۱۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۰۲

آیا یک‌چندم تلاشی که برای قراردادهای نفتی شده، برای تزریق گاز هم شده است؟

اغلب متخصصان نفتی اتفاق نظر دارند که باید حداقل بین ٣٠٠ تا ٣۵٠ میلیون مترمکعب در روز تزریق گاز به میادین نفتی بزرگ و قدیمی کشور انجام شود؛ در صورتی که متوسط عملکرد ٢٠ سال گذشته به ٩٠ میلیون مترمکعب در روز نیز نمی‌رسد.

تزریق گازبه گزارش عیارآنلاین، یادداشت زیر به قلم سید غلامحسین حسن‌تاش، کارشناس انرژی و عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات انرژی در روزنامه شرق منتشر شده است:

ابتدا برای خواننده محترم یادآوری می‌کنم که نفت‌خام در لایه‌های نفت‌پذیر در اعماق زمین در دل سنگ قرار دارد؛ سنگی که حالت اسفنجی و تخلخل دارد و نفت‌خام در میلیاردها سال درون خلل و فُرج این سنگ نفوذ کرده‌ است. وقتی مطالعات اکتشافی یک میدان نفتی کامل می‌شود، حجم بخشی از سنگ مخزن نفتی که نفت در آن نفوذ کرده است، تخمین زده‌ می‌شود. در کنار این، در جریان حفاری اکتشافی، نمونه‌هایی از سنگ مخزن خارج می‌‌شود و در شرایط آزمایشگاهی، میزان فشردگی سنگ و میزان فضای خالی یا میزان تخلخل آن که نفت در آن نفوذ کرده است، مشخص می‌شود. از حاصل‌ضرب آن بخش از سنگ مخزن که دارای نفت است و میزان تخلخل سنگ، حجم نفت مخزن نفتی تخمین زده می‌شود؛ البته همه این تخمین‌ها با تقریب زیادی مواجه است و اصولاً باید دانست که مخزن زیرزمینی نفتی یک پدیده ریسک و نامطمئن است. همه چیز در اعماق زیاد قرار دارد و معلوم نیست که مثلا فشردگی سنگ و میزان تخلخل، در همه جای مخزن یکسان باشد. به‌هرحال آنچه در این مرحله تخمین زده ‌می‌شود، اصطلاحا  «نفت ‌درجا (Oil in Place)» نامیده می‌شود ولی آنچه مهم است نفت بازیافت‌شدنی و ضریب بازیافت است. ضریب بازیافت یعنی اینکه چند درصد از نفت از درون این سنگ می‌تواند بیرون‌ کشیده شود. میادین نفتی از جهات متعددی با یکدیگر تفاوت دارند و ضریب بازیافت نیز از یک مخزن نفتی به مخزن دیگر متفاوت است و بستگی به عوامل زیادی دارد. متوسط ضریب بازیافت در شرایط مخازن نفتی ایران بین ١٨ تا ٢٧ درصد ذکر می‌شود.

بیشترین سعی و تلاش پژوهش و توسعه دانش و فناوری‌ها در بخش بالادستی صنعت‌نفت جهان، در راستای بالابردن ضریب بازیافت است. درعین‌حال تولید بهینه‌نشده یا به‌اصطلاح غیرصیانتی از یک میدان، می‌تواند ضریب بازیافت را کاهش دهد و بخشی از نفتی را که در شرایط تولید بهینه میدان بازیافت‌شدنی بود غیرقابل بازیافت کند. کشورها و شرکت‌های نفتی تمام تلاش خود را می‌کنند تا ضریب بازیافت را افزایش دهند عناوینی مانند: «بازیافت‌ثانویه» از میادین نفتی، «روش‌های پیشرفته افزایش بازیافت» و امثال آن، همه به همین ضریب بازیافت مربوط است. اگر روش‌ها و اقداماتی به کار گرفته شود که میزان استخراج از میدان را نسبت به ضریب بازیافت اولیه افزایش دهد، به آن تولید اضافی، «تولید ثانویه» گفته می‌‌شود. استخراج و تولید صیانتی یا حداکثری و بهینه از میدان، مستلزم مدیریت بهینه میدان و استخراج از آن است که از برنامه اولیه توسعه میدان تا تخلیه کامل نفت بازیافت‌شدنی یعنی در تمام طول عمر میدان، جریان دارد و روش‌های گوناگونی برای افزایش ضریب بازیافت وجود دارد و هر روز ممکن است دانش جدیدی در این رابطه حاصل آید.

اما در میان همه روش‌های شناخته‌شده برای افزایش ضریب بازیافت، تزریق گاز به میدان نفتی، بارزترین و مهم‌ترین روش است که وضعیت آن در ایران مطلوب نیست. با یک جست‌وجوی اینترنتی می‌‌توان صدها صفحه اطلاعات و ده‌ها مقاله راجع به اهمیت تزریق گاز و اینکه این امر یکی از مهم‌ترین و شاید مهم‌ترین روش افزایش بازیافت است و در همه‌جا به‌کار گرفته می‌شود را به دست آورد. کشور نروژ از سال ١٩٧١ تولیدکننده نفت و گاز شده است؛ یکی از مدیران برجسته اداره نفت نروژ (NDP) در اواخر سال گذشته میلادی اعلام کرد از سال ١٩٧۵حجم عظیمی از گاز به میادین نفتی نروژ تزریق شده است و حاصل آن، افزایش تولید (تولید ثانویه) به میزان دو تا ٢,٣ میلیارد بشکه بوده است، درحالی‌که نروژ جزء بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان گاز جهان است. مدیر نروژی توضیح می‌دهد در طول سال‌های نفتی‌شدن نروژ، همواره یک‌چهارم کل گاز تولیدی کشور به میادین نفتی تزریق شده است و این رمز و راز افزایش ضریب بازیافت میادین نفتی نروژ است. وی همچنین توضیح می‌دهد سوزاندن گاز همراه نفت در نروژ کاملا ممنوع است؛ درحالی‌که در ایران هنوز روزانه حجم عظیمی از گاز همراه نفت (شاید بیشتر از یک فاز پارس‌جنوبی) در حال سوختن است. جملات زیر عیناً از سایت مناطق نفت‌خیز جنوب گرفته شده است (در تاریخ ٢/۵/٩۵):

«برمبنای مطالعات و تحقیقات آزمایشگاهی انجام‌شده در زمینه روش‌های مناسب افزایش بازیافت ذخایر نفت در مخازن کربناته جنوب غرب ایران، تزریق گاز، مناسب‌ترین روش تشخیص داده شده است. عملیات تزریق گاز در مخازن این شرکت با هدف تثبیت فشار یا افزایش فشار ستون نفت مخزن، صورت می‌گیرد و این درحالی است که اجرای پروژه‌های تزریق گاز، علاوه بر افزایش بازیافت نفت از مخازن، باتوجه به هدف‌های یاد شده، عامل اصلی کاهش مشکلات عملیاتی بهره‌برداری از چاه‌ها نیز به شمار می‌آید». اتفاق نظر مهندسان نفت جهان بر اهمیت تزریق گاز برای افزایش ضریب بازیافت، در حدی است که تعبیری در بین آنها وجود دارد مبنی بر اینکه بعضی از میادین گازی را باید فدای افزایش بازیافت از میادین نفتی کرد. البته گاز تزریقی نهایتا فدا نمی‌شود و بازیافت‌شدنی است. تزریق گاز هم فشار مخزن را حفظ می‌کند و هم چون خود از نوع هیدروکربن است و قابلیت امتزاج با هیدروکربن‌های داخل مخزن نفتی را دارد، به استخراج بهتر کمک می‌کند. تجربه حضور شرکت‌های خارجی در ایران برای افزایش بازیافت نیز حکایت از بی‌بدیل بودن تزریق گاز دارد. از میان میادین تحت قراردادهای بیع‌متقابل، بسیاری از آنها مربوط به تولید ابتدایی از میدان (Green Fields) و معدودی مربوط به افزایش تولید از میادین قدیمی (Brown Fields) بوده‌اند. مگر جز این بوده است که شرکت‌های نفتی بین‌المللی طرف قرارداد نیز از تزریق گاز برای افزایش تولید استفاده‌ کرده‌اند؟ شرکت معروف و بزرگ شل برای افزایش تولید از میادین دریایی سروش و نوروز از روش تزریق هم‌زمان گاز و آب، استفاده نمود که به هرحال تزریق گاز جزء لاینفک آن بود؛ در عین حال که عد‌ه‌ای از متخصصان ایرانی با تزریق هم‌زمان آب در این میدان مخالف بودند و تنها تزریق گاز را تأیید می‌کردند که نتایج کار نیز گفته ایشان را تأیید کرد.

با همه این اوصاف، دغدغه چندانی در مدیران بالای وزارت نفت درباره تزریق گاز به عنوان مهم‌ترین عامل افزایش ضریب بازیافت ملاحظه نمی‌شود. تقریباً در همه برنامه‌های پنج‌ساله، عملکرد تزریق گاز در میادین نفتی بسیار کمتر از تعهدات برنامه‌ای و اغلب کمتر از یک‌سوم آن بوده است. این در حالی است که تعهدات برنامه‌ای نه براساس نیاز میادین نفتی به تزریق گاز بلکه بر اساس اعلام توانایی نفت بوده است. یعنی اگر نیاز میادین به تزریق گاز برای تولید صیانتی را مدنظر قرار دهیم، آنچه تحقق یافته، کمتر از یک‌چهارم بوده است. اغلب متخصصان نفتی اتفاق نظر دارند که باید حداقل بین ٣٠٠ تا ٣۵٠ میلیون مترمکعب در روز تزریق گاز به میادین نفتی بزرگ و قدیمی کشور انجام شود؛ در صورتی که متوسط عملکرد ٢٠ سال گذشته به ٩٠ میلیون مترمکعب در روز نیز نمی‌رسد. درست است که در بسیاری از سال‌های این دوره مشکل کمبود گاز داشته‌ایم و بهره‌برداری از فازهای پارس‌ جنوبی به دلایل مختلف با تأخیر مواجه بوده است، اما کمبود گاز در کشور همه ماه‌های سال را شامل نمی‌شده است. اگر دغدغه و قاطعیت کافی در این مورد وجود داشت، می‌شد با تزریق بیشتر در فصول حداقل مصرف گاز، میانگین تزریق سالانه را بسیار بالاتر برد. در سال‌های ١٣٨١ یا ١٣٨٢ تصمیم به انتقال گاز سه فاز از تولیدات پارس‌جنوبی برای تزریق به میدان نفتی آغاجاری گرفته شد و به همین دلیل برای فازهای ۶، ٧ و ٨ میدان گازی پارس‌جنوبی پالایشگاه‌های گوگردزدایی (یا اصطلاحا شیرین‌سازی گاز ترش) در نظر گرفته نشد. درست است که به لحاظ تئوریک، تزریق گاز حاوی سولفور یا گاز ترش، در میدان نفتی که خود نیز دارای سولفور بالا باشد، مشکلی ندارد، اما از نظر عملی انتقال این گاز در مسافت‌های دور به لحاظ خورندگی بالای ترکیبات گوگردی و سمی‌بودن این ترکیبات، خطرناک است. در همان زمان، به هشدارهای متخصصان در زمینه خطرناک‌بودن انتقال گاز ترش در مسافت ۵١٠ کیلومتری از پارس‌جنوبی تا آغاجاری توجهی نشد، اما در عمل تزریق گاز ترش به میدان آغاجاری تنها مدت کوتاهی ادامه یافت و کمپرسورها و تجهیزات فشارافزایی گاز برای تزریق به این میدان نیز دچار مشکل شد و تزریق به میزان کافی ادامه نیافت و دغدغه چندانی هم در این زمینه در مدیریت بالای صنعت نفت دیده نمی‌شد. شنیده می‌شود که اخیرا با بهره‌برداری از فازهای جدید پارس‌جنوبی، تزریق گاز به میدان آغاجاری از سر گرفته شده است که امید است چنین باشد و تداوم یابد.

این درست نیست که مدیریت بالای وزارت نفت از مسئله ضریب بازیافت تنها برای جاانداختن ضرورت استفاده از شرکت‌های بزرگ نفتی بین‌المللی (دیروز در قالب بیع متقابل و امروز در قالب IPC) استفاده ابزاری کند، بلکه باید در عمل تعهد خود را در این زمینه ثابت کند و دغدغه و تلاش و پیگیری درباره تزریق گاز یکی از مهم‌ترین علائم این تعهد است. آیا یک‌چندم تلاشی که برای جاانداختن قراردادهای نفتی (دیروز بیع ‌متقابل و امروز IPC) شده و می‌شود، برای حل مشکلات تزریق گاز هم شده است؟ آیا هنوز هم در برنامه‌های آتی نفت، حجم کافی گاز برای تزریق به میادین نفتی در نظر گرفته شده است؟‌ این در حالی است که برخلاف بیع‌ متقابل و IPC به‌راحتی می‌توان اجماع و حمایت عمومی متخصصان و مدیران کشور را درباره تزریق کافی گاز به میادین نفتی جلب و جذب کرد. علاوه‌ بر این، همان‌طور که در بالا اشاره شد؛ البته روش‌های ارتقای ضریب بازیافت به تزریق گاز محدود نمی‌شود. اخیرا در نوشـته‌های دیگری نیز توضیح داده‌ام که شرکت‌های تخصصی کوچک فراوانی در دنیا وجود دارند که صاحب فناوری هستند و حتی شرکت‌های مشهور و بزرگ نفتی نیز از خدمات آنها استفاده می‌کنند و می‌شود از طریق عقد قرارداد با آنها روش‌های دیگر را نیز به کار گرفت. قبلاً هم نوشته‌ام در جایی ‌که منافع ملی ایجاب کند حساسیتی نسبت به استفاده از شرکت‌های خارجی تحت هر نوع قراردادی ندارم، اما درباره میادین تولیدی قدیمی اگر مسئله واقعا ضریب بازیافت است، این درست نیست که اگر یک شرکت تولیدی و بهره‌برداری نفتی، عقد قرارداد با چنین شرکت‌های کوچک تخصصی را برای افزایش ضریب بازیافت پیشنهاد دهد، با آن مخالفت شود و تنها اصرار بر عقد قرارداد با بزرگان باشد. امید است حالا که وضع تولید گاز در کشور نیز بهتر شده است، مدیران نفتی تعهد عملی خود به ارتقای ضریب بازیافت را با پیگیری قاطع تدوین و اجرای برنامه‌های تزریق گاز به نمایش بگذارند.

منبع: شرق

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: