۱ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۰۰

مدل مناسب برای تامین مالی نظام سلامت کدام است؟

نحوه تأمین مالی در نظام سلامت و نقش آن در شکل‌گیری و دسترسی عادلانه به خدمات به‌قدری است که عموماً تقسیم‌بندی نظام‌های سلامت در دنیا بر این اساس صورت می‌گیرد. شاید بتوان نقطه مشترک تمام انواع روش‌های تأمین مالی موفق را استقلال خریدار خدمت از ارائه‌دهنده دانست.

به گزارش عیارآنلاین، سازوکار مالی مناسب در نظام سلامت به‌نحوی‌که علاوه بر ایجاد دسترسی عادلانه به خدمات پایه‌ سلامت برای همه‌ افراد، بتواند از بیماران در برابر هزینه‌های سنگین درمانی محافظت کند، یکی از اهداف سه‌گانه نظام سلامت است. لذا تأمین مالی از کارکردهای اصلی نظام سلامت بوده و جمع‌آوری منابع مالی، تجمیع ریسک و خرید خدمت را شامل می‌شود.

تجربیات سایر کشورهای موفق در نظام سلامت دربردارنده‌ نکات آموزنده‌ای است که می‌تواند ما در انتخاب مدل مطلوب راهنمایی کند. نحوه تأمین مالی در نظام سلامت و نقش آن در شکل‌گیری و دسترسی عادلانه به خدمات به‌قدری است که عموماً تقسیم‌بندی نظام‌های سلامت در دنیا بر این اساس صورت می‌گیرد. شاید بتوان نقطه مشترک تمام انواع روش‌های تأمین مالی موفق را استقلال خریدار خدمت از ارائه‌دهنده دانست. اصلاحات صورت گرفته هم عمدتاً در جهت تقویت این اصل بوده است. نکته دیگر آنکه ساختارهای کارآمد یک یا دوساله به وجود نیامده‌اند، بلکه ده‌ها سال با اصلاحات تدریجی و بررسی اثرات این تغییرات در تمامی بخش‌های نظام سلامت، مسیر بهینه انتخاب‌شده است.

به‌طورکلی نظام سلامت در کشورها در قالب یکی از دسته‌های زیر یا تلفیقی از آن‌ها شکل‌گرفته است:

۱- طب ملی

این مدل به نام بِوِریج (Beveridge) اقتصاددان انگلیسی نیز شناخته‌شده است. در این مدل هزینه‌های سلامت از محل مالیات عمومی تأمین‌شده و ارائه خدمات عمدتاً توسط مراکز دولتی و رایگان برای تمامی شهروندان صورت می‌گیرد. انگلستان، نیوزیلند و برخی کشورهای حوزه اسکاندیناوی این مدل را برگزیده‌اند. در انگلستان ابتدا ارائه و خرید خدمات توسط دولت صورت می‌گرفت که موجب کاهش کیفیت و افزایش هزینه‌ها شد. لذا مارگارت تاچر در دوران نخست‌وزیری خود در اواخر دهه هشتاد میلادی اصلاحاتی در نظام ملی سلامت (NHS) انگلستان به وجود آورد که مهم‌ترین آن‌ها واگذاری مسئولت خرید خدمات سلامت به نهادهای غیردولتی با عنوان تراست[۲] بود. این کار در جهت تفکیک تدارک از خرید خدمت و به‌تبع آن افزایش کیفیت و کاهش هزینه‌ها صورت گرفت. چراکه تراست‌ها برای کسب رضایت هرچه بیشتر جمعیت تحت پوشش خود با یکدیگر رقابت کرده و انگیزه کافی برای مصرف بهینه‌ی منابع را دارا هستند.

به نظر می‌رسد استقرار نظام مالیاتی قوی، تضمین تخصیص منابع پایدار به حوزه سلامت از بودجه و تفکیک تدارک خدمت از خرید آن در کنار استقرار نظام ارجاع و پزشک خانواده از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری نظام سلامت نسبتاً موفق در انگلستان باشد. بااین‌وجود کیفیت پایین و صف انتظار طولانی در مراکز درمانی دولتی همچنان از مشکلات نظام سلامت این کشور است.

 

۲- صندوق واحد بیمه

در این ساختار بودجه و منابع عمومی سلامت و حق بیمه‌ای که مردم برای سلامت پرداخت می‌کنند در یک صندوق واحد (در سطح ملی یا محلی) تجمیع شده و خرید خدمت توسط این صندوق صورت می‌گیرد. ‌کانادا، ترکیه و کره جنوبی ازجمله کشورهای شاخص در این نوع تأمین مالی هستند. به دلیل انحصار خریدار، خدمات سلامت از قیمت مناسب‌تری برخوردار هستند اما کیفیت پایین خدمات و ناکارآمدی صندوق بیمه در ارائه خدمات بیمه‌ای ازجمله نقاط ضعف این نوع نظام‌های سلامت است، خصوصاً اگر مدیریت آن دولتی باشد. در کانادا مدیریت و مالکیت صندوق‌ بیمه در هر استان غیردولتی بوده و به بیمه‌شدگان واگذارشده است. ارائه خدمت در این کشور عمدتاً توسط بخش خصوصی و عمومی غیردولتی صورت می‌گیرد، اما به دلیل انحصار خریدار خدمت که تنها یک صندوق بیمه است، قیمت خدمات نسبتاً کمتر است؛ اما نبود بستر رقابتی برای صندوق‌های بیمه مانع ارتقا کیفیت خدمات شده و منابع بهینه هزینه نمی‌شود. همچنین مانند انگلستان، صف طولانی انتظار برای گرفتن خدمت از مهم‌ترین معضلات این سیستم است.

 

۳- بیمه‌های اجتماعی

این مدل برای اولین بار در اواخر قرن ۱۹ میلادی توسط بیسمارک (Bismarck) صدراعظم آلمان اجرا شد. لذا به آن مدل بیسمارک هم می‌گویند. در این مدل صندوق‌های متعدد بیمه که با مشارکت مالی کارکنان و کارفرمایان شکل‌گرفته‌اند وظیفه جمع‌آوری منابع و خرید خدمت را به عهده‌دارند. مالکیت و مدیریت این صندوق‌ها با بیمه‌گذاران و کارفرمایان بوده و به‌صورت غیرانتفاعی فعالیت می‌کنند. ازاین‌روی به آن‌ها بیمه‌های اجتماعی می‌گویند.

علاوه بر آلمان، فرانسه، هلند، بلژیک و سوییس این مدل را در نظام سلامت پیاده کرده‌اند. همه‌ صندوق‌ها موظف هستند تا با دریافت سقف حق بیمه، کف خدمات پایه‌ را برای بیمه‌گذاران پوشش دهند. ضمن اینکه افراد در انتخاب نوع بیمه‌ی خود اختیاردارند. رقابت بین صندوق‌ها منجر شده تا صندوق‌های بیمه برای افزایش جمعیت تحت پوشش خود هزینه‌های خود را به بهترین نحو ممکن مدیریت کرده و با حداقل حق بیمه دریافتی، حداکثر خدمات را پوشش دهند. این امر موجب افزایش کیفیت خدمات بیمه‌ای و درمانی شده است و تقریباً صف انتظار برای گرفتن خدمات درمانی وجود ندارد.

از معایب این نوع نظام تأمین مالی می‌توان به زیاد بودن هزینه‌های پشتیبانی صندوق‌ها به دلیل تعدد آن‌ها و همچنین قیمت زیاد خدمات سلامت اشاره کرد که البته بیمه‌ها آن را پوشش می‌دهند. از سال ۲۰۰۹ تمامی منابع حاصل از بیمه‌های سلامت پایه به همراه سایر منابع این حوزه در صندوقی واحد جمع‌آوری‌شده و متناسب با تعداد، جنس و شیوع بیماری‌های جمعیتی که هر صندوق پوشش می‌دهد، به آن‌ها بازگردانده می‌شود. دولت آلمان این‌گونه توانست افزایش هزینه‌های سلامت را کنترل کند، به‌نحوی‌که با هزینه‌ی سرانه‌ی کمتر نسبت به کانادا، در جایگاه مشابه این کشور در رده‌بندی نظام‌های سلامت دنیا قرار گیرد.

۴- حساب شخصی سلامت

در سنگاپور هر فرد دارای درآمد اجباراً بخشی از خود را باید در حساب شخصی سلامت پس‌انداز کنند. در صورت نیاز فرد یا خانواده‌ او به خدمات بهداشتی درمانی، از این محل هزینه‌ها پرداخت می‌شود. در این ساختار هیچ تجمیع ریسکی صورت نمی‌گیرد. ضمناً نقش یارانه دولت در خدمات سلامت بسیار پررنگ است. ازآنجایی‌که سرانه درآمدی در این کشور بسیار بالا است (کشور سوم دنیا بعد از قطر و لوگزامبورگ) این ساختار تأمین مالی کارآمد بوده است.

۵- بازار آزاد

در این کشورها عموماً پرداخت از جیب بالا بوده و بیمه‌های خصوصی نقش زیادی در تأمین مالی بر عهده‌دارند. در ایالات‌متحده امریکا بیش از ۵۰ درصد هزینه‌ها به‌صورت مستقیم و یا از طریق بیمه‌های خصوصی پرداخت می‌شود.  در این مدل عرضه و تقاضا تعیین کننده قیمت خدمات است. این مدل که بهترین نوع آن در آمریکا پیاده شده است به گونه است که با وجود بیش ترین سرانه به بخش سلامت شاهد نارضایتی گسترده از آن هستیم. درمان محوری یکی از شاخص های این نوع نظام است.

 


[۱] financing

[۲] trust

منبع: رصد

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: