم از اشتغال و سهم از GDP نیز افزوده می‌شود.

بنگاه‌های کوچک و متوسط

بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، ایده‌های کارآفرینی و دانش‌بنیان در بستر بنگاه‌های کوچک و متوسط رشد و گسترش پیدا می‌کنند. به همین دلیل، یک رابطه معنادار بین رونق بنگاه‌های کوچک و متوسط و توسعه کارآفرینی وجود دارد.

همچنین بنگاه‌های کوچک و متوسط به خوبی می‌توانند ضمن تجمیع پس‌اندازهای پراکنده در اقتصاد، زمینه‌های تزریق منابع مالی خرد به تولید را فراهم کنند. این در حالی است که خلق کانال‌های متنوع و کارآ برای هدایت پس‌اندازهای خرد به سمت تولید در اقتصاد یکی از مهمترین دغدغه‌های اقتصادی دولت‌هاست.

بررسی وضعیت بنگاه‌های کوچک و متوسط در ایران

اگر در کشوری تعداد بسیار زیادی از بنگاه‌های کوچک و بزرگ وجود داشته باشد و در این میان، بنگاه‌های با حجم میانه در اقتصاد این کشور کم باشد، نشان‌دهنده وضعیت ضعیف حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط در آن کشور است. این فقدان بنگاه‌های کوچک و متوسط که عمدتا در کشورهای کمتر توسعه‌یافته از لحاظ صنعتی رخ می‌دهد، میانه گمشده (Missing Middle) نام دارد.

میانه گمشده در ساختار تولید صنعتی کشور ما کاملا مشهود است. وقوع میانه گمشده به این معنی است که بنگاه‌های خرد عمدتاً نمی‌توانند مراحل بلوغ خود را در فضای کسب‌وکار کشور به سلامت طی کنند. این مکانیسم معیوب به دلیل وجود موانع فراوان در فضای کسب‌وکار رخ می‌دهد. سه دلیل عمده که می‌توان برای نامساعد بودن وضعیت بنگاه‌های کوچک و متوسط، در کشور ذکر نمود، عبارتند از:

۱. پررنگ بودن نقش دولت در بخش تولید: ورود نهادها، سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی به عنوان بنگاه‌های اقتصادی با هدف کسب سود و پشتوانه‌های مالی قوی، قدرت رقابت بنگاه‌های بخش خصوصی را در بازار تضعیف کرده و در اغلب موارد به شکست این بنگاه‌ها و خروج آن‌ها از بازار منجر می‌شود.

۲. عدم توسعه بازار مالی: به طور کلی می‌توان گفت که در کشور هنوز بین بخش بانکی (به عنوان اصلی‌ترین نهاد تامین مالی کشور) و بخش تولید ارتباط سازنده‌ای برقرار نشده است. همچنین بانک‌محور بودن بازار مالی کشور و عدم رشد کافی سایر بازارهای مالی نیز یکی از دلایل عدم تأمین مالی بنگاه‌های کوچک و متوسط محسوب می‌شود.

۳. نبود چرخه حمایتی از بنگاه‌های کوچک و متوسط: نبود سازوکار و چرخه حمایتی برای بنگاه‌های خرد و کوچک در سال‌های اولیه فعالیت باعث شکل‌گیری فرهنگ زورگویی بنگاه‌های بزرگ و تلاش برای حذف آن بنگاه‌ها شده است.

همچنین بر اساس سلسله گزارش‌های پایش کسب‌وکار بنگاه‌های کشور که توسط مرکز پژوهش‌های مجلس تهیه می‌شود، طی ۴ فصل منتهی به بهار ۹۳، سه مؤلفه  «مشکل دریافت تسهیلات از بانک‌ها»، «ضعف بازار سرمایه در تأمین مالی تولید و نرخ بالای تأمین سرمایه از بازار غیررسمی» و «وجود مفاسد اقتصادی در دستگاه‌های حکومتی» نامساعدترین مؤلفه‌های ارزیابی فضای کسب‌وکار بنگاه‌های اقتصادی بوده‌اند.

راهکارهای مؤثر برخی کشورها در حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط

۱. تدوین ساختار نهادی کارآ و منسجم برای حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط: ساختار نهادی ایالات متحده امریکا یکی از نمونه‌های مناسب در این حوزه است. در این کشور، اداره کسب‌وکارهای کوچک (SBA) به عنوان نهاد محوری در حمایت و برنامه‌ریزی برای رشد بنگاه‌های کوچک و متوسط نقش‌آفرینی می‌کند.

۲. تدوین بسته‌های حمایتی برای ارائه خدمات به بنگاه‌های کوچک و متوسط: از جمله مهمترین بسته‌های سیاستی که دولت‌ها برای ارائه خدمات به این بنگاه‌های کوچک و متوسط ارائه می‌دهند، عبارتند از : افزایش تسهیلات دارای ضمانت از طرف دولت، تضمین‌های دولتی برای صادرات، تضمین‌های ویژه و وام برای شروع، پرداخت یارانه نرخ بهره، معافیت یا تعویق در پرداخت مالیات و واسطه‌گری اعتباری بین بانک و بنگاه.

۳. توسعه بانکداری بنگاه‌های کوچک و متوسط: مهم‌ترین مزیت رشد ادبیات بانکداری بنگاه‌های کوچک و متوسط را می‌توان فهم صحیح بانک‌ها از نیازهای خاص و سریع این بنگاه‌ها، تنظیم سیستم بانکی بر اساس آن و بهره‌گیری از روش‌های کارآ و منسجم برای غلبه بر مواجهه با ریسک بالای اعتباری و هزینه‌های بالای خدمات قابل ارائه به بنگاه‌های کوچک و متوسط دانست.

۴. توسعه شبکه‌ای بنگاه‌های کوچک و متوسط: این راهکار عمدتاً در سه روش خلاصه می‌شود که عبارتند از: ساماندهی پیمانکاران فرعی، گسترش شبکه‌های خانگی و گسترش خوشه‌های کسب‌وکار.

مرکز پژوهشهای مجلس در پایان این گزارش بر این نکته تاکید می‌کند که بایستی بر اساس تجربه موفق کشورها در ایجاد بنگاه‌های کوچک و متوسط و حمایت از آن‌ها، تدوین استراتژی توسعه این بنگاه‌ها بر اساس یک سازوکار روشن و کارآ بین حاکمیت و فعالان بازار مالی کشور شکل گیرد.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: